eitaa logo
قصه در مدرسه
5.8هزار دنبال‌کننده
596 عکس
300 ویدیو
9 فایل
مرکز توسعه سواد خواندن ◇ ارتباط با ادمین: @ghdm_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
1️⃣بخش اول 📕قصه‌گویی، کودک و جنگ وقتی جهان بیرون ناامن و غیرقابل پیش‌بینی می‌شود، کودکان بیش از هر زمان دیگری به پناهی روانی نیاز دارند. تجربه کار با کودکان در مناطق بحران‌زده نشان می‌دهد که در میان تمام مداخلات حمایتی، «قصه‌گویی» یکی از سریع‌ترین و مؤثرترین ابزارها برای آرام‌سازی و بازسازی احساس امنیت است. داستان زبان طبیعی کودک است؛ زمانی که واقعیت ترسناک می‌شود، کودک به جهان روایت پناه می‌برد. قصه‌گو در شرایط عادی بیشتر نقش سرگرم‌کننده دارد، اما در زمان جنگ به «تنظیم‌کننده هیجان» و «بازساز احساس امنیت» تبدیل می‌شود. مشاهده شده است کودکانی که پس از تجربه بحران قادر به صحبت نبودند، تنها پس از شنیدن چند داستان شروع به حرف زدن، بازی کردن و تعامل با دیگران کرده‌اند. این تجربه‌ها نشان می‌دهد داستان می‌تواند پلی میان سکوت و بیان باشد. در شرایط جنگ، جهان برای کودک  پیش‌بینی ناپذیر می‌شود. ذهن کودک برای آرامش به حس پیش‌بینی‌پذیری نیاز دارد و داستان دقیقاً همین کار را انجام می‌دهد. روایت با ساختار مشخص آغاز، میانه و پایان، به کودک احساس نظم و کنترل می‌دهد. قصه سه کارکرد روان‌شناختی مهم دارد: 🔷️نام‌گذاری احساسات ترس و اضطراب 🔷️ایجاد فاصله امن از واقعیت تلخ 🔷️ارائه پایانی قابل تحمل و امیدبخش به همین دلیل قصه‌گویی را می‌توان نوعی «درمان غیرمستقیم» دانست. کودک بدون آنکه آگاه باشد، از طریق همذات‌پنداری با شخصیت‌ها احساسات خود را پردازش می‌کند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد هنگام شنیدن داستان، سطح هورمون استرس کاهش می‌یابد و شبکه‌های مرتبط با همدلی و تخیل در مغز فعال می‌شوند. ذهن کودک توان پردازش واقعیت خشن را ندارد. روایت داستانی همان واقعیت را به شکلی قابل‌تحمل و قابل‌فهم تبدیل می‌کند. در واقع، داستان مانند یک سپر روانی عمل می‌کند.
