⛵️مسافرتی که از چراغ مطالعه کنار تخت مادر آغاز شد
هر گاه به روزگار کودکیام بازمیگردم، بوی کاغذِ کهنهٔ کتابها و عطرِ گرمِ قصههایی که مادر برایم زمزمه میکرد، همچون نسیمی جاننواز، در عمقِ وجودم طنینانداز میشود. روزهایی که تلویزیون هنوز میهمانِ هر خانهای نبود و دنیای مجازی، واژهای ناشناخته بود؛ روزهایی که کتاب، تنها پنجرهی رو به جهانی بود که با هر ورق، به سرزمینی تازه سفر میکردی.
مادرم، آن معلمِ دلسوز که سالها در مدارسِ تهران و کرج، دانایی را با مهربانی میآمیخت، پیش از آنکه پشتِ میزِ تدریس بنشیند، در خانه، کلاسِ درسِ عشق و ادب را برای ما برپا کرده بود. او باور داشت کتاب نه یک شیء، که دوستی است تا پایانِ عمر. از همین رو، هر هفته، روزِ مشخصی را به بازدید از کتابخانهٔ محله یا کانون پرورش فکری کودکان اختصاص میدادیم؛ روزی که برایمان عید بود.
به یاد دارم که چگونه در آن سالنهای دلباز، میانِ قفسههای انبوه از کتاب، غوطهور میشدیم. من و برادرم، هر کدام با شوقی وافر، به دنبالِ تازهترین داستانها میگشتیم. گاهی مادر، با دستانی مهربان، کتابی را برمیگزید و با لبخندی شیرین، آن را به سویمان دراز میکرد و میگفت: «این را بخوانید، دنیایش از آنِ شما خواهد شد.» و راست میگفت؛ هر کتاب، جهانی بود که ما را در خود غرق میکرد؛ از قصههای پریانِ کهن تا ماجراهای علمی و اکتشافی.
شبهای بلندِ زمستان، با چراغِ مطالعهٔ کنارِ تخت، به قصههایی سفر میکردیم که تا سحر با ما زمزمه داشتند. مادر، گاهی قصهها را برایمان بازگو میکرد و از ما میخواست که پایانهای تازهای برایشان تصور کنیم؛ تمرینی که نه تنها خلاقیتمان را بارور ساخت، بلکه به ما آموخت که هر قصهای، با نگاهِ ما، رنگ و بوی تازهای میگیرد. در کانون پرورش فکری نیز نه فقط کتاب میخواندیم، که با دوستان همسن گفتوگو میکردیم، نقاشیِ شخصیتهای محبوبمان را میکشیدیم و نمایشهای کوچکی اجرا میکردیم.
سالها گذشت و من راهِ مامایی را برگزیدم و برادرم، پزشکی را؛ اما آن عشقِ نخستین به کتاب، هرگز از جانمان زدوده نشد. امروز که سی و پنج سال از فعالیتِ حرفهایام در آبادان میگذرد، هنوز هم در پشتِ میزِ کارم، کتابی گشوده دارم و هر لحظهٔ فراغت را به خواندنِ آن اختصاص میدهم. همان عادتِ شیرینِ کودکی، اکنون مرهمی است برای روزهای پرمشغلهی کاری. اما مادر، آن معلمِ مهربان، در سالِ کرونا، در میانِ طوفانِ بیماری، از میانمان رفت؛ پیش از آنکه چشمانش برای همیشه بسته شود، وصیتی بر دلِ ما نهاد: ساختنِ مدرسهای در روستاهای محروم.
امروز، به لطفِ خداوند، آن وصیت را به انجام رساندهایم؛ مدرسهای به نامِ «هاجر» در روستای شلحهٔ حاج حسین در حوالیِ آبادان بنا کردهایم تا کودکانِ آن دیار، از نعمتِ کتاب و آموزش بیبهره نمانند. همانگونه که مادر، سالها پیش، درِ کتابخانه را به رویِ ما گشود تا جهانی از دانایی را برایمان به ارمغان آورد، ما نیز اکنون درِ مدرسهای را به رویِ کودکانی میگشاییم که شاید برای نخستین بار، با قصهها آشنا شوند و سفری را آغاز کنند که تا پایانِ عمر، همراهشان خواهد بود. و این، به گمانِ من، زیباترین میراثی است که یک معلم میتواند برای نسلِ پس از خود بر جای گذارد؛ نه ثروتی مادی، که دریچهای به سویِ دانایی؛ نه بنایی مجلل، که مدرسهای در دلِ روستا؛ نه نامی بر سنگنوشتهها، که نوری در چشمِ کودکی که تازه راهِ خواندن را یافته است.
