🌼روایت یک معلم از تبدیل تخیل به کلمات زنده در کلاس سوم
🦋یک معلم پایه دوم که همراه شاگردانش به پایه سوم ابتدایی رفته، با روشی نوآورانه، نوشتن را پیش از آموزش رسمی "بندنویسی" به دانشآموزانش آموخته و با قصههای نیمهتمام، شوق داستانسرایی را در کلاس زنده نگه داشته است.
شهین نقرهخور آموزگار مجتمع آموزشی سما در شیراز میگوید: "من قصههایشان را میدانم، لبخندهایشان را میشناسم و حتی سکوتهایشان که حرفهای پنهان دارد."
او توانسته حس داستاننویسی را در کودکان بیدار کند، پیش از آنکه در کلاس سوم با بندنویسی آشنا شوند. روش کار او ساده اما مؤثر است: نیمی از داستان را تعریف میکند و نیمه دیگر را به سلیقه دانشآموزان واگذار میکند.
به گفته این معلم، استفاده از روش «بارش فکری» برای نوشتن انشا درباره فصلها (پاییز، بهار، تابستان و زمستان) نتایج شگفتانگیزی داشته است. وقتی کودکان با هم قصه میسازند، معلم به خوبی میفهمد کدام شخصیت دلشان را میبرد و کدام جمله تخیلشان را به پرواز درمیآورد. او معتقد است این روش مهارتهای خواندن، نوشتن، گفتار و شنیداری را با قصه و تخیل گره میزند.
این تجربه نشان میدهد قصهگویی و کتاب خواندن به انسجامبخشی ذهن دانشآموزان و تقویت تفکر انتقادی (چرایی) کمک میکند.
نقرهخور میگوید: "من اینجا هستم، کنارشان، نه فقط برای آموزش، بلکه برای سفر در دنیای پر از رنگ و قصههایشان؛ جایی که هر کلمه، دری به سوی دنیای بزرگتر زبان و خیال است."
هدایت شده از ادمين
بزرگداشت حکیم عمر خیام گرامی باد! 🌸
رباعیات جاودانش، راهنمای اندیشه و هنر. ✨
#خیام #بزرگداشت_خیام
مرکز توسعه سواد خواندن
☎️ ۰۲۱_۸۵۶۷۰
35.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#معرفی_کتاب_قصه
📕 «رویای طالبی»
📝 نویسنده: فروزنده خداجو
🎨 تصویرگر: سحر فرهادروش
👥 مخاطبان: دانشآموزان پایه پنجم
📚✨ معرفی کتاب " رویای طالبی"! ✨📖
این کتاب داستانی زیبا و احساسی از پسری به نام طالبی است که در آرزوی رسیدن به مادرش به نظر شما آیا این رویا به حقیقت می پیوندد؟. هر صفحه این کتاب پر از احساس و ماجراهای جذاب است که شما را به دنیای رویاها و آرزوها میبرد. 🌌❤️
علاوه بر داستان اصلی، این کتاب شامل داستانهای دیگری نیز هست که هر کدام دنیای خاص خود را دارند. حتماً این کتاب را از دست ندهید!
