🔘هم اکنون|قرائت زیارت ناحیه مقدسه در جوار مضجع مطهر شهدا
#عاشورا
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
13.69M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 کلیپ | خونِ دلِ آسمون؛ زبون می گیره صاحب زمون
#امام_حسین
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
💠سالروز ولادت
🇮🇷شهید احمد ذوالعلی
🇮🇷شهید حمید نامجو
🇮🇷شهید اسماعیل اناری
🇮🇷شهید اکبر تکریمی
🇮🇷شهید محمدرضا عظیم پور
🔺شادی ارواح طیبه شهدا یک شاخه گل صلوات
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
⭕️ بازتاب خبری مراسم عزاداری عاشورای حسینی در جوار قبور مطهر شهدای کرمان علی الخصوص شهید قاسم سليمانی توسط خبرگزاری ایسنا
#عاشورا
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
🔴 حمله تروریستی به عزاداران حسینی در پاکستان
🔹آیین عزاداری شیعیان به مناسبت عاشورای حسینی در شهر «بَهاوَل نَگَر» واقع در ایالت پنجاب هدف پرتاب چند نارنجک قوی قرار گرفت که باعث انفجار مهیب در محل شد.
🔹دست کم ۲۵ نفر از عزاداران حسینی در این اقدام تروریستی به شدت زخمی شدند.
🔹 یورونیوز هم گزارش داده که یک بمب کنارجاده ای مورد استفاده قرار گرفته و دست کم سه تن شهید شده اند.
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 تصویر شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس در دست عزادارن کربلا
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
5.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞سه سخن حضرت زینب(س) در کنار پیکر اَباعبدالله
◾️بخشی از روضه خوانی آیت الله رئیسی در اجتماع عشیره عاشورا ، محرم ۱۴۰۰
#عاشورا
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
گلزار شهدای کرمان
« بِسمِ اللهِ الرَّحمـٰنِ الرَّحیم » 🇮🇷 #برگی_از_خاطرات_دلیران 📖 رمان «آن بیست و سه نفر» "خاطرات
« بِسمِ اللهِ الرَّحمـٰنِ الرَّحیم »
🇮🇷 #برگی_از_خاطرات_دلیران
📖 رمان «آن بیست و سه نفر»
"خاطرات خودنوشت احمد یوسف زاده"
🔹صفحه : ۳۲۰_۳۱۹
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
گلزار شهدای کرمان
« بِسمِ اللهِ الرَّحمـٰنِ الرَّحیم » 🇮🇷 #برگی_از_خاطرات_دلیران 📖 رمان «آن بیست و سه نفر» "خاطرات
💠قسمت دویست و سی و دوم
«زمستان»
ادامه...
فکر جالبی بود که به ذهن اسرای آسایشگاه ۲۴ رسیده بود. یکی از آن ها، که به زبان انگلیسی و فرانسه آشنا بود، بعد از اینکه توی روزنامه می خواند عراقی ها ممکن است ما را از طریق فرانسه بفرستند ایران، شعارهایی روی کاغذ می نویسد و از منصور و حمید می خواهد حفظشان کنند.
به منصور گفتم: «حالا بخون ببینیم فرانسوی چی یاد گرفتی؟» او به فرانسوی چیزهایی خواند و ما به غیر از «بنی صدر» و «رجوی» و «صدام» و «ایران» چیز دیگری از گفته هایش نفهمیدیم.
خودش ترجمه شان کرد: «بنی صدر و رجوی خائن اند. مرگ بر رجوی! مرگ بر بنی صدر! مرگ بر صدام! زنده باد ایران!» بیرون از ماشین همه جا تاریک بود.
راننده داشت ترانه ای از ام کلثوم گوش می داد و در همان حال گاهی با سرباز شکم گنده سبیلویی که مسلح کنارش نشسته بود حرف می زد.
یحیی هنوز کفِ استیشن نشسته بود؛ مظلومانه. ماشین که می افتاد توی دست انداز و او با دست بسته می رفت بالا و می آمد پایین دلم برایش می سوخت.
با اینکه صندلی های عقب استیشن خالی بود عراقی ها نشانده بودنش کف ماشین. وقتی نور چراغ مینی بوس افتاد روی تابلوی سبز و شب نمای «بغداد km۱۰» خاطرات حسن و حمید و منصور از آسایشگاه ۲۴ تمام شده بود و دوباره دلهره از آینده مبهمی که پیش رویمان بود آمد سراغمان.
وقتی از خیابان های بغداد عبورکردیم و مینی بوس مقابل دری، که دو ارابه توپ قدیمی دو طرفش دیده می شد، ایستاد، ناخودآگاه همه گفتیم: «دوباره استخبارات!»
شش ماه پیش از آن، وقتی از همان دروازه وارد محوطه بزرگ وزارت دفاع عراق شدیم، هیچ تصویری از زندان استخبارات نداشتم...
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman