21.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎧قصه ظهر جمعه 🎧
📕 داستان «چی شد چی نشد؟»
📗از کتاب : چی شد چی نشد؟
📍پسته خانوم تصمیم گرفته بود آش خوشمزهای بپزد و آن را با همسایهها تقسیم کند. اما یک مشکل کوچک داشت: کاسهای برای پخت آش نداشت! او به همسایه نزدیکش سر زد و از او خواست که یک کاسه به امانت بگیرد.
اما ناگهان، اگر کاسه همسایه بیفتد و بشکند، چه خواهد شد؟ اینجاست که قصه ما آغاز میشود و ما یاد میگیریم که مهربانی و امانتداری چقدر اهمیت دارد.
برای شنیدن این داستان زیبا و جذاب، فایل صوتی «قصه ظهر جمعه» را حتماً گوش کنید! 🎧📖#قصه_چی_شد_چی_نشد 🌟 #مهربانی_همسایه ها 🤝 #داستان_خوب 🥣🐄
😊گفتگو در شرایط بحرانی، آرامبخش روح و روان دانشآموزان است
☎️تلفن به صدا درآمد. مادر گوشی را برداشت و بعد از احوالپرسی به دخترش گفت که با شما کار دارند. دختر گوشی را گرفت، با شنیدن صدای آن طرف خط، از شوق متحیر شد. حدس هر کسی را میزد مگر خانم معلمش که در جنگ ۱۲ روزه، جویای حال و احوالش شده است. خانم معلم با همهی شاگردانش یک به یک تماس میگرفت و احوالپرسی میکرد. دوران مدرسه در پیش از جنگ ۱۲ روزه تمام شده بود اما این تماسها کاری کرد که آرامش در جان بچهها نشست.
متن کامل خبر👇👇
😊گفتگو در شرایط بحرانی، آرامبخش روح و روان دانشآموزان است
☎️تلفن به صدا درآمد. مادر گوشی را برداشت و بعد از احوالپرسی به دخترش گفت که با شما کار دارند. دختر گوشی را گرفت، با شنیدن صدای آن طرف خط، از شوق متحیر شد. حدس هر کسی را میزد مگر خانم معلمش که در جنگ ۱۲ روزه، جویای حال و احوالش شده است. خانم معلم با همهی شاگردانش یک به یک تماس میگرفت و احوالپرسی میکرد. دوران مدرسه در پیش از جنگ ۱۲ روزه تمام شده بود اما این تماسها کاری کرد که آرامش در جان بچهها نشست.
معصومه صفری معلم پایه پنجم دبستان دخترانه نورا منطقه ۵ تهران و مدرس دانشگاه با بیان این خاطره گفت:" در جنگ اخیر رمضان که باز دشمن به سرزمین ما هجوم آورد، من آن تجربه و تأثیرش را مجدد در کلاس خودم بکار گرفتم و حتی با دوستان و همکارانم به مشارکت گذاشتم تا از دستاورد گفتگو با بچهها برای ایجاد آرامش بیشتر در وجودشان استفاده کنیم."
او که مدرس فنون بحث و مذاکره در دانشگاه نیز هست در ادامه به اهمیت گفتگو با افراد به ویژه دانشآموزان اشاره کرد و افزود:" با اینکه گفتگو و صحبت با تک تک شاگردان خیلی وقت و انرژی از من میگرفت و میگیرد، با این وجود من همچنان با بچهها صحبت میکنم. زیرا بچههای پایه پنجم ابتدایی نه آنقدر بزرگ هستند (مثل دانشجویانم )که بیپروا هر آنچه در جامعه میگذرد را برایشان تحلیل کنیم و نه آنقدر کودک هستند که بشود واقعیت (تلخ) روزگار را از آنان پنهان کرد. من این بار برای بچهها پیامهایی هم مینوشتم و از آنان میخواستم از حال و احوال خودشان برایم بنویسند. از احساسات، ترسها، نگرانیها و دغدغههایشان حرف بزنند."
این معلم مجرب و باسابقه در ادامه به یکی دو نمونه کوتاه از پیامهایی که برای شاگردانش در این مدت فرستاده اشاره کرد:
🌼🌼بچههای عزیزم!
