هدایت شده از محبین
سلام رفقای دل ✨
هر كس یتیمی را سرپرستى كند تا آن كه بى نياز گردد، خداوند به سبب اين كار بهشت را بر او واجب سازد، همچنان كه آتش دوزخ را بر خورنده مال يتيم واجب ساخته است.
بحارالأنوار ج72، ص4
به همت بچه های همیشه پایه
کانال محبین قصد دهمین (اردیبهشت ماه) واریزی ماهانه رو به حساب فرزند یتیم و معنوی کانال محبین رو داریم...
مبلغ تعیین شده ماهانه:
20.000.000 میلیون تومان
به نیت خانوم حضرت رقیه:
۶۶۶ سهم ۳۰ هزار تومانی
که شما میتونید با یک سهم ،
یا بیشتر در ثواب بزرگ کمک به بچه های یتیم و بی سرپرست شریک باشید🌱
از طریق این شماره کارت میتونید کمک هاتون رو واریز کنید:
بزنید روی شماره کارت کپی میشه!
5892107046819390«بنام مجموعه فرهنگی جهادی محبین» بسم الله بگو و سهمی تو این کار برای آخرتت داشته باش! #فور_واجب https://eitaa.com/joinchat/646971555C4afc13efcd
تنها لبخند از تهدل و خوشحالی امروزم، صحبت کردن با نگین، بعد از مدتها بود... قلبم پروانهای شد...:)💖🦋
کدومش بهتره یا بدتره رو نمیدونم؛
ولی یهوقتا، یهکسایی، از یهجایی به بعد، از عاطفی بودن و احساس خرج کردن بیغیدوشرط، تبدیل میشن به کسایی که کنار نزدیکترینهاشون هم تمام احساساتشون رو رها نمیکنن و ریزبهریز عاطفهشون رو با حسابکتاب خرج میکنن.
و یه وقتا، یه کسای دیگهای، از یهجایی به بعد، از سرد بودن و چکیده خرج کردن محبت و احساساتشون، تبدیل میشن به کسایی که بابت هرچیز ریز و درشتی احساساتی میشن و دیگه کاسهی تنهایی تحمل کردنشون پر شده و جلوی هرکس و ناکسی ذوقزده و گاهی فرو میریزن!
باارزشترین دارایی که دارم، قابعکس سهدرچهار از تصویر داییمه؛ زیباترین اثرهنری خدا، محکمترین پشتوانه، دلانگیزترین دلگرمی، شجاعترین و باگذشتترین آدم زندگیم و رفیق روزهای خوب و بدم...
آره؛ اون پررنگترین دلیل منه، برای لبخند زدن و در آرامش زیستن.✨❤️🩹🫂(:
هدایت شده از محبین
سه سلام رو به کربلای حسین یادتون نره:)
صلی الله علیک یا ابا عبدالله
@ir_mohebin
داشتم به این فکر میکردم که برای تولد ستایش یه طراحی ساده از پاندا بکشم و بعد با خودم گفتم طراحی سادهش شاید خیلی ظاهر جذبکنندهای نداشته باشه هرچند ستایش از پاندا خوشش میاد، و خیلی یهویی تصمیم گرفتم که روی مقوا بکشمش و با گواش رنگش کنم... داشتم ذوقزده میشدم که بعد از مدتها تصمیم گرفتم برم سمت نقاشی و گواشهام... که یادم افتاد فردا نزدیک ظهر باید برم بیرون و تا پسفردا ظهر هم خونه نیستم و الان انقدر خستم که حتی از فکر کردن به انجام کاری فلج میشم و برای صدتا کار فقط تا شنبه وقت دارم که جمعه مغازهها بستهست و شنبه رو قراره از صبح برای دوستمون وقت بذاریم و... فقط تنها چیزی که میتونم توی این شرایط بگم اینه که «از فامیلمون-تکتکشون-، همشون متنفرم!» چون قضیهی فردا و انجامش، وظیفهی من نبوده و نیست! هیچ منتی برای اینکار سر خانوادهم نمیذارم؛ ولی فامیلامون؟ حتی لایقشن که بابتش تحقیر بشن! چون خیلی حقیرتر از این حرفهان-تکتکشون-!(((((((((((((:
| گیلدا🪷
داشتم به این فکر میکردم که برای تولد ستایش یه طراحی ساده از پاندا بکشم و بعد با خودم گفتم طراحی ساد
وقتی نوشتم «-تکتکشون-»، برای جمع بستن خاله بزرگم پشیمون شدم؛ و خیلیوقته که اصلاً بحثش جداست...
و صددرصد پسرداییهام و دخترداییهام و مهدیه-دخترِ خالهبزرگم- رو هیچموقعی قاطی فامیل ندونستم و نمیدونم! اونها جزء خانوادهم حساب میشن؛ و دوست داشتم این موضوع رو روشن کنم، هم برای خودم، هم شماهایی که این متن رو میخونید...