3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه لحظه اومدم بنویسم دلتون برای غسالخونه تنگ نشده؟ بعد گفتم اخه چرا یکی باید دلش برای غسالخونه تنگ بشه مرد حسابی
#غسل_رضوان
#غسالخانه
@ghusle_rezvan
حالا که او رفته..
من قدش را به خاطر می آورم...
و گاهی وقتی باد می وزد
گاهی, وقتی سبزه ها در مزار می رویند
به او می گویم:
می دانی..تو هنوز بلند تری
بلند تر از تمام غم های من
بلند تر از تمام شب های بیداری...
#غسل_رضوان
#غسالخانه
@ghusle_rezvan
هر سبزه نامه ای است بی امضا
که بر مزار می نشیند تا بگوید:
یادت نبرده ایم...
خاکت سرد نیست..گرم از یاد توست
ما هستیم، سبزه می روید، و بهار بر سر مزارت می بارد.
#غسل_رضوان
#آرامستان
@ghusle_rezvan
دست هایم را روی دست هایش گذاشتم..
سرد بود،
سرد تر از هر زمستانی که تا به حال می شناختم...
#غسل_رضوان
#غسالخانه
@ghusle_rezvan
و این پایان نیست
این فقط آغاز به یادسپاری است.
آغاز اینکه بگویی:
من بودم...
من زیستم..
من دوست داشتم.
#غسل_رضوان
#غسالخانه
@ghusle_rezvan
گاهی می پرسند
چه کردی با عمرت؟
من فقط لبخند میزنم
و می گویم
سعی کردم....
#غسل_رضوان
#دلنوشت_یک_غسال
@ghusle_rezvan
غسل رضوان
سعی کردم برای خوب زندگی کردن..برای بخشیدن..برای نادیده گرفتن بدی ها
برای دلخور نشدن..برای محبت بی دریغ..
بی منت..
سعی کردم حرفایی رو نشنوم
حرف هایی رو نگم
سعی کردم بگذرم..
بغضمو قورت بدم
داد نزنم..فریاد نکشم
سعی کردم سکوت کنم..
خیلی سکوت کنم...
من تمام عمر سعی کردم...
#دلنوشت_یک_غسال
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این چادر رو تو خونه کشیده بودن روش..و آورده بودنش...
شاید مادرش کشیده بوده روش
شاید خواهر
یا شاید همسر
نمیدونم.....
#غسل_رضوان
#دلنوشت_یک_غسال
@ghusle_rezvan