eitaa logo
قصه در مدرسه
5.8هزار دنبال‌کننده
598 عکس
301 ویدیو
9 فایل
مرکز توسعه سواد خواندن ◇ ارتباط با ادمین: @ghdm_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
📘قصه و داستان، مهارت خواندن و نوشتن فرزندمان را متحول می‌کند متن کامل👇👇👇
📘قصه و داستان، مهارت خواندن و نوشتن فرزندمان را متحول می‌کند 📖بسیاری از دانش‌آموزان ابتدایی به دلایل محیطی به خواندن بی‌علاقه هستند، اما کارشناسان آموزشی معتقدند "قصه‌خوانی فعال" می‌تواند این وضعیت را به طور چشمگیری تغییر دهد و پایه‌های یادگیری دروس دیگر را مستحکم کند. فاطمه سادات سجادی نیا ارشد روانشناسی تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی که از سابقه فعالیت در دوره‌های پیش دبستانی و ابتدایی برخوردار است در باره اهميت قصه‌خوانی گفت:" بی‌علاقگی به خواندن در میان برخی کودکان ابتدایی، نه تنها یادگیری دروس مختلف را با اختلال مواجه می‌کند، بلکه بر خودپنداره و توانایی نوشتن آنان نیز تأثیر منفی می‌گذارد. در این میان، محیط به عنوان عاملی قابل دستکاری، نقش کلیدی دارد. کارشناسان توصیه می‌کنند به جای اجبار، از روش قصه‌خوانی فعال استفاده شود. در این روش، کودک تنها شنونده نیست؛ او قصه را می‌خواند، زیر خطوط انگشت می‌برد و حتی آن را به نمایش درمی‌آورد. فعالیت‌هایی مانند بازسازی پایان داستان، بزرگ کردن و خواندن کلمات با ذره‌بین، دکلمه کردن بندها و پاسخ به سؤالات درک مطلب، لذت خواندن را افزایش می‌دهد. همچنین مرتب کردن جملات به هم ریخته و پیدا کردن ضرب‌المثل متناسب با داستان، مهارت‌های زبانی و نوشتاری را تقویت می‌کند." او همچنین افزود:" معلمان پایه‌های اول تا ششم با اجرای این راهکارهای ساده، شاهد تغییر نگرش کودکان نسبت به کتاب و خواندن بوده‌اند. دانش‌آموزی که از خواندن گریزان بود، وقتی خود را قهرمان داستان می‌بیند و متن را با روش‌های بازی محور مرور می‌کند، انگیزه درونی برای مطالعه پیدا می‌کند. این انگیزه، زمینه‌ساز پیشرفت در نوشتن، املا و درک مفاهیم درسی خواهد بود."
💻اینستاگرام نوآوران قصه و داستان، مسیری جذاب برای توسعه خواندن 🌐صفحه رسمی اینستاگرام موسسه نوآوران قصه و داستان با نام«Instory» با هدف ایجاد مسیری شیرین برای رشد و یادگیری از طریق داستان، فعالیت خود را آغاز کرده است. این صفحه پل ارتباطی مستقیم‌تر با کودکان، نوجوانان، والدین و تمامی علاقه‌مندان به ادبیات داستانی است. «اینستوری» با انتشار محتوای جذاب و متنوع، می‌کوشد تا خواندن را به تجربه‌ای شاد و الهام‌بخش تبدیل کند. از جمله محتواهایی که در این صفحه در دسترس شماست می‌توان به تازه‌ترین اخبار مجلات، ویدیوهای معرفی بسته‌های قصه، گفت‌وگوهای صمیمی با نویسندگان و تصویرگران و همچنین ایده‌های بازی و سرگرمی خلاقانه اشاره کرد. موسسه نوآوران قصه و داستان از همه علاقه‌مندان  به دنیای قصه و خلاقیت دعوت می‌کند تا از صفحه اینستاگرام ما در این مسیر پرهیجان و آموزشی همراه باشند. عبارت زیر را در اینستاگرام جستجو کنید. instory_ir نشانی: https://www.instagram.com/instory_ir?igsh=dGU5YzN5MGNybWxp
🦁 قهرمانان کوچک، دل‌های بزرگ: پرورش شجاعت با قصه قصه‌ها قدرتی شگفت‌انگیز در آموزش مفاهیم ارزشمند دارند. بیایید از داستان‌ها برای تقویت شجاعت و ایثار در کودکان استفاده کنیم: شناخت قهرمانان: داستان‌هایی از افرادی بگویید که در شرایط سخت، شجاعت به خرج دادند. این قهرمانان می‌توانند شخصیت‌های تاریخی، شخصیت‌های داستان‌های کتاب یا حتی افرادی در جامعه خودمان باشند. 🌟 مفهوم ایثار: داستان‌هایی را انتخاب کنید که در آن‌ها افراد برای کمک به دیگران، از خودگذشتگی نشان داده‌اند. این به کودکان می‌آموزد که کمک به دیگران چقدر ارزشمند است. ❤️ بحث و گفتگو: بعد از تعریف قصه، با کودکان درباره احساسات شخصیت‌ها و دلایل انتخاب‌هایشان صحبت کنید. از آن‌ها بپرسید در چنین موقعیتی چه می‌کردند. 🤔 تشویق رفتارهای قهرمانانه: رفتارهای شجاعانه و ازخودگذشته را در کودکان خودتان تشویق کنید، حتی اگر کوچک باشند. 👏 قصه‌ها بهترین راه برای کاشتن بذرهای شجاعت و ایثار در دل‌های پاک کودکان هستند. 🌱
