"آغل قوقولی هاپو بتمنی"
وای مادر چقد خوشگلهههخهههحعزنیحهعجخبحهفحهیجه
هدایت شده از The world of nazanin
+ قدم اول ؛
اینه که شما فضایی رو برای خودتون فراهم کنید که توی احساس امنیت داشته باشین و نگران نباشید
میتونید چند تا شمع روشن کنید و یا عطر مورد علاقتون و بزنید و با یک کتاب خوب و ژانر مورد علاقتون یِ فضای شیک و رویایی بسازید
+ قدم دوم ؛
یک تابلو درست میکنید میزنید روی درب اتاقتون و روش مینویسید
" لطفا اول در بزنید و بدون اجازه وارد نشوید "
این کار بهتون امنیت میده
+ قدم سوم ؛
ابتدا چند تا خوراکی از آشپزخانه کِش میرویم و یک بطری یا لیوان آب برمیداریم
(دستشویی هم بروید)
کلا هرچی لازم دارید رو بردارید که نخاین بیاین بیرون
+ قدم چهارم ؛
از تمیز بودن اتاق تون مطمئن باشید
جارو بکشید ، آینه و شیشه هارو دستمال کنید و ...
+ قدم پنجم ؛
حالا وقتشه بهتون بگم کهه
گوشی ممنوعه
فقط میتونید برای موسیقی گذاشتن ازش استفاده کنید
چت کردن با دوستتون و گشتن توی گوشی آرامش رو کم کم ازتون میگیره
+ قدم ششم ؛
حالا هرکار که دوست دارید بکنید
با خودتون حرف بزنید ، گریه کنید ، درس بخونید ، خوراکی بخورید ، آهنگ گوش کنید ، برقصید! ، کتاب مورد علاقتون رو دوباره بخونید و ...
+ قدم هفتم ؛
لازمه بگم ممکنه شرایط جوری نباشه که همیشه بتونیم اونجا باشیم
ممکنه " ورود یک بچه ی کوچکترِ پر سر و صدا " و " ورود یهویی مامان و یا برادرتون " رو تضمین نکنم
پس حتما سعی خودتون رو بکنید که با کمال ادب و احترام به " مزاحم شونده " بگید بره گمشه بیرون
+ قدم هشتم ؛
ممکنه این یکی یکم سخت باشه ولی
قبل از اینکه برید مخفی بشید توی قلمرو تون
قشنگگگ به مادر گرامی کمک کنید و خونه رو تمیز کنید که یهویی مادر از توی هال داد نزنه " پاشو بیا ظرفا رو بشور "
و گند بزنه توی آرامش شما
+ قدم آخر
از خلوت خود لذت ببرید :))!
"آغل قوقولی هاپو بتمنی"
+ قدم اول ؛ اینه که شما فضایی رو برای خودتون فراهم کنید که توی احساس امنیت داشته باشین و نگران نب
خو من یه توضیح راجب این بدم...
قدم اول: من ساعت سه عطر میزنم شمعم روشنمیکنم مامانم میاد منو رو همون شمع ذوب میکنه
قدم دوم:مامانم میگه چه غلطی داری میکنی که نمیتوای کسی وارد اتاقت بشه هان؟
قدم سوم:مامانم میاد میگه بدو بیا بیرون اینقدر تو اتاق نمون
قدم چهارم:اینو مامانم موافقه خودم چیزشو ندارم
قدم پنجم:من برای آرامش گرفتن با اونا چت میکنم ثیصی
قدم شیشم:اگه یهو مامانم درو باز کنه چی؟
قدم هفتم:من به مامانم بگم میگه چیهههه حیف من که هر کار تو خواستی برات کردم
قدمهشتم:اگه هم کمکش بدم بازم میاد سراغم🙂
قدم آخر:مرسی🙂
هدایت شده از دیلی یکی
برایِ[آغل قوقولی هاپو]
یه آدم شلخته که انگار از دعوا برگشته.اگه تو خیابون یکیو با موهای سیخسیخی نامرتب و یه لباس کهنه که روش لکههای رنگ و گل داره دیدی،مطمئن باش که قوقولی هاپو جلوته.همیشه تو چشماش یه برق از شیطنت داره که آدم نمیفهمه الان میخواد بخنده یا کل خونه رو آتیش بزنه...
سرنوشت:
این آدم اصلا تو دنیای نرمال ما دووم نمیاره.
سرنوشتش اینه که بره یه مزرعهدار بشه که به جای گاو و گوسفند،با یه سری موجودات عجیبوغریب ساختگی خودش حرف میزنه.
تهشم به خاطر اختراع یه دستگاه بیاستفاده که قرار بوده تخممرغ رو تبدیل به پیتزا کنه ولی فقط دود سمی تولید کرده،از شهر تبعید میشه و همونجا تو انزوا میمونه.
خلاصه که...
آخر و عاقبت خیری نداره.
ولی حداقل به هیچکس هم کاری نداره جز خودش🤣
-امیدوارم خوشت بیاد.بوث🎀
یه حرف درِگوشی
"آغل قوقولی هاپو بتمنی"
وای خیلی حق بوددیونثدیکسیوخلحهرحهبتبحاباخبانرحخزحفبعخبهبحهرت
صبحتون بخیرررررقراققحنققوحققوحقکقحقکقنقوقوققتققحقکقتقوقحقتقتقویتوقتقوقتقوقحقوقحقوقحقخقوقوقتقو