💗تفسیر ماده ۳۳۸
بیع در لغت به معنی فروش است.
+ در قانون مدنی ایران بیع عبارت از عقدی است که به وسیله آن یکی از طرفین که بایع نامیده میشود عین مالی را در مقابل مال دیگری به طرف خود که مشتری نامیده میشود به قصد بیع تملیک مینماید.
+ عقد بیع مانند تمام عقود دیگر دو طرف دارد که یکی را بایع و فروشنده و دیگری را مشتری و خریدار گویند.
+ بنابر تعریف بیع در ماده ۳۳۸ قانون مدنی، چنین بر میآید که: ۱) بیع عقدی است تملیکی ۲) بیع از عقود معوض است ۳) مبیع باید عین باشد.
۱) معنی تملیکی بودن بیع: منظور از تملیکی بودن عقد بیع این است که انتقال مبیع به خریدار و ثمن به فروشنده با ایجاب و قبول واقع شود. همین که خریدار و فروشنده درباره مبادله دو کالا و شرایط آن توافق کنند، مبیع و ثمن خود به خود مبادله میشود و نیاز به ایجاد تعهد و اجرای آن ندارد.]
۲) معنی معوض بودن بیع: بیع عقدی است معوض، یعنی عین مال که فروخته میشود با مال دیگر (که امروز بطور معمول پول است) مبادله میشود. این وصف، بیع را از تمام انواع عقود رایگان ممتاز میسازد. زیرا، در اینگونه قراردادها، یا مالی بدون هیچگونه عوض به دیگری واگذار میشود، یا اگر تعهدی نیز بر انتقال گیرنده شرط شود، بین این تعهد و موضوع اصلی رابطه علیت به وجود نمیآید.
۳) مبیع باید عین باشد: عین عبارت از مالی است که وجود مادی و محسوس دارد و بطور مستقل مورد داد و ستد قرار میگیرد نه به عنوان ثمره تدریجی از عین دیگر. بطور معمول، وقتی میگویند عین مالی مورد انتقال ده قرار گرفت، مقصود عین و منافع آنست. ولی گاه نیز ممکن است منفعت مالی در اثر قرارداد به شخص دیگر منتقل شود. در این صورت عین را «مسلوب المنفعه» مینامند.
+ منفعت به مالی میگویند که به تدریج از عین استفاده میشود. منفعت، در فرض کامل خود، وجود خارجی و محسوس ندارد و به همین دلیل است که آن را به «صلاحیت استفاده از مال» تعبیر کردهاند.
+ واژه عین در ماده ۳۳۸ قانون مدنی، برای این است که، مفهوم بیع از اجاره ممتاز شود و تاریخ فقه نشان میدهد که قید «عین» در تعریف بیع به همین منظور بوده است. زیرا، اجاره تملیک «منفعت» به عوض معلوم است (ماده ۴۶۶ قانون مدنی) و بیع تملیک عین به عوض معلوم.
بیع عقدی است تملیکی و در صورتی که مبیع عین خارجی یا در حکم آن باشد به نفس عقد به ملکیت مشتری داخل میشود، اگر چه هنوز مبیع تسلیم مشتری و ثمن به قبض بایع داده نشده باشد. همچنین است در صورتی که ثمن عین خارجی و یا در حکم آن باشد.
💗ماده ۳۳۹
پس از توافق بایع و مشتری در مبیع و قیمت آن عقد بیع به ایجاب و قبول واقع میشود.
ممکن است بیع به داد و ستد نیز واقع گردد.
💗تفسیر ماده ۳۳۹
منظور از ایجاب و قبول الفاظ و عبارتی است که به وسیله متعاملین اداء میشود و اراده حقیقی خود را در انعقاد بیع اعلام میدارند.
+ پیشنهاد «معامله» با ایجاب و پذیرفتن آن با «قبول» تحقق مییابد.
