eitaa logo
قصه در مدرسه
5.7هزار دنبال‌کننده
598 عکس
301 ویدیو
9 فایل
مرکز توسعه سواد خواندن ◇ ارتباط با ادمین: @ghdm_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
📚 دفتر قصه کجا می روی نردبان؟ ✏️جدول و سرگرمی:تقویت سطوح درک مطلب (pirls) 🗣گفت و گو: تقویت مهارت صحبت کردن 🎨نقاشی: بروز عواطف و احساسات 🎤قصه گویی: رشد تخیل 📝داستان نویسی: تمرین آفرینشگری ✨دارای تاییدیه سازمان پژوهش و برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش 🎬 فیلم معرفی دفترقصه با انتخاب لینک زیر👇 B2n.ir/yh3073 📍 اطلاعات بیشتر، سفارش و دریافت نمونه از طریق لینک زیر 👇 www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL 🔵ما را در اینستاگرام با جستجوی این عبارت پیدا کنید. instory_ir ✅لینک کانال قصه و داستان👇 https://eitaa.com/ghdmpub
13.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✏️مجید کاظمی دانش‌آموخته کارشناسی ارشد ارتباط تصویری و سردبیر مجله رشد آموزش هنر معتقد است: بچه‌هایی که در کلاس نقاشی به صورت طولانی نقاشی می‌کنند از تمرکز بالاتری برخوردار هستند. 🌼 اصولا مدت زمان یک کلاس نقاشی برای دانش‌آموزان دوره ابتدایی چقدر باید باشد؟ پاسخ را در این کلیپ به همراه نکات دیگر ملاحظه کنید.
16.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎧❤️ قصه ظهر جمعه❤️ 🎧 4️⃣فصل چهارم کتاب جونگوله مو 📗 📌این کتاب شامل چهار فصل جذاب و خواندنی است. ✨جونگوله مو نمی‌خواهد کثیف باشد، اما کثیف است. نمی‌خواهد خانه‌ای شلوغ و به هم ریخته داشته باشد، اما دارد. 🏡 نمی‌خواهد موهایش بلند و ژولیده باشد، اما یک جنگل مو روی سرش دارد.🌳🌲🌴🌿 چرا؟ چون او خیلی تنبل است و انجام هر کاری را به فردا می‌اندازد. 🌙⭐️یک شب جونگوله مو با سر و صداهایی از خواب می‌پرد؛ صدای جیرجیر در و پچ پچ دو مهمان ناخوانده... 🐈🐈‍⬛ ✔️ پیشنهاد می‌شود داستان‌ها را برای بچه‌ها پخش کنید و در مورد آن‌ها گفت‌وگو کنید و لذت ببرید.👌 🎥 لینک معرفی بسته http://www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL ✅ به ما بپیوندید👇 https://eitaa.com/ghdmpub ۰۲۱_۸۵۶۷۰ ☎️
📸هنری که باد آن را می‌برد؛ عکس آن را ثبت می‌کند متن کامل👇👇
📸هنری که باد آن را می‌برد؛ عکس آن را ثبت می‌کند ⛵️اثری که از گل، ماسه و شاخه‌های خشک روی زمین ساخته می‌شود، با اولین وزش باد یا باران نابود می‌شود. اما مربی کارگاه‌های هنر زمینی در مناطق جنگی بندرعباس، این "میرایی" را به نقطه قوت خود تبدیل کرده و با آموزش عکاسی از آثار، به کودکان می‌آموزد که "خاطره خلاقیت" از خود ماده اثر ماندگارتر است. نوشین فرهادی کارشناس آفرینش‌های هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان هرمزگان و مدرس دانشگاه در این ارتباط گفت:" در کارگاه‌های هنر زمینی که به تازگی در فضای مجازی و با حضور کودکان روستاهای بندرعباس برگزار شده، یک اصل اساسی وجود دارد: "این هنر، هنر میرا است." مربی کارگاه به کودکان توضیح می‌دهد که آن چه روی ماسه یا خاک ساخته‌اند، به طبیعت تعلق دارد و دیر یا زود از میان خواهد رفت؛ به دست موج دریا، باد یا پای یک رهگذر. اما این پایان ماجرا نیست. دقیقا در همین نقطه است که نقش "ثبت" با عکس معنا پیدا می‌کند. مربی به کودکان