قرار ِبـی قرار:)
قرار بی قرار | شهید مصطفی صدرزاده
- تا حالا کتابی داشتی باهاش حرف بزنی؟
گریه کنی؟
ازش کمک بخوای؟
باهاش دعوا کنی؟
شبا بغلت بگیری و آروم شی؟
دلـــت براش تنگ شه؟
اصن..
زندگی کنی باهاش؟؟
+ آره ، قرار بی قرار ِآقا مصـطفی مون ((( :
•حاجی من با نیت بازش میکنم
خُدایـٰـا !
بیـا و ما هر چیَم بـد شدیم..
اِمـام حُسـِـین ُ از مـا نگیر ( :
همه برن یکی جا بمونه یعنی چی؟!
دوری ِعاشقونه یعنی چی؟!
امسال متفاوت اربعینت رو تمنا کردم
از هر طرف آسیب دیدم گفتم :
عب نداره ، اربعین کربلا به دو تا
داداشا میگم (:
یعنی باور کنم نخواستی؟
قرار بود یه گوشه بشینم
فقط گریه کنم
جایی نمیگرفتم عزیزجان: )
نخواستید..
کلی باهاتون حرف داشتم ؛
گناهم چی بود؟!
مرهم زخم و دردم
دور سرت بگردم
پدربزرگم میگف : تو کار
بزرگترا همیشه یه حکمتی
هس !
حکمت نیومدنم چیه بزرگم؟
ولـی
من بلد نیسم با شما قهر کنم
با این که کلی ازت خواسته بودم
ولی
غمت عزیز | عزیــز ِعراقی :)
✏️اربعین۱۴۴۷ قرار بی قرار
#شخصی