16.22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روزت را زیبا کن!
عادت سلام کردن به امام حسین علیه السلام را نشر می دهیم ...
#کربلا
قنوت قلم
💠چایخانه ، شفاخانه حضرتی
🔻خیابان های مشهد چراغانی و همه ی کوچه پس کوچه ها غرق در نور و شادی و همه چیز مهیای یک جشن باشکوه است. در شب ولادت امام جواد (ع) خادمان حرم همراه با ذکر باصفای «یا جوادالائمه ادرکنی» وارد ایوان طلای حرم شدند و شاخه ها و دسته گل های رنگارنگ را دورتادور حرم چرخاندند.
زائران مشتاق از گل آرایی زیبای حوض صحن آزادی عکس می گرفتند و لحظات قشنگی داشتند.
امام جواد(ع) دست و دلباز است ، اصلا این پدر و پسر ، خیلی خوب حاجت می دهند ، بنابراین مجلسشان هم پر رونق و پر از برکات دنیوی و اخروی بود.
من هم انتظار می کشیدم که در روز ولادت جوادالائمه ، حلاوت چای چایخانه را به کام زائران برسانم.
در میان عرشیان غوغا به پاست
جشن میلاد جوادابن الرضاست 💚
🔸۲ بهمن ماه ۱۴۰۲
سحرگاه روز ولادت حضرت جوادالائمه (ع) از باب الجواد وارد صحن و سرای حرم شدم. دیدن پرچم سبز رنگ گنبد حرم در روز ولادت و خواندن زیارت رجبیه ، قلب زائر را به وجد می آورد و حضور در شیفت چایخانه و خدمت به زائرین ، دل و جان را صفا می دهد.
یک روز عالی ، پر از شور و نشاط ، بیش از همه برای کوچولوهایی که با خوشحالی مهمان خوراکی های نذری روز جشن در چایخانه شدند و یک خاطره شیرین و به یادماندنی ساختند ، زائرین کوچک حرم ، مهمانان ویژه ی چایخانه ، خوشحال تر از همیشه بودند.
در بحبوحه ی خدمت ، یکی از خدام حرم که برای صرف چای حضرتی به چایخانه آمده بود ، با شور و اشتیاق خاصی تعریف می کرد: «در گذشته صحن امام حسن مجتبی(ع) ، مثل قبرستان بقیع ، غریب بود ، از زمانی که این چایخانه در این صحن تاسیس شد ، در اعیاد و مناسبت ها ، پرشور و پر از زائر است. اینجا شفاخانه حضرتی هست ؛ خانمی برایم تعریف کرد که: بیماری صعب العلاجی داشتم ، همه ی درها به رویم بسته شده بود ، شبی در خواب دیدم که یک آقای باعظمتی به من گفت: دنبال چی می گردی! خود آقا هست! برو چایخانه صحن امام حسن مجتبی(ع) و از چای حضرتی بنوش! و من شفایم را آقا علی بن موسی الرضا(ع) و چایخانه حضرتی صحن امام حسن مجتبی(ع) گرفتم».
حاج علی دشتی که این ماجرا را گوش می داد ، با یک سینی چای ، جلو آمد و گفت: «اینجا اتفاقات عجیب و مرتبط با هم زیاد میفتد! بچه های ما از مسجد امام حسن مجتبی (ع) رحمت آباد به صحن امام حسن مجتبی (ع) می آیند، یکی از جوونای چایخانه برای من تعریف کرد: شبی در خواب دیدم در حرم امام حسین(ع) هستم، درب ورودی ضریح مطهر امام(ع) باز بود ، یک نفر نزدیک ضریح ایستاده بود و مدام داد می زد: لباس سبزها بیان داخل! همه خادمان سبزپوش حرم رضوی، داخل ضریح شدند ، پسر من هم که داخل ضریح مطهر رفته بود به من گفت: بابا! بیا داخل! الان در را می بندند! من گفتم: خیالت راحت! تا آخرین نفرو نفرستم داخل ، خودم داخل نمیام! و در آخر خودم هم داخل ضریح شدم. این ، فقط یک سماور و چای معمولی نیست! پشت این چایخانه ، یک جریانی ست! که با چشم ظاهر ، قابل رویت نیست! اما برای اهل معرفت ، قابل درک است. امسال تا الان این یازدهمین نوبت حضورمان در چایخانه می باشد که در هر نوبت ، دو روز یا دو شب متوالی در خدمت زائرین محترم بودیم. خیلی از خادمین جوان شیفت چایخانه از اینجا حاجت گرفتند!»
🔸سه شنبه ، ۳ بهمن ماه
🔻اهل روضه و مناجات خوانی بودند و ارادتشان به اهل بیت علیهم السلام وصف ناپذیر بود؛ جوانان مومن هیئت «شهدای گمنام» رحمت آباد یزد که این بار نوبت خدمتشان در شیفت چایخانه بود. هر از گاهی یکی از آنها مداحی می کرد و ما هم با او هم نوا می شدیم.
آن روز چایخانه ، محفل انس با اهل بیت علیهم السلام و با روضه گره خورده بود و چای چایخانه ، عطر چای روضه را گرفته بود.
آن روز ما ، یک مهمان ویژه هم داشتیم؛ یکی از دوستانم ، حاج آقا موحدی راد ، روحانی اهل دل ، به جمع باصفای خادمان آمد. او هم با خواندن روضه غربت امام حسین(ع) ، دلها را روانه صحن و سرای اباعبدالله الحسین (ع) کرد و چایخانه حضرتی ، خیمه گاه حسینی شد ، عجب محفلی بود! روضه های جانسوز بچه های هیئتی ، محشر و غوغایی به پا کرد.
سرانجام با روضه قتلگاه و وداع حضرت زینب (س) با امام حسین(ع) ، کارمان به پایان رسید.
✍مهدی طوقانی
#روایت خادمی
#چایخانه ی حضرت رضا(ع)
#رحمت آباد یزد
دعوتید به قنوت قلم👇🖋
@ghonooteghalam