33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 معرفی بسته قصه و داستان 🔸 بسته قصه و داستان چه اهدافی را دنبال می‌کند؟ 🔸 بسته قصه و داستان برای کدام گروه‌های سنی مناسب است؟ 🔸 بسته قصه و داستان کدام مهارت‌ها را تقویت می‌کند؟ 🔸 بسته قصه و داستان شامل چه فعالیت‌هایی است؟ 📚داستان این قدرت را دارد تا کودک را به دنیای شخصیت‌ها ببرد. او با قهرمان داستان شادی کند، به پیروزی برسد و قدرت کمک به دیگران را در وجود خود احساس کند. این تجربه مستقیمِ «جای دیگری بودن» قوی‌ترین تمرین برای رشد همدلی است. 💬 پاسخ همه این پرسش‌ها را در فیلم معرفی بسته قصه و داستان ببینید. ╭•⊰◄📚›••⊱─━─━─━•─┈· · · 📗این روزها خواندن کتاب و استفاده از دفتر قصه می‌تواند خیلی به بچه‌ها کمک کند. 📞 سفارش: ۰۲۱۸۵۶۷۰ 🌐 shop.meraat.ir 🌐 www.instory.ir
📚 کتاب داستان هندوانه فضایی ✨دارای تاییدیه سازمان پژوهش و برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش 🎧دارای فایل صوتی، به همت صداپیشگان رادیو نمایش به صورت رمزینه در پشت جلد کتاب 🎬 فیلم معرفی کتاب داستان با انتخاب لینک زیر👇 https://www.meraat.ir/Story/gd_2_book_hendevaneyeFazaei.mp4 📍 اطلاعات بیشتر، سفارش و دریافت نمونه از طریق لینک زیر 👇 www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL ✅لینک کانال قصه و داستان👇 https://eitaa.com/ghdmpub
📚 دفتر قصه هندوانه فضایی ✏️جدول و سرگرمی:تقویت سطوح درک مطلب (pirls) 🗣گفت و گو: تقویت مهارت صحبت کردن 🎨نقاشی: بروز عواطف و احساسات 🎤قصه گویی: رشد تخیل 📝داستان نویسی: تمرین آفرینشگری ✨دارای تاییدیه سازمان پژوهش و برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش 🎬 فیلم معرفی دفترقصه با انتخاب لینک زیر👇 https://www.meraat.ir/Story/gd_2_note_hendevanehFazaei.mp4 📍 اطلاعات بیشتر، سفارش و دریافت نمونه از طریق لینک زیر 👇 www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL ✅لینک کانال قصه و داستان👇 https://eitaa.com/ghdmpub
🦋خدایا رنگ‌ها را به میناب برگردان هزار و سیصد کیلومتر را طی کرده بودی تا برای دوستان آتنا قصه بگویی. برای بچه‌هایی که هنوز صدای خنده‌شان توی کوچه‌های میناب می‌پیچد. اما وقتی به مزارش رسیدی، خودش از آسمان دعوتت کرد که بنشینی و گوش کنی. قصه همیشه این نیست که مادر، پدر یا مربی برای کودک بگوید. گاهی کودکی از آسمان تو را صدا می‌زند. نه با فریاد، نه با اشک، بلکه با همان لبخند شیرین توی قاب عکس. همان لبخندی که جان از پاهایت گرفت. آتنا تو را دعوت کرده بود تا فرازی از قصه زندگی‌اش را بشنوی. او قصه‌اش را از زبان مادربزرگش برایت‌ تعریف کرد. این بار تو نبودی که قصه گفتی. آتنا بود که قصه‌ات کرد. تو را دعوت کرد تا با گوش دل بشنوی که یک بچه، یک امید، هزاران آرزو، زیر آوار چگونه ... آنچه در ادامه می‌خوانید بخشی از سفر به میناب است. ساغر لطفی نژاد داور جشنواره قصه‌گویی و هنرمند حوزه عروسک‌سازی که پیش از این خاطره‌ای در باره‌ی اهمیت قصه و داستان در زندگی‌اش را برایمان گفته بود، این بار نکته‌ای دیگر را از کنار کودکان میناب برایمان نوشت. همان بچه‌هایی که کتاب‌های قصه و داستان را ورق می‌زنند؛ قصه می‌خوانند و رویا می‌سازند و با آن زندگی را ادامه می‌دهند. سخت است سیاه بپوشی اما کودکان را با قصه و داستان یا اجرای نمایش بخندانی. او در این مسیر آرزو کرد:" خدایا رنگ‌ها را به میناب برگردان. " 👇👇👇