✏️جدول داریم تا جدول
شما بچههای خوب بارها و بارها جدول حل کردید و از پاسخ دادن به پرسشهای آن لذت بردید.
مانند:
۱. نام سیارهای که در آن زندگی میکنیم چیست؟
پاسخ: زمین
۲. برای کشیدن خط راست از چه وسیلهای استفاده میکنیم؟
پاسخ: خطکش
۳. مرکز استان خوزستان کجاست؟
پاسخ: اهواز
۴. شاعر شعر کودکانه صد دانه یاقوت کیست؟
پاسخ: مصطفی رحماندوست
📖حالا به این جدول از دفتر قصه کتاب " یک مورچه، هزار گندم" و چند پرسش اول آن نگاه کنید. آیا میتوانید این جدول را حل کنید؟
۱. جوان در داستان طنابی که دیده نمی شد با چه کسی صحبت می کرد؟
۲. بچه در داستان دندان شیری چند دندان داشت؟
۳.آن مرد پوستش، چشمهایش و موهایش چه رنگی بود؟
۴. مردی که سگ پایش را گاز گرفت در آخر داستان با چه کسی صحبت می کرد؟
و ...
🔰برای جواب دادن به این پرسشها و پیدا کردن رمز آن، ابتدا باید کتاب داستان را با دقت بخوانید. گاهی شاید دو یا سه بار کتاب را بخوانید و سپس جدول آن را با لذت حل کنید.
🌼هر کتاب داستان، یک دفتر قصه در کنارش دارد. یکی از فعالیتهای لذتبخش هر دفتر قصه، جدول و سرگرمی آن است.
🦋برای آشنایی با کتابهای داستان مورد علاقه خودت و دفتر قصه آن، اینجا کلیک کن.
https://survey.porsline.ir/s/Zbrnqbt7
✉️ پیامک: ۰۲۱۸۵۶۷۰
☎️ تلفن پشتیبانی : ۰۲۱۸۸۸۳۷۰۰۰
http://shop.meraat.ir
http://Www.instory.ir
ما را با عبارت زیر را در اینستاگرام جستجو کنید.
instory_ir
💐از خط خطی تا داستاننویسی؛ پرورش نویسندگان کوچک
دفتر قصه اختصاصی برای هر کتاب داستان، با فراهم آوردن فضایی امن و شخصی، کودک را به نوشتن تشویق میکند. برخلاف کتابهای درسی که جای خالی را برای پاسخهای از پیش تعیینشده باقی میگذارند، دفتر قصه، بستری بینهایت برای خلاقیت است. کودک در این دفتر میتواند نقاشی بکشد، کلمات جدید را یادداشت کند، جملات ساده بنویسد و به تدریج به داستاننویسی بپردازد. این فرایند گامبهگام، که از تصویر شروع میشود و به متن ختم میگردد، اضطراب نوشتن را کاهش میدهد و اعتمادبهنفس کودک را برای بیان نوشتاری افزایش میدهد. پژوهشها نشان دادهاند که دفترهای داستاننویسی با فضایی برای نقاشی و نوشتن، برای کودکان دبستانی بسیار جذاب و مؤثر هستند.
فعالیتهای متنوع دفتر قصه، هر یک به پرورش جنبهای از مهارت نوشتن کمک میکنند. "کشیدن نقاشی از صحنهی موردعلاقه و نوشتن یک جمله دربارهی آن"، اولین قدم برای ارتباط تصویر و کلمه است. "تکمیل داستان ناتمام"، درک ساختار روایی و توانایی نتیجهگیری را تقویت میکند. "نوشتن داستانی جدید با الهام از تصاویر کتاب"، خلاقیت و توانایی خلق شخصیت را به چالش میکشد. این رویکرد، که در آن نوشتن به عنوان یک فعالیت پویا و خلاقانه دیده میشود، با نتایج پژوهشهای متعددی همخوانی دارد که بر اهمیت فعالیتهای داستانمحور در پرورش مهارتهای نوشتاری تأکید میکنند.
