eitaa logo
قصه در مدرسه
5.8هزار دنبال‌کننده
597 عکس
301 ویدیو
9 فایل
مرکز توسعه سواد خواندن ◇ ارتباط با ادمین: @ghdm_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
در روزگاری که هجوم سرگرمی‌های زودگذر و محتوای سطحی، ذهن و زبان کودکان ما را نشانه رفته، بازگشت به گنجینه‌های کهنِ ادب فارسی؛ نه یک انتخاب، که یک ضرورت است. اما پرسش اینجاست: چگونه می‌توان "شاهنامه"ی حکیم توس را به کودکان دبستانی نزدیک کرد بدون آنکه آنان را از همان ابتدا از فرهنگ ریشه‌دار خود دلزده سازیم؟ نوشتاری که پیش رو دارید، پاسخِ زیبا و نگاه اعظم موسوی، شاعر، نویسنده، منتقد و پژوهشگر حوزه کودک و نوجوان به این پرسش است. او بیش از دو دهه تجربه کارشناسی در کانون‌ پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان فارس را داشته و هم اکنون در آموزش و پرورش این استان ادامه فعالیت می‌دهد. موسوی که از تجربه قصه‌گویی و داوری در جشنواره‌های قصه‌گویی هم برخوردار است چنین می‌نویسد: 👇👇👇
🗞شاهنامه را باید قصه کرد، نه درس داد سال‌هاست که دغدغه‌ی انتقال میراث غنی فرهنگی‌مان به نسل‌های آینده را داشته‌ام و در این مسیر، «شاهنامه» همواره یکی از مهم‌ترین و در عین حال چالش‌برانگیزترین گنجینه‌ها بوده است. تجربه‌ام نشان داده که آشنایی کودکان دبستانی با این اثر سترگ، نباید یک برنامه‌ی آموزشی خشک و رسمی باشد؛ بلکه باید جرقه‌ای باشد که از مسیر قصه، تصویر، بازی و گفت‌وگو، در دل آن‌ها زده شود. بارها شاهد بوده‌ام که شاهنامه، وقتی از قصه بیرون می‌آید و با زبان کودکانه روایت می‌شود، از یک متن کهن و دور، به دنیایی زنده و هیجان‌انگیز برایشان بدل می‌شود. کودکان دبستانی با تحلیل‌های پیچیده و توضیحات طولانی ارتباط نمی‌گیرند؛ آن‌ها با تصویر، با هیجان، با شخصیت و با ماجرا همراه می‌شوند. برای همین، شاهنامه، اگر از دل روایت و تجربه بیرون بیاید، می‌تواند به یکی از شیرین‌ترین تجربه‌های فرهنگی‌شان تبدیل شود. در کار با بچه‌ها، متوجه شدم که بهترین نقطه شروع برای آشنایی با شاهنامه، تمرکز بر شخصیت‌ها است، نه کلیت تاریخ و ساختار پیچیده‌ی آن. نام‌هایی چون رستم، سیاوش، زال، رودابه و فریدون برایشان جذابیت بیشتری دارد؛ چون هر کدام نماینده‌ی یک ویژگی انسانی ملموس هستند: شجاعت، پاکی، مهر، وفاداری، خرد. این ارزش‌ها برای کودک قابل درک‌تر از توصیف سلسله‌های پادشاهی است. شیوه‌ی من در روایت شاهنامه برای این گروه سنی، همیشه بر سادگی و تصویرسازی بنا شده است. به جای خواندن متن اصلی یا حتی خلاصه‌های خشک، داستان‌ها را برایشان تعریف می‌کنم؛ با لحنی که هیجان را منتقل کند، با مکث‌های به‌جا، و با تغییر صدا برای شخصیت‌های مختلف. هر داستان شاهنامه، فرصتی ناب برای گفتگو درباره‌ی یک ارزش اخلاقی است. از دل قصه‌ها می‌شود پرسید که چرا راستی مهم است، چرا وفاداری ارزشمند است، یا چرا یک پهلوان واقعی فقط با زور بازو شناخته نمی‌شود، بلکه باید دل پاک و روحی بزرگ داشته باشد. همین پیوند میان داستان و زندگی روزمره، شاهنامه را از یک اثر ادبی کهن فراتر می‌برد و به ابزاری برای ساختن شخصیت تبدیل می‌کند. تجربه‌هایم در کلاس درس نشان داده که نقاشی، نمایش خلاق و ساخت کاردستی، بهترین همراهان قصه‌های شاهنامه هستند. وقتی کودک رستم را می‌کشد، دیو را با خمیر می‌سازد، یا صحنه‌ای از داستان را با دوستانش بازی می‌کند، در واقع با شاهنامه یک رابطه‌ی فعال و عمیق برقرار کرده است. این مشارکت، نه تنها درک او را بالا می‌برد، بلکه علاقه‌اش را نیز ماندگار می‌سازد. شاهنامه همچنین دریچه‌ای است به سوی غنی‌سازی زبان فارسی؛ زبانی که ریشه‌های عمیقی در این اثر کهن دارد. کلماتی مانند:پهلوان، نبرد، یاری، وفا، داد و بیداد، اگر در دل داستان و با زبانی ساده معرفی شوند، به‌تدریج در ذهن کودک جا می‌گیرند و گنجینه‌ی واژگانش را غنی‌تر می‌کنند. اما مهم‌ترین درس من از این سال‌ها این بوده است که شاهنامه در محیط آموزشی نباید به یک درس سنگین تبدیل شود. هدف اصلی، زنده کردن حس شنیدن، دیدن و همدلی در کودک است. اگر او احساس کند که این قصه‌ها به زندگی خودش مربوط هستند، اگر بتواند در آن‌ها ترس، امید، شجاعت و انتخاب را ببیند، آنگاه شاهنامه برایش نه یک متن دشوار، بلکه کتابی دوست‌داشتنی و همراه خواهد شد. در نهایت، با آرامش، سادگی و احترام به دنیای درونی کودک، شاهنامه راه خود را به دل او باز می‌کند. تجربه‌ی من این است که فشارهای آموزشی یا توضیحات طولانی، نتیجه‌ی عکس می‌دهد؛ اما قصه‌گویی از دل برآمده، همیشه اثربخش بوده است.
14.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎧❤️ قصه ظهر جمعه❤️ 🎧 3️⃣فصل سوم کتاب جونگوله مو 📗 📌این کتاب شامل چهار فصل جذاب و خواندنی است. ✨جونگوله مو نمی‌خواهد کثیف باشد، اما کثیف است. نمی‌خواهد خانه‌ای شلوغ و به هم ریخته داشته باشد، اما دارد. 🏡 نمی‌خواهد موهایش بلند و ژولیده باشد، اما یک جنگل مو روی سرش دارد.🌳🌲🌴🌿 چرا؟ چون او خیلی تنبل است و انجام هر کاری را به فردا می‌اندازد. 🌙⭐️یک شب جونگوله مو با سر و صداهایی از خواب می‌پرد؛ صدای جیرجیر در و پچ پچ دو مهمان ناخوانده... 🐈🐈‍⬛ ✔️ پیشنهاد می‌شود داستان‌ها را برای بچه‌ها پخش کنید و در مورد آن‌ها گفت‌وگو کنید و لذت ببرید.👌 🎥 لینک معرفی بسته http://www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL ✅ به ما بپیوندید👇 https://eitaa.com/ghdmpub ۰۲۱_۸۵۶۷۰ ☎️