+ ضرروتی ندارد که وسیله بیان اراده لفظ باشد. قانون مدنی، پذیرفته است که بیع به داد و ستد انجام شود. بنابراین، در مواردی که قیمت کالایی معین است و خریدار از اوصاف مبیع اطلاع دارد، ممکن است بدون هیچ گفتگویی مبیع با پول مبادله شود: مانند فروش سیگار و کبریت. بیعی را که به داد و ستد انجام میشود در اصطلاح «معاطات» میگویند
💗تفسیر ماده ۳۴۰
الفاظ و عبارت باید صریح در معنی بیع باشد تا معلوم شود طرفین قصد انشاء معامله دیگری ننمودهاند.
+ باید دانست که این صراحت را باید عرف معین کند. برای مثال، اگر روزی لازم بود که در خرید و فروش لفظ «بیع» به کار رود، امروز این ضرورت احساس نمیشود و نمیتوان ادعا کرد که، اگر فروشندهای در مقام فروش مالی گفت «انتقال دادم»، بیع واقع نشده است. دادرس باید به اراده واقعی و خواستهای دو طرف بیش از معانی الفاظ توجه داشت.
+ پس باید پذیرفت که واژه «صریح» در ماده ۳۴۰ قانون مدنی به معنی قاطع و روشن است و نمیتوان از آن نتیجه گرفت که با قبول ضمنی پیشنهاد فروش (مانند فروختن مالی که همراه با ایجاب برای خریدار فرستاده شده است)، بیع واقع نمیشود و نیاز به بیان صریح دارد.
💗ماده ۳۴۱
بیع ممکن است مطلق باشد یا مشروط و نیز ممکن است که برای تسلیم تمام یا قسمتی از مبیع یا برای تادیه تمام یا قسمتی از ثمن اجلی قرار داده شود
💗تفسیر ماده ۳۴۱
عقد بیع را چنانکه ممکن است مطلق یعنی بدون قید و شرط منعقد نمود، میتوان آن را مشروط و معلق واقع ساخت زیرا با نبودن منع قانونی، اطلاق مفاد ماده ۱۰ قانون مدنی، چنین بیعی را الزامآور میداند
🛑ماده 342
مقدار و جنس و وصف و مبیع باید معلوم باشد و تعیین مقدار آن به وزن یا کیل یا عدد یا ذرع یا مساحت یا مشاهده تابع عرف بلد است
🛑تفسیر ماده ۳۴۲ قانون مدنی
+ طریق معلوم نمودن مبیع، بسته به طبیعت آن و عرف و عادت محل معامله است.
+ کیل یا پیمانه: ظرفی است که گنجایش مقدار وزن معینی را دارد و اغلب برای تعیین وزن مایعات و یا حبوبات و امثال آن به کار میرود، مثلا معمول است به جای آنکه شیر را وزن نمایند، با پیمانهای که مقدار وزن معینی شیر میگیرد، مقدار آن را تعیین مینمایند.
+ بلد: منظور ماده بالا از بلد محلی است که معامله در آن محل انجام میگیرد. موجب آنکه عرف بلد ملاک رفع ابهام قرار گرفته، آن است که در قسمتهای مختلف کشور ایران سنگهای مختلفی موجود است که دارای یک نام با وزنهای متفاوت میباشد، مثلا خیار، پرتقال و بادمجان را در تهران به عدد و در بعضی نقاط شمال ایران به وزن و گاهی نزد تولیدکنندگان به مشاهده میفروشند.
+ قاعده ثابتی برای چگونگی دانستن مقدار مبیع نمیتوان به دست داد؛ باید دید در داد و ستد آن کالا رسم محل چیست. برای روشن شدن مفهوم ماده ۳۴۲ قانون مدنی، فرض میکنیم که مبیع مقداری سنگ قیمتی است. به حکم این ماده، باید معلوم شود که چند عدد است (مقدار)، فیروزه است (جنس) و اندازه و رنگ فیروزهها چیست (وصف)
💗ماده ۳۴۳
اگر مبیع به شرط مقدار معین فروخته شود بیع واقع میشود اگرچه هنوز مبیع شمرده نشده یا کیل یا ذرع نشده باشد.