یکی از مهمترین کارکردهای دفتر قصه، پرورش توانایی "بازنویسی" یا "بازآفرینی" است. وقتی کودک داستان را با کلمات خود در دفتر مینویسد، در حقیقت در حال درونیسازی ساختارهای زبانی و الگوهای داستانی است. تحقیقات نشان میدهد که بازگویی داستان به صورت نوشتاری، به کودکان کمک میکند تا بر ابزارهای انسجام دستوری مانند ارجاع، حروف ربط و حذف و جانشینی مسلط شوند و گفتمان نوشتاری منسجمتری تولید کنند. این مهارت، پایهی اساسی برای نویسندگی در سطوح بالاتر است.
در نهایت، وجود دفتر قصه به عنوان "دارایی شخصی" کودک، حس مالکیت و مسئولیت را برمیانگیزد. کودک با مرور دفتر خود در طول سال، پیشرفت نوشتاری خود را به عینه میبیند و این امر، انگیزهی او را برای نوشتن بیشتر و بهتر تقویت میکند. این حس موفقیت، که با هر صفحهی پر شدهی دفتر افزایش مییابد، یکی از مهمترین عوامل در پرورش نویسندهای مشتاق و خودباور در سالهای ابتدایی تحصیل است.
🦋تابستان است و مدرسه تعطیل
حالا این بهترین فرصت است تا با کتاب داستان و دفتر قصه، یادگیری را به شیرینترین بازیِ روز تبدیل کنیم.
🔷️پدرهای مهربان و مادرهای دلسوز
نگران افت درسی فرزندان خود نباشید. چون کتابهای داستان و دفترهای قصه، بدون کوچکترین اجبار، چهار مهارت ارتباطی شنیدن، صحبت کردن، خولندن و نوشتن را با لذت به کودکان هدیه میدهند.
📖دانشآموز عزیز
کتابهای داستان مورد علاقهات را انتخاب کن. داستانها را بخوان و بعد با دفترهای قصه، سوار بر ماشین زمان، خیالپردازی کن
نقاشی بکش
داستان بنویس
قصه ناتمام را با سلیقه خودت کامل کن
با دوستانت گفتگو کن
✏️و بعد
با نوشتنِ اولین کلمهی "روزی روزگاری"، این تابستان را به خاطرهای ناب و پربار از دانایی و خلاقیت تبدیل کن
📚برای تهیه کتابهای داستان و دفاتر قصه اینجا کلیک کن.
www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL
http://shop.meraat.ir
http://Www.instory.ir
اگر خواستی تماس بگیر و سفارش بده.
✉️ پیامک: ۰۲۱۸۵۶۷۰
☎️ تلفن پشتیبانی : ۰۲۱۸۸۸۳۷۰۰۰
ما را با عبارت زیر در اینستاگرام جستجو کنید.
instory_ir
🔰کارشناسان ما، مشاور انتخاب شما هستند.
12.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼مصطفی رحماندوست، چهرهی نامآشنا در قصهگویی و قصهنویسی در این چند دقیقه نکات جالبی را مطرح میکند که گوش دادن به آن میتواند برای معلمان، مربیان و والدین جذاب و قابل تأمل باشد.
🔷️قصه گویی مثل راز است؛ رازی که هم شنیدنش دل نشین است و هم گفتنش.
💐قصه هم بزرگترها را آرام میکند و هم بچهها را. اما برای بچهها جور دیگری معنا دارد.
🏕امروزه در سراسر دنیا کارگاه های متعدد قصهگویی برگزار میشود و بیشتر مخاطبانش بچهها هستند. بچههایی که به تجربههای بزرگترها دل میسپارند، یاد میگیرند که دنیا را میشود با قصه فهمید با قصه لمس کرد و با قصه زیباتر دید.
