📚 دفتر قصه ابر در چمدان، عینک در هوا
✏️جدول و سرگرمی: تقویت سطوح درک مطلب (pirls)
🗣گفت و گو: تقویت مهارت صحبت کردن
🎨نقاشی: بروز عواطف و احساسات
🎤قصه گویی: رشد تخیل
📝داستان نویسی: تمرین آفرینشگری
✨دارای تاییدیه سازمان پژوهش و برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش
🎬 فیلم معرفی دفترقصه با انتخاب لینک زیر👇
https://www.meraat.ir/Story/gd_1_note_abrDarChamedan.mp4
📍 اطلاعات بیشتر، سفارش و دریافت نمونه از طریق لینک زیر 👇
www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL
✅لینک کانال قصه و داستان👇
https://eitaa.com/ghdmpub
پائیزه طاهری کارشناس ارشد مدیریت امور فرهنگی و بازنشستهی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است. قصهگو، فعال فرهنگی، تسهیلگر حوزه قصه و ادبیات کودک و نوجوان و در ادامه مروج کتابخوانی است.
سالها بهصورت مستمر در زمینه معرفی کتاب، برگزاری نشستها و کارگاههای ادبی، و همراهی با کودکان و نوجوانان در مسیر پرورش خلاقیت و مهارتهای زبانی فعالیت کرده است.
خاطرهای از او در باره اهمیت قصه و قصهگویی در خانواده را باهم میخوانیم.
🔷️قصه فقط گفتن نیست؛ ساختن تجربه است
👇👇👇
1️⃣بخش اول
🔷️قصه فقط گفتن نیست؛ ساختن تجربه است
اگر بخواهم از تاثیر قصه در زندگی شخصیام بگویم، باید به کودکی برگردم.
پدرم عادت داشت مسائل تربیتی ما را نه با تذکر مستقیم، بلکه با قصه برایمان بیان کند. ما سه خواهر و دو برادر بودیم و فضای خانهمان پر از روایت و داستان بود.
یکی از قصههایی که هنوز با جزئیات در ذهنم مانده، قصهی «پائیزه بدو، خروسه بدو» است؛ قصهای که پدرم برای آموزش دستشویی رفتن برایمان ساخته بود.
ما در خانه مرغ و خروس داشتیم و نگهداری هر مرغ به یکی از بچهها سپرده شده بود و هرکدام حتی درختی هم به نام خودمان داشتیم. در قصهی پدرم، وقتی برای دستشویی رفتن دیر کرده بودم، خروسی به من نوک میزد و من جیغزنان شروع به دویدن میکردم:
«پائیزه بدو، خروسه بدو!»
بعد در روایت، خواهرم هم دنبال ما میدوید، بعد بقیه بچهها، بعد مادرم… و درست همان لحظه پدر از سرکار میرسید و صحنهی خندهدار دویدن خروس و بچهها و مادر دور حیاط را میدید و خودش هم به این تعقیب و گریز اضافه میشد.
ما با خنده قصه را دنبال میکردیم و در پایان، پدر خیلی آرام نکتهی تربیتی را میگفت؛
بیآنکه احساس سرزنش یا اجبار کنیم.
این خاطره هنوز برایم سرشار از شادی و صمیمیت است و هر بار که به آن فکر میکنم، میبینم قصه چگونه میتواند آموزش را به تجربهای شیرین و ماندگار تبدیل کند.
خاطرات قصه در زندگی من فقط به پدرم محدود نمیشود. مادرم هم سهم بزرگی در این جهان شیرین داشت. او با متلها و بازیهای کلامی ما را سرگرم میکرد و در دل همان بازیها، مسئولیتپذیری و تقسیم کار در خانه را به ما یاد میداد.
خالهبازیهای ما فقط بازی نبود؛ تمرین زندگی بود.یادم هست با خواهرانم آش رشته میپختیم؛ از وقتی آب ساده شروع به جوشیدن میکرد تا وقتی آش کامل جا میافتاد، پیالهپیاله مزه میکردیم و چه لذتبخش و خوشمزه بود آن تجربههای کودکانه.
اما مادربزرگ پدریام با قصههایش ما را جادو میکرد. او قصههایی میگفت که فقط سرگرمکننده نبودند؛ لایههای عمیق تربیتی داشتند. یکی از قصههایی که در ذهنم مانده، داستان ماری بود که عاشق دختری میشود.
مادربزرگ، بیآنکه مستقیم چیزی بگوید، در خلال همان روایتها، گذر از نوجوانی، تغییرات بلوغ و مفهوم مراقبت از خود را برای حدود بیست نوهی دختر و پسر که کنار هم زیر کرسی مینشستیم، بسیار آهسته و ظریف آموزش میداد.
و مادربزرگ مادریام، با شیوهای دیگر، از دل روایتها و همراهیهایش، اصول آشپزی، خانهداری، محبت و مهرورزی را به ما میآموخت؛ بیآنکه نامی از آموزش ببرد، اما عمیقترین درسها را منتقل میکرد.
وقتی امروز به آن سالها نگاه میکنم، میبینم قصه در خانوادهی ما فقط یک سرگرمی نبود؛ زبان تربیت، آموزش و پیوند عاطفی بود.
شاید اگر آن شبها و آن قصهها نبود، مسیر زندگی من هم شکل دیگری پیدا میکرد.
27.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 محمد ناصری: «قصه در مدرسه» به لذت بردن از خواندن کمک میکند.
🔰 اهمیت کتابخوانی را همه میدانند؛ اما این مدرسه است که لذت بردن از مطالعه را از همان دوران دبستان نهادینه میکند.
🔰 کتاب را باید در معرض دید و اختیار بچهها گذاشت. بچهها مطالعه کردن و گفتوگو درباره کتاب را در مدرسه یاد میگیرند.
🔰 مدرسه، مهمترین عامل موفقیت دانشآموزان در خواندن است.
✅ با به کارگیری بسته قصه و داستان در مدرسه این اهداف مهم محقق خواهد شد.
📄 بروشور بسته قصه و داستان
📚 کتابهای داستان و دفاتر قصه
📽 فیلم معرفی بستهها
🛒 خرید بستهها
╭•⊰◄📚›••⊱─━─━─━•─┈· · ·
#قصه_در_مدرسه
#قصه_و_داستان
در کانال《قصه در مدرسه》عضو شوید 👇
https://eitaa.com/ghdmpub
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هیچکسی حتی فکرش را هم نمیکرد که وسط کلاس درس، ناگهان صدای انفجارهای دور و نزدیک، شهر را چنان به لرزه درآورد که ناگهان مدرسه، خالی از دانشآموزان شود. آن هم نه برای یک روز بلکه برای هفتهها.
خانممعلم که خودش هم مادر است، با قصه و داستان به فرزندش آرامش میداد. ناگهان از خودش پرسید: " خب شاگردان کلاس من الان چه میکنند؟ آنها هم نیاز به آرامش دارند. مجله گلک را آورد و شروع به خواندن و ضبط داستانهایش کرد. فایلهای صوتی قصهگویی را برای شاگردانش میفرستاد.
یکی از این قصهگوییهای شهین نقره خور آموزگار مهربان پایه سوم مجتمع آموزشی سما در شهر شیراز و خاطرهاش را تقدیم شما میکنیم.
🌼🌼🌼🌼
🦋آنکه میان بمبها، مهربانی را قصه گفت
داستان از یک صبح شروع شد؛ صبحی که خبری از صبح نبود، انگار خورشید هم ترسیده بود بیاید.
در کلاس بودم، میان صدای مدادها و خندههای آرام بچهها، که ناگهان زمین زیر پاهایمان لرزید. شیشهها با همه وجودشان به لرزه افتادند، انگار میخواستند فرار کنند. صدایی آمد، نه از آسمان که از ته دل تاریکی... صدای انفجار.
بله، دشمن به ما حمله کرده بود.
نفسهای بچهها حبس شد. چندتا از دخترها بیصدا گریه میکردند. یکی از آنها دستش را محکم توی دست من فشار داد، انگار من آخرین تکیهگاه دنیای او بودم.
تندتند با مادرها و پدرها تماس گرفتیم. گوشی را که برمیداشتم، صدای لرزان مادری یا پدری نگران را میشنیدم که داشت دویدنی میآمد تا جانش را از مدرسه قرض بگیرد.
و ناگهان مدرسه سوت و کور شد. راهروها، که تا دیروز پر از قهقهه بود، حالا ساکت از هر صدایی شده بودند. بچهها رفتند خانههایشان، اما خانهها دیگر خانه نبود... پناهگاههایی بودند در برابر آسمانی که دیوانه شده بود.
شبها، پسرم که کوچک بود، کنارم میلرزید. هر بار صدای موشک میآمد، خودش را توی بازوهایم قایم میکرد و با چشمانی خیس میگفت: «مامان، یه قصه بگو... صداشو نمیشنوم.»
و من قصه میگفتم. نه برای فراموش کردن بمبها که برای به خاطر آوردن رویاها.
آن شب توی دلم گفتم: دانشآموزانم، آن دخترهای زرنگ و نازکنفس، حتماً همین حالا در گوشه اتاقهای تاریکشان همان لرز را دارند. چه کسی برایشان قصه میگوید؟
مجلات «گلک» تازه به دستم رسیده بود. انگار خودشان راهشان را به قلب من پیدا کرده بودند. ورق زدم... ورقها بوی کاغذ تازه میدادند، بوی امید.