🗞آتنا و بی بی همان ساعات اول که به میناب رسیدم، به مزار شهدا رفتم. عکس کودکان زیبا که هر کدام مثل غنچه‌های گل، روی سنگهای سرد و سفید نقش بسته بودند دلم را آتش زد. گریه و اشک کم توان بود برای آتشفشانی که در درونم می‌جوشید. چند ساعتی بین مزارها رفتم و آمدم. گاهی می ایستادم و به‌ چشمهای توی قاب عکسها خیره می‌شدم. آن چشم ها اصلا سرد و بی روح نبودند. من چهره های خندانِ بازیگوشی را می‌دیدم که می‌خواستند از توی قاب بیرون بپرند و بازی کنند.. کامم خشک شده بود. رد اشکها صورتم را می‌سوزاند. گرما بیداد می‌کرد. چون ساعت ها سرپا ایستاده بودم نیاز داشتم گوشه ای بنشینم. به مزار آتنا چملی زاده که رسیدم، لبخند شیرینش توی قاب عکس، جان از پاهایم گرفت. خانواده ی آتنا یک زیلو پهن کرده بودند کنار مزار . مادر بزرگش تعارف کرد بنشینیم. انگار دلش می‌خواست او را بشنوند. شروع کرد تند تند به حرف زدن: " آتنا پیش من در طبقه پایین خانه زندگی می‌کرد، چون مادر و پدر هر دو شاغل بودند. من همیشه برایش لقمه و قمقمه آب می‌گذاشتم توی کیفش. همان روز حادثه،  آتنا گفت؛ بی بی برام چیزی نذار من روزه ام. به حرفش گوش ندادم .چون آنتا هم کوچک بود و هم ناراحتی کلیه داشت و نباید روزه می‌گرفت. گفتم؛ بی بی روزه باش اما آب بخور .و بعد قمقمه را دادم دستش.‌کمی آب خورد و گفت به خانم‌معلم نگی آب خوردم. سرویس مدرسه آمد و او پرید و رفت و رفت و رفت و دیگر برنگشت." دلش پر از آتش بود. مادر بزرگ گفت؛ ۶۰  روزه نمی‌توانم بروم خانه. خانه ام خالی است. گفت کاش بمیرم. گفتم: خدا نکنه. خدا حفظتون کنه. با بغض به سینه اش کوبید و گفت : تو رو خدا این حرفو نزن. تو بگو خدا منو با مرگ ببره.‌ نمیخوام من باشم و آتنا نباشه.. پسرم همین یک بچه را داشت.هر روز برای آتنا قصه میگفت و باعروسکها با آتنا بازی میکرد. تمام وقتش با آتنا بود. حالا اون دو طبقه خانه، بدون صدای آتنا ویران بشه بهتره. اشک امانش نداد. یک بچه ، یک امید و هزاران آرزو زیر آوار به پایان رسید‌. بی بی چادرش را روی صورتش کشید و با ناله شروع به خواندن یک نوحه ی محلی کرد. آتنای کوچک همچنان توی قاب عکس می‌خندید. من همین ابتدای سفر، کم آوردم.
🌼روایت یک معلم از تبدیل تخیل به کلمات زنده در کلاس سوم 🦋یک معلم پایه دوم که همراه شاگردانش به پایه سوم ابتدایی رفته، با روشی نوآورانه، نوشتن را پیش از آموزش رسمی "بندنویسی" به دانش‌آموزانش آموخته و با قصه‌های نیمه‌تمام، شوق داستان‌سرایی را در کلاس زنده نگه داشته است. شهین نقره‌خور آموزگار مجتمع آموزشی سما در شیراز می‌گوید: "من قصه‌هایشان را می‌دانم، لبخندهایشان را می‌شناسم و حتی سکوت‌هایشان که حرف‌های پنهان دارد." او توانسته حس داستان‌نویسی را در کودکان بیدار کند، پیش از آنکه در کلاس سوم با بندنویسی آشنا شوند. روش کار او ساده اما مؤثر است: نیمی از داستان را تعریف می‌کند و نیمه دیگر را به سلیقه دانش‌آموزان واگذار می‌کند. به گفته این معلم، استفاده از روش «بارش فکری» برای نوشتن انشا درباره فصل‌ها (پاییز، بهار، تابستان و زمستان) نتایج شگفت‌انگیزی داشته است. وقتی کودکان با هم قصه می‌سازند، معلم به خوبی می‌فهمد کدام شخصیت دلشان را می‌برد و کدام جمله تخیلشان را به پرواز درمی‌آورد. او معتقد است این روش مهارت‌های خواندن، نوشتن، گفتار و شنیداری را با قصه و تخیل گره می‌زند. این تجربه نشان می‌دهد قصه‌گویی و کتاب خواندن به انسجام‌بخشی ذهن دانش‌آموزان و تقویت تفکر انتقادی (چرایی) کمک می‌کند. نقره‌خور می‌گوید: "من اینجا هستم، کنارشان، نه فقط برای آموزش، بلکه برای سفر در دنیای پر از رنگ و قصه‌هایشان؛ جایی که هر کلمه، دری به سوی دنیای بزرگ‌تر زبان و خیال است."
هدایت شده از ادمين
بزرگداشت حکیم عمر خیام گرامی باد! 🌸 رباعیات جاودانش، راهنمای اندیشه و هنر. ✨ مرکز توسعه سواد خواندن ☎️ ۰۲۱_۸۵۶۷۰
35.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📕 «رویای طالبی» 📝 نویسنده: فروزنده خداجو 🎨 تصویرگر: سحر فرهادروش 👥 مخاطبان: دانش‌آموزان پایه پنجم 📚✨ معرفی کتاب " رویای طالبی"! ✨📖 این کتاب داستانی زیبا و احساسی از پسری به نام طالبی است که در آرزوی رسیدن به مادرش به نظر شما آیا این رویا به حقیقت می پیوندد؟. هر صفحه این کتاب پر از احساس و ماجراهای جذاب است که شما را به دنیای رویاها و آرزوها می‌برد. 🌌❤️ علاوه بر داستان اصلی، این کتاب شامل داستان‌های دیگری نیز هست که هر کدام دنیای خاص خود را دارند. حتماً این کتاب را از دست ندهید! 📖🌟 📄 بروشور بسته قصه و داستان 📚 کتاب‌های داستان و دفاتر قصه 🎬 فیلم معرفی بسته‌ها 🌐 وب‌سایت قصه در مدرسه 🛒 خرید بسته‌ها 💢در کانال ایتا《قصه در مدرسه》عضو شوید: https://eitaa.com/ghdmpub
📚 کتاب داستان اسمش هامون بود ✨دارای تاییدیه سازمان پژوهش و برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش 🎧دارای فایل صوتی، به همت صداپیشگان رادیو نمایش به صورت رمزینه در پشت جلد کتاب 🎬 فیلم معرفی کتاب داستان با انتخاب لینک زیر👇 https://www.meraat.ir/Story/gd_6_book_esmashHamoonBood.mp4 📍 اطلاعات بیشتر، سفارش و دریافت نمونه از طریق لینک زیر 👇 www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL ✅لینک کانال قصه و داستان👇 https://eitaa.com/ghdmpub
📚 دفتر قصه اسمش هامون بود ✏️جدول و سرگرمی:تقویت سطوح درک مطلب (pirls) 🗣گفت و گو: تقویت مهارت صحبت کردن 🎨نقاشی: بروز عواطف و احساسات 🎤قصه گویی: رشد تخیل 📝داستان نویسی: تمرین آفرینشگری ✨دارای تاییدیه سازمان پژوهش و برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش 🎬 فیلم معرفی دفترقصه با انتخاب لینک زیر👇 https://www.meraat.ir/Story/gd_6_note_esmashHamoonBood.mp4 📍 اطلاعات بیشتر، سفارش و دریافت نمونه از طریق لینک زیر 👇 www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL ✅لینک کانال قصه و داستان👇 https://eitaa.com/ghdmpub
فرزانه شاه‌حسینی، با چهل سال سابقه تدریس و مدیریت در حوزه آموزش و پرورش و تالیف چند عنوان کتاب کمک درسی و کمک آموزشی، خاطرات و تجربه‌های زیسته جالبی در امر آموزش غیرمستقیم دارد. یکی از خاطرات این معلم باسابقه و مدیر باتجربه مدرسه را در ادامه باهم‌ می‌خوانیم.  👇👇👇