🌸مجلات گلک فصلنامه بهار برای تمام پایه‌های دبستان 🌸 ✅ شامل: قصه های شیرین ، شعرهای کودکانه ، فایل های صوتی ،داستان‌های تصویری ، کمیک استریپ ،نمایش، جدول و سرگرمی ، طنز ، مطالب علمی و فعالیت‌های متنوع 🔻 این روزها در کنار خانواده، فرصتی مناسب است برای تقویت مهارت‌های زبانی همراه با لذت و سرگرمی 📍به همت چهره های صاحب نام ادبیات کودک و پیشکسوتان آموزش و پرورش 📍تقویت مهارت های سواد پایه ، مهارت های زبانی و ترویج فرهنگ مطالعه 📗 "نو گلک " ویژه پایه اول 📕 "گلک من" ویژه پایه دوم 📗 "گلک تو " ویژه پایه سوم و چهارم 📕 "گلک نو " ویژه پایه پنجم و ششم 🔻قیمت ۱۰۰.۰۰۰ تومان ✔️ جهت مشاهده فیلم معرفی مجلات و ثبت سفارش لینک رسمی زیر را انتخاب نمایید . https://survey.porsline.ir/s/wkevcY3 تلفن پیامک : ۸۵۶۷۰_۰۲۱
با بسته‌ای در دست، از جلسه‌ای معمولی به خانه برگشتم، غافل از آنکه آن روز، دریچه‌ای به دنیای خیال پسرم باز خواهد شد. پدر بودن، گاهی در همین لحظه‌های ساده جان می‌گیرد؛ در ورق زدن کتابی که فکر می‌کنی برای فرزندت زود است، اما او با ذوقی وصف‌ناشدنی، تو را به دنیای خودش فرا می‌خواند. این خاطره‌ی من محمد احمدی کارشناس ارشد مهندسی پلیمر معلم شیمی مدارس تهران با امیرعلی پسرم است. هم او که با یک داستان، به من آموخت برای قصه گفتن، هیچ‌وقت زود نیست. 👇👇👇 🌼🌼🌼
📘وقتی کتاب انتشارات قصه و داستان، ابزار بازیِ من و پسرم شد بعضی کتاب‌ها را فکر می‌کنی باید پنهان کنی، بگذاری برای سال‌های بعد، برای وقتی که بچه‌ات بزرگ‌تر شد و کلمه‌ها را فهمید. اما زندگی، شیرین‌ترین درس‌هایش را درست همان جایی به تو می‌دهد که غرورت را کنار می‌گذاری، کتاب را باز می‌کنی و می‌خوانی؛ غافل از اینکه داستان، پیش از آنکه در صفحه‌های کتاب جان بگیرد، در نگاه خیره و کنجکاو کودکت ریشه دوانده است. آن روز، از جلسه که برگشتم، یک بسته کتاب و مجله زیر بغلم بود. مجله‌ی پاپالو را برای امیرعلی سه‌ساله‌ام آورده بودم و بقیه‌ی کتاب‌ها، از جمله «سوسی گلچین»، برای خودم بود؛ کتابی که روی جلدش نوشته بود «مناسب ۹ تا ۱۰ سال». امیرعلی با دیدن پاپالو از خوشحالی جیغ کشید، اما لحظه‌ای بعد، چشمش به کتاب‌های دیگر افتاد. با کنجکاوی ورقشان زد و کتاب سوسی گلچین را گذاشت توی دستم و با همان لحن شیرین و آمرانه‌ی کودکانه‌اش گفت: «بخون!» با خودم گفتم این قصه برای بچه‌های بزرگ‌تر است، شاید حوصله‌اش سر برود. اما وقتی پسرت کتاب را داده دستت و گفته بخوان، فقط یک کار می‌توانی بکنی: باید بخوانی. شروع کردم، با صداهای مختلف برای شخصیت‌ها؛ سوسی گلچین با صدای نازک و تو دماغی، آقای گلمنگل با تُن بم و کشیده. امیرعلی میخ‌کوب شده بود. کتاب که تمام شد، گفت: «دوباره!» و من دوباره خواندم. بعد هم QR-Code پشت جلد را اسکن کردم و با هم قصه را گوش دادیم. آن شب، امیرعلی با قصه‌ی سوسی گلچین خوابید. روزها گذشت و هر بار که کتاب‌ها را می‌دید، سوسی گلچین را برمی‌داشت و می‌آورد سمتم: «بابا، اینو بخون!» آن‌قدر خواندم که حفظ شدم، آن‌قدر که امیرعلی جمله‌های کتاب را پیش از من زمزمه می‌کرد. تا اینکه یک روز؛ در میان بازی، ایستاد روبه‌رویم، دست‌هایش را باز کرد و با چشم‌هایی که از ذوق می‌درخشید گفت: «بابا، بیا نمایش بازی کنیم. من بشم سوسی گلچین، تو باش آقای گمنگل!» قلبم فشرده شد؛ نه از غم، از شوق. پسرم نه‌فقط داستان را دوست داشت، بلکه با آن زندگی می‌کرد. او حالا قهرمان قصه بود و من شخصیتی که باید چیزی یاد می‌گرفت. حالا یکی از شیرین‌ترین تفریحات ما «بازی سوسی گلچین» است؛ جایی میان اسباب‌بازی‌ها، غرق خنده و نقش بازی کردن، آن‌قدر که مادرش می‌گوید: «این قصه هنوز تموم نشده؟» و من می‌گویم: «نه... تازه اولشه.» آن کتاب‌ها را انتشارات قصه و داستان برایم فرستاده بود، اما هرگز فکرش را هم نمی‌کردم که یک جلد از میان آن بسته، یک دنیا بازی، خنده و عشق را وارد خانه‌ی ما کند. پدرها و مادرها... کتاب خواندن برای بچه‌ها را به تأخیر نیندازید. نگویید «حالیش نیست»، نگویید «گوش نمی‌دهد». شما فقط بخوانید. شاید کلمه‌ها را نفهمند، اما لرزش مهربان صدایتان را، شوق توی چشم‌تان را و خنده‌های بی‌دلیل‌تان را خوب می‌فهمند. و یک روز، درست وسط یک عصر معمولی، کودکتان می‌ایستد روبه‌رویتان و می‌گوید: «بابا... مامان... بیا با هم بازی کنیم. من قهرمان قصه می‌شم.» و این، بزرگ‌ترین پاداش یک پدر یا مادر است.
میلاد هفتمین فخر عالم امکان باب‌الحوائج، امام موسی کاظم (ع) خجسته باد🌸 مرکز توسعه سواد خواندن ☎️ ۰۲۱_۸۵۶۷۰
22.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📗دفتر قصه‌ی "شیرینی مربایی" 🌼مخاطبان دانش‌آموزان پایه ششم ابتدایی 🍰اگه کتاب قصه ی شیرینی مربایی رو خوندی وقتشه که بری سراغ دفتر قصه اش. اول جدول رو حل کن. بعد با دوستات درباره کتاب و ویژگی‌های شخصیتی داستان گفتگو کن. داستان شیرینی مربایی رو ادامه بده و اگه دوست داشتی قصه‌ات رو ضبط کن. راستی تو چطوری دو نفر رو با هم آشتی می دی؟ دفتر قصه دفتری برای ساختن خاطرات شیرین 🔶️برای تهیه دفتر قصه و کتاب همراه آن، اینجا کلیک کن. http://shop.meraat.ir http://Www.instory.ir ۰۲۱_۸۵۶۷۰ ☎️
وحید گلستان فیلمساز و طراح آموزشی است. کارشناسی ارشد سینما از دانشگاه هنر و دکتری تکنولوژی آموزشی از دانشگاه علامه طباطبايي دارد. وی نویسندگی و کارگردانی فیلم سینمایی «تتل و راز صندوقچه» و حدود ۱۰۰ فیلم کوتاه، سه مینی سریال و چندین برنامه تلویزیونی و تله فیلم را برعهده داشته و در بیش از 200 فیلم آموزشی به عنوان طراح آموزشي، نويسنده و كارگردان حضور داشته است. عضویت در گروه تالیف کتاب فارسی اول و دوم دبستان و ... از دیگر تجربه‌های اوست. هر کدام از ما به گونه‌ای با کتاب، قصه و داستان در کودکی ارتباط گرفتیم و برایمان ماندگار شد. خاطره‌ای از این هنرمند کشورمان را باهم می‌خوانیم. 👇👇