می‌آموزد چگونه از اثر زودگذر خود با زاویه‌های مختلف عکس بگیرند. به این ترتیب خود ماده اثر فانی است، اما تصویر آن تا سال‌ها در آلبوم خانواده و حافظه دیجیتال باقی می‌ماند." این کارشناس مجرب در ادامه افزود:" این نگاه به کودکان کمک می‌کند که از نابودی اثرشان نهراسند و بر فرآیند خلق متمرکز شوند. آنها می‌فهمند که ارزش کارشان در لحظه ساخت و نگاه عمیق به طبیعت است، نه در تملک یک شیء ماندگار. عکس، تبدیل به سندی از خلاقیت آنها در بحرانی‌ترین روزهای زندگیشان می‌شود." به گفته این کارشناس و مربی باسابقه، برخلاف هنرمندان بزرگ لندآرت که گاه با بولدوزر زمین را حفاری می‌کنند، کودکان با عناصر کوچک کار دارند. اما هر دو در یک چیز مشترکند: هر دو می‌دانند اثرشان موقتی است و آنچه می‌ماند، "ایده" و "تصویر" آن است. این فلسفه، تمرینی برای پذیرش زودگذری‌ها و در عین حال تلاش برای ثبت زیبایی‌هاست.
20.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠بچه‌ها دنیایی از کشف واقعیات هستند. آنان به مسائل، واقعی نگاه می‌کنند. گاهی پاسخ برخی پرسش‌ها را باید از خود کودکان دریافت کرد. یک معلم باید کلیدهایی را پیدا کند که او را به تمیزها و تشخیص‌هایی برساند. 🔶️احمدرضا آذربایجانی (آذر) پژوهشگر علوم تربیتی، آشنا به هنرهای تجسمی و موسیقی و روانشناس، در این رابطه  نکاتی را مطرح می‌کند. سایت ما: 🌐http://Www.instory.ir
📘قصه و داستان، مهارت خواندن و نوشتن فرزندمان را متحول می‌کند متن کامل👇👇👇
📘قصه و داستان، مهارت خواندن و نوشتن فرزندمان را متحول می‌کند 📖بسیاری از دانش‌آموزان ابتدایی به دلایل محیطی به خواندن بی‌علاقه هستند، اما کارشناسان آموزشی معتقدند "قصه‌خوانی فعال" می‌تواند این وضعیت را به طور چشمگیری تغییر دهد و پایه‌های یادگیری دروس دیگر را مستحکم کند. فاطمه سادات سجادی نیا ارشد روانشناسی تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی که از سابقه فعالیت در دوره‌های پیش دبستانی و ابتدایی برخوردار است در باره اهميت قصه‌خوانی گفت:" بی‌علاقگی به خواندن در میان برخی کودکان ابتدایی، نه تنها یادگیری دروس مختلف را با اختلال مواجه می‌کند، بلکه بر خودپنداره و توانایی نوشتن آنان نیز تأثیر منفی می‌گذارد. در این میان، محیط به عنوان عاملی قابل دستکاری، نقش کلیدی دارد. کارشناسان توصیه می‌کنند به جای اجبار، از روش قصه‌خوانی فعال استفاده شود. در این روش، کودک تنها شنونده نیست؛ او قصه را می‌خواند، زیر خطوط انگشت می‌برد و حتی آن را به نمایش درمی‌آورد. فعالیت‌هایی مانند بازسازی پایان داستان، بزرگ کردن و خواندن کلمات با ذره‌بین، دکلمه کردن بندها و پاسخ به سؤالات درک مطلب، لذت خواندن را افزایش می‌دهد. همچنین مرتب کردن جملات به هم ریخته و پیدا کردن ضرب‌المثل متناسب با داستان، مهارت‌های زبانی و نوشتاری را تقویت می‌کند." او همچنین افزود:" معلمان پایه‌های اول تا ششم با اجرای این راهکارهای ساده، شاهد تغییر نگرش کودکان نسبت به کتاب و خواندن بوده‌اند. دانش‌آموزی که از خواندن گریزان بود، وقتی خود را قهرمان داستان می‌بیند و متن را با روش‌های بازی محور مرور می‌کند، انگیزه درونی برای مطالعه پیدا می‌کند. این انگیزه، زمینه‌ساز پیشرفت در نوشتن، املا و درک مفاهیم درسی خواهد بود."
💻اینستاگرام نوآوران قصه و داستان، مسیری جذاب برای توسعه خواندن 🌐صفحه رسمی اینستاگرام موسسه نوآوران قصه و داستان با نام«Instory» با هدف ایجاد مسیری شیرین برای رشد و یادگیری از طریق داستان، فعالیت خود را آغاز کرده است. این صفحه پل ارتباطی مستقیم‌تر با کودکان، نوجوانان، والدین و تمامی علاقه‌مندان به ادبیات داستانی است. «اینستوری» با انتشار محتوای جذاب و متنوع، می‌کوشد تا خواندن را به تجربه‌ای شاد و الهام‌بخش تبدیل کند. از جمله محتواهایی که در این صفحه در دسترس شماست می‌توان به تازه‌ترین اخبار مجلات، ویدیوهای معرفی بسته‌های قصه، گفت‌وگوهای صمیمی با نویسندگان و تصویرگران و همچنین ایده‌های بازی و سرگرمی خلاقانه اشاره کرد. موسسه نوآوران قصه و داستان از همه علاقه‌مندان  به دنیای قصه و خلاقیت دعوت می‌کند تا از صفحه اینستاگرام ما در این مسیر پرهیجان و آموزشی همراه باشند. عبارت زیر را در اینستاگرام جستجو کنید. instory_ir نشانی: https://www.instagram.com/instory_ir?igsh=dGU5YzN5MGNybWxp
🦁 قهرمانان کوچک، دل‌های بزرگ: پرورش شجاعت با قصه قصه‌ها قدرتی شگفت‌انگیز در آموزش مفاهیم ارزشمند دارند. بیایید از داستان‌ها برای تقویت شجاعت و ایثار در کودکان استفاده کنیم: شناخت قهرمانان: داستان‌هایی از افرادی بگویید که در شرایط سخت، شجاعت به خرج دادند. این قهرمانان می‌توانند شخصیت‌های تاریخی، شخصیت‌های داستان‌های کتاب یا حتی افرادی در جامعه خودمان باشند. 🌟 مفهوم ایثار: داستان‌هایی را انتخاب کنید که در آن‌ها افراد برای کمک به دیگران، از خودگذشتگی نشان داده‌اند. این به کودکان می‌آموزد که کمک به دیگران چقدر ارزشمند است. ❤️ بحث و گفتگو: بعد از تعریف قصه، با کودکان درباره احساسات شخصیت‌ها و دلایل انتخاب‌هایشان صحبت کنید. از آن‌ها بپرسید در چنین موقعیتی چه می‌کردند. 🤔 تشویق رفتارهای قهرمانانه: رفتارهای شجاعانه و ازخودگذشته را در کودکان خودتان تشویق کنید، حتی اگر کوچک باشند. 👏 قصه‌ها بهترین راه برای کاشتن بذرهای شجاعت و ایثار در دل‌های پاک کودکان هستند. 🌱
⛵️شبی که فهمیدم کتاب هم یک سفر است 🛳در نخستین سال‌های مدرسه در شهر خوانسار به واسطه مادرش به عضویت یکی از کتابخانه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان درآمد. پدرش هم در دل خانواده برای او و خواهر و برادرش کتاب می‌خواند. از همین‌جا بود که چراغ مطالعه در وجودش روشن شد و با همین نور، دریاها را در بزرگسالی پشت سر گذاشته و پیش می‌رود. کاپیتان محمد سیفی در قالب چند خاطره برایمان از کتاب و کتابخوانی می‌گوید.‌ فعالیتی که برای این کاپیتان شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران هرگز تمام نمی‌شود. 👇👇
