🔴 روزی که سردار شهید حاج قاسم سلیمانی از اسارت گریخت...!
✍وضعیت در جبهه جنوبی (ارتفاعات قلاویزان) بهخوبی پیش میرود. لشکر ۴۱ ثارالله و ۲۵ کربلا با موفقیت به اهداف خود دست مییابند و همچنان پیشروی میکنند. در ساعت ۱۰ صبح آتش توپخانه دشمن که تا ساعاتی قبل در این منطقه کمتر بود بهطور ناگهانی از سر گرفته میشود و فرماندهان عراقی به همه آتشبارها دستور میدهند که آتش خود را بهصورت متمرکز روی قلاویزان شلیک کنند. رزمندگان لشکر ۴۱ به فرمانده خود اطلاع میدهند که در چند نقطه عراقیها را دور زدند و آنها را به محاصره درآوردهاند. قاسم سلیمانی برای بررسی گزارش فرمانده گردان راهی منطقه میشود تا از محلی نزدیکتر، هدایت عملیات را انجام دهد اما بهاشتباه ناگهان وارد یکی از مناطق محاصرهشده میشود و قبل از اینکه متوجه موضوع شود با ۵۰ - ۶۰ نفر که بهطور دستهجمعی در نقطهای تجمع کردند مواجه میشود. او به تصور اینکه آنها نیروهای بسیجی هستند به طرفشان میرود اما در فاصله ۲۰ - ۳۰ متری متوجه میشود که آنها با هیکلهای بلند و با لباس سبز، عراقیاند. در این هنگام نیروهای دشمن متوجه قاسم سلیمانی شده و فریاد میزدند: قف!قف!
وی از مقابل آنها فرار میکند. تیراندازی شدید بهسوی سلیمانی آغاز میشود ولی با حرکات سریع و زیگزاگ میگریزد و به جمع رزمندگان گردانهای ۱۱۴ و ۴۱۵ میپیوندد. او دستور میدهد عدهای از رزمندگان با یک نفربر به آن منطقه بروند و نفرات دشمن را به اسارت درآورند. چند دقیقه بعد رزمندگان به فرمانده لشکر ۴۱ اعلام میکنند که در پشت سیمهای خاردار قلاویزان مشغول پاکسازی اند. سپس قاسم سلیمانی با شنیدن گزارش دقیقی از موقعیت رزمندگان و دشمن، تصمیم خود را درباره نحوه غلبه بر دشمن اعلام و دقایقی بعد در جریان درگیری که چندان هم به درازا نمیانجامد، رزمندگان موفق میشوند تعدادی از نیروهای دشمن را کشته و اسیر کنند. پسازآن، رزمندگان که از سرعت عمل، پشتکار و روحیه بسیار قوی برخوردارند اهداف پیشرو را بیآنکه با دردسر مواجه شوند یکی پس از دیگری تصرف و تأمین میکنند. نورعلی شوشتری که به خط مقدم رفته است، به قاسم سلیمانی میگوید که دشمن احتمالاً مهران را تخلیه کرده است. او با این خبر به سلیمانی هشدار میدهد که متجاوزان بهاحتمالزیاد به سمت ارتفاعات میآیند، بنابراین رزمندگان باید هوشیار و در آمادگی کامل باشند
📚بخشی از کتاب «مهران در تحولات جنگ ایران و عراق» به نگارش مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در سال 1389
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 شعر خوانی حماسی کودک عراقی در کنار شهید حاج قاسم سلیمانی
به احترامتان قیام می کنیم....
#شهیدمدافع حرم علی جمشیدی
#شهیدمدافع حرم سعید کمالی
خوش اومدید...
12.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹انتشار نخستینبار/ببینید
سردار شهید حاج قاسم سلیمانی: نگین انگشتری من از شیشههای حرم امام رضاست که از انفجار [۳۰خرداد۷۳] بهجای مانده... فردا حرف درنیارید که زمرد دستش است...
💐شادی روح مطهر شهید حاج قاسم سلیمانی فاتحه ای با صلوات قرائت نماییم...
25.67M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹سرداری که منزلش را به حسینه تبدیل کرد.
#حاج_قاسم
✅خاطره آیتالله مکارم شیرازی از اخلاص سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی
✍مردم از شجاعت وی صحبت میکنند ولی میخواهم از اخلاص این شخصیت کمنظیر بگویم که چند سال پیش که دیداری داشتیم بعد از اتمام صحبتها از آقایان خواستند بیرون بروند و کفن خود را آورده و خواستند امضا کنیم.
این حرکت شهید سلیمانی نشان میدهد که وی از همان زمان به فکر رفتن بود و ثانیاً نمیخواست مردم بدانند که او این کفن را آورده است که این اخلاص قابلتوجه و ستودنی است.
📚خبرگزاری تسنیم
🌸از خرمشهر تا سامرا با حاجقاسم
سردار شریعتی:
در عملیات آزادسازی خرمشهر، تیپ عاشورا با مسولیت حقیر و تیپ ۴۱ ثارالله به فرماندهی حاج قاسم سلیمانی، در کنار هم، علیه ارتش بعثی عراق برای آزادسازی خرمشهر میجنگیدیم.✌️
روزی در عراق خدمت حاج قاسم سلیمانی و حاج ابومهدی مهندس بودم. در بین صحبتها، حاج قاسم یک مرتبه گفت: امین، تو واقعا روزی فکر می کردی که با این همه مشکلاتی که در جنگ داشتیم و با ارتش عراق در دوره صدام در جنگ بودیم، یک روزی اینگونه با هم در عراق باشیم؟🙂 اصلا فکر می کردی با همان ارتش عراق که می جنگیدیم، امروز در کنار هم مثل یک برادر باشیم؟😊 اصلا فکر می کردی روزی اینگونه در سامراء حضور پیدا کنی و با همان ارتش، برادرانه، در کنار بچههای حشدالشعبی قرار بگیری و برای امنیت و آسایش و رفاه زائرین اینگونه با هم برنامه ریزی و کار کنید؟فکر می کردی یک روز حماسه اربعین اینگونه رقم بخورد👌؟هرگز تصور می کردی که حضور میلیونی زائران در سامرا، با استقبال گرم و صمیمانه شیوخ و اهالی این منطقه مواجه شود؟
حاج قاسم در نهایت دست مرا گرفت و گفت: اینها همه الطاف الهی است که از سوی امام و شهدا به ما هدیه شده است.☺️☝️
#خاطره
✍امنیت منطقه که سپرده شد به فرمانده سلیمانی، حساب کار دست اشرار آمد؛ خیلیهایشان آمدند زیر پرچم جمهوری اسلامی. مانده بود باندی که سرکردهشان خیلی قلدر بود؛ حدود چهل پنجاه نفر برایش کار میکردند. فکر میکردند این بار هم مثل دفعههای قبل چند نفر را سر میبُرند، بقیه هم عقبنشینی میکنند؛
هفت شبانه روز گشتیم تا گیرشان آوردیم. وقتی دیدند محاصره شدهاند، چادر زنهایشان را پوشیدند و فرار کردند. ما خیال عقبنشینی نداشتیم؛ آخر سر خودش داوطلب شد تسلیم شود. پنج پاسدار گروگان گذاشتیم تا بیاید کرمان با حاج قاسم صحبت کند. نمیدانم در اتاق جلسات چه گذشت که طرف وقتی آمد بیرون، زار زار گریه میکرد گفت: «ابهت این مرد من رو گرفته. بذارید اگر کشته میشم به دست این مرد کشته بشم که افتخاری برام باشه.»
حاجی این بار از در رأفت وارد شد و طرف را تأمین داد. فرستادش مشهد. میخواست امام رضا علیه السلام واسطه شود برای پذیرش توبه آن بنده خدا. حاجی هم برای روستایشان تلمبه آب برد و زمین کشاورزی بهشان داد. مشهدی وقتی برگشت، چسبید به کار و کشاورزی. دیگر پاک شده بود مثل طفلی که تازه از مادر زاده میشود.
راوی: ابراهیم شهریاری
📚 منبع: سلیمانی عزیز،
انتشارات حماسه یاران، ص 28 و 29
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️ حضور كاروان خورشيد در منزل شهيد پورجعفری هم رزم حاج قاسم سليمانی
#عکس_خاطره 👆
اقامه نماز شکر در کنار سفره عقد💞
به مناسبت سالگرد عقدِ
#شهید_مدافع_حرم
سیدرضاطاهر
مصادف با سالروز ولادت #امام_رضا(ع)🌹
🌸با وضو سر سفره عقد نشستیم. بعد از اینکه خطبه عقدخ خونده شد،ازش خواستم قرآن رو باز کنه و چند آیه بخونه.
قرآن رو باز کرد.
آیه 114 سوره نساء(زن) اومد.
خوشحال شد و خندید. چند آیه رو با صدای بلند و با صوت خوند. لحن صوتش خیلی زیبا بود، خیلی به دلم نشست❤️. یه نوری شد تو دل پر از ابهام من...
بعد اذان مغرب کنار سفره عقدمون، دو رکعت نماز شکر خوندیم...✨
نقل از همسرشهید
خاطره 20آبان 1387