⛵️شبی که فهمیدم کتاب هم یک سفر است 🛳در نخستین سال‌های مدرسه در شهر خوانسار به واسطه مادرش به عضویت یکی از کتابخانه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان درآمد. پدرش هم در دل خانواده برای او و خواهر و برادرش کتاب می‌خواند. از همین‌جا بود که چراغ مطالعه در وجودش روشن شد و با همین نور، دریاها را در بزرگسالی پشت سر گذاشته و پیش می‌رود. کاپیتان محمد سیفی در قالب چند خاطره برایمان از کتاب و کتابخوانی می‌گوید.‌ فعالیتی که برای این کاپیتان شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران هرگز تمام نمی‌شود. 👇👇
۲۵ آذر ۱۳۵۳، روزی که برف خوانسار را سفید پوش کرده بود و سرما استخوان‌های کوچک یک بچه کلاس اولی را می‌لرزاند، مادرم دست من و برادر دوقلوام را گرفت و برای اولین بار به کتابخانه کانون پرورش فکری برد. من آن روز نمی‌دانستم که وارد شدن از آن در چوبی، سرآغاز ماجرایی خواهد بود که تا چهل سال بعد در دل اقیانوس‌ها هم همراه من بماند. بوی مقوا و چسب و کاغذ، صدای آرام ورق خوردن کتاب‌ها و مهربانی زنی که بعدها فهمیدم مربی کانون است، همه‌ی چیزی بود که آن کتابخانه ساده را برای من به گرم‌ترین جای دنیا تبدیل کرد. آن روز من، برادرم و خواهرم را با هم ثبت‌نام کردند. من کلاس اول بودم و هنوز خوب، خواندن بلد نبودم. وقتی وارد کتابخانه شدم، چشمم به قفسه‌های رنگی افتاد. کتاب‌ها با جلدهای براق و تصویرهای بزرگ، صف کشیده بودند مثل سربازهایی که منتظر فرمانده باشند. مربی آمد جلو، خم شد به اندازه قد من و پرسید: "دوست داری چی کار کنی؟ بازی؟ کاردستی؟ یا کتاب می‌خوای؟" من جرات نکردم حرف بزنم. فقط با انگشت به سمت قفسه‌ای که یک کتاب قرمز رنگ داشت اشاره کردم. مربی کتاب را برداشت و نشانم داد. جلدش یک نقاشی از یک پسر بچه داشت که روی ابرها نشسته بود. اسم کتاب را بلند خواند، ولی یادم رفته. بعد دستم را گرفت و برد به یک گوشه کتابخانه. گفت: "بشین، برات می‌خونم." من روی صندلی کوچک نشستم و او کنارم. کاغذها را ورق زد، صدایش آرام و آهنگین بود، مثل آواز مادرم موقع خواب. هر کلمه که می‌خواند، یک تصویر در ذهنم درست می‌شد. انگار خودم آن پسر بچه بودم که روی ابرها راه می‌رفتم. آن قصه تمام شد، اما من هنوز در آن دنیا مانده بودم. برادرم آمد و دستم را کشید که برویم خانه، اما دلم نمی‌خواست. مربی گفت: "می‌تونی این کتاب رو امانت ببری خونه." اولین بار بود که واژه «امانت» را برای کتاب می‌شنیدم. کتاب را بغل کردم و در برف به سمت خانه دویدم. تمام راه، خواهرم می‌گفت مواظب باش لیز نخوری، اما من فقط به نقاشی جلد کتاب نگاه می‌کردم. رسیدیم خانه، کفش‌های خیس را درآوردم و رفتم گوشه اتاق، همان کتاب را باز کردم و صفحه به صفحه، حتی بدون خواندن کلمه‌ها، غرق شدم در تصویرها. چند روز بعد دوباره رفتم کانون. این بار خودم تنهایی، بدون مادرم. دو کوچه را دویدم تا رسیدم. مربی وقتی مرا دید تعجب کرد و گفت: "عجب پسری! تنها اومدی؟" سر تکان دادم. رفتم سراغ همان قفسه و یک کتاب دیگر با جلد سبز برداشتم. این بار دیگر نترسیدم. نشستم و سعی کردم خودم بخوانم. هجا هجا، با زحمت. مربی آمد کنارم و کمکم کرد. آن روز بود که فهمیدم کتاب‌خانه یعنی خانه دوم من. خانه‌ای که در آن می‌توانم هر کسی که می‌خواهم باشم. الان که فکر می‌کنم، آن روز برفی و آن کتاب قرمز، شاید ساده به نظر برسند، اما برای من شروع یک عشق بزرگ بودند. عشق به داستان، به قصه، به سفرهایی که بدون حرکت کردن می‌شود رفت. همان عشق بعدها مرا به سمت کتاب‌های سفرنامه و تاریخ کشاند و بعدتر، به روی عرشه کشتی‌های اقیانوس‌پیما. هر بار که کتابی را باز می‌کنم، یاد آن مربی مهربان می‌افتم که با صدای گرمش در یک روز سرد پاییزی، مرا برای همیشه مهمان قصه‌ها کرد.
