.
شعر، امروز برای ما حکم تفنن را پیدا کرده است و از این جهت جایگاه آن را در زندگی هر روزه و هر لحظه گم کردهایم. شعر عالمی دارد و فهم شعر در راهی ممکن است که عالم شاعری میخواهد و زبان شاعرانه. ولی در نظر ما کسی که با شعر مانوس است انسانی اهل احساسات است و از واقعیات زندگی دور. حال آنکه اهلبیت(ع) فرمودهاند؛
...و اِنَّ مِنَ الشِّعرِ لَحِكمَة...
و بی جهت نیست که بنیان گذار سیاست دینی در تاریخ ما خود نیز شوریدگی و جنون شعر دارد و به قول شهید آوینی "چنین کسی چون به شعر پردازد، شعر است که شرف و آبرو مییابد."
استاد طاهرزاده نیز در کتاب "آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود" میگویند؛
(شما در فعالیت های فرهنگی خود، به چه چیزهایی میخواهید برسید؟
مثلا شما میخواهید قرآن را خوب بفهمید، و افراد تحت نظر خود را نماز خوان بار بیاورید، یا در عرفان نظری بتوانید فصوص الحکم محی الدین بن عربی را بفهمید و یا اسفار ملاصدرا رحمه الله عليه» را خوب بخوانید؟ فرض بگیرید همه اینها را به دست آوردید، از خودتان نمیپرسید که چی؟ افرادی بودند که همه این کارها را کردند ولی بعد متوجه شدند باید با دقت و دغدغه دیگری کار را شروع می کردند. اشعار آخر عمر امام خمینی(ره) خیلی به ما کمک میکند تا از تجربه این مرد بزرگ در مسیر کار فرهنگی استفاده کنیم. ایشان می فرمایند:
دوستان مِیزده و مست و زِهوش افتاده
بی نصیب آن که در این جمع چومن عاقل بود
عاشق از شوق به دریای فنا غوطه ور است
بی خبر آن که به ظلمتکده ساحل بود)
و این نشانگر این واقعیت است که اغلب کارهایی که خود را مشغول به آن کردهایم بر خلاف ظاهر فریبنده آن ماندن در ظلمتکده ساحل عافیت است و نه غوطهور شدن در دریای فنا.
زمانی است که چیزی از پیمانه شوریدگی دل لبریز نمیشود و بجوشش در نمیآید که هیچ، آنچه گرفتارش میشویم روزمرگی است و گذران عمر؛ مثل همه و دلمان خوش است که سرگرم واقعیات دنیا هستیم و شما بخوانید مشهورات زمانه...
تفکر شاعرانه آنجایی که نتیجه گرفتن و ثمر دادن، از پی نشانهها رفتن است و مقصد، مسیر.
#تفکر_شاعرانه
#سیاست_دینی
#آنگاه_که_فعالیت_های_فرهنگی_پوچ_می_شود
@skybook
@gharare_andishe
▫️رهبر انقلاب، قدرت ملی را امری مرکب و مجموعهای به هم پیوسته خواندند و در بیان ارکان آن افزودند: «علم و فناوری» و «تفکر و اندیشه ورزی و آزاد فکری» جزو ارکان قوت ملی است و اگر آزاد فکری و پیشرفت فکری نباشد، علم و فناوری، راهگشا نیست.
🗓بيانات ١٩اسفند١٤٠٠
@gharare_andishe
.
🔰ربّ أدخلني مدخل صدقٍ
🔰و اخرجني مخرج صدق
🔹متن خوانی گزیدهای از کتاب "تنها گریه کن"، روایت زندگی اشرف سادات منتظری، مادر شهید محمد معماریان
#نشست_پایانی
📆 یکشنبه ٢٢ اسفند ماه ۱۴۰۰
ساعت ۱۰:۳۰
#نامی_آشناتر_از_نام_زهرا_سراغ_نداشتیم
✦؛﷽✦
در نظر بسیاری، میتوان هر کلام و هر جمله را بر زبان راند. شاید جاری کردن هر جمله بر زبان، کاری سهل باشد اما همنوایی با کلمات مسالهای دیگر است که به آسانی یا به عبارت بهتر در هر شرایطی به دست نمیآید.
زبان قیل، زبانیست که انسان طی عادات و تکرارهای بیشمار، کلمات را از جای خود بیرون آورده و بدون آنکه توجهی به آنها داشته باشد، آنها را به صورت مکانیکی و تصنعی به زبان میآورد.
اما گویا انسان میتواند در جایی قرار گیرد و در فضایی خود را بیابد که از درون و با تمام وجود، حرفها و سخنها خود به گفت آیند.
به بیانی دیگر انسان در نسبتی قرار میگیرد که وجود او در قالب کلمات ظاهر میشوند و البته که این حالت اصیلتر و ماندگارتر است.
