🔺سروده شاعر گیلانی برای حادثه تروریستی کرمان
📌 فرزانه قربانی شاعر گیلانی در واکنش به حادثه تروریستی امروز در مسیر منتهی به مزار حاج قاسم سلیمانی، شعر زیر را سرود:
دلخون شدم از زائران بیقرارت
از لالههای پرپر روی مزارت
باران بگیرد کاش در کرمان خونین
از شدت آن چشمهای سوگوارت
صد دانه شد پاشید در پیش نگاهت
یک آن خزان زد بر دل باغ انارت
دیشب پرستوی میان خواب میدید
در آسمانها آشیان دارد کنارت
از جان ما دشمن چه میخواهد خدایا
پس کی میآید آن عزیز تکسوارت
#فرزانه_قربانی
🆔 @Gilan_Press
🔴 غزل شاعر ماسالی برای شهادت اسماعیل هنیه و انتظار انتقام خون این شهید
روز وداع سرخ تو آغاز طوفان است
ایران به فکر انتقام خون مهمان است
پرواز کردی و به سمت آسمان رفتی
چون آشیانت در بلندیهای جولان است
دور از وطن صبح غریبی رفتی از اینجا
حتی عروج تو شبیه مرد میدان است
از عید قربانهای هاجر کم نخواهد شد
از بس که اسماعیل در ایلش فراوان است
هر کس گذشته از طریقالقدس میداند
سرشار از عطر قدمهای شهیدان است
قرآن بخوان با آن صدای عرشیات ای مرد
سوگند بر خونت که صهیون رو به پایان است
✍ #فرزانه_قربانی
🆔 @Gilan_Press
شعر زیبای شاعر ماسالی برای عملیات وعده صادق دو
تو که از کشتن گنجشک ها پروا نداری
خبر از قدرت سجیل های ما نداری؟
ستاره بازی پهپاد های ما نشان داد
تو حتی اختیار آسمانت را نداری
چنان آشفته ای با موج هر الله اکبر
که خواب راحتی از دست طوفان ها نداری
جهان بیدار شد با وعده های صادق اما
تو درکی از طلوع سوره ی اسرا نداری
نمی فهمی جهاد فی سبیل الله ما را
برای این که در تاریخت عاشورا نداری
تو ناپاکی و دنیا با فرارت خوب فهمید
که جایی در کنار مسجدالاقصی نداری
#فرزانه_قربانے
#وعده_صادق_۲
🆔 @Gilan_Press
🔴 شعر بانوی شاعر دیگری از گیلان برای شهید سنوار
همیشه میخورد غبطه به حال پیکر تو
شهادت را ببیند هر کسی از منظر تو
تپیدن می گرفت از گام هایت قلب میدان
مگر طوفان الاقصی بوده نام دیگر تو؟
گمان کرده که در پستو شدی پنهان، ولیکن
به میدان آمده از شوق خنجرها سر تو
تو با آزادیِ دربند زندان ها چه کردی؟
که می گیرد سراغ آسمان را از پر تو
نشان دادی که مرد جنگ و پیکار و قیامی
همین که در کف میدان بنا شد سنگر تو
همین چفیه که دور گردنت داری سرآخر
بسازد سَنبُل از آن چهره ی جنگاور تو
#فرزانه_قربانے
🆔 @Gilan_Press
شعر شاعر گیلانی برای شهدای امنیت
تا زمانی که شهادت رسم و آیین شماست
آسمان هم محو آن لبخند شیرین شماست
هر کجای صفر مرزی را که می گردم فقط
گامهایی استوار از رد پوتین شماست
در پی آرامش ماید و ماندم سالهاست
در دل غربت چه کس در فکر تسکین شماست
در نبردِ نابرابر استوار و محکمید
انقدر که کوه هم در حال تحسین شماست
سالها سربند بستید و نفهمیدیم ما
خستگی ها روی پیشانی پرچین شماست
از همان روزی که با آغوش تابوت آمدید
شانه های ما به زیر دِینِ سنگین شماست
#فرزانه_قربانے
🆔 @Gilan_Press