داستان «زرافه و پرنده» را خواندم. داستان یکی که بلند بود و یکی که پرواز میکرد؛ یکی به دنبال برگهای بالای درخت و یکی در جستوجوی باد.
شب اول، با صدایی که سعی میکردم لرزش را توی آن قایم کنم، قصه را شروع کردم. نمیدانستم کسی گوش میدهد یا نه. فقط میخواندم برای یک فضای خالی و تاریک.
اما شب دوم، یکی از مادرها پیام داد: «خانم معلم، مریم از همان اول قصه، چراغش را روشن گذاشته بود تا شما را ببیند...»
و این آغاز کار بود.
هر شب، بخشی از داستان را میگفتم. صدایم از پشت گوشی میرفت به اتاقهایی که چراغهای کوچکشان در دل شبهای بمباران، مثل کرم شبتاب میدرخشید. بچهها عادت کرده بودند قبل از قصه بگویند: «خانم، امروز هم انفجار داشتیم اما ما نترسیدیم.»
کمکم، نقاشیهایشان را فرستادند: زرافههایی با گردنهای رنگینکمانی، پرندههایی که روی دوش زرافه نشسته بودند و به آسمانی که دیگر ترسی نداشت نگاه میکردند.
بعد از آن، خودشان هر شب قصه میگفتند. یکی از دخترها قصه «گربهای که از تاریکی نمیترسید» را ساخت. دیگری از «مادری که با صدایش بمبها را خواب میکرد».
من فقط شنونده بودم؛ شنوندهای که اشک شوق روی گونههایش غلط میزد.
شاید رسالت من در روزهای پر سر و صدای جنگ، آرام کردن گوشهای از ذهن این دختران بود. شاید وظیفه یک معلم، در سختترین روزهای تاریخ، فقط این بود که میان آتش و دود، مشتی قصه بکارد تا فردا، وقتی جنگ تمام شد، این دختران بدانند روزی کسی برای نترسیدنشان، از زرافه و پرنده، قصه گفته است.
و هنوز هم، هر وقت صدای انفجاری میآید، به خودم میگویم:
«زیبا بود که میان این همه خشم، مهربانی را بلد بودیم.»
شهین نقرهخور
✏️جدول حل کن، لذت ببر
📗قصه، داستان، شعر، طنز، معرفی کتاب و جدول و سرگرمی، از جمله موضوعها و بخشهای هر شماره فصلنامه گلک برای شماست.
بخش جذاب جدول و سرگرمی همیشه مخاطب خاص خود را دارد.
مداد را برمیداری و شروع به حل جدول میکنی. گاهی از پدر، مادر و دوستانت هم کمک میگیری.
در پایان از خودت میپرسی، آیا جدول را درست حل کردم؟
کنار هر جدول یک رمزینه سریع پاسخ (Qr code) داریم که پاسخ صحیح را به تو نشان میدهد.
🎁فصلنامههای گلک ویژه دانشآموزان پایههای اول تا ششم ابتدایی با یک تماس در اختیار شماست
🔗️ جهت مشاهده فیلم معرفی مجلات و ثبت سفارش لینک رسمی زیر را انتخاب کنید .
https://survey.porsline.ir/s/wkevcY3
📞 سفارش: ۰۲۱۸۵۶۷۰
🌐 shop.meraat.ir
🌐 www.instory.ir
📕داستانپردازی، پل طلایی بین مفاهیم انتزاعی تا درک عمیق درسی است
📚تحقیقات جدید در عصبشناسی تربیتی نشان میدهد که قصه و داستان، دیگر یک ابزار فرعی برای اوقات فراغت دانشآموزان نیست، بلکه کلیدیترین کاتالیزور برای «ساخت و ساز شناختی» مغز در دوران ابتدایی محسوب میشود. در حالی که نظامهای سنتی بر حفظ کردن دادهها اصرار دارند، روایتهای داستانی با تبدیل مفاهیم انتزاعی به مدلهای ذهنی ملموس، مسیر تسلط بر دروس و تقویت مهارتهای چهارگانه ارتباطی (گوش دادن، صحبت کردن، خواندن و نوشتن) را متحول کردهاند.
