ژیپسوفیلا
- از لحاظروحینیازدارم :
بهم بگن من داشتم همه چیزو از دور میدیدم ،
تو خیلی خسته شدی ،خیلییی ؛
بقیش رو بسپر به من ، درستش میکنم .
ژیپسوفیلا
± اونجا که یونا احمدی میخونه :
دوتا خط موازی بی سر و ته ك به
همدیگه وصل نمیشن ؛
دو نفر كِ به شدت علاقه بهم دارن هم گاهی
خسته میشن:)!
- تودفترِخاطراتشنوشتهبود :
کاشدنیا مثلِ دیواری بود كِ میشدرفتپشت
آنایستاد .
کاش دنیا درِ خروجیداشت كِ میشد از آن
بیرون زد و رفت توی ِ حیاط ؛
پشتی آن دراز کشید و خوابید یا درِ بیخیالی
محض دست هارا تویِ جیب گذاشت
و سوت زد ؛
یا در تنهایی مطلقنشستو قهوهخورد ؛
کاشمیشد دنیا را ؛ منظورمایناست
كِ همه دنیا را ؛
با ستاره ها و کهکشان ها و آسمان ها و
و زمینهایشرا مانند قالی لول کردُ
کنارگذاشت . . .
- پیامِ من به تو ؛
نبینمدردِتوازمپنھونکردیکهکلاهمون
بدجورمیرهتوهم . .) !