#داستان_رویای_طالبی #کتابخوانی #داستان_کودک #آرزوها #کتاب_خوب #معرفی_کتاب #کتاب_دوست #مطالعه_مفید
#رویای_طالبی
#قصه_و_داستان
#قصه_در_مدرسه📖🌟
📄 بروشور بسته قصه و داستان
📚 کتابهای داستان و دفاتر قصه
🎬 فیلم معرفی بستهها
🌐 وبسایت قصه در مدرسه
🛒 خرید بستهها
💢در کانال ایتا《قصه در مدرسه》عضو شوید:
https://eitaa.com/ghdmpub
📚 کتاب داستان اسمش هامون بود
✨دارای تاییدیه سازمان پژوهش و برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش
🎧دارای فایل صوتی، به همت صداپیشگان رادیو نمایش به صورت رمزینه در پشت جلد کتاب
🎬 فیلم معرفی کتاب داستان با انتخاب لینک زیر👇
https://www.meraat.ir/Story/gd_6_book_esmashHamoonBood.mp4
📍 اطلاعات بیشتر، سفارش و دریافت نمونه از طریق لینک زیر 👇
www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL
✅لینک کانال قصه و داستان👇
https://eitaa.com/ghdmpub
📚 دفتر قصه اسمش هامون بود
✏️جدول و سرگرمی:تقویت سطوح درک مطلب (pirls)
🗣گفت و گو: تقویت مهارت صحبت کردن
🎨نقاشی: بروز عواطف و احساسات
🎤قصه گویی: رشد تخیل
📝داستان نویسی: تمرین آفرینشگری
✨دارای تاییدیه سازمان پژوهش و برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش
🎬 فیلم معرفی دفترقصه با انتخاب لینک زیر👇
https://www.meraat.ir/Story/gd_6_note_esmashHamoonBood.mp4
📍 اطلاعات بیشتر، سفارش و دریافت نمونه از طریق لینک زیر 👇
www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL
✅لینک کانال قصه و داستان👇
https://eitaa.com/ghdmpub
🦋مامانی! به وجودت افتخار میکنم
یکی از شبها که پریماه، نوهی عزیزم، کنارم خوابیده بود، مثل همیشه از من خواست برایش قصهای تازه بگویم. هر چه فکر کردم، چیزی به ذهنم نرسید.
همانطور که در سکوت به قصهای میاندیشیدم، پریماه با انگشتانم بازی میکرد. ناگهان نگاهش به انگشت اشارهی دست راستم افتاد و با تعجب پرسید: "مامانی، چرا نوک انگشتت کج و خم شده؟"
درست در همان لحظه، جرقهای در ذهنم زده شد و قصه را آغاز کردم. دو انگشت اشارهام، یکی از دست چپ و دیگری از دست راست، را مثل دو آدم که با هم حرف میزنند، رو به روی هم گرفتم و میانشان گفتوگویی ترتیب دادم.
پس از سلام و احوالپرسی، انگشت دست چپ با نگرانی پرسید: "تو چرا اینقدر خمیده شدهای؟"
انگشت دست راست پاسخ داد: "سالها پیش، وقتی عاشق آموزش و معلمی شدم، اینطور نبودم. اما ساعتها ایستادن پای تخته، گرفتن گچ و نوشتن، و بعدها نگارش چند جلد کتاب، قامت مرا آرامآرام خم کرد. اما میدانی چیست؟ من هنوز هم عاشق کارم هستم و بابت این خمیدگی ذرهای ناراحت نیستم."
پس از این حرفها، انگشت دست چپ بغض کرد و اشک از چشمانش سرازیر شد. بعد، انگشت خمیده را در آغوش کشید و نوازش کرد. به او گفت: "به وجودت در همین یک بدن افتخار میکنم و میخواهم کمکت کنم تا دوباره سرپا بایستی."
پس چوب بستنی کوچکی آورد، آن را کنار انگشت خمیده گذاشت و با یک چسب زخم محکم بست.
انگشت دست راست از خوشحالی درخشان شد و از دوست مهربانش تشکر کرد که پس از سالها توانسته بود دوباره راست قامت بایستد. سرش را بالا گرفت و خدا را برای داشتن چنین دوستی شکر کرد.
قصه که تمام شد، پریماه مرا محکم در آغوش کشید و با بغض گفت: "مامانی، من تو را خیلی دوست دارم. تو را خدا نمیر. باید دو هزار سال زنده بمانی. به من قول بده که نمیمیری."
نوازشش کردم، بوسیدمش و هر دو آرام به خواب رفتیم.
فردای آن شب، سایهی مهربان پریماه کنار دستم بود. در شستن ظرفها و کارهای خانه کمکم میکرد و حواسش بود که انگشتم آسیب نبیند.
✏️آن چهار همسایهای که صدایی نداشتند؛ قصه تدریس حرف «عین» در کلاس اول
⏹️حرف «عین» که یکی از حروف سخت و بیصدا برای دانشآموزان اول دبستان است، در کلاس نسرین جلیلوند معلم باتجربه دوره ابتدایی، قصهای شنیدنی دارد. او که در مدارس مختلف تدریس داشته میگوید:" عین خودش صدایی ندارد اما با کمک حروف صدادار، چهار شکل مختلف پیدا میکند: پدر، مادر و دو فرزند کوچک." تجربه او در تدریس همواره با قصه و داستان برای بچهها همراه است.
