📚شیرینیها را خوردند، اما آن مدرسه هنوز کتابخانه دارد
بیست سال پیش، در یکی از همان شبهای اول مهر که بوی دفتر تازه و مداد تراشخورده توی کوچهها میپیچید، من با کیفِ کوچکِ پسرم و قلبی پر از ذوق، پا به مدرسهٔ دولتیِ محلهٔ قدیمیمان گذاشتم. مدرسه سجاد، با حیاطِ سیمانی و نیمکتهای چوبیاش، اما برای من مقدسترین جای شهر بود؛ چون اولین تجربهٔ مادریِ مدرسهایام را رقم میزد.
جلسهٔ اولیا و مربیان به روال همیشگی گذشت: از نمره و قانون تا درخواستِ کمک مالی. اما وقتی هوا تاریک شد و همه رفتند، من و همسرم، با اصرارِ دلی که بوی کتاب میداد، به دفتر مدیر رفتیم. آقای جمالی، مدیری با چشمانی مهربان، از کمبودها گفت. اما وقتی به کتابخانه رسیدیم، دلم شکست. قفسهها، خالی از آن چیزهایی بود که جانِ مدرسهاند؛ خالی از کتابهای غیردرسی.
همسرم، که خودش با کتاب نفس میکشد، ناگهان گفت: "بهجای پول نقد، اجازه دهید کتاب بخریم. کتابی که بماند، بخوانند و دستبهدست بچرخد، از سکه ارزشش بیشتر است."
مدیر مکث کرد. یک ساعت حرف زدیم از کودکی که با کتاب بزرگ میشود، از آیندهای که در میان برگهها ساخته میشود. بالاخره پذیرفت.
آن شب، وقتی کلید قفل کتابخانه را به ما سپرد، انگار به ما اعتماد کرد تا رویای کوچکی را در آن قفسههای خالی جا دهیم.
از فردا، جستجو آغاز شد. از انتشاراتی ِ معروف تا ناشرانِ کوچک. تا اینکه به یک انتشارات تخصصی رسیدیم و مجموعهٔ کتابهای آنان را دیدیم؛ کتابهایی که مثل نامشان، طراوتِ دانستن را به جان مینشاندند. با راهنماییِ مدیر و مسئول انتشارات، ۱۳۰ جلد انتخاب شد. تخفیفی که دادند، بهانهای شد تا ۲۷ جلد دیگر هم به سبد اضافه کنیم. روی جلد همه، با خطی خوانا نوشتیم: «وقفِ مدرسه».
نه به نام خودمان، نه به نامِ روز؛ فقط به یادِ تمام بچههایی که سالها بعد، شاید پشت این نیمکتها مینشینند.
روز تحویل کتابها، اشکِ شوق در چشمهای مدیر حلقه زد. قرار شد هر هفته، کتابها به نوبت بین بچهها بچرخد و هر ماه، به بهترین خلاصهنویسی، جایزهای تعلق بگیرد. تا فرهنگِ کتابخوانی، نه یک شعار، که ضربانِ تپندهٔ آن مدرسه شود.
حالا سال ۱۴۰۵ است. پسرم، آن پسرِ کلاس اولیِ دیروز، امروز دانشآموخته ٔ مهندسی پزشکی است و در اتاقش کتابخانهای دارد که دیوار به دیوارِ کتابخانهٔ پدرش است. هنوز هم فاکتورِ کهنهٔ آن خرید را لایِ یکی از کتابها نگه داشتهام؛ نه برای عددش، برای یادآوریِ این که کمک به مدرسه، گاهی پذیرایی از شکم نیست، روشنکردن ِ چراغِ ذهن است.
و ما آن شب، به جای پول، کتابهایی هدیه دادیم که هنوز در دلِ بچهها ورق میخورد.
و راستی، معلمها!