زندگی همیشه آفتابی و آسمان همیشه صاف نیست. گاهی اوقات طوفان میشود و گاهی تاریکی شب همه جا را میگیرد. اما همیشه یک صبح خورشیدی بعد از آن شبهای تاریک هست.
یادمان باشد که:
ستارهها فقط در شبهای تاریک دیده میشوند و الماسها هم فقط تحت فشار زیاد ساخته میشوند.
تلاش شما در این شرایط سخت این پیام را دارد که من تسلیم نمیشوم و قدرتمند هستم. 🌼🌼
⚘️⚘️دخترم
فیلسوفان یک قاعدهی ساده و در عین حال عمیق دارند:
«تعطیلی در آفرینش محال است.»
بدانیم که، هیچ لحظهای خنثی نیست. هیچ روزی صفر نیست.
یا داریم چیزی میسازیم یا داریم اجازه میدهیم چیزی بدون ما ساخته شود. تعطیلیِ کامل، نداریم.⚘️⚘️
صفری در ادامه به نوشتن نکتههای کوتاه و ابراز علاقه توسط معلم برای شاگردان و تأثیر آن بر روی روحیه دانشآموزان اشاره کرد و گفت:" وقتی با شاگرد خودتان ابراز همدردی میکنید و او شما را به عنوان یک دلسوز واقعی پذیرا میشود، کلامتان در دانشآموز اثرگذار خواهد بود. من از شاگردانم در این مدت همیشه خواستهام با نوشتن و یا یک پیام صوتی از حال و احوال خودشان و خانوادهشان به من خبر بدهند و مرا از سلامتیشان مطلع کنند. وقتی شما با شاگردتان اینطور ارتباط برقرار کنید، او احساس میکند هیچ فاصلهای میان او با معلمش و خانوادهاش وجود ندارد و ما مجموعهای یکپارچه هستیم."
وی در پایان به نمونهای از دستاوردهای این ارتباط صمیمانه معلم و شاگرد اشاره کرد و گفت:" من امروز این مصرع شعر یعنی
"ای وطن ای مادر تاریخ ساز...."
را به بچهها دادم و از آنان خواستم با نگاه خودشان حداقل یک بیت شعر بنویسند و این مصرع را کامل کنند. شعری را که در ادامه تقدیم شما میکنم محصول اندیشه یکی از دانشآموزم فاطمه بهپسند است:
*ای وطن ای مادر تاریخ ساز*
پرچم تو تا ابد در اهتزاز
دامن دشتت شقایق پرور است
خاک پاکت جمله عاشق پرور است
مردمان تو شریفند و اصیل
در شجاعت مردمانت بی بدیل
هر که را چشم طمع سوی تو شد
کنده با دست خودش او گور خود
31.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ناصر نادری، نوبسنده و مدرس داستاننویسی: «قصه در مدرسه» کارکرد اخلاقی و تربیتی دارد.
🔰 یکی از کارکردهای داستان خوب، عنصر اخلاقی و تربیتی داستان است.
🔰 مضمون و درونمایه بیشتر داستانهای کودکان، ارائه پیامهای اخلاقی به شکلی کاملاً هنرمندانه است.
🔰 این شگرد، آموزهای است که ما از داستانهای قرآن و کتابهای آسمانی آموختهایم.
✨ با به کارگیری بسته قصه و داستان در مدرسه این هدف مهم محقق خواهد شد.
╭•⊰◄📚›••⊱─━─━─━•─┈· · ·
#گفت_و_گو
#قصه_و_داستان
#قصه_در_مدرسه
📄 بروشور بسته قصه و داستان
🎬 فیلم معرفی بستهها
🌐 وبسایت قصه در مدرسه
🛒 خرید بستهها
💢در کانال ایتا《قصه در مدرسه》عضو شوید:
https://eitaa.com/ghdmpub
🔵کلیپها، موشنگرافیها و فیلمهای تبلیغاتی مربوط به فصلنامههای گلک و کانال همسایه ما یعنی " من میدانم من میتوانم " را که ملاحظه میکنید حاصل فکر و تجربه همین آقا معلم هنرمند است. کارشناسی روانشناسی کودک و نوجوان دارد به همراه ۳۳ سال تجربه تدریس در تمامپایهها از دوم دبستان تا کلاس چهارم دبیرستان. در کار با اپلیکیشنهای تولید فیلم و عکس و آموزش آن هم استاد و توانا. فهرست تجربهها و توانمندیهایش یک دفترچه بلندبالاست.
