🛑ماده 342
مقدار و جنس و وصف و مبیع باید معلوم باشد و تعیین مقدار آن به وزن یا کیل یا عدد یا ذرع یا مساحت یا مشاهده تابع عرف بلد است
🛑تفسیر ماده ۳۴۲ قانون مدنی
+ طریق معلوم نمودن مبیع، بسته به طبیعت آن و عرف و عادت محل معامله است.
+ کیل یا پیمانه: ظرفی است که گنجایش مقدار وزن معینی را دارد و اغلب برای تعیین وزن مایعات و یا حبوبات و امثال آن به کار میرود، مثلا معمول است به جای آنکه شیر را وزن نمایند، با پیمانهای که مقدار وزن معینی شیر میگیرد، مقدار آن را تعیین مینمایند.
+ بلد: منظور ماده بالا از بلد محلی است که معامله در آن محل انجام میگیرد. موجب آنکه عرف بلد ملاک رفع ابهام قرار گرفته، آن است که در قسمتهای مختلف کشور ایران سنگهای مختلفی موجود است که دارای یک نام با وزنهای متفاوت میباشد، مثلا خیار، پرتقال و بادمجان را در تهران به عدد و در بعضی نقاط شمال ایران به وزن و گاهی نزد تولیدکنندگان به مشاهده میفروشند.
+ قاعده ثابتی برای چگونگی دانستن مقدار مبیع نمیتوان به دست داد؛ باید دید در داد و ستد آن کالا رسم محل چیست. برای روشن شدن مفهوم ماده ۳۴۲ قانون مدنی، فرض میکنیم که مبیع مقداری سنگ قیمتی است. به حکم این ماده، باید معلوم شود که چند عدد است (مقدار)، فیروزه است (جنس) و اندازه و رنگ فیروزهها چیست (وصف)
💗ماده ۳۴۳
اگر مبیع به شرط مقدار معین فروخته شود بیع واقع میشود اگرچه هنوز مبیع شمرده نشده یا کیل یا ذرع نشده باشد.
💗تفسیر ماده ۳۴۳
ماده ۳۴۳ قانون مدنی ناظر به شرط مقدار است، ولی میتوان آن را در مورد سایر اوصاف مبیع نیز اجراء کرد: مانند فروش پارچه به شرط اینکه بافت انگلیس باشد (ماده ۲۳۵ قانون مدنی).
+ در صورتی که مبیع به شرط مقدار یا بنا بر مقدار معین، مورد معامله قرار گیرد آن معامله صحیح است، اگر چه بعداً خلاف آن ظاهر شود.
💗ماده ۳۴۴
اگر در عقد بیع شرطی ذکر نشده یا برای تسلیم مبیع یا تادیه قیمت موعدی معین نگشته باشد بیع قطعی و ثمن حال محسوب است مگر این که بر حسب عرف و عادت محل یا عرف و عادت تجارت در معاملات تجارتی وجود شرطی یا موعدی معهود باشد اگر چه در قرارداد بیع ذکری نشده باشد.
💗تفسیر ماده ۳۴۴
بیع قطع (= بیع بَتّ) بیعی است که در آن، شرط خیار ننهاده باشند وگرنه بیع الخیار نامیده میشود. اگر برای تسلیم مبیع، موعد مقرر شده باشد و مبیع، کلی باشد بیع سلم است. اگر برای ثمن، موعد مقرر شود و ثمن کلی باشد بیع نسیه است.
💗ماده ۳۴۵
هر یک از بایع و مشتری باید، علاوه بر اهلیت قانونی برای معامله، اهلیت برای تصرف در مبیع یا ثمن را نیز داشته باشد.
💗تفسیر ماده ۳۴۵
ماده مزبور دارای دو قسمت است:
۱) اهلیت قانونی برای معامله: طرفین هر معامله باید دارای اهلیت قانونی یعنی عاقل، بالغ و رشید باشند.
۲) اهلیت تصرف: منظور ماده ۳۴۵ قانون مدنی از اهلیت تصرف در مبیع آن است که بایع بتواند مبیع را انتقال دهد و از تصرف در آن قانونا ممنوع نباشد، مانند مالی که در اثر بازداشت اجرائی یا تامینی متعلق حق شخص ثالث قرار گرفته و یا اموال ورشکسته که متعلق حق طلبکاران است.
+ اختیار تصرف در موردی هم که شخص به نمایندگی دست به معامله میزند مطرح است؛ بیع فضولی نافذ نیست و همچنین است بیع وکیلی که خارج از حدود اختیار یا برخلاف غبطه موکل اقدام میکند.
💗ماده۳۴۶
عقد بیع باید مقرون به رضای طرفین باشد و عقد مکره نافذ نیست.
💗تفسیر ماده:
برای توضیحات بیشتر به شرح مواد ۲۰۲ تا ۲۰۹ قانون مدنی نکاه کنید.
💗ماده ۳۴۷
شخص کور میتواند خرید و فروش نماید، مشروط بر اینکه شخصاً به طریقی غیر از معاینه یا به وسیله کس دیگر، ولو طرف معامله، جهل خود را مرتفع نماید.
💗تفسیر ماده ۳۴۷
معلوم بودن هر چیزی از حیث کمیت و کیفیت به مقتضای طبیعت آن است. کور نمیتواند اوصافی که به وسیله مشاهده معلوم میشود مانند رنگ و قشنگی طرز ساختمان و گلکاری و امثال آنها را مستقیما به وسیله حس خود درک نماید بنابراین چنانچه کور طرف معامله قرار گیرد به وسیله دیگری باید رفع جهل از او بشود و مانند مالی است که مشتری ندیده و به ذکر اوصاف از طرف بایع یا شخص ثالث خریداری نماید