تو این سفر بخاطر گرفتگی زیادی پام، رو ویلچر نشستم
انصافا حس ترحمی که ادما به ویلچریا میکنن خیییلی عذاب اوره
یکی از باگای پاییز اینجوریه که یهو به خودت میای میبینی یه عطسه کردی دستت و صورتت و لباسی که تنت بوده کاملا خیس و دماغی شده☺️
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تیپیکال نماینده های کلاسامون که ترم بالایی ان:😂
میگن زیادی سخت میگیری زیادی جدی میگیری،
اره من همه چیو سخت میگیرم،چون راحت به اینجا نرسیدم چون همه چی برام مهمه چون قدر همه چیو میدونم و نمیخوام بلا استفاده از زمانی که توش هستم بگذرم.
من به توان²
https://eitaa.com/giahZende/443 یاد خودم افتادم🤣🤣
رو نکرده بودی حمیده😂بهت نمیاد ازین سیسا
من به توان²
امان از التهاب گلو🤒
خوب شده بودم،تا اینکه دیشب غذای سرخ کردنی خوردم و دوباره....ان شاالله به اون حد نرسه
بهتر از این نمیشه
فردا که ارائه دارم خواهرشوهرم میاد بچه هاشو بذاره خونه ما و با مادرشوهرم بره ختم بعدم بیان خونه ما😭
نمیدونم چرا این ارائه ی سیر تحول نفرین شدست؟یبار صدام میگیره یبار بچه ها میان..
فک کنم اگر ایندفعه ارائه انجام نشه برا دفعه بعد اتیش از اسمون بباره قبل ارائم😂
هدایت شده از مجهولات
اتفاقا نماینده کلاس ریاضی۱ ام و همین دیروز با ترمکا یه دعوای حسااابی کردیم🤣💘