eitaa logo
فرمانده امیر 🖤🖤 مسافر شام🖤🖤
445 دنبال‌کننده
36.5هزار عکس
12هزار ویدیو
188 فایل
ڪانال رسمے شهید مدافـع حـرم مداح سردار خلبان جانباز اهل بيت فرمانده قاسـم{مهدی}غریـب مسافر شام برگرفته از وصيت نامه باحضور همرزمان و خانواده شهيد ارتباط با خادم 👇 @khademshahidanam 2
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌼او حاضر و ما منتظران پنهانیم 🍃 🌼هر چند ڪه از غیبٺ خود مےخوانیم 🍃 🌼با این همه اے روشنے جاویدان 🍃 🌼تا فجر فرج منتظرٺ مے مانیم 🍃🌼 @gharibshahid
#قرار_معنوی_شبانه 🌹هدیــه # 3 صلـــوات به روح پاک و آســمانی #شهیــــدان مدافع_حرم و وطن🌹 #مهندس مهدی باکری #مهدی ایمانی #قاسم غریب #رضا الوانی #بهمن مصائبی #روح الله عمادي #سجاد طاهرنيا و به نيت همه شهدا کانال شهيد شبهای قدر مدافع حرم سردار خلبان قاسم (مهدی) غريب 👇 https://eitaa.com/gharibshahid
✍همسرانه شهيد گفتی که پس از سجود بر می گردی وقتی که صلاح بود بر می گردی چه سخت بود خداحافظی و دل کندن وداع کردی و گفتی خدا پناه تو باد من از تو قول گرفتم که زنده بر گردی تو قول دادی و گفتی که زنده خواهی ماند 😔 🕧روزشمار مناسبتی 6 روز تا #چهارمين سالروز شهادت #شهيد مدافع حرم فرمانده بی ريا سردار خلبان #قاسم (مهدی) غريب 💌تاريخ شهادت 21 تيرماه 1394 تدمر سوريه کوههای پالميرا 📣لطفا اطلاع رساني کنيد تلگرام @gharibshahid ایتا https://eitaa.com/gharibshahid اينستاگرام https://www.instagram.com/p/Bh9sm98F3W5
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍃🌹 (۱۶ تیر) • ولادت شهید منصور سیران حصاری (استان خراسان شمالی، شهرستان بجنورد، حصار شیر علی) (۱۳۳۶ ه.ش) • ولادت شهید محمدرضا خانه‌عنقا (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۳۹ ه.ش) • ولادت شهید مسعود پیشبهار مسوول طرح و عملیات قرارگاه نصر (استان خوزستان، شهرستان بهبهان) (۱۳۴۱ ه.ش) • ولادت شهید محمود آذربایجانی (استان قزوین، شهرستان قزوین) (۱۳۴۵ ه.ش) • شهادت شهید محمود اثنی عشری کهنوجی (استان کرمان، شهرستان زرند، روستای کهنوج) (۱۳۶۰ ه.ش) • شهادت شهید حبیب الله اخوت (استان مازندران، شهرستان آمل) (۱۳۶۲ ه.ش) • شهادت شهید وحید محسنی اندارگلی (استان مازندران، شهرستان سوادکوه شمالی) (۱۳۶۲ ه.ش) • شهادت شهید طمراس شریفی (استان فارس، شهرستان کازرون، شهر خشت) (۱۳۶۳ ه.ش) • شهادت شهید محمدحسین اصغری (استان مرکزی، شهرستان ساوه) (۱۳۶۳ ه.ش) • شهادت شهید جمشید نظری (استان گیلان، شهرستان فومن، روستای دزدک) (۱۳۶۴ ه.ش) • شهادت شهید مرتضی گرکانی (استان تهران، شهرستان شمیران) (۱۳۶۵ ه.ش) • شهادت شهید حسین اجاقی (استان کرمانشاه، شهرستان کرمانشاه) (۱۳۶۵ ه.ش) • شهادت شهید منوچهر شایسته‌نژاد (استان البرز، شهرستان کرج) (۱۳۶۶ ه.ش) • شهادت شهید منصور بختیاری وفا (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۷ ه.ش) • شهادت شهید محمد باقر حسین پور صباغ (استان خراسان شمالی، شهرستان شیروان) (۱۳۶۷ ه.ش) • ولادت شهید مدافع حرم محمد تاج‌بخش (استان خوزستان، شهرستان گتوند) (۱۳۶۸ ه.ش) • شهادت شهید سجاد آباریان (استان کرمان، شهرستان جیرفت) (۱۳۹۵ ه.ش) • شهادت شهید عباس شهرکی مزرعه شیخ (استان خراسان رضوی، شهرستان زاوه) (۱۳۹۵ ه.ش) • شهادت شهید رضا ایرانی (استان خراسان شمالی، شهرستان مانه وسملقان، روستای لنگر) (۱۳۹۵ ه.ش) • شهادت شهید جواد ترقی‌اوغاز (استان خراسان شمالی، شهرستان شیروان، روستای اوغاز) (۱۳۹۵ ه.ش) • روز مالیات خبرگزاری @gharibshahid
🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃 نحوه ی جانبازی در 🍃 50 درصد دوران و کارمند بازنشسته آموزش و‌ پرورش است که در سال 1344 در روستای وامرزان استان سمنان متولد شد و در سال 1363 از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به جبهه‌های نبرد رفت و در زمستان سال 1365 به درجه جانبازی نائل آمد. وی خاطره جانبازی‌اش را اینگونه روایت کرده است : 👌پس از پایان سربازی چند ماهی استراحت کردم. در این مدت به پدرم کمک می‌کردم. ولی همه فکرم در جبهه و جنگ بود. سرانجام توانستم خانواده را متقاعد کرده و زمستان سال 1365 عازم جبهه شوم. همان روزها گردان قمربنی هاشم اعزام داشت. به عنوان تیربارچی اسم نوشتم تا همراه گردان باشم. مدتی در قائمیه، محل استقرار تیپ 12 قائم (عج) بودیم و روز شماری می‌کردیم تا در عملیات شرکت کنیم. 🔹در این فرصت سه هفته‌ای برای پدافند رفتیم که خاطرات بسیاری از آن دارم. شب موعود فرا رسید. بعد ازنماز مغرب و عشا، گردان حرکت کرد. شام را که کتلت و انگور بود در دزفول خوردیم. سپس سوار کامیون‌های برزنت‌دار شدیم تا به منطقه‌ی مورد نظر برسیم. 📿اذان صبح در نخلستان‌های نزدیک خرمشهر، با آب رودخانه وضو گرفتیم و نماز خواندیم. کامیون‌ها برگشتند و ما پیاده به صورت ستون کشی به جلو حرکت کردیم. ساعتی از راهپیمایی ما گذشته بود و خبری از صبحانه نبود. چشمم به جمعی از برادران ارتشی افتاد که صبحانه می‌خوردند. از ستون فاصله گرفتم و خودم را به آن‌ها رساندم. سلام کردم و تقاضای چند نان دادم. آن‌ها هم چند نان به من دادند. تشکر کردم و خودم را به بچه‌ها رساندم. 