✦؛﷽✦
شاید بتوان قرآن را سخن نابهنگام دانست.
در جایی که قرآن از چیزی پرسش میکند، فکرها را متوجه وضعیت انسان کرده و سپس او را با خودش و نوع بودنش مواجه میکند و شاید از این باب خواندن قرآن سنگین و سخت بنماید، زیرا که روال روزمره و عادات ما را بر هم میزند؛چه بسا که غربت قرآن از همینرو باشد.
شاید بتوان سورهی نبا را هنریترین و تمثیلیترین سورهی قرآن خواند. سورهای که با آهنگی سنگین شرح وضعیت خداوند و آدمی را بیان میدارد.
سوره با تعلیق شروع میشود و بیمقدمه پرسشی در ظاهر ساده اما با کلماتی سهمگین را بیان میکند: "عمّ یتسائلون؛ از چه میپرسند؟" و بلافاصله در پاسخ سوال، آیهی بعد میفرماید:"عن نبا العظیم"، شاید اگر سوره در همینجا پایان میپذیرفت کافی بود، تا انسان از حرکت و جوش و خروش بازایستد و عظمت نبا عظیم را جویا شود. شاید سوره فراخوانیست برای انسان تا خود را همانجا که هست بازیابد و در رویارویی با سوره از خود بپرسد خبری عظیم در راه هست و در پس اتفاقات و مشغلههای معمول، خبرها هست که انسان تو از آن بیخبری!
و حال در میان همهمه و شلوغی زندگی، این سوره بی هیچ مقدمه پرسشی کوبنده را به میدان میآورد و گسترهای عظیم را پیشروی انسان مینهد، تا آنچه را که فراموش کرده دوباره به یاد آورد و در گوش او خبری عظیم را طنین افکند.
از جهتی شاید بتوان گفت کار متفکر نیز با فضای قرآن شباهت دارد از این جهت که در وقت ضرورت، از راه و مسیر متعارف مردمان پرسش کرده و خبرعظیمی را که مغفول مانده، تبیین میکند و به آنها نشان میدهد.
و اگر مردمان گوش خود را به او بسپارند مصداق توصیف متقین در سوره میشوند، که هیچ سخن لغو و بیهودهای را نمیشنوند و اینگونه خبر عظیم بر جان انسانها نقش میبندد.
#نبا_عظیم
#دلا_نزد_کسی_بنشین_که_او_از_دل_خبر_دارد
✍#مصیر
@gharare_andishe