eitaa logo
قرارگاه حاج قاسم سلیمانی
12هزار دنبال‌کننده
21.7هزار عکس
18.5هزار ویدیو
64 فایل
«بِسْمِ اللَّهِ القٰاصِمِ الجَبّٰاریٖنْ» خط خون نقطه‌ی پایان سلیمانـی نیست... بِھ‌َراسـ💪ـید که این اولِ بسم الله است...🌷 کانون تبلیغاتی پربازده قاصدک ❄️👇 https://eitaa.com/joinchat/3340238882Ca4b5329bfc
مشاهده در ایتا
دانلود
8.23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷 تانک کرار 🇮🇷 📌 تانک کرار یک تانک ایرانی است که ۲۲ اسفند ۱۳۹۵ رونمایی و هم‌زمان خط تولید انبوه در صنایع زرهی بنی‌هاشم دورود در استان لرستان افتتاح شد. این تانک در مدت سه‌سال توسّط متخصّصان سازمان صنایع دفاعی ایران طرّاحی و ساخته شده‌است 🔸تعداد تولید شده: نامعلوم 🔹وزن: ۵۱ تن 🔸نوع: تانک اصلی میدان نبرد 🔹خدمه: ۳ نفر 🔸سازنده: صنایع بنی هاشم درود وابسته به وزارت دفاع 🔹طول: ۹٫۵ متر (با احتساب لوله توپ); ۷ متر (طول بدنه) 🔸خدمت: ۱۳۹۵-اکنون
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥ترامپ با نانسی پلوسی دست نداد/پلوسی متن سخنرانی ترامپ را پاره کرد! 🔹️ترامپ پس از تقدیم متن سخنرانی سالانه خود به نانسی پلوسی رئیس نمایندگان، به رغم اینکه پلوسی برای دست دادن با وی دست خود را به سمت او دراز کرده بود ترامپ از دست دادن با وی خود داری کرد نانسی پلوسی در واکنش به حرکت ترامپ متن سخنرانی او را در مقابل دوربین رسانه ها پاره کرد!
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥رهبر انقلاب: 🔻 در دیدار با اقشار مختلف مردم: امسال سالگرد پیروزی انقلاب با ایام چهلم سردار رشید اسلام قاسم سلیمانی همزمان است و مردم انگیزه مضاعف دارند!
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴 رزمنده سوری از ادامه راه حاج قاسم میگوید... 🔹شناسایی مخفیگاه داعش در سوریه با اقدامات اطلاعاتی محور مقاومت
••• [فخر است براۍ من، فقیرِ تو شدن از خویش گسستن و اسیرِ تو شدن طوفان‌زده‌ۍ بلاۍ قهرت بودن یڪتا هدفِ ڪمان و تیر تو شدن...🏹] ••• بیت از 🌙 🧡
✨﷽✨ ✍خوابی که پس از شهادت دیدن : هیجان‌زده پرسیدم: «آقا مهدی مگه تو شهید نشدی؟همین چند وقت پیش،‌ توی جاده‌ی سردشت...» حرفم را نیمه‌تمام گذاشت. اخم كوتاهی كرد و چین به پیشانی‌اش افتاد. بعد باخنده گفت: «من توی میام. مثل اینكه هنوز باور نكردی .» عجله داشت. می‌خواست برود. یك دیگر چهره‌ی درخشانش را كاویدم. حرف با گریه از گلویم بیرون ریخت: «پس حالا كه می‌خوای بری، لااقل یه چیزی بده تا به برسونم.» رویم را زمین نزد.
😊🙈 .. مامانم گفت: \ نمیخوای زن بگیری؟\ 🤔 گفتم: \ چرا نمیخوام؟\ 😎 فکر نمیکردم به این راحتی قبول کنه ازدواج کنه...!!!😆 مادرم گفت: \ خب ننه...کیو میخوای...بگو تا واست بگیرمش...\ 😍 . . \ من یه زن میخوام که بتونه پشت ماشین باهام زندگی کنه...\ 😎 مادرم گفت: \ واااا...این دیگه چه صیغه ایه...!!! آخه کدوم دختری حاضره میشه همچین زندگی ای داشته باشه...؟!\ 😐 گفت: \ اگه میخوای من زن بگیرم،شرطش همینه...😎 زنی میخوام که شریک و همدم زندگیم باشه... هرجا میرم دنبالم بیاد...\ 😉 حرفش یه کلام بود... بعد مدتی از پاوه برگشت... \ کسی رو که دنبالش بودم پیدا کردم...😎 برام ازش خواستگاری میکنین یا نه...؟💘 بهش گفتم: \ به همین سادگییییی!!!!؟\ 😢 \ نههه...همچین ساده هم نبود... بیچاره م کرد تا بعله رو گفت...\ 😓 با تعجب گفتم: \ یعنیییی... قبول کرد که پشت ماشین باهات زندگی کنه...؟!!!\ 😩 خندید و گفت: \ تا اون ور دنیام برم دنبالم میاد...💕\ گفتم: \ مبارکه...\ 👏 چن بار ازش خواستگاری کرده بود... اما هربار جواب رد شنیده بود...🙄 عروس خانوم نیت چله دعای توسل و ۴۰ روز روزه کرده بود... با خودش عهد کرده بود که بعد چله... به اولین خواستگار،جواب مثبت بده...😋 درست شب چهلم،دوباره ازش خواستگاری کرده بود و بعله رو گرفته بود…😇 . ❤️
همسر ندارم❤،ولی بعد ازتمام نمازهایم براے شهید شدنش درراه نابودی اسرائیل دعا میکنم. امیدوارم وسایلش رو خودم جمع کنم وراهی جنگش کنم... شما هم بگید آمین
🍃✨🍃✨🍃✨🍃✨🍃✨🍃 گزیده ای از وصیت نامه شهید مدافع حرم: ✨شیعه به دنیا آمده ایم که موثر در تحقق ظهور مولا باشیم.
فرمانده نیروی قدس سپاه در تماس تلفنی با رهبران گروه‌های مقاومت اسلامی فلسطین، معامله قرن را محکوم به شکست دانست و بر حمایت قاطع جمهوری اسلامی ایران از ملت و آرمان فلسطین تاکید کرد.
‌ خـــواهـــر من یادت بماند ؛🙂 چــادرتــــ فقط برای رضای اوست و لا غیر…☝️ اگـــــر چـــــآدری کـه به سر اندآختــه ای ، خُـدآیی ات نمــی کُنــد ؛ نیــّتت رآ اصلاح کن❤️
همسـر شهیــد : به پـدر و مـادرش بسیـار احترام می‌گذاشت. خودم حس می‌کردم عاملی که آقاحمید را لایق شهـادت کرد، احتـرامی بـود که به والـدین خود داشت. مثلا یک بار که ایشان تصـادف کرده بودند و برایشــان میسر نبـود که از بسترشان تـکان بخورد، مادرشـان که تـماس می‌گرفت به نشـانه احتـرام وضعیت خود را تغییر می‌داد. اگـر خوابیده بود می‌نشست و اگر نشسته بود، می‌ایستاد. به حمید می‌گفتم مادرتان که شما را نمی‌بیند چرا می‌نشینی یا می‌ایستی؟ و او می‌گفت: مادر مرا نمی‌بیند ولی خدا که مرا می‌بیند. 🍀🍀🍀