۲۵ آذر ۱۳۵۳، روزی که برف خوانسار را سفید پوش کرده بود و سرما استخوان‌های کوچک یک بچه کلاس اولی را می‌لرزاند، مادرم دست من و برادر دوقلوام را گرفت و برای اولین بار به کتابخانه کانون پرورش فکری برد. من آن روز نمی‌دانستم که وارد شدن از آن در چوبی، سرآغاز ماجرایی خواهد بود که تا چهل سال بعد در دل اقیانوس‌ها هم همراه من بماند. بوی مقوا و چسب و کاغذ، صدای آرام ورق خوردن کتاب‌ها و مهربانی زنی که بعدها فهمیدم مربی کانون است، همه‌ی چیزی بود که آن کتابخانه ساده را برای من به گرم‌ترین جای دنیا تبدیل کرد. آن روز من، برادرم و خواهرم را با هم ثبت‌نام کردند. من کلاس اول بودم و هنوز خوب، خواندن بلد نبودم. وقتی وارد کتابخانه شدم، چشمم به قفسه‌های رنگی افتاد. کتاب‌ها با جلدهای براق و تصویرهای بزرگ، صف کشیده بودند مثل سربازهایی که منتظر فرمانده باشند. مربی آمد جلو، خم شد به اندازه قد من و پرسید: "دوست داری چی کار کنی؟ بازی؟ کاردستی؟ یا کتاب می‌خوای؟" من جرات نکردم حرف بزنم. فقط با انگشت به سمت قفسه‌ای که یک کتاب قرمز رنگ داشت اشاره کردم. مربی کتاب را برداشت و نشانم داد. جلدش یک نقاشی از یک پسر بچه داشت که روی ابرها نشسته بود. اسم کتاب را بلند خواند، ولی یادم رفته. بعد دستم را گرفت و برد به یک گوشه کتابخانه. گفت: "بشین، برات می‌خونم." من روی صندلی کوچک نشستم و او کنارم. کاغذها را ورق زد، صدایش آرام و آهنگین بود، مثل آواز مادرم موقع خواب. هر کلمه که می‌خواند، یک تصویر در ذهنم درست می‌شد. انگار خودم آن پسر بچه بودم که روی ابرها راه می‌رفتم. آن قصه تمام شد، اما من هنوز در آن دنیا مانده بودم. برادرم آمد و دستم را کشید که برویم خانه، اما دلم نمی‌خواست. مربی گفت: "می‌تونی این کتاب رو امانت ببری خونه." اولین بار بود که واژه «امانت» را برای کتاب می‌شنیدم. کتاب را بغل کردم و در برف به سمت خانه دویدم. تمام راه، خواهرم می‌گفت مواظب باش لیز نخوری، اما من فقط به نقاشی جلد کتاب نگاه می‌کردم. رسیدیم خانه، کفش‌های خیس را درآوردم و رفتم گوشه اتاق، همان کتاب را باز کردم و صفحه به صفحه، حتی بدون خواندن کلمه‌ها، غرق شدم در تصویرها. چند روز بعد دوباره رفتم کانون. این بار خودم تنهایی، بدون مادرم. دو کوچه را دویدم تا رسیدم. مربی وقتی مرا دید تعجب کرد و گفت: "عجب پسری! تنها اومدی؟" سر تکان دادم. رفتم سراغ همان قفسه و یک کتاب دیگر با جلد سبز برداشتم. این بار دیگر نترسیدم. نشستم و سعی کردم خودم بخوانم. هجا هجا، با زحمت. مربی آمد کنارم و کمکم کرد. آن روز بود که فهمیدم کتاب‌خانه یعنی خانه دوم من. خانه‌ای که در آن می‌توانم هر کسی که می‌خواهم باشم. الان که فکر می‌کنم، آن روز برفی و آن کتاب قرمز، شاید ساده به نظر برسند، اما برای من شروع یک عشق بزرگ بودند. عشق به داستان، به قصه، به سفرهایی که بدون حرکت کردن می‌شود رفت. همان عشق بعدها مرا به سمت کتاب‌های سفرنامه و تاریخ کشاند و بعدتر، به روی عرشه کشتی‌های اقیانوس‌پیما. هر بار که کتابی را باز می‌کنم، یاد آن مربی مهربان می‌افتم که با صدای گرمش در یک روز سرد پاییزی، مرا برای همیشه مهمان قصه‌ها کرد.