اگر این متن را در کلاس میخوانید، از بچهها بپرسید: "به جای یک پول، دوست داری چه چیزی به مدرسه هدیه بدهی که برای همیشه بماند؟"
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دفتر قصه "هیولای من گم شده"
🌼 مخاطبان دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی
وقتی قصهی هیولای من گم شده رو خوندی برو سراغ دفتر قصه اش. اول از همه جدول رو حل کن. توی بخش سرگرمی به همراه دری از جاده های پر پیچ و خم عبور کن. با دوستات درباره شخصیتهای داستان گفتگو کن و نظرت رو درباره هر کدوم بگو. بعد با دوستات نمایش جشن تولد پارمیس رو اجرا کن. در آخر داستان رو به سلیقه خودت ادامه بده و دو تا از شخصیت ها رو نقاشی کن.
📒دفتر قصه، دفتری برای ساختن خاطرات شیرین
⬇️ برای مشاهده محصولات توسعه سواد خواندن مدرسه محور مرآت و فیلمهای معرفی از لینک زیر بازدید فرمایید:
https://survey.porsline.ir/s/Zbrnqbt7
✉️ پیامک: ۰۲۱۸۵۶۷۰
☎️ تلفن پشتیبانی : ۰۲۱۸۸۸۳۷۰۰۰
🦋هنوز تابستان است و مدرسه تعطیل
حالا این بهترین فرصت است تا با کتاب داستان و دفتر قصه، یادگیری را به شیرینترین بازیِ روز تبدیل کنیم.
🔷️پدرهای مهربان و مادرهای دلسوز
نگران افت درسی فرزندان خود نباشید. چون کتابهای داستان و دفترهای قصه، بدون کوچکترین اجبار، چهار مهارت ارتباطی شنیدن، صحبت کردن، خولندن و نوشتن را با لذت به کودکان هدیه میدهند.
📖دانشآموز عزیز
کتابهای داستان مورد علاقهات را انتخاب کن. داستانها را بخوان و بعد با دفترهای قصه، سوار بر ماشین زمان، خیالپردازی کن
نقاشی بکش
داستان بنویس
قصه ناتمام را با سلیقه خودت کامل کن
با دوستانت گفتگو کن
✏️و بعد
با نوشتنِ اولین کلمهی "روزی روزگاری"، این تابستان را به خاطرهای ناب و پربار از دانایی و خلاقیت تبدیل کن
📚برای تهیه کتابهای داستان و دفاتر قصه اینجا کلیک کن.
www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL
http://shop.meraat.ir
http://Www.instory.ir
اگر خواستی تماس بگیر و سفارش بده.
✉️ پیامک: ۰۲۱۸۵۶۷۰
☎️ تلفن پشتیبانی : ۰۲۱۸۸۸۳۷۰۰۰
ما را با عبارت زیر در اینستاگرام جستجو کنید.
instory_ir
🔰کارشناسان ما، مشاور انتخاب شما هستند.
🔹یاد میگیریم 🔹گفتوگو میکنیم
🔹روایت میکنیم 🔹اقدام میکنیم
🔻ویژه مدیران و مسولین آموزش ابتدایی🔻
💡 با محتوای آموزشی، یاد بگیریم.
💬 با طرح پرسش ها، گفتوگو کنیم.
🎙 با بیان تجربههای مدرسه، روایت کنیم.
🌐 با «راهنمای اقدام مدرسه»، عمل کنیم.
✔️تمام موارد فوق و ثبت نام در وبینار از طریق لینک رسمی زیر در دسترس است:
meraat.ir/survey/s-6nW7h5GZ
دفترمرکزی : ۰۲۱۸۵۶۷۰
پشتیبانی و فروش : ۰۲۱۸۸۸۳۷۰۰۰
.
خیلی زود وارد دنیای کار و تلاش شد. در نوجوانی به عنوان عکاس به یک موسسه مطبوعاتی راه یافت. مدتی نگذشت که برای عکاسی روانه جبههها شد و عنوان جوانترین عکاس تاریخ دفاع از میهن در سالهای ۵۹ تا ۶۷ را کسب کرد. جوایز متعددی در عکاسی خبری گرفت و اینک یک خاطره از کتاب و کتابخوانی حميدرضا نجفزاده پیش روی شماست.
👇👇
📚 از کتابخانه مدرسه تا تحریریه مجله کیهان بچهها
او هنوز ده ساله نشده بود که کتاب برایش چیزی بیشتر از چند صفحه کاغذ بود؛ پنجرهای بود رو به دنیایی که میخواست آن را کشف کند. مادرش، بانویی خانهدار بود و امور زندگی فرصت نمیداد تا برایش کتاب بخواند، اما این کمبود هرگز نتوانست شوق خواندن را از او بگیرد.
کتابخانه مدرسه برایش پناهگاهی دوستداشتنی بود و هر هفته خودش را به کتابها میرساند و ساعتها سرگرم خواندن میشد. مجله "کیهان بچهها" رفیق هفتگیاش بود. هیچوقت در رویای کودکیاش تصور هم نمیکرد روزی برسد که گذرش به موسسه مطبوعاتی کیهان بیافتد و دفتر تحریریه کیهان بچهها را از نزدیک ببیند. جایی که تعدادی شاعر، نویسنده، هنرمند و گرافیست دورهم مینشینند و تلاش میکنند تا مجله کیهان بچهها با یک دنیا مطلب خواندنی به دست کودکان برسد.
حمیدرضا هم که از خوانندگان پروپاقرص این مجله، از مدتها قبل بود، دیدن این افراد برایش جذابیت داشت.
حالا کار به جایی رسیده بود که گاهی یکی از عکسهایش هم در کیهان بچهها چاپ میشد.
با اینکه حالا نوجوان بود و به سمت جوانی پیش میرفت اما باز هم دلش برای مجله کیهان بچهها میتپید. حالا او غیر از کتاب که در کتابخانه تحریریه روزنامه در اختیارش بود، با کلی مجله و روزنامه هم سروکار داشت.
خواندن برایش لذتبخش شده بود. به قول معروف مثل نان داغی که تازه از تنور بیرون میآمد، حمیدرضا نجفزاده هم به مطالب، مقالات، خبرها و گزارشها، ساعتی زودتر از آنکه در سراسر شهر به دست بچهها و بزرگترها برسد، دسترسی داشت و انها را مطالعه میکرد.
تفاوت دیگر ماجرا در این بود که مردم فقط شعر، قصه، داستان، خبر و گزارش را در مجله و روزنامه میخواندند اما او نویسندگان، شاعران و خبرنگاران این مطالب را هر روز و هفته رو در رو میدید و میشناخت.
برخی از این افراد هم خودشان صاحب کتاب و تألیفات بودند. خواندن کتابهای آنان هم لذت دیگری داشت.
گاهی یک کتاب و مجله، پیش از آنکه شغل و آینده یک کودک را بسازد، او را با دنیای تازهای آشنا میکند. آن کودک بعدها عکاس شد، به جبهه رفت و عکسهایی ماندگار گرفت که در تاریخ ثبت شد. اما ریشهای از آن مسیر را میتوان در همان کتابخانه کوچک مدرسه و شبهایی پیدا کرد که این کودک دهساله تصمیم گرفت کتاب بخواند.
22.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📗دفتر قصهی "شیرینی مربایی"
🌼مخاطبان دانشآموزان پایه ششم ابتدایی
🍰اگه کتاب قصه ی شیرینی مربایی رو خوندی وقتشه که بری سراغ دفتر قصه اش. اول جدول رو حل کن. بعد با دوستات درباره کتاب و ویژگیهای شخصیتی داستان گفتگو کن. داستان شیرینی مربایی رو ادامه بده و اگه دوست داشتی قصهات رو ضبط کن.
راستی تو چطوری دو نفر رو با هم آشتی می دی؟
دفتر قصه دفتری برای ساختن خاطرات شیرین
📚برای تهیه کتابهای داستان و دفاتر قصه اینجا کلیک کن.
www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL
http://shop.meraat.ir
http://Www.instory.ir
اگر خواستی تماس بگیر و سفارش بده.
✉️ پیامک: ۰۲۱۸۵۶۷۰
☎️ تلفن پشتیبانی : ۰۲۱۸۸۸۳۷۰۰۰
ما را با عبارت زیر در اینستاگرام جستجو کنید.
instory_ir
🔰کارشناسان ما، مشاور انتخاب شما هستند.
هر کودکی نویسنده داستان زندگی خود است، اما اغلب از این قدرت بیخبر است. داستانهای دارای مضامین تابآوری و همدلی، به کودکان یاد میدهند که چگونه میتوانند داستان زندگی خود را به شکلی توانمندساز روایت کنند. به جای آنکه خود را قربانی شرایط ببینند ("همه چیز علیه من است")، میآموزند که نقصها و چالشهایشان را به عنوان فصلهای ابتدایی ماجراجویی قهرمانانهشان تعریف کنند که آنها را برای فتح قلههای بعدی آماده میکند.
این فرایند که در روانشناسی "بازسازی روایت" نامیده میشود، تأثیر شگرفی بر سلامت روان دارد. وقتی کودکی که در دوستیابی مشکل دارد، داستانی را میشنود، میبیند که شخصیتی با مشکلی مشابه، چطور با یافتن استعداد منحصربهفردش، جایگاه خود را پیدا میکند. این داستان به او الگویی میدهد تا تجربه آزاردهنده "تنهایی" را به فرصتی برای "خودشناسی" تبدیل کند. روایت او از " هیچکس مرا دوست ندارد" به "من هنوز دوست صمیمیام را پیدا نکردهام" تغییر میکند.
معلمان میتوانند این فرایند را با فعالیتهای سادهای تسهیل کنند. برای مثال، از دانشآموزان بخواهید یک چالش کوچک در زندگی خود را انتخاب کرده و آن را به سبک یک داستان قهرمانی سه قسمتی روایت کنند:
۱. مشکل چه بود؟
۲. چه تلاشی کردم؟
۳. نتیجه چه شد و چه آموختم؟
این کار، نگاه کودک به مسئله را از "تهدید" به "چالش" تغییر میدهد.
کلید این رویکرد، تأکید بر "رشد" و "یادگیری" به جای "پیروزی" یا "شکست" نهایی است. کودکی که یاد میگیرد حتی از یک شکست کامل، یک داستان جذاب از یادگیری و پختگی بیافریند، برای همیشه در برابر سختترین ضربههای عاطفی زندگی واکسینه میشود. این همان گنج پنهان در دل داستانهای خوب است.
🔻شرایط شرکت و دریافت گواهی حضور در وبینار سواد خواندن اعلام شد:
🌐 مؤسسه دانشبنیان مرآت با هدف افزایش سطح آگاهی و دانش افزایی ، وبیناری تخصصی با موضوع «سواد خواندن، زیربنای یادگیری عمیق» را با حضور دو تن از نویسندگان و پژوهشگران حوزه آموزش و یادگیری، ويژه مدیران و مسئولان آموزش دوره ابتدایی روز سهشنبه ۱۰ شهریور برگزار میکند.
✔️مجید علیخانی مدیر آموزش و توسعه مؤسسه دانشبنیان مرآت در گفتگو با واحد رسانهای این مرکز با اعلام این خبر گفت:" در این وبینار که از ساعت ۱۶.۰۰ تا ۱۷.۳۰ بعدارظهر، به بررسی نقش بنیادین مهارت خواندن در شکلگیری یادگیری ماندگار و عمیق در دانشآموزان میپردازد، عبدالعظیم کریمی نویسنده، پژوهشگر و مدیر اسبق مرکز مطالعات پرلز و تیمز ایران و محمد ناصری نویسنده، پژوهشگر و مدیر مرکز توسعه سواد خواندن مرآت حضور دارند و ضمن ارائه تازهترین مباحث این حوزه، به پرسشهای از پیش ارائه شده شما پاسخ میدهند.