دکتر یاسین حیات ابدی نویسنده، مترجم و عضو بنیاد نخبگان در گفتگو با واحد خبری موسسه نوآوران قصه و داستان با بیان این نکته بر اهمیت توجه به قصه و داستان تأکید کرد و گفت:" در نظامهای آموزشی سنتی، یادگیری اغلب به معنای انتقال مکانیکی دادهها از کتاب درسی به حافظهٔ دانشآموز تعریف میشود؛ اما روانشناسی مدرن تأکید میکند که یادگیری یک فرآیند «ساختن» است، نه «انبار کردن». دانشآموز دورهٔ ابتدایی در حساسترین مرحلهٔ تکامل مغزی خود قرار دارد؛ مرحلهای که در آن پیوندهای عصبی با سرعت بسیار بالا در حال شکلگیری هستند. در این میان، «قصه و داستان» و «مطالعهٔ غیردرسی» نقش کاتالیزورهای شیمیایی را ایفا میکنند که کیفیت این ساختوساز ذهنی را افزایش میدهند. داستانسرایی از یک فعالیت سرگرمی ساده، به یک استراتژی بنیادین برای تسلط بر دروس تبدیل میشود."
وی که مدت ۱۳ سال است معلم مدارس شاخص کرمان بوده و بیش از ۴۰ عنوان مقاله علمی پژوهشی را به قلم خود ثبت کرده افزود:"
بزرگترین چالش دانشآموز ابتدایی، برخورد با مفاهیم انتزاعی مانند «جاذبه»، «تاریخ»، «عدالت» یا «تقسیم در ریاضیات» است. ذهن کودک درگیر دنیای ملموس است و دادههای خشک را بهسختی پردازش میکند. داستانها با استفاده از استعاره و نماد، این مفاهیم را به شخصیتها و رویدادهای قابل لمس تبدیل میکنند. وقتی یک مفهوم علمی در قالب ماجرا روایت شود، مغز دانشآموز به جای ذخیره یک تعریف، یک «مدل ذهنی» زنده میسازد که پایهٔ فهم عمیق دروس بعدی خواهد بود.
مطالعات نوروتصویربرداری نشان داده که هنگام شنیدن داستان، نواحی گستردهتری از مغز فراتر از منطقهٔ پردازش زبان فعال میشوند: مناطقی که مسئول حس حرکت، بویایی، احساسات و حتی برنامهریزی حرکتی هستند. این الگوی فعالسازی شبکهمانند که «همافروختگی عصبی» نام دارد، دقیقاً همان چیزی است که یادگیری پایدار و عمیق را ممکن میسازد. در مقابل، حفظ طوطیوار مطالب درسی، تنها مدارهای محدودی از حافظهٔ کاری را درگیر میکند که نتیجهاش فراموشی سریع و ناتوانی در کاربرد دانش است."
حیات ابدی که در مراکز علمی و مدارس شهر کرمان فعالیت دارد و دکترای شیمی آلی را در کارنامه مدارج خود به ثبت رسانده میگوید:"
کارشناسان تربیتی توصیه میکنند که خانوادهها و معلمان، مطالعهٔ غیردرسی و قصهگویی را نه یک تفریح حاشیهای، بلکه به عنوان بخشی از برنامهٔ اصلی یادگیری جدی بگیرند. هر داستان، یک شبیهساز ذهنی برای زندگی و دروس آینده است. دانشآموزی که با داستان بزرگ میشود، نه تنها خواندن و نوشتن را بهتر میآموزد، بلکه مهارت «گوش دادن فعال» و «بیان شفاهی» او نیز به طرز چشمگیری تقویت میشود. معماری ذهن انسان با روایت ساخته میشود؛ پس بیاییم به جای انبار کردن اطلاعات در مغز کودکان، به آنها بافت، معنا و داستان هدیه کنیم."
📚 کتاب داستان رازی که فاش شد
✨دارای تاییدیه سازمان پژوهش و برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش
🎧دارای فایل صوتی، به همت صداپیشگان رادیو نمایش به صورت رمزینه در پشت جلد کتاب
🎬 فیلم معرفی کتاب داستان با انتخاب لینک زیر👇
https://s3.ir-thr-at1.arvanstorage.ir/gh1402/5_book_raziKeFashShod.mp4
📍 اطلاعات بیشتر، سفارش و دریافت نمونه از طریق لینک زیر 👇
www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL
✅لینک کانال قصه و داستان👇
https://eitaa.com/ghdmpub
📚 دفتر قصه رازی که فاش شد
✏️جدول و سرگرمی:تقویت سطوح درک مطلب (pirls)
🗣گفت و گو: تقویت مهارت صحبت کردن
🎨نقاشی: بروز عواطف و احساسات
🎤قصه گویی: رشد تخیل
📝داستان نویسی: تمرین آفرینشگری
✨دارای تاییدیه سازمان پژوهش و برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش
🎬 فیلم معرفی دفترقصه با انتخاب لینک زیر👇
https://s3.ir-thr-at1.arvanstorage.ir/gh1402/5_note_raziKeFashShod.mp4
📍 اطلاعات بیشتر، سفارش و دریافت نمونه از طریق لینک زیر 👇
www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL
✅لینک کانال قصه و داستان👇
https://eitaa.com/ghdmpub