تو جنگ ۴۰ روزه محلهمون رو که زدن و خونه آسیب دید، با سر زخمی چشم باز کردم و یه نگاه به خرابیا انداختم، انتظار داشتم آدم اون لحظه به چیزای مهم مثل اشهد خوندن فکر کنه..
نگام افتاد به پردهی پارهشده، از ذهنم گذشت خوبه پرده جدیده رو نصب نکرده بودم! :))))))
@golimation
یه بستهی آموزشی کنکور ارشد داشتم، به صورت رایگان گذاشتم توی دیوار که هر کی نیاز داره، بیاد ببره. یه نفر پیام داده: نمیاریش برام دم خونهمون؟ 😂
@golimation
میخواستم بخوابم یه دونه مارمولک دیدم
تا برق روشن کنم دمپایی بیارم پیف پاف بیارم گمشکردم!
داشتم دنبالش میگشتم یه جسد سوسک دیدم
جمع کردم اومدم خونه بابام
معلوم نیست تو اون خونه چه خبره
@golimation
داشتم از پارک میومدم بیرون ،یه پیرمرد صدام زد گفت نمیتونم با این پاهام دنبال نوه هام بگردم میشه بری ببینی تو اون جمع نوه های منم هستند که صداشون کنی ببرمشون خونه!
گفتم چشم پدرجان،اسم نوه هاتون چیه
یکم مِن مِن کرد گفت خاک تو سر بچه هام با این اسم انتخاب کردنشون :)))))))
@golimation
تو باغ یه درخت زیتون کاشتیم خیلی دیر رشد میکنه، بابام گفت اگه امسال هم ثمر نده، پروردهش رو میذاریم زیر بغلش بره
@golimation
دیشب بابام خیلی جدی داشت راجع به اینکه کادو های نقدی که تو عروسیم بهم میدن مال اونه چون وقتی بچه بودم خیلی برام خرج کرده بحث میکرد🙂😂
و این در حالی بود که من هنوز نه ازدواج کردم و نه نامزد دارم:))))
@golimation
یکی زنگ زده خونمون برای خواستگاری، گفته دخترتون درامدش چقدره؟ مامانم گفته چطور؟
گفت اخه پسرم درونگراس بیشتر دوست داره خونه باشه، میخوام ببینم دخترتون میتونه خرج جفتشونو دراره؟ :|
@golimation