✔️مدیران و مسئولان آموزشی دوره ابتدایی که علاقمند به شرکت در این وبینار هستند لازم است از قبل اقدام به ثبت نام کرده و برای این کار شماره تلفن همراه، نام مدرسه، شهر و استان خود را مشخص کنند. همچنین سه محتوای ارزشمند برای آشنایی با موضوع وبینار در قسمت محتوای پیش از وبینار در اختیار شما قرار دارد که لازم است پیش از حضور در جلسه این محتواها را خوانده، دیده و شنیده باشید. این محتواها شامل منتخبی از کتاب شور زیستن و لذت خواندن از انتشارات مرآت اثر عبدالعظیم کریمی، فیلمی کوتاه با موضوع ارتباط خواندن با پیشرفت تحصیل دانش آموزان و موفقیت در دروس دیگر از عبدالعظیم کریمی و همچنین فایل صوتی محمد ناصری با موضوع لذت خواندن و یادگیری عمیق میشود که لینک آن ادامه خبر ارائه شده است."
✔️علیخانی در خصوص نحوه ارائه پرسش برای این وبینار نیز افزود:" سوال و تجربه شما بخشی از این وبینار است که افراد علاقمند میتوانند پرسشها و مسائل خود درباره "سواد خواندن در مدرسه" را از طریق دکمه پیشبینی شده در لینک برای ما بفرستند و سخنرانان به پرسشهای آنان پاسخ خواهند داد."
✔️او درباره اطلاعات ورود به وبینار نیز گفت:" یک روز پیش از برگزاری وبینار لینک ورود به همراه، نام کاربری و رمز عبور به شماره همراه ثبت شده مدیر پیامک خواهد شد. در روز وبینار نیز راس ساعت ۱۶ از طریق اطلاعات ارسال شده این عزیزان میتوانند وارد وبینار شوند و از محتوای آن استفاده کنند."
✔️مدیر آموزش و توسعه مؤسسه دانشبنیان مرآت درباره همراهی این مجموعه پس از وبینار با علاقمندان و شرکت کنندگان نیز یادآور شد:" پس از سه روز کاری بعد از وبینار، فایل گواهی حضور ویژه همکارانی که در وبینار شرکت داشته باشند و لینک نظرسنجی پایان وبینار را تکمیل کرده باشند به آنان ارائه خواهد شد. همچنین فیلم وبینار، آمار شرکت کنندگان در وبینار و نتایج نظرسنجی نیز منتشر میشود. پاسخ به سوالات مطرح شده قبل از وبینار و در حین وبینار نیز از جمله نکاتی است که موسسه دانش بنیان مرآت آنها را به مخاطبان ارائه میکند."
✔️علیخانی در پایان تاکید کرد:" سواد خواندن، یکی از کلیدیترین مهارتهای پایه در فرآیند یادگیری محسوب میشود و این نشست بر آن است تا با ارائه رویکردهای نوین، به تبیین روشهای تقویت این مهارت به عنوان زیرساخت اصلی یادگیری عمیق بپردازد. پژوهشها نشان میدهند که بین عملکردهای شناختی دانشآموزان و سطح سواد خواندن آنها رابطه مستقیمی وجود دارد؛ بهگونهای که تقویت درک مطلب، مستقیماً بر توانایی تحلیل و ارزیابی انتقادی اطلاعات تأثیر میگذارد."
✅ اطلاعات کاملتر و ثبت نام در وبینار از طریق لینک رسمی زیر در دسترس است:
meraat.ir/survey/s-6nW7h5GZ
دفترمرکزی : ۰۲۱۸۵۶۷۰
پشتیبانی و فروش : ۰۲۱۸۸۸۳۷۰۰۰