در این فرصت علی اکبر شریفی از خاطراتش برای ما مینویسد. اولین آن تقدیم نگاه مهربان شما.
👇👇👇
🦋رمضان در رمضان
(قسمت اول)
✍ چهارشنبه ششم اسفندماه یک هزار و چهارصد و چهار در مجتمع دبیرستانی امام صادق (ع) در میدان آزادی تهران تدریس داشتم، درس کاروفن آوری. روزی همراه با تجربه ای نو ، منحصر به فرد و تکرار نشدنی با دانش آموزان خوب پایه های هفتم ، هشتم و نهم.
بعد از اتمام تدریس در ساعت دو و نیم بعدازظهر با موتور به دفتر انتشارات قصه و داستان رفتم تا آخرین فایل های آماده شده را به آقای شهابلو برسانم. بعد از انتقال فایل ها در دفتر انتشارات سوار بر موتور باهم همراه شدیم . در مسیر از هر دری صحبت شد . شرایط کاری ، مذاکرات و ... در سه راهی خیابان آزادی و خیابان شادمان از هم جدا شدیم .
باید خودم را به منزل می رساندم ، چون قرار بود همسرم برای مراسم چهلم مادرش به شهر لاهیجان برود . آخر شب برادر و همسر برادرش به اتفاق او راهی شهر لاهیجان شدند و تقریبا من تا سحر و رسیدن آن ها به مقصد نخوابیدم .
یاد خاطره ای از زندگی دهخدا افتادم . او چندین سال از عمر گرانبهایش را بدون تعطیلی برای نگاشتن لغت نامه ی ارزشمندش صرف کرده بود ، و فقط چند روز برای فوت مادرش کار نگارش را تعطیل کرده بود . به واقع مادر همسر مثل مادر خود فرد می ماند ، اما من و دخترم یکی با عنوان دانش آموز و دیگری به عنوان معلم او را در این مصیبت تنها گذاشته بودیم .
صبح روز پنج شنبه دخترم را به کانون زبان وصال بردم و تا پایان کلاس او سعی کردم در ماشین کمی استراحت کنم و بی خوابی شب قبل را جبران نمایم .
روز جمعه هشتم اسفند ماه از راه رسید . جمعه شب تا صبح چندین و چندبار از خواب بیدار شدم . علت این بیخوابی خبرهای ضد و نقیضی بود که هر چه کنار هم می چیدم پازل آن جور در نمی آمد ! ذهنم بین توافق و جنگ دوباره در نوسان بود . تجربه هشت سال جنگ در نوجوانی و جنگ دوازده روزه در میانسالی به جانم افتاده بود . هر لحظه منتظر صدای انفجار بودم . بیش از نیم قرن زندگی در نزدیکی فرودگاه مهرآباد و کم شدن صداهای مزاحم پروازهای شبانه در چند شب گذشته برایم علامت خوبی نداشت . صدای مزاحم هواپیماهای در حال فرود حالا دیگر مزاحم نبود رنگ و بوی آرامش می داد!
در طول شب در خواب و بیداری هر لحظه منتظر صدای انفجار بودم که صدای بیدار باش تلفن همراهم به صدا در آمد . ساعت شش و سی دقیقه صبح بود ! همه چیز آرام بود ، نفس راحتی کشیدم .
دخترم را بیدار کردم و با موتور او را به هنرستان محل تحصیلش رساندم . هنوز دلواپس بودم . زبانم بین دو نقش پدری و معلمی در نوسان بود ! نقش پدری بر نقش معلمی غلبه کرد . به او گفتم کنار پنجره و شیشه نشین ، با لحنی التماس گونه ادامه دادم به کسی چیزی نگو ممکنه بچه های دیگه دلواپس بشن، خُب ! کلاه کاسکت موتور که در مسیر به سرش بود را به من داد و همینطور که از پله های هنرستان بالا می رفت گفت خُب بابا ، خیالت راحت . کلاه کاسکت را روی سر گذاشتم و با وارد شدن او به هنرستان از نقش پدری خارج شدم و به نقش معلمی خزیدم ، آن هم معلم هنر پایه پنجم و ششم ! گاز موتور را چرخاندم و و با دور زدن موتور به سمت مجتمع آموزشی خواجه نصیر الدین طوسی در منطقه پنج تهران راهی شدم ...