⚘️از قصه، شعر، داستان و طنز که بگذریم، بعضی از بچهها عاشق حل جدول هستند. در مجلهی گلک نو، یکی از مطالب جدول و سرگرمی است.
🎨 این مجله مختص دانشآموزان پایههای پنجم و ششم دبستان است.
🎁 مرکز توسعه سواد خواندن مجموعهای از مجلات گلک را برای دانشآموزان پایههای اول تا ششم منتشر میکند.
با تهیه هر مجله، میتوانی از اوقات فراغت خودت لذت ببری.
🔗️ جهت مشاهده فیلم معرفی مجلات و ثبت سفارش لینک رسمی زیر را انتخاب کنید .
https://survey.porsline.ir/s/wkevcY3
📞 سفارش: ۰۲۱۸۵۶۷۰
🌐 shop.meraat.ir
🌐 www.instory.ir
💐چگونه قصه، غم و خشم دیابت را به پذیرش تبدیل میکند؟
🌼یکی از بزرگترین چالشهای دانشآموزان دیابتی، ناتوانی در بیان احساسات پیچیدهای مانند خشم، ترس و غم است. آنها ممکن است به جای گفتن «میترسم»، سکوت کنند یا پرخاشگری نشان دهند. اما قصه، به عنوان زبان طبیعی کودک، میتواند پلی باشد میان دنیای درون او و محیط کلاس. با شنیدن داستان شخصیتی که همان احساسات را تجربه میکند، کودک به آرامی یاد میگیرد که احساساتش قابل درک و طبیعی است.
دکتر مینا برادران ساداتی روانشناس کودک و نوجوان در بیست و هشتمین سمینار علمی آموزشی انجمن دیابت ایران در گفتگو با واحد رسانهای موسسه نوآوران قصه و داستان خطاب به معلمان مدارس گفت:" تصور کنید در کلاس خود کودکی دارید که به تازگی دیابت او تشخیص داده شده است. این دانشآموز ممکن است با خود فکر کند: "چرا من؟ آیا با بقیه فرق دارم؟". به جای ارائهی نصیحتهای مستقیم، داستان دختری به نام سارا را برای همهی دانشآموزان بخوانید که میگوید: "من عصبانی هستم. چرا باید من دیابت داشته باشم؟". وقتی کودک دیابتی میشنود که شخصیت داستان همین حس را دارد، متوجه میشود عصبانیت او طبیعی است و این شناخت، اولین قدم برای آرامش و یافتن راهحل است.
این عضو گروه روانشناسی انجمن دیابت ایران در ادامه از زاویه اجرایی افزود:" بعد از خواندن داستان، یک فعالیت گروهی ترتیب دهید. از دانشآموزان بخواهید نقاشی از احساسات شخصیت داستان بکشند یا دربارهی آن صحبت کنند. این کار به کودک دیابتی کمک میکند بدون اینکه مستقیماً به او فشار بیاید، احساساتش را بشناسد و نامگذاری کند. همچنین به همکلاسیهایش میآموزد که همدلی کنند و تفاوتها را بپذیرند."
وی که در این زمینه مقالات متعددی را به رشته تحریر درآورده یادآور شد:" به یاد داشته باشید که قصه، زبان قلب کودک است. وقتی کودک با قلب خود یاد بگیرد که احساساتش ارزشمند است، تغییر عمیقتر و ماندگارتر از هر توصیهی مستقیمی رخ میدهد. با این روش، کلاس شما به جایی تبدیل میشود که کودک دیابتی در آن احساس امنیت میکند و جرأت مییابد دربارهی چالشهایش حرف بزند."
✅ تجربیات مدارس در اجرای برنامه توسعه سواد خواندن
⬇️ جهت مشاهده نمونهای از گزارشهای اجرای بسته قصه و داستان در مدارس از لینک زیر بازدید فرمایید.
https://survey.porsline.ir/s/T0lpluxy
✉️ پیامک: ۰۲۱۸۵۶۷۰
☎️ تلفن پشتیبانی : ۰۲۱۸۸۸۳۷۰۰۰