🍞نان را بین بچه‌ها تقسیم گردم، آخر ستون بودم، برای همین وقتی به پل خرمشهر رسیدم، می‌خواستند پل را جمع کنند. آن پل را شب‌ها روی رودخانه می‌انداختند و صبح‌ها جمع می‌کردند. با هر زحمتی که بود خودم را به روی پل در حال جمع شدن پرتاب کردم. به این ترتیب وارد شهر شدیم. آن طرف خرمشهر ماشین‌ها منتظر ما ایستاده بودند. سوار شدیم و تا محل استقرار رفتیم. محل استقرار ما سوله‌ای بود لخت و خالی. ⚠️ظهر شد ولی همچنان خبری از غذا نشد. جعبه مهمات گیر آوردم و چای درست کردیم. بعد از نماز مغرب و عشا عدس پلوی ظهر از راه رسید و تقسیم شد. بعد از نماز حاج عبدالله مومنی جانشین گردان به ما چند نفر گفت که یک دوشکا را موقع حرکت تا خط ببریم. دوستان گهواره‌ای آن را به من دادند تا با خود ببرم. همان شب حرکت کردیم و تا خاکریز دو جداره جلو رفتیم. آتش دشمن هر لحظه شدیدتر و دقیق‌تر می‌شد و ما تلفات می‌دادیم. تا شب آنجا بودیم. وقتی هوا تاریک شد به طرف جزیره بوارین حرکت کردیم. خاکریز کوچکی وجود داشت که 2 طرفش آب بود. در پشت آن خاکریز آماده نشستیم. 👤من در کنار حسین خادمیان، احمد بیناییان و مهدی کریمی بودم. ساعت 10 شب مهدی کریمی گفت: «مثل اینکه احمد بیناییان خوابش برده!» دست به شانه احمد زدم، متوجه شدم در آب نشسته و تفنگش را در دست دارد. برای اطمینان دست به سرش کشیدم. کلاه کاسکت سرش بود. همین که دستم به قسمت گوش او رسید دستم در گودی جای تیر فرو رفت و غرق خون شد. او را از آب بیرون کشیدم و به کمک یک نفر دیگر تا لب جاده بردم. به ستون برگشتم تا به جلو حرکت کنیم. همین که بچه‌ها سنگر مهمات آن‌ها را زدند آتش دشمن شدید شد. جلوی میدان مین بود و 2 طرفمان هم آب. بلند شدم تا از ستون خارج شده و جلو بروم تا بتوانم بهتر شلیک کنم. یکباره متوجه شدم دست راستم حس ندارد، گردن و صورتم گرم شده بود، از پایم خبر نداشتم. باورم نمی‌شد که روی مین رفته باشم. چند دقیقه گذشت متوجه موضوع شدم و بنا به توصیه دوستان شروع به عقب آمدن کردم. در حالی که گاه بیهوش می‌شدم. Defapresd @gharibshahid 🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃
50 درصد دوران 👤من در کنار حسین خادمیان، احمد بیناییان و مهدی کریمی بودم. ساعت 10 شب مهدی کریمی گفت: «مثل اینکه احمد بیناییان خوابش برده!» دست به شانه احمد زدم، متوجه شدم در آب نشسته و تفنگش را در دست دارد. برای اطمینان دست به سرش کشیدم. کلاه کاسکت سرش بود. همین که دستم به قسمت گوش او رسید دستم در گودی جای تیر فرو رفت و غرق خون شد. او را از آب بیرون کشیدم و به کمک یک نفر دیگر تا لب جاده بردم. به ستون برگشتم تا به جلو حرکت کنیم. همین که بچه‌ها سنگر مهمات آن‌ها را زدند آتش دشمن شدید شد. جلوی میدان مین بود و 2 طرفمان هم آب. بلند شدم تا از ستون خارج شده و جلو بروم تا بتوانم بهتر شلیک کنم. یکباره متوجه شدم دست راستم حس ندارد، گردن و صورتم گرم شده بود، از پایم خبر نداشتم. باورم نمی‌شد که روی مین رفته باشم. چند دقیقه گذشت متوجه موضوع شدم و بنا به توصیه دوستان شروع به عقب آمدن کردم. در حالی که گاه بیهوش می‌شدم. @gharibshahid 🍃🌸🍃•°~•°~🕊
