1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💎 ویژگی مؤمنان آخرالزمان
🔻رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله:
یا عَلِیُّ أعجَبُ النّاسِ إیمانا وأعظَمُهُم یَقینا قَومٌ یَکونونَ فی آخِرِ الزَّمانِ لَم یَلحَقُوا النَّبِیَّ وحُجِبَ عَنهُمُ الحُجَّةُ فَآمَنوا بِسَوادٍ عَلی بَیاضٍ.
❇️ ای علی! بدان، که مردمی در آخر الزمان خواهند آمد، که دارای شگفتانگیزترین ایمانها و استوارترین یقینها هستند.
مردمی که پیامبر را ندیدهاند، و حجت خدا نیز از نظر آنان پنهان است، با این وجود، از راه نوشته و کتاب (خطی سیاه بر کاغذی سفید)، ایمان میآورند.
📚 کتابمنلایحضرهالفقیه، ج۴، ص۳۶۶، ح۵۷۶۲
#آرامستان
#خاکسپاری
https://eitaa.com/ghusle_rezvan
783.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدایا مارو ببخش و بیامرز
مارو نیامرزیده خاک نکن🙏
#غسالخانه
https://eitaa.com/ghusle_rezvan
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آدم باورش نمیشه یروزم خودش قراره این راهو طی کنه..
من خودمم که هر روز دارم فوتیارو میبینم باورم نمیشه یروزم نوبت خودمه!
چقدر عجیبه واقعا تو بحر یسری چیزا رفتن...
میدونماااا نوبت منم میرسه
ولی باورش کنم؟ نه
انگار یکی دستشو میزاره رو گوشام و چشام و میگه نــــــــــــــه!
#دلنوشت_یک_غسال
#غسالخانه
https://eitaa.com/ghusle_rezvan
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هوای بارونیه ارامستان
#آرامستان
https://eitaa.com/ghusle_rezvan
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعد از مرگم،
اگر نسیمی گونه ات را بوسید
بدان منم...
#غسالخانه
https://eitaa.com/ghusle_rezvan
این روایت از زبان همکارم غساله خانوم هستش:
در حال غسل دادن آن بانوی تازهپرکشیده بودم که ناگهان عطری در فضا پیچید؛
عطری آشنا… شبیه بوی گلاب، شبیه همان رایحهای که در حرمها میزنند.
با خودم گفتم شاید دخترشان که آنسوتر ایستاده، عطری زده باشد.
به کارم ادامه دادم.
چند لحظه بعد، دخترشان نزدیک آمد و با تعجب پرسید:
«شما عطر زدید؟ چه بوی خوبی میاد…»
گفتم: «نه، من هم فکر کردم شما زدید.»
همینطور در حیرت بودیم که پسرشان وارد شد؛
پرچمی در دست داشت… پرچم حرم حضرت زینب (س).
تا پرچم به داخل آمد، عطر شدت گرفت؛
انگار بوی پرچم، زودتر از خودش رسیده بود…
آن لحظه، فضا فقط یک رایحه نداشت؛
بوی آرامش بود… بوی کرامت… بوی مهماننوازی بانوی صبر
#غسالخانه
#خاطرات_غسالخانه
https://eitaa.com/ghusle_rezvan
مرگ، پایانِ قصه نیست؛
فقط ورق خوردنِ صفحهایست که ما هنوز خواندنش را یاد نگرفتهایم.
آدمها از مرگ میترسند، چون تاریکی را میبینند؛
اما تاریکی همیشه نشانهی نبودنِ نور نیست،
گاهی نشانهی نزدیک شدنِ سپیده است.
امید، شبیه چراغ کوچکی در دلِ طوفان است؛
نه طوفان را متوقف میکند،
نه باد را خاموش،
اما کافیست تا راه را گم نکنیم.
مرگ شاید جسم را خاموش کند،
اما امید، چیزیست که حتی در لحظهی آخر هم
در چشمها برق میزند.
همان نوری که میگوید:
«پایان، همیشه آنطور که فکر میکنی، پایان نیست.»
زندگی، میانِ این دو معنا پیدا میکند؛
میانِ دانستنِ رفتن
و جرأتِ ماندن.
و شاید رازِ انسان بودن همین باشد:
اینکه با آگاهی از مرگ،
باز هم عاشق شویم،
باز هم بسازیم،
باز هم امید داشته باشیم. 🌱
#غسالخانه
https://eitaa.com/ghusle_rezvan