( ادامه دارد. )
📗روشهای خلاقانه، کودکان را به سمت دنیای کتاب سوق میدهد
🔶️ایجاد اشتیاق و علاقه به کتابخوانی از همان سالهای اولیه کودکی، امری بنیادین برای تربیت نسلی عمیقنگر و پرسشگر است. کارشناسان بر نقش تعیینکننده والدین و مربیان کودکستان به عنوان اولین معلمان این مسیر تأکید دارند.
اکرم کشایی، شاعر، منتقد و کارشناس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با بیان این مطلب گفت:" درک عمیق و مفید از متون، نیازمند ایجاد اشتیاق درونی به خواندن است؛ چرا که خواندن بدون علاقه، صرفاً به روخوانی و یا حتی گمراهی در دنیای پرهیاهوی رسانهها منجر میشود. غفلت از این موضوع در دوران کودکی، پیامدهای ناگواری چون سادهاندیشی در بزرگسالی را به همراه خواهد داشت."
این کارشناس در ادامه تاکید کرد:" پدران و مادران به عنوان اولین راویان و پرورشدهندگان ذوق شنیداری کودکان، نقشی بیبدیل در نهادینه کردن عادت به مطالعه ایفا میکنند. مداخلات لازم برای تقویت سواد خواندن باید پیش از آموزش رسمی و از همان سالهای اولیه زندگی در بستر خانواده آغاز شود. مربیان کودکستان نیز به عنوان افرادی که با یکی از حساسترین مقاطع سنی کودکان سروکار دارند، نباید فرصت طلایی ایجاد رغبت به خواندن را از دست بدهند."
او در ادامه یادآور شد:" این انتقال علاقه به خواندن، پرچمی است که از دست خانواده و مربی مهدکودک به دست معلم مدرسه میرسد. موفقیت معلمان در شکوفاسازی این اشتیاق در دانشآموزان، مستلزم آن است که خودشان نیز کتابخوان باشند و با روشهای خلاقانه، کودکان را به سمت دنیای کتاب سوق دهند."
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🦋سومین شماره فصلنامه " گلک من" ویژه بهار با مطالب جذاب، داستانهای زیبا، شعرهای دوست داشتنی و تصاویر رنگارنگ، همراه با فایلهای صوتی دلنشین در اختیار شماست.
🎨 این مجله مختص کودکان پایه دوم دبستان است.
🎁 فصلنامههای «گلک»؛
دنیایی پر از نشاط و شادابی برای همراهی دانش آموزان دبستان در مسیر خواندن ✨
🌐 مرکز توسعه سواد خواندن مجموعهای تازه از مجلات گلک را منتشر کرد. چهار فصلنامه برای دانشآموزان پایههای اول تا ششم در مسیر شیرین یادگیری و لذت بردن از خواندن.
🔗️ جهت مشاهده فیلم معرفی مجلات و ثبت سفارش لینک رسمی زیر را انتخاب کنید .
https://survey.porsline.ir/s/wkevcY3
📞 سفارش: ۰۲۱۸۵۶۷۰
🌐 shop.meraat.ir
🌐 www.instory.ir
✨قصهگویی؛ ابزاری برای اوجگیری تفکر ✨
📍 قصهگویی یک هنر شگفتانگیز است که میتواند ذهن دانشآموزان را به دنیای خیال ببرد. این فعالیت نه تنها به تقویت حافظه شنیداری کمک میکند، بلکه تمرکز و دقت آنها را نیز افزایش میدهد. بهویژه تغییر در لحن هنگام قصهگویی، این تجربه را نه تنها خستهکننده نمیکند، بلکه سرشار از شوق و انرژی میسازد.
