eitaa logo
گلچین شعر
14هزار دنبال‌کننده
757 عکس
265 ویدیو
10 فایل
ارتباط با ادمین: @noroz_ad کانال دوم ما @robaiiyat_takbait
مشاهده در ایتا
دانلود
باز هم این روزها دل ناشکیبی می کند تا مدینه می رود اما غریبی می کند آسمان بارانی و چشم زمین لبریز اشک مثل تو قبر غریبت هم نجیبی می کند گندمی از مِهر تو در خاطر این شهر نیست کفتر دل باز حس بی نصیبی می کند من نمی دانم چرا هرروز مردی آشنا درهوای خانه ی خود هم غریبی می کند جایتان خالی چه کدبانوی خوبی زینبت بیش از سنّش چه رفتار عجیبی می کند درمیان چادرِ خاکی چه افلاکی شدست اشک ریزان یا حبیبی یا حبیبی می کند @golchine_sher
اى خوش بحال و روز كسانى كه گاه‌گاه دارد به لب تبسمى از لطف، يارشان من نيستم حسود، ولى رشك مي‌برم بر آن كسان كه يار بود در كنارشان آنان‌كه دل به يار ِ سفر كرده مى‌دهند آواره مى‌شوند چو ما از ديارشان اى باد صبحدم! به عزيزان من بگو دل گويدم كه كار ندارم به كارشان سوزد دلم ز دورى و در ديده مى‌كشم روزى اگر نسيم بيارد غبارشان ما داغ هجر ديده و خورديم خون دل از دست مردمى كه تفو بر تبارشان عشّاق داغديده نخواهند لوح گور بعد از وفات لاله دمد بر مزارشان @golchine_sher
هدایت شده از گلچین شعر
😊اگه حوصله نداری شعرهای طولانی بخونی یکسر به کانال ما بزن 👌 🌷فقط رباعی و تک بیت حتما حالت خوب میشه یکبار امتحان کن🌷 ❤️کاش جای بوسه‌اش می‌ماند بر پیشانی‌ام با خدا بودن نشان از مِهر می‌خواهد نه مُهر!❤️ https://eitaa.com/joinchat/769065447Cf0875d1080
برای_او بعد از نگاه سرد او در چشم من باران گرفت او رفت و با این رفتنش از دست من دامان گرفت مثل نگاهش ناگهان دستان گرمش را گرفت جان کندم و می دید او که گریه هایم جان گرفت من التماسش کردم و او مرگ را در من ندید تا گم شدم درهای و هو دست از دلم آسان گرفت تنها غذای سفره ام یک لقمه نان عشق بود هم برد با خود عشق را هم از دلم دندان گرفت امکان ماندن داشتم حتی فقط با یک نگاه او رد شد از دنیای من او رفت این امکان گرفت سرداست خاک گورها سرداست اما می روم شاید در آغوش لحد احوال من سامان گرفت @golchine_sher
گم میشوم در سرزمین بیقراریها آنسوی دریای سیاه سازگاریها بر روی شن ها مینویسم دوستت دارم رسم کهن سالیست این نامه نگاریها امواج می شویند رد دستخطم را دنیا پر است از قصه ی بی اعتباری ها آنسوی دریا خانه ی خورشید میسوزد در آتش بیتابی چشم انتظاریها از دست و پا افتاده ام، دیگر نمی کوشم بگریزم از بند جنون مثل فراریها قلبم در آغوش قفس آواز می خواند مانند قلب فارغ از بند قناریها دست دل من نیست! شعرم با تو می آید زیباست اما حال این بی اختیاریها @golchine_sher
‌‌اگر کسی مرا خواست ‌بگویید رفته باران‌ها را تماشا کند. ‌و اگر اصرار کرد؛ ‌بگویید برای دیدن طوفان‌ها رفته‌است! ‌و اگر باز هم سماجت کرد، ‌بگویید رفته‌است تا دیگر باز نگردد. @golchine_sher
موسسه ی قرآنی بهشت رضوان اهل بیت(ع) با بیست سال سابقه و تجربه ی آموزشی و پرورشی و قرآنی، همواره و مشتاقانه، آماده ی خدمت رسانی به همشهریان عزیز است و با برگزاری دوره های پیش دبستانی (۱ و ۲) و کلاس های متنوع و با کیفیت از تمامی رده های سنی، به صورت مستمر و ترمی در طول سال، ثبت نام به عمل می آورد. از این که موسسه ی قرآنی بهشت رضوان اهل بیت(ع) را شایسته ی انتخاب دانسته و به دیگران هم معرفی می نمایید، سپاسگزار و قدردان شما خوبان هستیم. شماره تماس: ( ۰۱۱-۳۳۴۱۲۰۲۰) به کانال موسسه ی ما بسیار خوش آمدید و حضور سبزتان را ارج می نهیم. 👇💚👇💚👇💚👇 لینک کانال: https://eitaa.com/joinchat/3095659448C2ab2c0fdaa
دلیرستان غیرت، مهد شیران است ایران پر از اسطوره ها و مرد میدان است ایران به هر جایش نشان از مهر و لبخند اهورایی ست بهارستان شور و شوق جانان است ایران یهودی و مسیحی، مسلم و زرتشتیان باهم سرای همدلی و جمع ادیان است ایران خلیج فارس تا بحر خزر سرشار زیبایی ست مثال روشن اعجاز یزدان است ایران شکوه مهربانی تکیه گاه دوستان، ایران برای دشمنانش تیغ بران است ایران دفاع از حق مظلومان شعار انقلاب ماست کنار غزه ی مظلوم و لبنان است ایران بداند هرکه که چشم بد به خاک پاک آن دارد أشِدّاءُ عَلَی الطّاغوت دوران است ایران تجلی گاه همت، کوه شوکت، قله ی عزت طنین باشکوه نام ایران است ایران @golchine_sher
چو بوی پونه از دکّان عطاری بزن بیرون هوای عاشقان شهر اگر داری، بزن بیرون تو را آیینه‌ها در بی‌نهایت چشم‌در‌راه‌اند از این نُه‌توی آه‌اندودِ زنگاری، بزن بیرون زدم از اصفهان بیرون که بوی گاوخونی داشت تو هم ای شیخ! از این چاردیواری بزن بیرون الا ای جمعه‌ی سرخی که رنگ عید نوروزی از این تقویم سرتاسر عزاداری بزن بیرون چه طرفی بسته‌ای از حکم‌رانی روی این قلیان الا سلطان! از این زندان قاجاری بزن بیرون‌... ‌ @golchine_sher
زندگی کمی دیوانگی می‌خواست اما ما زیادی دیوانه شدیم دیوانه که باشی، خودت هم نخندی زخم‌هایت می‌خندند! @golchine_sher
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از رباعی_تک بیت
کدبانوی خانه بود مادر جانم بی عذر و بهانه بود مادر جانم دلتنگ دو دست پینه دارش هستم دستش پدرانه بود مادر جانم @robaiiyat_takbait
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
نشسته در گلوی حق دوباره خارها بیا امید قلب جمع بی قرار ها به ضجه می زند جهان تو را صدا، بیا ز حنجر بلا چشیده روی دارها نشسته غزه در میان خاک و خون، بیا نجات بخش شهر مانده در حصارها سکوت کرده سازمان کور ناملل برای قتل عام موج انفجارها بیا اگرچه در کنار تو نبوده ایم شبیه وعده های داده در شعارها نشسته ایم بی وجود درک معرفت گلایه مند از تمام انتظارها نشسته ای در انتظار ما و دلخوشی به انقلاب روح و ذهن بی بخارها برای ما که نه ولی ظهور کن بیا برای التماس و اشک داغدارها @golchine_sher
زندگی می‌کشد آخر به کجا کارت را باید از دور تماشا بکنی یارت را روز دیدار، خودت را به ندیدن بزنی شب ولی دوره کنی لحظهٔ دیدارت را عاشقش باشی و تا عشق، خریدارت شد دور سازی خودت از خویش خریدارت را دوستش داشته باشی و نبیند هرگز «دوستت دارم» در سینه گرفتارت را بهترین پاسخ این درد، سکوت است، سکوت نکند باز کنی مخزن‌الاسرارت را رفتنی می‌رود و باز تو خواهی پرسید از «نسیم سحر آرامگه یار...» ت را @golchine_sher
وقتی که چشمت از دلم ایمان بگیرد  آیینه حتی با نگاهت جان بگیرد بوی خوشت پیچیده هر جا ،می رود تا از تاجرانِ عطرِ شهرت نان بگیرد خم کرده قامت پیش پایت تا بلندا یلدا،که از موهای تو فرمان بگیرد    افتاده بس شوری به طبع شاعرانت وقتی غزل با نام تو عنوان بگیرد مهمانتان باشم شبی، فنجانی ای کاش از سینی لرزانت این مهمان بگیرد ...  @golchine_sher
یا_فاطمه_س کسی به باغچه بعد از تو آب خواهد داد؟ به روزهای جهان، آفتاب خواهد داد؟ کدام دامن پر مهر می‌شود بالِش؟ به گریه‌های یتیمانه خواب خواهد داد کدام عشق به این سفره‌های نان و نمک پس از عبور تو رنگ و لعاب خواهد داد مرا هر آینه او از سکوت پر کرده است هم او که آه مرا بازتاب خواهد داد برای آنکه بگیریم انتقامت را خدا به گردش دنیا شتاب خواهد داد زمانه‌ای که به زهرا چنین جفا کرده است مگر سلام علی را جواب خواهد داد!؟ @golchine_sher
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
حرفت قبول! لایق خوبی نبوده‌ام وقتی بدم! موافق خوبی نبوده‌ام عذرای پاکدامن اشعار آبی‌ام من را ببخش وامق خوبی نبوده‌ام فهمیدی اینکه خنده‌ی تلخم تصنعی است؟ الحق که من منافـق خوبی نبوده‌ام این بادها به کهنگی‌ام طعنه می‌زنند من بادبان قایق خوبی نبوده‌ام من هیچوقت شاعر خوبی نمی‌شوم من هیچوقت خالق خوبـی نبوده‌ام فهمیدم اینکه فلسفه‌ی من شکستن است هـرگز دچار منطق خوبی نبوده‌ام حرفت قبول! هر چه که گفتی قبول! آه اما نگو که عاشق خوبی نبوده‌ام @golchine_sher
<< عطر نرگس>> دل آدینه پراز حسرت و غوغاست بیا تشنه ی جرعه ای از ساغر و میناست بیا غم دلش را زده، با یأس گلاویز شده خشک شد ریشه ی امید و شکیبایی بیا!! یک جهان در تب وصلِ تو و بیمار تواَند رؤیت روی تو اکسیر مداواست بیا کاروانی پیِ کاویدن چاه تو شدند از لب چاه رخ ماه تو پیداست بیا غزه غرق غم و قربانی غاصب ها شد عید قربان شده و معرکه برپاست بیا شده چون لاله یِ نعمانی پرپر دل خاک این دل خون شده را موسم احیاست بیا عطر نرگس به تن صبح وصالی بزن و تا که هُرمی به دل سینه ی سیناست بیا غزلم غمزده و قافیه ها تب دارند صوت داوودیِ تو حل معماست بیا می رسد جمعه و بی شک خبری در راه است بر <<بهار>> قدمت جمعه مهیاست بیا @golchine_sher
پاییز نوازنده است باور کن... ببین چه عالی می رقصاند به آهنگ باد برگها را.... من معشوقه ات می مانم زمستان که آمد خواهم مُرد وفادار... (پرنده شرقی) @golchine_sher
یا امام زمان ع و حلقه حلقه زمین در هبوط؛ زنجیر است زمان به حصر سکون پای بند تقصیر است پراست بغض گلو از نفیر سالوسی دلم از اینهمه بیهوده زیستن سیر است هزار قصه و صد خاطره بیان کردیم که دوری تو فقط کار و بارِ تقدیر است کسی به صفحه ی اقرار جمله ایی ننوشت گناه ما‌ همه «انکار و شرک و تکفیر» است خمیده پشت رکوع از نماز«مدعیان» دراین نماز شکسته دعا زمین گیر است بیا که پرشده از گریه چشم آهوها!!! بیا که نغمه ی هر عصر جمعه دلگیراست نیامدی و به راهت نگاهمان ابریست دعای منتظرانت بدون تأثیر است @golchine_sher
یا صاحب الزمان! یک بار تو از جاده ی ما هم گذری کُن این شب زده را لایق نورِ سَحری کُن هر جا که تو رفتی من بیچاره نبودم قبل از سفر این بار مرا هم خبری کُن آواره ترین عابر راهم، تو نباشی... یک بار منِ گمشده را همسفری کُن من عَهدشکن بوده ام ای دوست ولیکن: تو چیز دگر هستی و کار دگری کُن ای جان‌جهان، شاه شَهان، خسرو خوبان! از راه وفا بَر منِ مُضطر نظری کُن پیر تو شدم زندگی ام رو به زوال است با من تو فقط یک نَفَسی را سِپری کُن (دلسوخته) @golchine_sher
جام صبوح من بیا، تا شکنم خمار را چشم گشا و تازه کن، حادثه ی بهار را کی به بهشت رو کنم، گر که شبی به عشوه ای باز کنی به روی من، باغِ گلِ اَنار را رشته ی عهد را مبر، تا مبری قرار دل ای که به ناز می بری، از دل من قرار را گرچه در آسمان شب نیست مرا ستاره ای در شب اشک من ببین؛ چشم ستاره بار را ماه و ستاره سوختند از تب اشک و آه من از چه سحر نمی کنی، این شب انتظار را @golchine_sher
مثل آتش بی قرارم مثل توفان بی وطن دیگران از من گریزانند و من از خویشتن! بی‌جهت، بیهوده، بیخود، بی‌سبب، بی‌فایده عشق وقتی نیست، معنایی ندارد زیستن زندگی با همدم نااهل جان فرسودن است من چنین زندانی‌ام با خویش در یک پیرهن دوستی پژواک تنهایی‌ست اما همچنان تا جوابی بشنوی از کوه فریادی بزن عاقبت در خواب بوسیدم تو را، با این حساب من به خوشبختی بدهکارم، نه خوشبختی به من @golchine_sher