🛑ماده 364
در بیع خیاری مالکیت از حین عقد بیع است نه از تاریخ انقضاء خیار و در بیعی که قبض شرط صحت است مثل بیع صرف، انتقال از حین حصول شرط است نه از حین وقوع بیع.
🛑تفسیر ماده ۳۶۴ قانون مدنی
+ تصریح ماده بالا به ملکیت مشتری از زمان عقد در بیع خیاری، با انکه در ماده قبل (ماده ۳۶۳ قانون مدنی) آن را به عبارت دیگر بیان نموده بود، از نظر آن است که استاد حقوقیین شیعه شیخ طوسی بر آن است که در بیع خیاری ملکیت از زمان انقضاء خیار حاصل میشود ولی قول مشهور که قانون مدنی پیروی از آن نموده ملکیت را در مورد بیع خیاری مانند بیع مطلق نیز از زمان عقد میداند زیرا وجود خیار در عقد، منافات با تملیکی بودن آن ندارد اگر چه ملکیت منتقل الیه مادام که خیار ساقط نشده متزلزل است و کسی که خیار فسخ دارد میتواند عقد را بر هم زند و از ادامه آثار آن جلوگیری کند.
🛑ماده 365
بیع فاسد اثری در تملک ندارد.
🛑تفسیر ماده ۳۶۵ قانون مدنی
+ کسی که مالی را به بیع فاسد در تصرف دارد، در حکم غاصب و ضامن عین و منافع آن است، هر چند به رضای مالک آن را تصرف کرده باشد یا از فساد بیاطلاع باشد.
+ بیع فاسد اثر مطلوب را ندارد: نه ملکیتی از آن به وجود میآید و نه دینی بر عهده دو طرف بار میشود. صورتی به ظاهر انجام پذیرفته که در نظر قانون در حکم هیچ است. پس، باید آنچه به اعتماد این ظاهر روی داده است به صورت گذشته درآید: مبیع را خریدار پس بدهد و ثمن را فروشنده.
🛑ماده 366
هرگاه کسی به بیع فاسد مالی را قبض کند، باید آن را به صاحبش رد نماید و اگر تلف یا ناقص شود، ضامن عین و منافع آن خواهد بود
🛑تفسیر ماده ۳۶۶ قانون مدنی
+ ماده مزبور اگرچه در مورد بیع است ولی از نظر بطلان معامله معاوضی میباشد والا خصوصیتی در بیع نیست که این امر را ایجاب کند. فرقی نمینماید که بطلان معامله در اثر غیرمشروع و یا بر خلاف اخلاق حسنه و نظم عمومی بودن مورد معامله باشد یا آنکه یکی از شرایط اساسی دیگر صحت معامله را فاقد باشد همچنانی که فرقی نمینماید مورد معامله که عمل نامشروع و بر خلاف اخلاق حسنه بوده انجام شده یا نشده باشد زیرا انجام عملی که قانوناً ممنوع است در نظر قانون ارزشی ندارد تا در مقابل آن فاعل، مستحق عوض گردد.
🛑ماده 367
تسلیم عبارت است از دادن مَبیع به تصرف مشتری، به نحوی که مُتَمَکِن از اَنحاء تصرفات و انِتِفاعات باشد و قَبض عبارت است از اِستیلاء مشتری بر مَبیع.
🛑تفسیر ماده ۳۶۷ قانون مدنی
+ تسلیم عملی است قائم به دو شخص که به اعتبار دهنده تسلیم و به اعتبار گیرنده قبض و یا تسلم نامند.
+ منظور ماده بالا از عبارت ( دادن مبیع به تصرف مشتری به نحوی که متمکن از انحاء تصرفات و انتفاعات باشد) گذاردن مبیع تحت اختیار مشتری است، به نحوی که هیچگونه مزاحمت و ممانعتی از طرف بایع و یا دیگری برای انحاء تصرفات و انتفاعات مشتری در مبیع نباشد، تا او بتواند هر زمان بخواهد از آن منتفع شود، بنابراین مبیعی که در تصرف غاصبانه دیگری است نمیتوان تسلیم مشتری نمود.
+ منظور ماده بالا از عبارت (از استیلاء مشتری بر مبیع) سلطه معنوی مشتری بر مبیع میباشد که هر زمان بخواهد بتواند عملا در آن تصرف نماید و از آن منتفع شود، نه تصرف مادی و فعلی است.
+ منظور از تسلیم تنها مفهوم مادی و محسوس آن نیست؛ یعنی، نه فقط ضرورت ندارد که در همه جا مورد معامله بدست خریدار داده شود، قبض مادی هم، اگر همراه با تسلط خریدار بر مبیع نباشد و او را «منمکن از انحاء تصرفات و انتفاعات» نسازد تسلیم محسوب نمیشود. این مفهوم بیشتر جنبه معنوی و عرفی دارد و مقصود اینست که مبیع چنان در اختیار مشتری قرار گیرد که عرف او را مسلط بر مال بداند، منتها گاه وسیله این کار قبض مادی مبیع است.
برای مثال، قلم خودنویسی که فروخته میشود، زمانی در اختیار مشتری است که فروشنده آن را بدست خریدار یا نماینده او بدهد، در حالی که تسلیم اتومبیل یا خانه، با دادن کلید آن انجام میپذیرد و تسلیم زمین غیر محصول با دادن سند مالکیت زمین و رفع موانع تصرف در آن محقق میگردد.
گاه نیز تسلیم تنها با تراضی دو طرف انجام میشود و نیاز هیچ اقدام خارجی ندارد: مانند تسلیم میوههایی که بر درخت فروخته میشود یا موردی که مبیع پیش از عقد در اختیار خریدار بوده است.
💗ماده ۳۶۸
تسلیم وقتی حاصل میشود که مبیع تحت اختیار مشتری گذاشته شده باشد، اگر چه مشتری آن را هنوز عملاً تصرف نکرده باشد.
💗تفسیر ماده ۳۶۸
بنابراین حمالی که باری را از تجارتخانه بایع به در مغازه مشتری میبرد و با توجه صاحب مغازه آن را به زمین میگذارد تسلیم به عمل آمده است.
+ تادیه ثمن به بایع مانند تسلیم مبیع است و از این جهت هیچگونه فرقی ندارد.
💗ماده ۳۶۹
تسلیم به اختلاف مبیع به کیفیات مختلفه است و باید به نحوی باشد که عرفاً آن را تسلیم گویند.
💗تفسیر ماده ۳۶۹
فروشنده باید مبیع را چنان در اختیار مشتری قرار دهد که او بتواند، به گونهای که میخواهد و معهود بین دو طرف است، از آن استفاده کند. بنابراین، فروشنده باید اطلاعات لازم برای بهره برداری از مبیع را در اختیار خریدار قرار دهد و پیش از آن تسلیم کامل نشده است. برای مثال، اگر ماشین حساب خاصی فروخته و تسلیم شود ولی کارخانه فروشنده اطلاعات لازم برای به کار بردن ماشین را به اختیار ندهد و نتوان بدون آن اطلاعات از ماشین بهره برداری کرد، نمیتوان گفت که مبیع تسلیم شده است. بنابراین، اگر فروشنده به تعهد خود در این باب عمل نکند و در نتیجه خسارتی به بار آید، مسئول جبران همه آنها است.
💗ماده ۳۷۰
اگر طرفین معامله برای تسلیم مبیع موعدی قرار داده باشند، قدرت بر تسلیم در آن موعد شرط است نه در زمان عقد.