📗 بسته قصه و داستان پایه سوم
🔹کتاب: چی شد؟ چی نشد؟
📕 داستان: ماهیهای شاخدار جنگل آباد
📖 نوع فعالیت: قصهگویی
⬅️ استان: تهران
🔅 نام مدرسه: دبستان دخترانه کوثر
🔅 نام معلم: مژگان شهابی
🔅 شرح تجربه:
در این جلسه، قصه با توجه به شخصیتهای داستان تعریف شد و از دانشآموزان خواسته شد تا پایان قصه را خودشان طور دیگری تغییر دهند و در کلاس بنویسند.
✅ لینک کانال قصه و داستان:
https://eitaa.com/ghdmpub
با ما همراه باشید و دنیای قصهها را کشف کنید! 🌈✨
🌏جغرافیا در فرهنگلغت تعریف دارد اما معنایش برای همگان یکساننیست.
برای هر کسی این واژه را یک تعریف و معنایی هست.
برای برخی، یک درس است در مدرسه یا رشته ای هست در دانشگاه.
برای عده ای، یک مسیر است تا مقصد.
برای جمعی، تعدادی کتاب و نقشه و اطلس و اپلیکیشن است در بازار تجارت.
و اما آن روزها که هنوز خبری از map و نشان و GPS نبود، ما جملگی مدیون نقشه، اطلس و راهنما بودیم.
اگر ما امروز کتابهای فراوانی برای خواندن داریم، انسانهای بزرگی تلاش کردند تا ما از چنین سرمایههایی برخوردار باشیم. این خاطره به نقل از استاد محمدرضا سحاب، سومین نسل از خاندان سحاب است که بخشی از جغرافیای ایران مرهون آنهاست.
ادامه را اینجا بخوانید.👇👇
📚چرا این متنها نقطه ندارد؟
یک روز در لابلای کاغذهای مرحوم پدربزرگم( ابوالقاسم سحاب) به متن زیبایی برخورد کردم که نقطه نداشت. آن را به پدرم( عباس سحاب) نشان دادم و پرسیدم: چرا این متن نقطه ندارد؟ ایشان می گوید: استاد ابوالقاسم سحاب برای اینکه تعداد صفحات بیشتری را رونویسی کند نقطهها را نمیگذاشت و شب در خانه نقطهها را میگذاشت.
آن روزگار استاد ابوالقاسم سحاب صبح اول وقت به وزارت معارف در عمارت مسعودیه می رفت. سپس مسجد سپهسالار و بعد هم کتابخانه مجلس تا از روی کتابها رونویسی کند تا به این ترتیب به گردآوری منابع بپردازد. او با این روش یک کتاب را ظرف ۲۰ روز رونویسی می کرد. زیرا پول برای خرید کتاب نداشت.
او جزو اولین افرادی بوده که در پانوشت آثارش منابع را ذکر کرده است. استاد سحاب با درایت خود موسسه ای را در حوزه دانش جغرافیا بنیان نهاد که کتابخانهای منحصر به فرد دارد.
این حکایت خودش یک قصه بزرگ از زندگی خانواده ما است. آن روزگار اینطوری تلاش میکردند تا بتوانند کتاب تهیه کنند و منابع مطالعاتی در حوزه جغرافیا برای کودکان، نوجوانان، دانشجویان و بزرگسالان فراهم آورند.
آن وقت امروز بسیاری از ما کتابهای فراوانی در دسترس داریم اما آنها را مطالعه نمیکنیم.
📕«دفتر قصه؛ یکی، دوتا، سه تا دوست»
دوم دبستان
🌱 روایت روزهایی که دیوارهای فاصله و کلاسهای مجازی، حریفِ پرواز خیالِ دانشآموزانم نشد.
✅ این دفتر، فقط مشقِ نوشتن نیست؛ ردّپای تفکر و تخیلِ نابی است که از خانه تا کلاسِ مجازی ما پل زد.
👌🌹 افتخار میکنم به دانشآموزانِ {کلاس دوم ابتدایی خورشید} دبستان پسرانه ممتاز حنان که نشان دادند با یک مداد و دنیایی از رویا، میتوان هر فاصلهای را با قصه پر کرد. 📖
🪄قلمتان همیشه پرتوان، نویسندگان کوچک من!
🥇دانش آموز کوشا: سهراب اکبری
✔️آموزگار و راهنما: صبا اکبری