🕊~°•~°•🍃🌸🍃 خوش آمدید ای عزیزان وطن خوش آمدید ای گل های پرپر ای جوانان وطن ای غرور وطن خوش آمدید ای عزیزان وطن... ورود ۴۴ پیکر شهید تازه تفحص شده در ۲۰ تیر ۹۸ از مرز خرمشهر... @gharibshahid 🍃🌸🍃•°~•°~🕊
🔘قدم اول برای متقاعدشدن به ترک گناه چیست؟ 🔘اول باید بپذیری «با برنامه زندگی کنی» 🔻 🔸یک انسان را چگونه می‌شود متقاعد کرد به اینکه گناه نکند؟ انسان در مسیر متقاعدشدن به ترک گناه، چه مراحلی را باید طی کند؟ 🔸قدم اول برای متقاعد‌کردن انسان‌ها به ترک گناه، این است که افراد را اهل برنامه‌ریزی، تدبیر، دقت در رفتار و «منظم» بار بیاورید. 🔸در دوران دبستان (۷ تا ۱۴سالگی) اول باید این را برای بچه‌ها جابیندازید که «ما برای اینکه بتوانیم زندگی خودمان را اداره کنیم باید برنامه‌ریزی و نظم داشته باشیم» باید جا بیندازید که زندگی تصادفاً اداره نمی‌شود و برای رسیدن به هر منفعتی نیاز به تدبیر و تلاش منظم داریم. 🔸کسی که اهلِ «با برنامه زندگی کردن» نشده است و همیشه موجودی منفعل بوده و مدام او را-با تشویق و تنبیه و تهدید- به انجام کارها وادارش کرده‌اند، چنین انسانی نمی‌تواند دین‌دار خوبی باشد. 🔸تا وقتی این برای کسی جا نیفتاده باشد که «بدون برنامه و تدبیر، نمی‌شود زندگی کرد» شما اگر خدا را هم برایش جابیندازید، اثری ندارد؛ او نمی‌تواند خدا را اطاعت کند، لذا کم‌کم زیرآبِ خدا را می‌زند؛ چون برایش زور دارد که به او دستور بدهند. 🔸کسی که با برنامه و منظم زندگی نمی‌کند، وقتی می‌بیند یک کسی می‌خواهد او را منظم کند، قبول نمی‌کند. آدم بی‌برنامه و منفعل، حاضر نیست ضابطه‌مند بشود؛ حالا چه خدا این ضابطه را از او بخواهد چه غیر خدا! 👤 🚩مسجد امام‌صادق(ع)- ۹۸.۲.۲۱ @gharibshahid
🕊~°•~°•🍃🌸🍃 چه زود دیر می شود گاهی؛ انگار از این گفتن های "دفعه ى بعد" خبری نیست... نه شانس دوباره ای و نه حتی وقت اضافه اى... گاهى باید بین این دو یکی را برگزید: "الان" یا "هرگز" "آن روز كه این نشانه ها صورت پذیرد [زمان ظهور]، درهاى توبه به روى آنان بسته می شود و ایمان آوردن افراد پذیرفته نخواهد شد" (سوره انعام، آیه ۱۵۸) 🔺 و یادمان باشد ظهور ناگهانیست... فرصت ها را از دست ندهيم... @gharibshahid 🍃🌸🍃•°~•°~🕊
🕊~°•~°•🍃❤️🍃 ما که چیزِ زیادی نخواستیم 😔 💫 فقط همه‌ی دعاهای‌مان را به یکی خلاصه کردیم... 👈 آن هم عَجِّل لِوَلیّکَ الفَرَج است... #یاایهاالعزیز #اللهم_عجل_لولیک_الفرج @gharibshahid 🍃❤️🍃•°~•°~🕊
4_5931566482516346054.mp3
1.21M
❁✨ ﷽ ✨❁ -معنوی-شبانه- {{ 8 شب 🕗 ساعت عاشقی امام هشتم }} صلوات خاصه امام رضا ع ایتا ⬅️ https://eitaa.com/gharibshahid اينستاگرام ⬅️ https://www.instagram.com/p/Bh