eitaa logo
قصه در مدرسه
5.8هزار دنبال‌کننده
593 عکس
298 ویدیو
9 فایل
مرکز توسعه سواد خواندن ◇ ارتباط با ادمین: @ghdm_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
🌼عشق و فرهنگ؛ رمز پیروزی است هر روز مسافتی طولانی از روستای بنزرک در استان هرمزگان را همراه با چند نفر از دوستانش طی می‌کرد تا خود را به مدرسه شجره طیبه شهر میناب برساند و پشت میز و نیمکت کلاس پایه چهارم بنشیند و درس بخواند. "مریم بازرک" آن روز صبح هم از خواب ناز بیدار شد و پای سفره سحر نشست بی آنکه بداند... نمازش را خواند و از نازنین مادرش خواست تا موهایش را ببافد تا خانه را به مقصد مدرسه ترک کند. مریم رفت با یک دنیا امید، اما پیکر بی جانش با موهایی که دست نامهربان دشمن پریشانش کرده بود، بازگشت... مریم عاشق کتاب، قصه و داستان بود. برای خانواده‌اش شعر می‌خواند. مراقب و رفیق برادر سه ساله‌اش بود. برای دوستانش قصه تعریف می‌کرد و نوشته‌هایی را که باب دلش بود با دستخط خودش روی دفترچه‌اش می‌نوشت و گاه کنارش نقاشی می‌کشید. مریم عضو کتابخانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود و از کتاب جدا نمی‌شد. مریم دوست داشت وقتی بزرگ شد معروف شود تا همه با او عکس بگیرند؛ حالا او معروف ترین آدم شهرش که نه معروف ترین آدم ایران شده و تمام دنیا می دانند که او و دوستانش معصومانه ساکن آسمان شده اند. حالا فرشته ها صف کشیده اند تا با او عکس بگیرند. وقتی تصویری از او به دستمان رسید که با دستخط خودش شعر ایران از مصطفی رحماندوست را روی آن نوشته بود، با این شاعر محبوب کودکان تماس گرفتیم و ... جنگ و زورگویی، مقاومت و صبر، قصه و مادربزرگ، شعر و پدربزرگ، مریم و میناب، آغوش و تحمل؛ از جمله واژگانی بود که رحماندوست در گفتگوی تلفنی با ما در میان گذاشت. خبر ادامه دارد 👇👇
🔶️تاریخ گواه مقاومت است 🕊در حالی که سایه جنگ و تهاجم دشمن بر آسمان و زمین سنگینی می‌کند، مفهوم «مقاومت» تنها به میدان‌های نبرد محدود نمی‌شود؛ بلکه از دل خانواده‌ها و آغوش مادران سرچشمه می‌گیرد. متن کامل خبر👇👇👇
🔶️تاریخ گواه مقاومت است 🕊در حالی که سایه جنگ و تهاجم دشمن بر آسمان و زمین سنگینی می‌کند، مفهوم «مقاومت» تنها به میدان‌های نبرد محدود نمی‌شود؛ بلکه از دل خانواده‌ها و آغوش مادران سرچشمه می‌گیرد. با نگاهی به تاریخ و الگوبرداری از قهرمانانی چون شهدای مظلوم مدرسه میناب، ضرورت ایجاد بستری از آرامش و پیوندهای عاطفی در میان کودکان برای مقابله با ترس‌های ناشی از جنگ، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. مصطفی رحماندوست در گفتگو با موسسه نوآوران قصه و داستان با بیان این نکته گفت:" تاریخ جهان همواره روایتگر نبرد میان زورگویان و مظلومان بوده است؛ اما تاریخ ثابت کرده که تجاوزگر همیشه پیروز نیست. همان‌گونه که مقاومت ویتنام توانست قدرت بزرگی چون آمریکا را به زانو درآورد، امروز نیز ایران در برابر تهاجم دشمن از زمین و آسمان، با هدف تکه‌تکه کردن استقلال کشور، قرار گرفته است. با این حال، ایمان به یکپارچگی ایران و قدرت مقاومت، تضمین می‌کند که این توطئه‌ها به شکست خواهند رسید." او در ادامه گفت:" یکی از چالش‌های اصلی در دوران جنگ، مدیریت واکنش‌های عاطفی والدین در برابر کودکان است. اغلب اوقات، جیغ و فریاد ناشی از وحشتِ بزرگسالان، بدون آنکه