📚سه گام ساده برای ساختن یک داستان کلاسی متن کامل👇👇👇
📚سه گام ساده برای ساختن یک داستان کلاسی چطور می‌توانید یک مبحث به ظاهر خشک و علمی را به یک داستان جذاب برای بچه‌ها تبدیل کنید؟ نیازی به نویسنده بودن یا تخیل عجیب ندارید. فقط کافی است از یک الگوی سه گام استفاده کنید: آغاز گیرا، میانه پرچالش و پایان جمع‌وجور. این همان ساختاری است که در تمام انیمیشن‌ها، افسانه‌ها و فیلم‌های محبوب کودکان دیده می‌شود. اگر شما هم در کلاس خود از همین الگو پیروی کنید، دانش‌آموزان‌تان تا هفته بعد، درس شما را فراموش نخواهند کرد. ⚘️گام اول: آغاز گیرا. مهم‌ترین ثانیه‌های داستان، ثانیه‌های اول هستند. به جای «امروز می‌خواهم دربارهٔ آب و هوا صحبت کنم» بگویید: «دیشب، یک طوطی عجیب در باغچهٔ مدرسه پیدا شد. با هر باران، پرهایش رنگ عوض می‌کرد. آبی می‌شد، بعد سبز، بعد زرد. ولی یک روز، باران که آمد، طوطی دیگر رنگ عوض نکرد... چه اتفاقی افتاده بود؟» ببینید؟ شما ظرف چند ثانیه، ذهن بچه‌ها را قلقلک داده‌اید. حالا آنها دوست دارند بدانند بقیهٔ ماجرا چیست. ⚘️گام دوم: میانهٔ پرچالش. شخصیت اصلی داستان باید با یک مشکل روبه‌رو شود. مثلاً طوطی مریض شد. چرا؟ چون آب استخر کثیف بود. حالا دانش‌آموزان باید فکر کنند: «چطور می‌توانیم آب را تصفیه کنیم؟» این دقیقاً همان جایی است که مفاهیم علمی درس (مثل فیلتر کردن، تبخیر، یا چرخهٔ آب) وارد قصه می‌شوند. ⚘️گام سوم: پایان جمع‌وجور. پایان داستان را از قبل طراحی کنید. باید مسئله حل شود و نکتهٔ کلیدی درس تکرار گردد. مثلاً: «طوطی دیگر مریض نشد، چون فهمیدیم آب باران بدون فیلتر تمیز نیست. حالا شما بگویید اگر یک روز بارانی، آب خنک بخواهید، چه کار می‌کنید؟» پایان را کوتاه و محکم ببندید. برای تمرین، همین امروز یک کاغذ بردارید و برای درس فردا، فقط سه جمله بنویسید: جملهٔ شروع (آغاز گیرا)، جملهٔ مشکل (میانه) و جملهٔ پایان. نگران کامل بودن نباشید. بعد، آن را دو بار با صدای بلند برای خودتان بگویید. در کلاس، حتی اگر کلمه‌ای را فراموش کردید، مهم نیست. مهم این است که ساختار کلی داستان را در ذهن دارید. بعد از چند بار تکرار، خواهید دید که قصه‌گویی برایتان طبیعی می‌شود. و همان‌طور که معاون مدرسه گفت: «تمرین، تمرین، تمرین. هیچ راز دیگری وجود ندارد.»
