eitaa logo
گُلابَتون
3.1هزار دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
1.1هزار ویدیو
38 فایل
اینجا پاتوقِ مجازیِ ماست🏡📱 حسینیه انقلاب اسلامی دختران قم🇮🇷 اولین مجموعه‌ی فرهنگی_تربیتیِ مردمی و خودجوش و کاملا دخترانه در کل کشور...✌️🏻 ما عادت داریم اولین و جذاب‌ترین کارهای بزرگ و دخترونه رو تو کل شهر برپا کنیم😊 💌 ارتباط با ما: @hs_qom94
مشاهده در ایتا
دانلود
📸📝| روایت جشن گلابتون ۱۴۰۳ ✨خوش به حالم که تو رو دارم 1⃣ من به لطف تو امیدوارم تو شدی محرم اسرارم خوش به حالم که تو رو دارم این بیت را انگار خود خوده من سرودمش‌! امده بودم جشن روز دختر و فقط خود حضرت معصومه (س) نیتم را می‌دانست. به جز او با کسی غصه‌هایم را تقسیم نکرده بودم. گروه سرود با روسری های سفید و چادر های مشکی بودند که این شعر را می‌خواندند و دل من زیر و رو میشد. بی اختیار گریه کرده بودم چند دقیقه پیش. در اوج شادی جشن، زده بودم زیر گریه. هیچ نمی‌خواستم ماجرا روز جشن انقدر برایم غمگین‌شود. این بیت ها ولی دلم را آرام کرده بود. خوش به حالم که تو رو دارم. 💚 حاج آقا قاسمیان می‌گفت: میدونستید؛ دختر‌ها بابایی اند! صدای دست ها تایید کرد و او ادامه داد: و اینکه باباها دختری‌اند! صدای تشویق ها بلند تر شد، دختری که کنارم نشسته بود گفت: آخ دلم برای بابام تنگ شد! _ حالا میخوام بگم خدا هم دختری هست ها! صدای دست زدن دخترها انگار پایان نداشت... این حرف حاج آقا باعث شد محفلی ها به "بابای دخترهایشان" بودن به نازند‌. بحثشان داغ شد و رقابت بالا گرفت. آقای رضوان درویش عاقبت با ۴ دختر و ۴ نوه دختری مدال پر افتخار ترین بابای محفل را گرفت. آقای رضوان درویش آن اول که روی سن آمده بود السلام بلندی گفته بود و سلم‌اش را از جمع دوستدار محفل پاسخ گرفته بود و حالا بار دوم بود که مورد تشویق دخترها قرار می‌گرفت. ✨@golabbaton95
📸📝| روایت جشن گلابتون ۱۴۰۳ ✨خوش به حالم که تو رو دارم 2⃣ مامان گرمه! دختر کوچولی صورتی پوش کناریم این را گفت. مادرش آرام گفت: میخوای باز کنی یک کم روسریت رو؟ میخندد و می گوید نه! مامانش ولی برایش باز می‌کند و کمی روسری را تکان میدهد تا خنک شود. دختر لباس صورتی با روسری گلدار همراه مامان و خواهر بزرگترش کنارم نشسته. بیشتر برنامه را سرپا ایستاده بود. با هر سرودی پرچم ایران را دور خودش میگرداند و حاضر نبود بنشیند. از گوشه چشم می‌بینم خواهربزرگترش آذوقه پسته را ریز ریز توی دستش میگذارد. حاج آقا قاسمیان از حضرت معصومه (س) هم برای‌مان می‌گوید. اینکه روزی امام موسی کاظم (ع) خانه نبوده و دخترش جواب همه سوالات یک کاروان را به جای پدر می‌دهد. امام که برمی‌گردند و سوال و جواب های دخترشان را برایشان بازگو می‌کنند، می‌‌فرمایند: فداها ابوها. هروقت از مهربان دختر شهر حرف به میان می‌آید دلم هوای حرمش را می‌کند. حتی حالا که در میدان آستانه فاصله‌زیادی تا گنبد طلاییش ندارم. ✨@golabbaton95