✅ ویژگیها و اجزای بسته قصه و داستان
⬇️ برای مشاهده محصولات توسعه سواد خواندن مدرسه محور مرآت و فیلمهای معرفی از لینک زیر بازدید فرمایید:
https://survey.porsline.ir/s/Zbrnqbt7
✉️ پیامک: ۰۲۱۸۵۶۷۰
☎️ تلفن پشتیبانی : ۰۲۱۸۸۸۳۷۰۰۰
14.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📚 کتاب «آشپزباشی و ملاقه نارنجی»
🏕همه بچهها توی خانه زندگی نمیکنند که مادر یا پدرشان برایشان غذا بپزد. بعضی از بچهها توی مدرسههای شبانهروزی، خوابگاهها یا پرورشگاهها زندگی میکنند و آشپزها برای آنها غذا میپزند. بعضی از این آشپزها خیلی مهربانند و دوست دارند خوشمزهترین غذاها را برای بچهها بپزند. آشپز قصه ما هم یکی از آنهاست. اما او گیر یک ملاقه بدجنس می افتد...
🦋قصه آشپز باشی و ملاقه نارنجی را بخوان تا ببینی آخرش کی برنده میشود؟ آشپز باشی مهربان یا ملاقه بدجنس ؟
✏️نویسنده: فروزنده خداجو
🖌تصویرگر: افرا مکتبی
🌼مخاطبان دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی
🔶برای تهیه کتاب داستان و دفتر قصه همراه آن، اینجا کلیک کن.
http://shop.meraat.ir
http://Www.instory.ir
✉️ پیامک: ۰۲۱۸۵۶۷۰
☎️ تلفن پشتیبانی : ۰۲۱۸۸۸۳۷۰۰۰
ما را با عبارت زیر را در اینستاگرام جستجو کنید.
instory_ir
⛵️لالایی مردانی که از ایران تا مصر پیاده رفتند
🛳گاهی یک کتاب، یک کتابخانه، یک مربی و یا یک پدر آگاه و دانا؛ مسیر زندگی یک کودک را چنان زیبا ترسیم میکند که افق روشن فردا، پیش چشمانش خوش میدرخشد.
آنچه در ادامه پیش روی شماست، بخش دوم خاطرات کتاب و کتابخوانی محمد سیفی یکی از کاپیتانهای شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران است. در خانه و خانوادهای که کتاب ارزش پیدا میکند، مطالعه جاودانه است.
👇👇
📖پدرم در خانهمان در خوانسار، هر شب چراغ اتاق را کم میکرد، کتابی برمیداشت و ما بچهها دورش جمع میشدیم. او مهندس بود، ولی عاشق تاریخ و سفرنامه. من که شش سال بیشتر نداشتم، کلمات سخت و اسامی پیچیده را نمیفهمیدم، اما صدای پدر جوری بود که انگار خودش در آن سفرها حاضر بود. او برایمان از ناصرخسرو میگفت که با پای پیاده از ایران به مصر رفت، از سفرنامههای ابن بطوطه، از جنگهای ایرانیان در دل دریاها. من در حالی که پتو را تا چانه بالا کشیده بودم، با چشمان بسته، سفر را شروع میکردم.
یکی از شبها که برف سنگینی باریده بود و بیرون کولاک میکرد، پدر کتابی آورد با جلد قهوهای و تصویر یک مرد ریشدار روی شتر. گفت: "این کتاب سفرنامه ناصرخسرو است. مردی که از ایران راه افتاد تا به مصر برسد." خواهرم گفت: "با ماشین؟" پدر خندید و گفت: "نه عزیزم، با پای پیاده و با شتر. چهل روز در بیابان راه رفتند." من که همیشه بازیگوش بودم و آرام و قرار نداشتم، آن شب مثل یک مجسمه بیحرکت روی تشک دراز کشیدم تا یک کلمه از قصه را از دست ندهم.
پدر طوری تعریف میکرد که انگار خودش آن مسیر را رفته بود. میگفت: "ناصرخسرو از کوههای سخت گذشت، از روستاهایی که آدمها لباس عجیب میپوشیدند. یک شب در بیابان طوفان شن شد، شترها رم کردند، اما او شجاع بود و راه را گم نکرد." من در ذهنم آن بیابان را میکشیدم، شنهایی که به صورت میخورد، ستارههایی که راه را نشان میدادند. پدر که کتاب را میبست، من هنوز در آن سفر بودم. نمیخواستم قصه تمام شود.
آن شب خواب عجیبی دیدم. خودم را در بیابانی دیدم با یک کاروان بزرگ. شترها زنگوله داشتند و صدایشان موزون بود. من ردای سفیدی پوشیده بودم و به ستارهها نگاه میکردم. صبح که از خواب پریدم، اولین کاری که کردم این بود که رفتم سراغ قفسه کتاب پدر. همان کتاب را پیدا کردم، گرچه خواندنش برایم سخت بود، اما نقشههایش را بارها نگاه کردم. چند کلمه که بلد بودم زیرلب خواندم. از آن روز، هر وقت پدر کتاب تازه میآورد، التماسش میکردم که اول برای من بخواند.