📚کتابی که با تشویق تئاتر به فروش یا امانت می‌رود ‌ 👇👇👇
📚کتابی که با تشویق تئاتر به فروش یا امانت می‌رود 🦋در یکی از تجربه‌های قابل تأمل یک کارگردان تئاتر کودک، با پایان یافتن نمایش اقتباسی از یک کتاب، کودکان حاضر در سالن به‌طور خودجوش صفی طولانی برای امانت گرفتن آن کتاب از کتابخانه تشکیل دادند. روایتی که ثابت می‌کند نمایش می‌تواند بهترین مشوق کتابخوانی باشد. سعید زین‌العابدینی نویسنده و کارگردان تئاتر و نمایش حوزه کودک و نوجوان در همین ارتباط گفت:" پروژه موفقی به نام "کتاب-تئاتر-مدرسه" نشان داد وقتی نمایش‌ها، اقتباسی از کتاب‌های قصه و داستان یا سرفصل‌های مباحث درسی باشد، بچه‌ها پس از تماشای نمایش و راهنمایی و صحبت‌های کارگردان یا بازیگران آن تئاتر، به سمت مطالعه اثر مورد نظر می‌روند. برای نمونه اجرای نمایش «گلدان خالی» در یک کتابخانه کانون پرورش فکری در مازندران، صحنه‌ای خلق کرد که برایم به‌یادماندنی شد. پس از اجرای این نمایش، صف کودکان مشتاق پشت پیشخوان کتابدار به منظور امانت گرفتن کتابِ نمایش ما را شگفت‌زده کرد." به گفته او، تعداد محدود کتاب‌ها باعث شد کتابدار لیستی از نام کودکان تهیه کند تا در نوبت‌های بعدی کتاب را دریافت کنند. این استقبال، نقطه عطفی در ترویج کتابخوانی از طریق نمایش ایجاد کرد. بر همین اساس، در مرکز تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در پارک لاله تهران نیز به جای بوفه تنقلات ناسالم، یک "کتابفروشی کوچک" راه‌اندازی شد. این هنرمند سپس در باره نمونه‌هایی دیگر از اجرای نملیش بر اساس محتوای کتاب‌های داستان گفت:" وقتی نمایشی مثل "من عصبانی نیستم" تمام می‌شود، بچه‌های گروه نمایش به مخاطبان و تماشاگران این تئاتر می‌گویند نمایشی که شما اینک آن را ملاحظه کردید بر اساس فلان کتاب است و کتابش در کتابفروشی ما موجود است. نتیجه این رویکرد، باعث فروش فوق‌العاده کتاب مورد نظر مرتبط با نمایش و سایر کتاب‌ها می‌شود. زین‌العابدینی این تجربه را گواهی محکم بر اثربخشی هنر نمایش در احیای فرهنگ مکتوب می‌داند و معتقد است این تعامل، آینده‌ای روشن‌تر برای هم تئاتر و هم کتاب رقم می‌زند.
⚘️از قصه، شعر، داستان و طنز که بگذریم، بعضی از بچه‌ها عاشق حل جدول هستند. این جدول را از مجله گلک نو ویژه فصل پاییز ۱۴۰۴ برایت انتخاب کردم. نکته جالب اینجاست که مجله هر فصل را در فصل‌های دیگر سال هم بخوانی باز هم تازه و جذاب است. 🎨 این مجله مختص دانش‌آموزان پایه‌های پنجم و ششم دبستان است. 🎁 مرکز توسعه سواد خواندن مجموعه‌ای از مجلات گلک  را برای دانش‌آموزان پایه‌های اول تا ششم منتشر می‌کند. پاسخ این جدول در همان مجله گلک نو آمده است. 🔗️ جهت مشاهده فیلم معرفی مجلات و ثبت سفارش لینک رسمی زیر را انتخاب کنید . https://survey.porsline.ir/s/wkevcY3 ما را با عبارت زیر را در اینستاگرام جستجو کنید. instory_ir 📞 سفارش: ۰۲۱۸۵۶۷۰ 🌐 shop.meraat.ir 🌐 www.instory.ir
🌼هدیه‌ای به وسعت هزار جلد حسین رئوف را که در کارهای فنی و مهندسی ساخت و ساز سالیان سال فعالیت دارد، من در کوهستان شناختم. آدم‌های اهل کوه و کوهنوردی، اغلب ویژگی‌های خاص و جذابی دارند که در سفرهای کوتاه و بلند کوهستانی، برای همراهان و همنوردان آشکار می‌شود. در یکی از این برنامه‌ها حرف به کتاب، قصه و مطالعه رسید و مهندس رئوف خاطره‌ای را برایمان نقل کرد که در ادامه آمده است: