eitaa logo
•کتابخانه ارواح🌬
2.2هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
192 ویدیو
17 فایل
سلام به روح سردرگمی که سر از اینجا درآورده ؛) ‌ 💤این کتابفروشی تعطیل شده ولی ارواحش هنوز نرفتن. . . اینجا با هم به دنیای کتابا سفر می‌کنیم چون ما متعلق به این دنیا نیستیم. .
مشاهده در ایتا
دانلود
آره خیلی دوست داشتم بیام ولی، باید درس بخونم ☕️ ●@book_club ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
‌ «حکماً کور به‌تر می‌‌بیند. چرا؟ چون چشمش به کارِ دیگران نیست،چشمش به کارِ خودش است، چشمش به معرفتِ خودش است...» 📖
‌ درویش پشتِ پیراهن مشکی علی را که یک‌وری دکمه می‌خورد، تکاند و گفت: «غم را همین‌جوری، سهل باید تکاند، علی!» 📖
‌ - می‌خواهم از خودت به خودت گله‌گی بکنم! چغلی خودت را به خودت... پاری‌وقت‌ها دوست دارم بنشینم باهات اختلاط کنم... راجع به... آن هم توی این دوره زمانه... راجع به صبح... راجع به پوشش و چادر و لچک و روسری... + آهان! صبح... من گرمم شده بود. - تو برای چی رو می‌گیری؟ + خب برای این که نامحرم نبیندم... قبول! کریم هم نامحرم است، اما... باب جون گل از گلش شکفت. انگار چیزی کشف کرده بود. دستِ مریم را در دست گرفت: - هان، بارک‌الله اشتباهت همینجاست. رو گرفتن برای فرار از نامحرم نیست. واِلا من هم می‌دانم، نامحرم که لولو نیست. جخ پاری‌وقت‌ها مثل همین کریم، اصلا خودیه... نه! رو گرفتن برای این است که خدا گفته. خدا هم مثل رفیق آدمه. یک رفیق به آدم یک چیزی بگوید، لوطی‌گری می‌گوید بایستی انجام داد. + این درست است که خدا گفته، اما حکمتش همان است که گفتم، برای فرار از... باب‌جون حرف مریم را برید: - حکمتش را ول کن. این‌جایش به من و تو دخلی ندارد. وقتی رفیق آدم چیزی از آدم خواست، لطفش به این است که بی‌حکمت و بی‌پرس و جو بدهی. اگر حکمتش را بدانی که به خاطر حکمت داده‌ای، نه به خاطر لوطی‌گری. جخ آمدیم و حکمتش را نفهمیدی، آن‌وقت چه؟ انجام نمی‌دهی؟ 📖
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
@book_club ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
•🌿 از شکست خوردن ترس نداشته باش، چون تو به هیچ عنوان در کاری که برای اون آفریده شدی، شکست نمی‌خوری!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌ یک کشتی در بندرگاه امن است، اما کشتی‌ها برای ماندن در بندر ساخته ‌نشده‌اند. 📖