متن کامل👇👇
✏️آن چهار همسایهای که صدایی نداشتند؛ قصه تدریس حرف «عین» در کلاس اول
⏹️حرف «عین» که یکی از حروف سخت و بیصدا برای دانشآموزان اول دبستان است، در کلاس نسرین جلیلوند معلم باتجربه دوره ابتدایی، قصهای شنیدنی دارد. او که در مدارس مختلف تدریس داشته میگوید:" عین خودش صدایی ندارد اما با کمک حروف صدادار، چهار شکل مختلف پیدا میکند: پدر، مادر و دو فرزند کوچک." تجربه او در تدریس همواره با قصه و داستان برای بچهها همراه است.
معلم پای تخته با گچهای رنگی چهار شکل عین را میکشد؛ عین اول، عین وسط، عین چسبان و عین آخر تنها. او به بچهها میگوید: «بچهها، چهار تا مهمون جدید دارن میان توی مجمتع ما. همه همسایهها جمع شدن تا بهشون خوشآمد بگن.»
در این قصه، «آقای آ» به عنوان مدیر جلو میآید تا با مهمانها حرف بزند اما هر چه میپرسد، جوابی نمیشنود. پیرمرد عین (عین آخر تنها) با اشاره توضیح میدهد که گلویش درد میکند و از خودش صدایی ندارد. اینجاست که کمک حروف صدادار شروع میشود.
«آی غیر اول» دست عین اول را میگیرد و ناگهان صدا درمیآید: «آ...». سپس او (و غیر اول) دست عین وسط را میگیرد و صدای «او...» شنیده میشود. معلم با کمک خود بچهها این صداها را بارها تکرار میکند تا ترکیب عین با حروف صدادار در ذهن شاگردان نقش ببندد.
این قصه علاوه بر آموزش، مفهوم همکاری و کمک به دیگران را هم منتقل میکند. بچهها یاد میگیرند کسانی که توانایی کمتری دارند، با یاری دوستانشان میتوانند دیده و شنیده شوند. این معلم معتقد است: «تدریس عین با این روش، یک ساعت کلاس پر از شور و تکرار شیرین است که هیچوقت خستهکننده نمیشود.»
جلیلوند معتقد است، معلمی که از هنر قصهگویی و داستان خواندن برخوردار باشد و بتواند آن را با تدریس همراه کند، کلاس او برای شاگردانش نه تنها خستهکننده نیست، بلکه بچهها را سر شوق آورده و آنان را شیفته یادگیری میکند.
📚 کتاب داستان آی ترسو
✨دارای تاییدیه سازمان پژوهش و برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش
🎧دارای فایل صوتی، به همت صداپیشگان رادیو نمایش به صورت رمزینه در پشت جلد کتاب
🎬 فیلم معرفی کتاب داستان با انتخاب لینک زیر👇
https://www.meraat.ir/Story/gd_4_book_ayTarsoo.mp4
📍 اطلاعات بیشتر، سفارش و دریافت نمونه از طریق لینک زیر 👇
www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL
✅لینک کانال قصه و داستان👇
https://eitaa.com/ghdmpub
📚 دفتر قصه آی ترسو
✏️جدول و سرگرمی:تقویت سطوح درک مطلب (pirls)
🗣گفت و گو: تقویت مهارت صحبت کردن
🎨نقاشی: بروز عواطف و احساسات
🎤قصه گویی: رشد تخیل
📝داستان نویسی: تمرین آفرینشگری
✨دارای تاییدیه سازمان پژوهش و برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش
🎬 فیلم معرفی دفترقصه با انتخاب لینک زیر👇
https://www.meraat.ir/Story/gd_4_note_ayTarsoo.mp4
📍 اطلاعات بیشتر، سفارش و دریافت نمونه از طریق لینک زیر 👇
www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL
✅لینک کانال قصه و داستان👇
https://eitaa.com/ghdmpub