پدر فقط کتاب نمیخواند، با ما حرف میزد. میگفت: "بچهها، کسی که کتاب نخواند مثل کسی است که چشم داشته باشد ولی نبینید. سفرنامه یعنی تو میتوانی بدون اینکه از خانه بیرون بروی، تمام دنیا را بگردی." آن حرفها توی مغز یک بچه شش ساله ماند. سالها بعد وقتی میخواستم انتخاب رشته کنم، همه تعجب میکردند که چرا دریانوردی، و من یاد آن شبها افتادم. پدر با قصههای سفرنامههایش، آرام آرام داشت مرا برای یک زندگی روی آب آماده میکرد، بدون اینکه خودش بداند.
حالا که کاپیتان کشتی هستم و اقیانوسها را میشکافم، هر وقت کتاب سفرنامه تاریخی را باز میکنم، صدای پدر را میشنوم. همان آهنگ کلمات، همان شور و شوق برای دیدن جاهایی که هیچکس ندیده. پدر دیگر در قید حیات نیست، ولی کتابهایش هنوز در قفسه خانهمان هست. هر بار که به سفر میروم، یکی از آنها را با خود میبرم. وسط اقیانوس، وقتی افق هیچ خشکی را نشان نمیدهد، ورق میزنم و یادم میآید که اولین سفرهای من، نه از بندر، که از لابهلای صفحات کتاب و صدای گرم پدر شروع شد.
✅ نظرسنجی از بسته قصه و داستان مرآت
⬇️ برای شرکت در نظرسنجی از طریق لینک زیر نظرات ارزشمند خود را ثبت فرمایید.
https://survey.porsline.ir/s/at97Wz9l
✉️ پیامک: ۰۲۱۸۵۶۷۰
☎️ تلفن پشتیبانی : ۰۲۱۸۸۸۳۷۰۰۰
💻اینستاگرام نوآوران قصه و داستان، مسیری جذاب برای توسعه خواندن
🌐صفحه رسمی اینستاگرام موسسه نوآوران قصه و داستان با نام«Instory» با هدف ایجاد مسیری شیرین برای رشد و یادگیری از طریق داستان، فعالیت خود را آغاز کرده است.
این صفحه پل ارتباطی مستقیمتر با کودکان، نوجوانان، والدین و تمامی علاقهمندان به ادبیات داستانی است. «اینستوری» با انتشار محتوای جذاب و متنوع، میکوشد تا خواندن را به تجربهای شاد و الهامبخش تبدیل کند.
از جمله محتواهایی که در این صفحه در دسترس شماست میتوان به تازهترین اخبار مجلات، ویدیوهای معرفی بستههای قصه، گفتوگوهای صمیمی با نویسندگان و تصویرگران و همچنین ایدههای بازی و سرگرمی خلاقانه اشاره کرد.
موسسه نوآوران قصه و داستان از همه علاقهمندان به دنیای قصه و خلاقیت دعوت میکند تا از صفحه اینستاگرام ما در این مسیر پرهیجان و آموزشی همراه باشند.
عبارت زیر را در اینستاگرام جستجو کنید.
instory_ir
نشانی:
https://www.instagram.com/instory_ir?igsh=dGU5YzN5MGNybWxp
🏕قصههای تکراری با فرم نو جان میگیرند
🌼اصلیترین راز ماندگاری یک اثر هنری یا ادبی، نه در موضوعات تکراری آن، که در شیوهی منحصربهفرد ارائهی آن است؛ آنجا که هنرمند با فرمپردازی خلاقانه، از شعارزدگی رها شده و مخاطب را تا کشف لایههای تازهای از معنا همراه میکند.
حسین تولایی نویسنده و شاعر حوزه کودک و نوجوان با بیان این مطلب ضمن تاکید بر هنر چگونه مطرح کردن قصه و داستان گفت:"
در نگاهی ژرف به ماهیت هنر و ادبیات، آنچه اثر را از یک بیانیهی مستقیم یا شعارِ زودگذر جدا میکند، فرم و شیوهی ارائهی آن است. موضوعاتی چون عشق، تنهایی، ایثار یا مرگ، هرچند بنمایههای کهن و محدودی دارند، اما تعداد نامحدودی راه برای بازگو کردن آنها وجود دارد. خلاقیت یک معلم هنرمند دقیقاً در همین "چگونهگفتن" معنا مییابد، نه در چهگفتنِ تکراری. اگر تمرکز بر محتوا باشد، اثر به دام مستقیمگویی میافتد و لذت زیباییشناختی خود را از دست میدهد."
این روزنامهنگار حوزه کودک و نوجوان و صاحب تألیفات متعدد ویژه این گروه سنی در ادامه افزود:
"این اصل حتی در قصههای شفاهیِ کلاسیک مانند "کدو قلقلهزن" یا "بزبز قندی" نیز جاری است. محتوای این داستانها برای همگان روشن و ثابت است، اما یک قصهگوی ماهر با تغییر در لحن، ریتم، شخصیتپردازی یا فضاسازی، هر بار شنونده را با تجربهای تازه روبهرو میکند. در حقیقت، همین فرمِ نو است که قصهای کهنه را دوباره زنده و جذاب میسازد و مخاطب را چنان مجذوب خود میکند که گویی نخستین بار است با آن ماجرا آشنا میشود."