🐰خرگوش زیر درخت انار اولین داستان را نمی‌دانم از خودم نوشتم یا از صداهایی که در خانه می‌چرخید. تابستان بود و می‌خواستم به کلاس دوم بروم. فقط خرگوشی بود که می‌دوید؛ از تپه‌ای به تپه‌ی دیگر. الان می فهمم آن دویدن، شبیه سفر همان سال بود؛ تابستان، با پیکان آبی که زیر آفتاب برق می‌زد و جاده را مثل خطی باریک می‌شکافت. پیش از آن، عصرها زیر درخت انار می‌نشستم. پرده‌ی سفیدِ پنجره با باد تکان می‌خورد و مادرم می‌خواند. صدايش آرام بود، اما جهان را جابه‌جا می‌کرد. وقتی می‌گفت «جنگل»، سایه‌ها عمیق‌تر می‌شدند. وقتی مکث می‌کرد، دانه‌های انار سرخ‌تر به نظر می‌رسیدند. من هنوز خواندن بلد نبودم، اما جهان را از دهان او می‌شنیدم. هفت‌سالگی، کارت کوچکی با مُهر آبی گرفتم. گفتند عضو کتابخانه‌ شدی. قفسه‌ها مثل درختان منظم ایستاده بودند و من میانشان راه می‌رفتم، کوتاه اما مطمئن. کتاب‌ها را بغل می‌کردم، انگار شاخه‌ای تازه از همان انار است که باید ببرم خانه. پول‌توجیبی‌هایم را جمع می‌کردم. آهسته، بی‌صدا. بعد می‌رفتم پیش آقای آمالی. او کتاب‌ها را از زیر میز بیرون می‌آورد؛ از طرف او ساده و بی‌تشریفات بود، برای من اما مثل بیرون آوردن خرگوشی از کلاه. اسکناس‌های مچاله را می‌گرفت و من جهانی تازه از او تحویل می‌گرفتم. معامله‌ای کودکانه... آن تابستان، پیکان آبی در جاده می‌رفت و من در صندلی عقب، خرگوشم را دنبال می‌کردم. سفر در بیرون، به بستان می‌رسید؛ سفر در درون، به صفحه‌ای سفید. جاده در آفتاب قد می‌کشید، و من در واژه‌ها. نمی‌دانم زبان از کِی در من شروع شد. شاید از همان مکث‌های مادر، پشت پرده‌ی سفید. شاید از دانه‌های اناری که مثل نقطه‌های سرخ روی عصر می‌نشستند. شاید از خرگوشی که فهمید دویدن کافی نیست، باید ردّی هم بگذاری. بعدها فهمیدم آدم‌ها از روایت‌ها قد می‌کشند، نه فقط از سال‌ها. پیکان آبی سال‌هاست از آن جاده برگشته است، اما خرگوش هنوز می‌دود. وحید گلستان
📚 کتاب داستان یک مورچه، هزار گندم ✨دارای تاییدیه سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی وزارت آموزش و پرورش 🎧دارای فایل صوتی، به همت صداپیشگان رادیو نمایش به صورت رمزینه در پشت جلد کتاب 🎬 فیلم معرفی کتاب داستان با انتخاب لینک زیر👇 https://www.meraat.ir/Story/gd_4_book_yekMoorcheHezarGandom.mp4 📍 اطلاعات بیشتر، سفارش و دریافت نمونه از طریق لینک زیر 👇 www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL ✅لینک کانال قصه و داستان👇 https://eitaa.com/ghdmpub
📚 دفتر قصه یک مورچه، هزار گندم ✏️جدول و سرگرمی:تقویت سطوح درک مطلب (pirls) 🗣گفت و گو: تقویت مهارت صحبت کردن 🎨نقاشی: بروز عواطف و احساسات 🎤قصه گویی: رشد تخیل 📝داستان نویسی: تمرین آفرینشگری ✨دارای تاییدیه سازمان پژوهش و برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش 🎬 فیلم معرفی دفترقصه با انتخاب لینک زیر👇 https://www.meraat.ir/Story/gd_4_note_yekMoorgheHezarGandom.mp4 📍 اطلاعات بیشتر، سفارش و دریافت نمونه از طریق لینک زیر 👇 www.meraat.ir/survey/s-1n1e7QL ✅لینک کانال قصه و داستان👇 https://eitaa.com/ghdmpub