ماهیت واقعی خطر را توضیح دهد، تنها باعث القای ترسِ بی‌دلیل به کودکان می‌شود. این واکنش‌ها، درست مانند برخورد با یک پدیده ناشناخته، باعث می‌شود کودک بدون درک حقیقت، تنها از ترسِ والدین خود بترسد؛ در حالی که هدف، انتقال آرامش و قدرت است." این شاعر بلند آوازه کشورمان همچنین تاکید کرد:" در برابر سختی‌های روزگار، مقاومت می‌تواند شکل‌های متفاوتی به خود بگیرد. پیشنهاد اصلی برای عبور از این بحران، تقویت پیوندهای خانوادگی از طریق فعالیت‌های سنتی است. جمع شدن خانواده‌ها دور هم برای قصه‌گویی، خواندن شعر و انجام بازی‌های محلی، می‌تواند بسیار موثرتر از بازی‌های الکترونیکی باشد. این صمیمیت و آغوش‌های گرم، ظرفیت تحمل روانی و پایداری اعضای خانواده را در برابر فشارهای بیرونی به شدت افزایش می‌دهد." رحماندوست در پایان افزود:" میراث واقعی مقاومت را می‌توان در جزئی‌ترین آثار گذشتگان جستجو کرد؛ همان‌گونه که دست‌خط زیبای شهید دانش‌آموز، مینایی، در نوشتن اشعار میهن، تأثیری فراتر از پنجاه سال شعرگویی شاعری چون من دارد. این شهادت، به معنای پذیرش بزرگ و عمیق مسئولیت در برابر وطن است. اکنون وظیفه مادران، مربیان و بزرگترهاست که با بازخوانی شعر و روایت داستان، آرامشی مقدس ایجاد کنند تا نسل جوان بتواند با قدرت و شکوه، از این روزگار سخت عبور کند."
فایل صوتی گفتگو با مصطفی رحماندوست.mp3
زمان: حجم: 5.1M
فایل صوتی گفتگوی موسسه نوآوران قصه و داستان با مصطفی رحماندوست شاعر و نویسنده نامدار کشورمان
15.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📗مجله‌ی بهاری "نو‌گلک" ویژه کلاس اولی‌ها اینک در اختیار شماست! مجله‌ای رنگارنگ، شاد و سرشار از قصه شعر و بازی هر صفحه از "نو گلک" فرصتی است برای كشف لبخند و یادگیری. 🎁 فصلنامه‌های «گلک»؛ دنیایی پر از نشاط و شادابی برای همراهی دانش آموزان دبستان در مسیر خواندن 🌐 مرکز توسعه سواد خواندن مجموعه‌ای تازه از مجلات گلک  را منتشر کرد. چهار فصلنامه برای دانش‌آموزان پایه‌های اول تا ششم در مسیر شیرین یادگیری و لذت بردن از خواندن. برای تهیه مجله 👇👇 📞 سفارش: ۰۲۱۸۵۶۷۰ 🌐 shop.meraat.ir 🌐instory.ir
21.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎧قصه ظهر جمعه 🎧 📕 داستان «چی شد چی نشد؟» 📗از کتاب : چی شد چی نشد؟ 📍پسته خانوم تصمیم گرفته بود آش خوشمزه‌ای بپزد و آن را با همسایه‌ها تقسیم کند. اما یک مشکل کوچک داشت: کاسه‌ای برای پخت آش نداشت! او به همسایه نزدیکش سر زد و از او خواست که یک کاسه به امانت بگیرد. اما ناگهان، اگر کاسه همسایه بیفتد و بشکند، چه خواهد شد؟ اینجاست که قصه ما آغاز می‌شود و ما یاد می‌گیریم که مهربانی و امانت‌داری چقدر اهمیت دارد. برای شنیدن این داستان زیبا و جذاب، فایل صوتی «قصه ظهر جمعه» را حتماً گوش کنید! 🎧📖 🌟 ها 🤝 🥣🐄
😊گفتگو در شرایط بحرانی، آرامبخش روح و روان دانش‌آموزان است ☎️تلفن به صدا درآمد. مادر گوشی را برداشت و بعد از احوالپرسی به دخترش گفت که با شما کار دارند. دختر گوشی را گرفت، با شنیدن صدای آن طرف خط، از شوق متحیر شد. حدس هر کسی را می‌زد مگر خانم معلمش که در جنگ ۱۲ روزه، جویای حال و احوالش شده است. خانم معلم با همه‌ی شاگردانش یک به یک تماس می‌گرفت و احوالپرسی می‌کرد. دوران مدرسه در پیش از جنگ ۱۲ روزه تمام شده بود اما این تماس‌ها کاری کرد که آرامش در جان بچه‌ها نشست. متن کامل خبر👇👇
😊گفتگو در شرایط بحرانی، آرامبخش روح و روان دانش‌آموزان است ☎️تلفن به صدا درآمد. مادر گوشی را برداشت و بعد از احوالپرسی به دخترش گفت که با شما کار دارند. دختر گوشی را گرفت، با شنیدن صدای آن طرف خط، از شوق متحیر شد. حدس هر کسی را می‌زد مگر خانم معلمش که در جنگ ۱۲ روزه، جویای حال و احوالش شده است. خانم معلم با همه‌ی شاگردانش یک به یک تماس می‌گرفت و احوالپرسی می‌کرد. دوران مدرسه در پیش از جنگ ۱۲ روزه تمام شده بود اما این تماس‌ها کاری کرد که آرامش در جان بچه‌ها نشست. معصومه صفری معلم پایه پنجم دبستان دخترانه نورا منطقه ۵ تهران و مدرس دانشگاه با بیان این خاطره گفت:" در جنگ اخیر رمضان که باز دشمن به سرزمین ما هجوم آورد، من آن تجربه و تأثیرش را مجدد در کلاس خودم بکار گرفتم و حتی با دوستان و همکارانم به مشارکت گذاشتم تا از دستاورد گفتگو با بچه‌ها برای ایجاد آرامش بیشتر در وجودشان استفاده کنیم." او که مدرس فنون بحث و مذاکره در دانشگاه نیز هست در ادامه به اهمیت گفتگو با افراد به ویژه دانش‌آموزان اشاره کرد و افزود:" با اینکه گفتگو و صحبت با تک تک شاگردان خیلی وقت و انرژی از من می‌گرفت و می‌گیرد، با این وجود من همچنان با بچه‌ها صحبت می‌کنم. زیرا بچه‌های پایه پنجم ابتدایی نه آن‌قدر بزرگ هستند (مثل دانشجویانم )که بی‌پروا هر آنچه در جامعه می‌گذرد را برایشان تحلیل کنیم و نه آنقدر کودک هستند که بشود واقعیت (تلخ) روزگار را از آنان پنهان کرد. من این بار برای بچه‌ها پیام‌هایی هم می‌نوشتم و از آنان می‌خواستم از حال و احوال خودشان برایم بنویسند. از احساسات، ترس‌ها، نگرانی‌ها و دغدغه‌های‌شان حرف بزنند." این معلم مجرب و باسابقه در ادامه به یکی دو نمونه کوتاه از پیام‌هایی که برای شاگردانش در این مدت فرستاده اشاره کرد: 🌼🌼بچه‌های عزیزم! زندگی همیشه آفتابی و آسمان همیشه صاف نیست. گاهی اوقات طوفان می‌شود و گاهی تاریکی شب همه جا را می‌گیرد. اما همیشه یک صبح خورشیدی بعد از آن شب‌های تاریک هست. یادمان باشد که: ستاره‌ها فقط در شب‌های تاریک دیده می‌شوند و الماس‌ها هم فقط تحت فشار زیاد ساخته می‌شوند. تلاش شما در این شرایط سخت این پیام را دارد که من تسلیم نمی‌شوم و قدرتمند هستم. 🌼🌼 ⚘️⚘️دخترم فیلسوفان یک قاعده‌ی ساده و در عین حال عمیق دارند: «تعطیلی در آفرینش محال است.» ‌بدانیم که، هیچ لحظه‌ای خنثی نیست. هیچ روزی صفر نیست. یا داریم چیزی می‌سازیم یا داریم اجازه می‌دهیم چیزی بدون ما ساخته شود. تعطیلیِ کامل، نداریم.⚘️⚘️ صفری در ادامه به نوشتن نکته‌های کوتاه و ابراز علاقه توسط معلم برای شاگردان و تأثیر آن بر روی روحیه دانش‌آموزان اشاره کرد و گفت:" وقتی با شاگرد خودتان ابراز همدردی می‌کنید و او شما را به عنوان یک دلسوز واقعی پذیرا می‌شود، کلام‌تان در دانش‌آموز اثرگذار خواهد بود. من از شاگردانم در این مدت همیشه خواسته‌ام با نوشتن و یا یک پیام صوتی از حال و احوال خودشان و خانواده‌شان به من خبر بدهند و مرا از سلامتی‌‌شان مطلع کنند. وقتی شما با شاگردتان اینطور ارتباط برقرار کنید، او احساس می‌کند هیچ فاصله‌ای میان او با معلمش و خانواده‌اش وجود ندارد و ما مجموعه‌ای یکپارچه هستیم." وی در پایان به نمونه‌ای از دستاوردهای این ارتباط صمیمانه معلم و شاگرد اشاره کرد و گفت:" من امروز این مصرع شعر یعنی "ای وطن ای مادر تاریخ ساز...." را به بچه‌ها دادم و از آنان خواستم با نگاه خودشان حداقل یک بیت شعر بنویسند و این مصرع را کامل کنند. شعری را که در ادامه تقدیم شما می‌کنم محصول اندیشه یکی از دانش‌آموزم فاطمه به‌پسند است: *ای وطن ای مادر تاریخ ساز* پرچم تو تا ابد در اهتزاز دامن دشتت شقایق پرور است خاک پاکت جمله عاشق پرور است مردمان تو شریفند و اصیل در شجاعت مردمانت بی بدیل هر که را چشم طمع سوی تو شد کنده با دست خودش او گور خود
31.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ناصر نادری، نوبسنده و مدرس داستان‌نویسی: «قصه در مدرسه» کارکرد اخلاقی و تربیتی دارد. 🔰 یکی از کارکردهای داستان خوب، عنصر اخلاقی و تربیتی داستان است. 🔰 مضمون و درون‌مایه بیشتر داستان‌های کودکان، ارائه پیام‌های اخلاقی به شکلی کاملاً هنرمندانه است. 🔰 این شگرد، آموزه‌ای است که ما از داستان‌های قرآن و کتاب‌های آسمانی آموخته‌ایم.   ✨ با به کارگیری بسته قصه و داستان در مدرسه این هدف مهم محقق خواهد شد. ╭•⊰◄📚›••⊱─━─━─━•─┈· · · 📄 بروشور بسته قصه و داستان 🎬 فیلم معرفی بسته‌ها 🌐 وب‌سایت قصه در مدرسه 🛒 خرید بسته‌ها 💢در کانال ایتا《قصه در مدرسه》عضو شوید: https://eitaa.com/ghdmpub
🔵کلیپ‌ها، موشن‌گرافی‌ها و فیلم‌های تبلیغاتی مربوط به فصلنامه‌های گلک و کانال همسایه ما یعنی " من می‌دانم من می‌توانم " را که ملاحظه می‌کنید حاصل فکر و تجربه همین آقا معلم هنرمند است. کارشناسی روانشناسی کودک و نوجوان دارد به همراه ۳۳ سال تجربه تدریس در تمام‌پایه‌ها از دوم دبستان تا کلاس چهارم دبیرستان. در کار با اپلیکیشن‌های تولید فیلم و عکس و آموزش آن هم استاد و توانا. فهرست تجربه‌ها و توانمندی‌هایش یک دفترچه بلندبالاست. در این فرصت علی اکبر شریفی از خاطراتش برای ما می‌نویسد. اولین آن تقدیم نگاه مهربان شما. 👇👇👇
🦋رمضان در رمضان (قسمت اول) ✍ چهارشنبه ششم اسفندماه یک هزار و چهارصد و چهار در مجتمع دبیرستانی امام صادق (ع) در میدان آزادی تهران تدریس داشتم، درس کاروفن آوری. روزی همراه با تجربه ای نو ، منحصر به فرد و تکرار نشدنی با دانش آموزان خوب پایه های هفتم ، هشتم و نهم. بعد از اتمام تدریس در ساعت دو و نیم بعدازظهر با موتور به دفتر انتشارات قصه و داستان رفتم تا آخرین فایل های آماده شده را به آقای شهابلو برسانم. بعد از انتقال فایل ها در دفتر انتشارات سوار بر موتور باهم همراه شدیم . در مسیر از هر دری صحبت شد . شرایط کاری ، مذاکرات و ... در سه راهی خیابان آزادی و خیابان شادمان از هم جدا شدیم . باید خودم را به منزل می رساندم ، چون قرار بود همسرم برای مراسم چهلم مادرش به شهر لاهیجان برود . آخر شب برادر و همسر برادرش به اتفاق او راهی شهر لاهیجان شدند و تقریبا من تا سحر و رسیدن آن ها به مقصد نخوابیدم . یاد خاطره ای از زندگی دهخدا افتادم . او چندین سال از عمر گرانبهایش را بدون تعطیلی برای نگاشتن لغت نامه ی ارزشمندش صرف کرده بود ، و فقط چند روز برای فوت مادرش کار نگارش را تعطیل کرده بود . به واقع مادر همسر مثل مادر خود فرد می ماند ، اما من و دخترم یکی با عنوان دانش آموز و دیگری به عنوان معلم او را در این مصیبت تنها گذاشته بودیم . صبح روز پنج شنبه دخترم را به کانون زبان وصال بردم و تا پایان کلاس او سعی کردم  در ماشین کمی استراحت کنم و بی خوابی شب قبل را جبران نمایم . روز جمعه هشتم اسفند ماه از راه رسید . جمعه شب تا صبح چندین و چندبار از خواب بیدار شدم . علت این بی‌خوابی خبرهای ضد و نقیضی بود که هر چه کنار هم می چیدم پازل آن جور در نمی آمد ! ذهنم بین توافق و جنگ دوباره در نوسان بود . تجربه هشت سال جنگ در نوجوانی و جنگ دوازده روزه در میانسالی به جانم افتاده بود . هر لحظه منتظر صدای انفجار بودم . بیش از نیم قرن زندگی در نزدیکی فرودگاه مهرآباد و کم شدن صداهای مزاحم پروازهای شبانه در چند شب گذشته برایم علامت خوبی نداشت . صدای مزاحم هواپیماهای در حال فرود حالا دیگر مزاحم نبود رنگ و بوی آرامش می داد! در طول شب در خواب و بیداری هر لحظه منتظر صدای انفجار بودم که صدای بیدار باش تلفن همراهم به صدا در آمد . ساعت شش و سی دقیقه صبح بود ! همه چیز آرام بود ، نفس راحتی کشیدم . دخترم را بیدار کردم و با موتور او را به هنرستان محل تحصیلش رساندم . هنوز دلواپس بودم . زبانم بین دو نقش پدری و معلمی در نوسان بود ! نقش پدری بر نقش معلمی غلبه کرد . به او گفتم کنار پنجره و شیشه نشین ، با لحنی التماس گونه ادامه دادم به کسی چیزی نگو ممکنه بچه های دیگه دلواپس بشن، خُب ! کلاه کاسکت موتور که در مسیر به سرش بود را به من داد و همینطور که از پله های هنرستان بالا می رفت گفت خُب بابا ، خیالت راحت . کلاه کاسکت را روی سر گذاشتم و با وارد شدن او به هنرستان از نقش پدری خارج شدم و به نقش معلمی خزیدم ، آن هم معلم هنر پایه پنجم و ششم ! گاز موتور را چرخاندم و و با دور زدن موتور به سمت مجتمع آموزشی خواجه نصیر الدین طوسی در منطقه پنج تهران راهی شدم ... ( ادامه دارد. )
📗روش‌های خلاقانه، کودکان را به سمت دنیای کتاب سوق می‌دهد 🔶️ایجاد اشتیاق و علاقه به کتابخوانی از همان سال‌های اولیه کودکی، امری بنیادین برای تربیت نسلی عمیق‌نگر و پرسشگر است. کارشناسان بر نقش تعیین‌کننده والدین و مربیان کودکستان به عنوان اولین معلمان این مسیر تأکید دارند. اکرم کشایی، شاعر، منتقد و کارشناس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با بیان این مطلب گفت:" درک عمیق و مفید از متون، نیازمند ایجاد اشتیاق درونی به خواندن است؛ چرا که خواندن بدون علاقه، صرفاً به روخوانی و یا حتی گمراهی در دنیای پرهیاهوی رسانه‌ها منجر می‌شود. غفلت از این موضوع در دوران کودکی، پیامدهای ناگواری چون ساده‌اندیشی در بزرگسالی را به همراه خواهد داشت." این کارشناس در ادامه تاکید کرد:" پدران و مادران به عنوان اولین راویان و پرورش‌دهندگان ذوق شنیداری کودکان، نقشی بی‌بدیل در نهادینه کردن عادت به مطالعه ایفا می‌کنند. مداخلات لازم برای تقویت سواد خواندن باید پیش از آموزش رسمی و از همان سال‌های اولیه زندگی در بستر خانواده آغاز شود. مربیان کودکستان نیز به عنوان افرادی که با یکی از حساس‌ترین مقاطع سنی کودکان سروکار دارند، نباید فرصت طلایی ایجاد رغبت به خواندن را از دست بدهند." او در ادامه یادآور شد:" این انتقال علاقه به خواندن، پرچمی است که از دست خانواده و مربی مهدکودک به دست معلم مدرسه می‌رسد. موفقیت معلمان در شکوفاسازی این اشتیاق در دانش‌آموزان، مستلزم آن است که خودشان نیز کتابخوان باشند و با روش‌های خلاقانه، کودکان را به سمت دنیای کتاب سوق دهند."