تولایی در پایان یادآور شد:
"کودکان با ذهن پویا و خلاق خود، بهترین مخاطبان برای درک این اصل هستند، چراکه هرچیز روزمرهای برایشان تازه و شگفتانگیز است. در برابر این جهانبینی بکر، هنرمند و نویسنده نیز ناگزیر از خلاقیت در فرم است تا بتواند با جهانِ بیپایان اکتشافی آنان همآهنگ شود. به تعبیری، هنر و ادبیات جز با پوشاندن لباس تازه بر تن موضوعات کهن، معنا و تأثیر خود را بازمییابند وگرنه اثری شعاری، بیتأثیر و تهی از لذت زیبایی خواهند بود."
15.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🦋دفتر قصهی: چی کاشتی چی نکاشتی؟
🔷️مخاطبان دانش آموزان پایه دوم ابتدایی
🌼دوست خوب من حالا که قصهی "چی کاشتی چی نکاشتی" رو خوندی به سراغ دفتر قصهاش برو.
✏️در این دفتر نقاشیهای خلاقانه بکش. جدولها و سرگرمیهای جذاب رو حل کن. به پرسشهای قصه پاسخ بده و قصهای که میخوای رو بنویس.
📖دفتر قصه؛ دفتری برای ساختن خاطرات شیرین.
🔶برای تهیه کتاب داستان و دفتر قصه همراه آن، اینجا کلیک کن.
http://shop.meraat.ir
http://Www.instory.ir
✉️ پیامک: ۰۲۱۸۵۶۷۰
☎️ تلفن پشتیبانی : ۰۲۱۸۸۸۳۷۰۰۰
ما را با عبارت زیر را در اینستاگرام جستجو کنید.
instory_ir
1️⃣ معرفی اجزای بسته قصه و داستان (قسمت اول)
✅ کتاب داستان و فایل صوتی
⬇️ برای مشاهده محصولات توسعه سواد خواندن مدرسه محور مرآت و فیلمهای معرفی از لینک زیر بازدید فرمایید:
https://survey.porsline.ir/s/Zbrnqbt7
✉️ پیامک: ۰۲۱۸۵۶۷۰
☎️ تلفن پشتیبانی : ۰۲۱۸۸۸۳۷۰۰۰
✴️راز قصههایی که بچهها را متحول میکند
خیلی از ما در کلاس حکایت تعریف میکنیم، نه داستان. حکایت یعنی روایت یک اتفاق ساده: "دیروز باران بارید و من چتر نداشتم."
اما داستان یعنی همان اتفاق، با یک تغییر بزرگ: "دیروز باران بارید و من چتر نداشتم، اما یک شخص ناشناس چترش را بالای سر من هم گرفت و هر دو باهم زیر سایه یک چتر حرکت کردیم. من یاد گرفتم که مهربانی گاهی به همین سادگی در کوچه و خیابان پیدا میشود." تفاوت در همین "تحول" است.
در یک داستان خوب، شخصیت اصلی به دنبال چیزی میگردد، با مانعی روبهرو میشود و در پایان، تغییر میکند یا دیدگاهش عوض میشود. این دگرگونی است که ماجرا را از یک خبر عادی به یک تجربهی ماندگار تبدیل میکند. بچهها با شخصیتی که تغییر میکند همذاتپنداری میکنند، چون خودشان هم هر روز در حال تغییر و رشد هستند.
برای نمونه، به جای گفتن "یکی بود که از خواندن متن فارسی میترسید"، بگویید "یکی بود که هر وقت کتاب فارسی را میدید، دلش میلرزید، تا اینکه یک روز معلمش از او خواست فقط یک جمله را با صدای بلند بخواند... و همان جمله، جرقهی عشق او به کلمات شد."
این تحول کوچک، به بچهها نشان میدهد که تغییر ممکن است و آنها هم میتوانند قهرمان داستان خودشان باشند.
پس حکایتهای ساده را رها کنید و به دنبال نقاط عطف در ماجرا بگردید. از بچهها بپرسید "اگر جای شخصیت قصه و داستان بودی، چه فرقی میکردی؟" تا خودشان نیز در مسیر تحول قرار گیرند.
⬇️ برای مشاهده محصولات از لینک زیر بازدید فرمایید:
https://survey.porsline.ir/s/Zbrnqbt7
✉️ پیامک: ۰۲۱۸۵۶۷۰
☎️ تلفن پشتیبانی : ۰۲۱۸۸۸۳۷۰۰۰
روز بزرگداشت سلمان فارسی گرامی باد.🌸
#سلمان_فارسی
مرکز توسعه سواد خواندن
☎️ ۰۲۱_۸۸۸۳۷۰۰۰