eitaa logo
کانال گلچین تاپ ترینها
2هزار دنبال‌کننده
18.4هزار عکس
28.6هزار ویدیو
161 فایل
موضوع کانال: انگیزشی/داستان آموزنده/معلومات عمومی/تاریخی/ ایران شناسی/ روانشناسی/شعر/طنز/قوانین حقوقی/موسیقی/آشپزی/ خبرروز ای دی مدیر جهت انتقاد یا پیشنهاد @golchintap1
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃🌼ســـــ🥰ــ✋ـــــلام 🍃🌸روز قـشنگ بـهاری تـون بـخیر 🍃🌼الهـی در پناه پـروردگـار 🍃🌸امروزتون بخیرونیکی 🍃🌼حــال دلتــون خـوب 🍃🌸وجـودتــون سـلامـت 🍃🌼روزتون سرشاراز زیبـایی شنبه تــون عــالـی🌷 𝐉𝐎𝐈𝐍 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋  @golchintap
📝 کسی که شهامت می کند و می رود حرف دلش را می زند و مثلا به کسی که هرگز ندیده اما ناخواسته به او دل بسته ابراز علاقه می کند، فارغ از این که عشق و علاقه اش واقعی است یا نتیجه دور- نزدیکی های مبهم دنیای مجازی، آدم شجاعی است. آدمی که می داند حرفش را که بزند، ممکن است هر بلایی سرش بیاید . ممکن است هر قضاوتی در راه باشد، وای از روزی که قواعد عرف و شرع هم دخیل باشند. نخندید، پایش که بیفتد ما همه ملاهای سنتی ده کوره های دور از شهریم. گم نشود حرف، داشتم می گفتم آدمی که عشق را جار می زند، حرمت دارد. بخواهیش یا نه، باید یادت بماند که آمد حرف دلش را به تو گفت. مجبور نیستی قبولش کنی، اما حرمتش را باید نگه داری، که این شرط آدمیت است. و شاید هم بهترین شیوه حرمت داشتن همین است که اگر می دانی آدمی نیستی که او فکر کرده هستی و دوستت دارد، محترمانه بگویی نه، خدانگهدار. این ها که درباره دوست داشتن است، حتا اگر کسی به تو گفت فقط تنت را می خواهد، حتا اگر گفت برای یک ساعت خورشید من شو و بعد فراموشی چاره ما باشد، برای صداقتش حرمت قائل شو که خواسته اش را رک گفته و عشق را به لجن نکشیده... کار سختی هم هست گفتن دوستت دارم به کسی که نمی دانی واکنشش چه خواهد بود. مثل تن زدن به دریایی است که نمی دانی چشمه اسید است یا نهر روان عسل. اما آنها که تن می زنند به این راه بی برگشت، برکت خلقتند. که گفته اند: عالم از ناله عشاق مبادا خالی.... 👤حمیدسلیمی
📝 قبل از فرا رسیدنِ زمان مرگتان، زندگی را تحویل ندهید! برای داشتنِ رابطه های پایدارتر و عمیق تر تلاش کنید! هیچ تجربه ای بیهوده نیست، هیچ رابطه ای بیهوده نبوده است. در هر آدمی که شروع کرده ایم آیینه ای پنهانی وجود دارد که تصویر ما در آن پیداست! در هر رابطه و با هر آدمی، ما با بخش هایی از خودمان رو به رو میشویم و زندگی همین است. شاید "زندگی" ، پیدا کردنِ بخش هایی از خودمان در رابطه هایی ست که تجربه میکنیم! بخش هایی پراکنده و نامنسجم که در رابطه هایی پنهان هستند. ما قطعا باید رابطه ها را تجربه کنیم تا این بخش ها را پیدا کنیم! ما آرام آرام منسجم خواهیم شد و خودمان را بهتر خواهیم شناخت! با آدمهای متفاوت و رابطه های تمام و نیمه تمام! بسیاری از رابطه های ما قرار نیست به جای خاصی برسد و به نوع خاصی جلو برود! گاهی رابطه هایی شروع میکنیم که بخشی از خودمان را بهتر بشناسیم و گاهی انگار که ماموریت آن آدم تمام میشود، رابطه هم تمام میشود! بعضی از رابطه ها فقط به ما بخشی از خودمان را نشان میدهند و بعد محو میشوند! ناامید نشوید از آدمهایی که میروند. از رابطه هایی که تمام میشوند. ناامید نشوید از امتحان کردنِ آدمها! مدام رفتارهای خودتان را ببینید و ببینید آیا رفتاری در شما هست که نیاز به تغییر، تعدیل و یا تاکید دارد؟ رفتارهای خودتان را ببینید و به جریان زندگی اعتماد کنید! برای تغییر برخی رفتارهای آسیب زننده در خودتان تلاش کنید و رابطه ها را امتحان کنید! جهان پُر از آدمهای ناامید است که ترجیح میدهند قبل از فرا رسیدنِ مرگشان، بمیرند! با رابطه نداشتن! 👤 𝐉𝐎𝐈𝐍 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋  @golchintap
📝 ما آدمهایی نبودیم که یکی را بدرقه نکرده در را رویِ دیگری باز کنیم، که تاوان دوست نداشته شدن هایمان را از دوست داشته شدن هایِ دیگران بگیریم... ما آدمهایی نبودیم که دوستت دارم را حس نکرده رویِ زبان بیاوریم، که دستهایمان هر روز خطوطِ کف دست یکی را از بر شود و آسمانِ چشم هایمان آیینه ی هزار نفر بوده باشد. ما آدمهایی بودیم؛ که به جز لبهایمان تک تک سلول هایمان دوستت دارم را فریاد میزد، که دستهامان حافظه داشت و نقاب بی تفاوتیمان آنقدر بزرگ نبود که کفافِ پوشاندنِ دلتنگی هایمان برایِ یکی که نبود را بدهد... ما آدمهایی بودیم؛ که تنهاییمان را دو دستی چسبیده بودیم و با دوستت دارم های گفته و نداشته تنهایی کسی را عمیق تر نکرده بودیم و بی کسی را عضو جدانشدنی روزهایش... ما آدمهایی بودیم که بلد نبودند اول کسی را به بودن عادت بدهند و بعد مزه نبودن را به آنها بچشانند... ما جایگزین کردن را بلد بودیم،شاید بیشتر از هرکس ما ولی فقط دلمان نمیخواست دلمان با یکی باشد و جسممان کنارِ دیگری نفس هایِ پر از بغض بکشد، ما فقط نمیخواستیم چشم کسی جز خودمان برایِ همیشه از عشق بترسد... 👤 فاطمه جوادی 𝐉𝐎𝐈𝐍 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋  @golchintap
📝 آیا رانندگی خانم‌ها بدتر است؟ از سوگیری تا واقعیت مردها خیلی بیشتر از زن‌ها پشت فرمان سیگار می‌کشند، با موبایل حرف می‌زنند، راهنما نمی‌زنند، تند می‌روند و قوانین را نادیده می‌گیرند و فکر می‌کنند که این رفتار پرخطر به‌خاطر مهارتشان است. برخلاف باور عموم، بررسی‌های مختلف نشان داده زن‌ها راننده‌های بهتری هستند، اما چرا مردم اشتباه فکر می‌کنند؟ ۱. سوگیری تایید: ذهن ما به صورت دیفالت فقط چیزهایی را قبول می‌کند که قبلا قبولشان کرده، مثلا کافی است به تور مسافرتی فکر کنید، از فردا تبلیغات آن تور را می‌بینید، پیامک تور لحظه آخری هم برایتان می‌آید. این مورد هم همین است، طی روز مردهای زیادی هستند که بد رانندگی می‌کنند، ولی ما رانندگی بد زن‌ها را می‌بینیم.  ۲ .استرس: وقتی یک آقا پشت فرمان است، معمولا همسرش دخالتی در رانندگی نمی‌کند و رانندگی‌اش را ارزیابی نمی‌کند، اما معمولا آقایان کنار خانم‌ها، مدام نظر می‌دهند و هر اشتباه کوچک را گوشزد می‌کنند و آقا حس می‌کند که رانندگی همسرش خیلی خوب نیست، اما نمی‌داند که رفتار خودش باعث می‌شود که عملکرد خانم افت کند. ۳ .فرصت تجربه: در سفر خانوادگی کمتر پیش می‌آید که خانم‌ها پشت فرمان بنشینند، معمولا خانم‌ها وقتی فرصت رانندگی پیدا می‌کنند که هیچ مردی کنارشان نباشد، حتی اگر ماشین خودشان باشد، رانندگی یک مهارت است که با تمرین بهتر می‌شود، سوگیری تاییدی باعث می‌شود آدم بی‌تجربه بیشتر به چشم بیاید و قربانی پیش داوری بشود. ۴ .خطای طراحی: بهترین آدم‌ها در یک طراحی بد، رفتارشان بد است، ولی افراد معمولی در یک طراحی مناسب عملکردشان عالی است. طراحی خودرو هم همین است، بیشتر ماشین‌ها برای مردانی با قد حدود ۱۷۶ سانت طراحی شده، اما میانگین قد زنان ۱۴ سانت کمتر است. یک زن دونده نمی‌تواند با کفش مردانه که برایش خیلی بزرگ است، خوب بدود. ۵ .نبود شاخص اندازه‌گیری مهارت: راننده ماهر کیست؟ کسی که خیلی محتاط و آرام می‌رود یا کسی که لایی می‌کشد و جریمه می‌شود؟ وقتی می‌گوییم یک نفر ماهر است باید بگوییم با چه خط‌کش و پارامتری یک نفر را ماهر یا بی‌مهارت تعریف می‌کنیم؟ عموما ما بدون اندازه‌گیری و فقط بر اساس حسمان حکم صادر می‌کنیم. ۶ .خطای نسبیت: تعداد راننده‌های زن از راننده‌های مرد خیلی کمتر است، وقتی یک زن رانندگی بدی داشته باشد، طبیعتا خیلی بیشتر نسبت به مرد دیده می‌شود. جامعه ۱۰۰ نفری را در نظر بگیرید که تشکیل شده از ۲۰ زن و ۸۰ مرد، اشتباهات یک زن با احتمال ۵ درصد دیده می‌شود، ولی این عدد برای یک مرد ۱.۲۵ درصد است. ۷. بدون هیچ دلیل بعضی‌ها بعد از شنیدن تمام این موارد، هنوز هم می‌گویند «نه، زن‌ها رانندگان بدتری هستن، بحث نداره» برای این‌ها نه استدلال مهم است و نه آمار، چشمشان را می‌بندند و حکم صادر می‌کنند. خیلی وقت‌ها، ما بدون دلیل در مورد مسائل نظر می‌دهیم، ما این‌طور فکر می‌کنیم، چون دوست داریم این‌طور فکر کنیم!! 👤 پوریا بختیاری 𝐉𝐎𝐈𝐍 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋  @golchintap
📝 ‍ آمارها می‌گوید دو و نیم میلیون دختر و پسر دهه شصتی هنوز مجرد هستند. اما این موضوع برای دختران این دهه‌ی سخت، شکل دیگری دارد. چون آمارها نشان می‌دهد پسران دهه شصتی مجرد تمایل دارند با دختران دهه هفتادی ازدواج کنند و حال دختران دهه شصتی زیادی هستند که در آستانه تجرد قطعی قرار دارند و هر روز این استرس و و اضطراب را با خودشان حمل می‌کنند که آیا آنها هم ازدواج خواهند کرد؟ آیا زندگی مستقلی خواهند داشت؟ زهرا یک دختر متولد شصت و دو خوزستانی است. کارشناسی باستان‌شناسی و ارشد روانشناسی تربیتی دارد. دوازده سال سابقه تدریس و هجده سال سابقه فعالیت فرهنگی. زهرا می گوید: «از سال هشتاد که اولین خواهرم عقد کرد و ازدواج کرد من یک بحران روحی خیلی بزرگ را گذراندم چون به‌هرحال شما می‌دانید ما ایرانی‌ها از مراسم خواستگاری تا نامزدی و عقد، همه فامیل‌مان حضور دارند و هرکس به نوبه خودش تلاش می‌کند گاهی از روی محبت و گاهی از روی کم لطفی حرف به آدم بزند. خیلی‌هایشان از روی دلسوزی می‌گفتند:«ان‌شالله قسمت تو هم شود» یکی می گفت:« ان‌شالله نوبت تو» من آن زمان خیلی به فکر ازدواج نبودم و بیشتر حواسم پی تحقیق و پژوهش بود. اما کم‌کم بعد از ازدواج خواهر اولم و ازدواج خواهرهای دوم و سوم هربار من با یک تنش روحی بسیار شدید برخورد می‌کردم. هم از برخورد دیگران و هم از اتفاقاتی که درونم رخ داده بود مدام به خودم می‌گفتم:«چرا من نه؟، چرا من چنین موقعیتی برایم پیش نمی‌آید؟» اتفاقی که زهرا در خانواده‌اش می‌بیند یکی از مهم‌ترین ضربه‌های ازدواج را به کشور زده ‌است. ازدواج پسران دهه شصتی با دختران دهه هفتادی. زهرا می‌گوید:«ما خانواده سرشناسی در اهواز هستیم، در خانواده و اقوام پسرهای متولد شصت و حتی پنجاه و شش داشتیم. اما یک عده از این پسران چون بعد از دانشگاه به تهران آمدند و اکثرا با دختران تهرانی ازدواج کردند. آن عده‌ای هم که باقیماندند و به اصطلاح سن‌شان به من می‌خورد تا چندسال پیش مجرد بودند و بعد با دخترهای هفتادی، هفتاد و دویی، هفتاد و سه‌ای و حتی موردی داشتیم که با سیزده سال اختلاف سن با یک دختر هفتاد و پنجی ازدواج کرد» «پس‌ چرا ازدواج نمی‌کنی؟» سوالی که زهرا می‌گوید از او آنقدر پرسیده شد که در آخر به یک ازدواج نامناسب تن داد. ازدواج با پسری چندسال کوچکتر. چرا؟ چون از او رفتارهای خوبی دیده بود،زهرا بعد از نامزدی متوجه می‌شود که خانواده نامزدش به فامیل خودشان سن او را خیلی پایین‌تر از سن واقعی‌اش گفته‌اند و همین برای او چالش‌های زیادی را پیش می‌آورد اما هرچه تلاش می‌کند نمی‌تواند وضعیت را تحمل کند و نهایتا این فشار اورا وادار به جدایی میکند. زهرا حرف می‌زند و گریه می‌کند. وقتی از حسرت مادر شدن می‌گوید گریه‌اش اوج می‌گیرد. او هر روز از خودش می‌پرسد یعنی من هم مادر می‌شوم؟«تمام این حرفها را اگر کنار بگذارید توقعی که از من به عنوان دختر مجرد خانواده وجود دارد خیلی سخت است. خواهر بعد از من دو فرزند دارد و الان ساکن کاناداست، همین که می‌بینم خواهرهایم بچه‌دار می‌شوند و مادری را تجربه می‌کنند حالم دگرگون می‌شود. این حس و حسرت مادری مرا دیوانه کرده‌است. مدام به خودم می‌گویم یعنی ممکن است من هم یک روز مادر شوم؟گریه می‌کند با خودم می‌گویم دیر است. نکند بچه‌ام ناقص شود نکند نابارور باشم؟ مشکلات دختران دهه شصتی به گفته زهرا خیلی فراتر از این گفتگوها حرف‌هاست انقدر که دیگر توی حافظه‌اش جا نمی‌‌‌شود،یعنی می شود من با این سن‌وسال ازدواج بکنم چقدر فرصت دارم در کنار همسرم زندگی بکنم، در آینده بچه‌ ده‌ساله‌ی من دوست دارد یک مادر پنجاه ساله یا شصت ساله داشته باشد؟ بین همه‌ی مامان‌های جوان، من یک شصت ساله، واقعا بچه‌ام دوست خواهد داشت؟ 👤 عطیه همتی 𝐉𝐎𝐈𝐍 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋  @golchintap
📝 چنگیزهای زندگی شما چه کسانی هستند ؟ یه کلاسِ انگلیسی هفته‌ای دو روز تو مدت کوتاه ‌ چند ماهه‌‌ای که وین بودم میرفتم. راستش انگلیسیم اینقدر خوب بود که به اون کلاس نرم، ولی‌ دو چیزِ اون کلاس برام خیلی‌ جالب بود ...دور تا دورِ اون اتاق کوچیک صندلی بود و ما‌ها از کشور‌هایِ مختلف با سنین مختلف مثلِ یه دورِ همی‌ رویِ اون صندلی‌ها مینشستیم و سعی‌ میکردیم با انگلیسی حرف زدن با هم ارتباط برقرار کنیم. نیم ساعتِ آخرِ کلاس هم به حرف زدنِ هر فردِ داوطلبی راجعِ به موضوعِ تعیین شده از جلسه قبل بود. اون روز بارونی‌ زیبا آخرهایِ خرداد رو در وین هرگز فراموش نمیکنم. مدرسِ جوانِ کلاس از همه ی ما خواسته بود که بگیم قهرمان و الگویِ زندگیمون کیه. نوبت رسید به دخترکِ جوانِ آرومی‌ با چشمایِ بادومی و صورتِ گردِ بامزش که برایِ ادامه تحصیل و گرفتنِ دکترا در یک رشته ی هنری به وین اومده بود. از مغولستان اومده بود. اولین مغولی بود که از نزدیک میدیدم. آروم و خجول و مهربون بود. شروع به حرف زدن کرد. هر چه اون بیشتر از قهرمانِ زندگیش حرف میزد و ما همه با چشم‌هایِ از حدقه در اومده بروبر نگاهش میکردیم. با تمامِ احساسش از مردِ مهربان و فداکاری حرف میزد که میگفت عاشقانه دوستش داره و در تمامِ زندگیش سعی‌ کرده اونو الگویِ زندگیش قرار بده. با زیباترین کلمات قهرمانِ زندگیشو توصیف میکرد و تحسینش میکرد. و اونو مثلِ "پدری مهربان" میدونست. هر چه اون بیشتر میگفت، ما شوکه تر میشدیم. خب راستش دوست داشتنِ آدمی‌ که اون توصیف میکرد، کاملا منطقی‌ و طبیعی بود. ولی‌ همه ی ما شوکه ی نامی‌ بودیم که اون این توصیفات رو در موردش میکرد. اینقدر برایِ همه ی ما عجیب بود که وقتی حرفاش تموم شد، فقط بروبر نگاهش میکردیم. با لبخندی رویِ لبش منتظر بود که اگر سؤالی داریم بپرسیم یا تشویقش کنیم. من درست روبروش نشسته بودم، آروم و با احتیاط ازش پوسیدم: "اینا که گفتی‌ راجع به چنگیز خانِ مغول بود یا یکی‌ دیگه؟ " با اطمینان جواب داد: "چنگیزِ بزرگ، تموچینِ عزیز، اون مردِ بزرگیه." مدرسِ جوونِ کلاس رویِ تختهِ وایت بردِ کلاس اسمِ چنگیز رو با حروفِ انگلیسی نوشت و پرسید: "اینو میگی‌؟ " دخترک خوشحال و مطمئن گفت بله. من تنها ایرانی‌ کلاس نبودم. پسرِ جوانی گفت: "چنگیز خان یه قاتله، یه خونخوار بزرگ، تو اینو نمی‌دونی؟؟ " دخترکِ مغول با چشممهایِ در اومده فوری منکر شد، نه این اون نیست، اشتباه می‌کنین. اون مهربون و بزرگ و فوق‌العاده بوده.من بهش توضیح دادم: "اون به کشورِ من حمله کرده و تقریبا هر کی‌ سرِ راهیش بوده کشته. به خیلی‌ کشور‌ها رفته و این کار رو کرده،. معروفه. اون کجاش مهربون و فوق‌العاده و قهرمان بوده؟ " دخترک اصرار کرد: "اشتباه می‌کنین. با یکی‌ دیگه اشتباه گرفتین." خانمی از لهستان که با نامزدش کلاس‌ها رو شرکت میکرد، کنارِ دخترک مغول نشسته بود، رویِ گوشی موبایلش، عکسِ چنگیز خان رو بهش نشون داد و توضیحاتِ زیرِ عکس رو براش خوند. دستهایِ دخترک می‌لرزید. همه شروع کردن هر چی‌ راجع به چنگیز خان می‌دونستن به دخترک گفتن. شوکّه بود، با چشمایِ پر اشک گفت: "اینا دروغه، اینا رو حتما دشمناش گفتن. اون مردِ بزرگ و مهربونی بوده." هر چه ما اصرار میکردیم، اون منکر میشد. دیگه داشت عصبانی‌ میشد. هی‌ میگفت: "مهربون بوده." همکلاسی شیطونِ آلمانیمون خندید و گفت: "به هر کسی‌ می‌شه لقبِ مهربون داد غیرِ چنگیز خان مغول،" و یه عکسِ ترسناک از چنگیز خان رویِ مبایلش به دخترک مغول نشون داد. دخترک گوشی موبایلشو در آورد و عکسِ بک گراندِ گوشیشو نشونمون داد و گفت: "اشتباه می‌کنین، اینه." اینقدر حرفهاش برایِ همه ی ما عجیب بود که همه با هم یهو زدیم زیرِ خنده. کی‌ فکر میکرد یه روزی بشینیم و به یه نفر که در وصفِ انسانیتِ چنگیز خانِ مغول حرف میزد گوش بدیم آخه؟ دخترک با چشمایِ اشکی و ناراحت نگاهمون میکرد. مدرسِ جوونِ کلاس سعی‌ کرد میونه رو بگیره: "چند تا لینک از چند تا کتابخونه ی معتبر برای همه میفرستم، اونا رو می‌خونیم و دفعه ی بعد در موردش حرف می‌زنیم، چطوره؟ " اون دخترِ مغول دیگه هرگز به اون کلاس نیومد. نمیدونم هیچوقت اون لینک‌ها رو خوند یا نه. شاید خوند و نتونست با حقیقت روبرو شه. نمیدونم! ولی‌ اینو میدونم که من خودم چندین روز خوب نخوابیدم، صد‌ها بار از خودم سوال کردم: "چنگیز‌هایِ زندگی‌ من کی‌ هستند؟ " سوالِ خیلی‌ ترسناکی بود...اون روزِ بارونی فهمیدم شجاعانه‌ترین کارِ دنیا حرف زدن با آدم‌ها از کشور‌ها و با فرهنگ‌هایِ مختلفه. و فرصتِ دادن به خودمون که گاهی دنیا رو با چشم‌هایِ دیگران هم ببینیم. تا وین بودم، تمامِ جلساتِ اون کلاس رو شرکت کردم، و از اون روز تمامِ تلاشمو کرده ام که قهرمانی در زندگیم نداشته باشم. 𝐉𝐎𝐈𝐍 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋  @golchintap
📝 بهترین دوست یا همسر دنیا چه ویژگی هایی دارد ؟ 1- بهترین دوست یا همسر دنیا اشتباهات گذشته شما را فراموش می کند. یک شریک خوب، گذشته شما را نادیده می گیرد و دائم اشتباهاتی را که یادآوری آنها " هیچ نفعی " به حال رابطه تان ندارد ، بازگو نمی کند. 2- بهترین دوست یا همسر دنیا نمی کند. یک شریک زندگی مناسب " تفاوت انسان ها " را درک می کند و می داند که هر شخص نقاط ضعف و قوت خود را دارد. بنابراین شما را با افراد دیگر مقایسه نمی کند. 3- بهترین دوست و همسر دنیا به دوطرفه اعتقاد دارد. او باید بداند که یک رابطه سالم به تلاش هر دو طرف وابسته است و باید بین آنها تعادل برقرار باشد. رابطه های یک طرفه در نهایت به مشکل منجر خواهد شد. 4- بهترین دوست و همسر دنیا به تنهایی شما احترام می گذارد. هر فردی به تنهایی احتیاج دارد. شریک شما باید معنای را درک کند. افرادی که این قانون را رعایت نمی کنند ، پس از مدتی از هم خسته می شوند و در رابطه احساس خفقان می کنند. باز هم می گوییم، در هر چیزی تعادل لازم است، حتی با هم بودن. در انتخاب دوست / همسر به نشانه ها دقت کنیم 👌 𝐉𝐎𝐈𝐍 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋  @golchintap
📝 در اواخر قرن بیستم دولت چین کمپینی برای کشتن میلیون ها گنجشک به راه انداخت چون انها دانه ها را میخوردند و این میتوانست با توجه به جمعیت زیاد چین باعث قحطى شود! اين طرح كه ابتكار مائو ، پدر انقلاب چين بود باعث ايجاد موج پرنده كشى در چين شد ، به حدى كه دانش آموزان گنجشك ها را در يك نخ رديف كرده و به مدرسه ميبردند تا جايزه بگيرند! طى اين كمپين ميليون پرنده كشته شدند ، هدف اين كمپين جلوگيرى از خورده شدن دانه ها توسط پرنده ها و درنتيجه جلوگيرى از قحطى بود! اما حاصل چه بود؟ حاصل رشد فزاينده آفت ها و حشرات بود ، حشراتى كه توسط پرنده ها كشته ميشدند حالا بدون هيچ دشمنى چنان بر سر مزارع چينى ها افتادند كه قحطى بزرگ اتفاق افتاد! قحطى كه حدود 40 ميليون چينى طى آن جان خود را از دست دادند! تاريخ نويسان اينگونه مى گويند : مردم از شدت گرسنگى مجنون شده بودند ، والدين فرزندان خود را ميخوردند و فرزندان والدين خود را! خداوند در قران میفرماید: وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ هر چیزی نزد ما خزینه هایی دارد و ما آن را به اندازه ای مشخص فرو میفرستیم. حجر۲۱ خلقت هیچ موجودی بدون حکمت نیست 𝐉𝐎𝐈𝐍 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋  @golchintap
با آدمایی که مهربون نیستن مهربون تر باش اونا بیشتر از بقیه بهش نیاز دارن ... 𝐉𝐎𝐈𝐍 𝐂𝐇𝐀𝐍𝐍𝐄𝐋  @golchintap