در دعای ماه شعبان جملهی "الهی هب لی کمال الانقطاع الیک" چه وقت بر زبان جاری میشود؟
گویا انسان اگر بخواهد در بی عالَمی خود این جمله را بگوید، چیزی جز یک جملهی انشائی که بیان یک خواهش میکند، نیست. جملهای که اگر در بینسبتی با حق باشد، حتی میتواند یک آرزوی نفسانی نیز باشد و یا در غیر این صورت جملهای بیروح است که با تکرار زیاد از معنا نیز تهی شدهاست.
گویا برای درکِ این جمله، انسان باید به سرآغاز خود بازگردد.شاید در آنجاست که بتواند نظرگاهی بنیادین بیابد. شاید انسان در نقطهی سرآغاز خود، آنجا که خود را بدون هیچ قید و بندی و بدون هیچ پیشوند و پسوندی و بدون هیچ نسبی و بدون هیچ تعلقی، همچون کودکی آزاد در آغوش هستی بیابد، متوجه نوعی تنهائی میشود. گویا انسان با فهم تنهایی وجودی خود، بیاعتباری همهی آنچه که وجودِ خود میپنداشته، را درمییابد و اگر تلخی کنده شدن آن تعلقات را به جان بخرد، گویا در آن موقع تمام وجودِ او طلبِ انقطاع از غیر خداوند را میکند و انسان در مقام تمنای از حق قرار میگیرد و با کلام همنوا میشود.
#ماه_شعبان
#انقطاع
#همنوایی
@gharare_andishe
💠"جوان" کیست؟
جوانی گویا مقطعی از زندگی است که از همه جهت توانایی مقاطع دیگر است! فصل خطر کردن و
شاید دشوارترین مقطع هاست؛ جوان، توانِ پدر و مادر است و جان و قلب تپنده جامعه؛
گویی نقطه ای است که از کودکی تا پیری، از همه جهت، بیشترین فاصله را با ناتواني دارد.
حال این سوال را بر مبنای چه سطحی از توانایی می توان جواب داد؟
چقدر تاب و توان دارد؟ چقدر می تواند راه برود؟ اصلا تحت چه شرایطی میتواند برود؟
و چه عرض جغرافیایی را میتواند بپیماید؟
روایت است که یاران مهدی سلام خدا بر او، جوانانند! توان پیمودن و همراهی عظیمی را دارند!
پیمودن از شرق تا غرب عالم...
دل که جوان باشد و در این نقطه از زندگی قرار یابد، می تواند از یمن تا لبنان و سوریه گرفته تا قلب اروپا را طی کند،
موقعیت انسانی را در برابر هرآنچه ناانسانی است، مقاومت کند و این قلمرو خاکی را برای ظهور امام خویش مهیا سازد...
#جوانان_مقاومت
✍#صهبا
@gharare_andishe
✦؛﷽✦
شاید بتوان قرآن را سخن نابهنگام دانست.
در جایی که قرآن از چیزی پرسش میکند، فکرها را متوجه وضعیت انسان کرده و سپس او را با خودش و نوع بودنش مواجه میکند و شاید از این باب خواندن قرآن سنگین و سخت بنماید، زیرا که روال روزمره و عادات ما را بر هم میزند؛چه بسا که غربت قرآن از همینرو باشد.
شاید بتوان سورهی نبا را هنریترین و تمثیلیترین سورهی قرآن خواند. سورهای که با آهنگی سنگین شرح وضعیت خداوند و آدمی را بیان میدارد.
سوره با تعلیق شروع میشود و بیمقدمه پرسشی در ظاهر ساده اما با کلماتی سهمگین را بیان میکند: "عمّ یتسائلون؛ از چه میپرسند؟" و بلافاصله در پاسخ سوال، آیهی بعد میفرماید:"عن نبا العظیم"، شاید اگر سوره در همینجا پایان میپذیرفت کافی بود، تا انسان از حرکت و جوش و خروش بازایستد و عظمت نبا عظیم را جویا شود. شاید سوره فراخوانیست برای انسان تا خود را همانجا که هست بازیابد و در رویارویی با سوره از خود بپرسد خبری عظیم در راه هست و در پس اتفاقات و مشغلههای معمول، خبرها هست که انسان تو از آن بیخبری!
و حال در میان همهمه و شلوغی زندگی، این سوره بی هیچ مقدمه پرسشی کوبنده را به میدان میآورد و گسترهای عظیم را پیشروی انسان مینهد، تا آنچه را که فراموش کرده دوباره به یاد آورد و در گوش او خبری عظیم را طنین افکند.
از جهتی شاید بتوان گفت کار متفکر نیز با فضای قرآن شباهت دارد از این جهت که در وقت ضرورت، از راه و مسیر متعارف مردمان پرسش کرده و خبرعظیمی را که مغفول مانده، تبیین میکند و به آنها نشان میدهد.
و اگر مردمان گوش خود را به او بسپارند مصداق توصیف متقین در سوره میشوند، که هیچ سخن لغو و بیهودهای را نمیشنوند و اینگونه خبر عظیم بر جان انسانها نقش میبندد.
#نبا_عظیم
#دلا_نزد_کسی_بنشین_که_او_از_دل_خبر_دارد
✍#مصیر
@gharare_andishe
.
🔹 روضه آوینی
🔹 نمایش مستند روایت فتح و گفتگو پیرامون مسئله جهاد تبیین
🔹 چهارشنبه ٢٥ اسفند ١٤٠٠
🔹ساعت ١٤
🔹محفل اندیشه ای بانوان
#روضه_آوینی
#جهاد_تبیین
#سید_الشهدای_جهاد_تبیین
✦؛﷽✦
💠جهانِ بیقصه
ماهیت فهمِ جدید، به گونهایست که امور را مطالعه میکند و همه چیز را به صرف علم مبدل میکند؛ به عبارت بهتر آن را به ابژهی پژوهشی تبدیل و قابل شناخت میکند.
مانند اینکه اگر میتوانیم عناصر طبیعی این جهان را از طریق ابزارهایی همچون میکروسکوپ یا امثال آن مشاهده و پژوهش کنیم؛ امور انسانی و تاریخ را نیز میتوانیم بشناسیم و ویژگیهای آن را بدانیم و برشماریم.
گویا این ویژگی این عالم است که گذشتهی سرزمینها را از متن زمان و تاریخ جدا کرده و آن را تبدیل به داده و اطلاعات میکند، به گونهای که مسیر و قصهی زندگی انسانها در طول تاریخ به اوصاف و آداب و عادات پراکنده تقلیل داده میشود.
در این حالت میتوان دریافت که تاریخ از جای خود خارج میشود و انسانها توان برقراری ارتباط با گذشته و سنت خود را از دست میدهند و اینگونه تعلق جای خود را به سردی و گسست میدهد. گویا تاریخِ یک جامعه اگر گم شود، مردم آن جامعه دیگر حس تعلق و دلبستگی به آن ندارند و باید در گنگی و گیجی زندگی خود را به پایان ببرند.
شاید بتوان گفت این فهم، انسان را از متن قصهی خود خارج میکند و زندگی و دیدن و چشیدن طعم بودن را از وی سلب میکند و توان فکر و ساختن آینده و داشتن امید و عزم گشودن راهِ حیات را از او میگیرد.
شاید سرنوشت جهانِ مردمان بیروایت و بیقصه اینگونه است....
#بی_تعلقی
#روایت
#قصه
@gharare_andishe
✦؛﷽✦
انتظار، واژهایست که همیشه در معرض معانی و برداشتهای مختلف بودهاست. منتظر بودن یا به نوعی چشمداشتن بر چیزی، تداعیکنندهی حالتیست که آدمی، مضطرب و نگران و مایوس از وضع موجود، چشم بر رسیدن ناجی دارد تا به دست او مسائل حل شود و انسان در راحتی و آسودگی زندگیاش را سپری کند. در این نحوه نگاه، انسان، کار و مسئولیت خود را دعا و تضرع به درگاه الهی میبیند تا امر فرج حاصل شود و گشودگیهای لازم صورت گیرد.
در این مواجهه، نوعی بی توجهی به امور و مسائل جهان حاصل میآید و انسان صرفا در کنارهی میدان ایستاده؛ در انزوا و با فهمی راکد از زمان خود درخواست آمدن منجی را از پروردگار دارد. گویا او منجی را در خدمت ادامهی زندگی بیدردسر همراه با رفاه و نوعی توسعهطلبی، بدون خطر کردن و عزمِ گشودن راه آینده، میخواهد.
اما گویا انتظار نیز همچون بیشمار مفاهیم دیگر باید در عالمِ خود معنا شود تا به درک و دریافت اصلی آن بتوان رسید. شاید در یک تبیین اجمالی بتوان گفت انتظار کشیدن به نوعی مراقب بودن و یا درنگ کردن است.
مراقبت از نوعی از بودن است که اصالت خود را طلب میکند و همواره میخواهد در سرخط وجود سکنی گزیند و فطرتبینی ذاتی خود را حفظ کند، تا در یک نوع فهم اسیر نشود و به بطن مسائل و مشکلات بنگرد تا بتواند نقطهی عزیمت خویش را بیابد.
در این حالت گویا انسان درخواست تشرف منجی را در میدان عمل و در نسبتی ثمرساز که از پوچی به دور است، در شئون مختلف زندگی خود، لحاظ میکند و اینگونه مهیای رخداد عظیم ظهور میشود.
به عبارت دیگر در این نگاه انسان در طی مسیر انتظار، خود را به اقیانوس مواج بحرانها میسپارد و در فراز و نشیب بنای عالمی قرار میگیرد، که سختیها و چالشهای آن آمادگی پذیرش انسان کامل را ایجاد میکند و در نهایت ظهور امامِ خود را در پس فهم خلا ایشان، به طور حقیقی تمنا میکند.
💠شاید بتوان گفت عالمی که در آن انتظار معنا دارد، انقلاب اسلامی به عنوان جهانی بین دو جهان است، که به دور از انزوا و انفعال، رجوع به خردِ جهان امروز را مهم میپندارد و در نسبتی صحیح، راه آیندهی خود که همان حکومت حضرت بقیه الله"علیه السلام" است را میگشاید.
#افضل_الاعمال_انتظار_الفرج
@gharare_andishe