🎥 ویژه استوری | شهادت امام سجاد(ع) تسلیت باد.
#محرم
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerma
گلزار شهدای کرمان
« بِسمِ اللهِ الرَّحمـٰنِ الرَّحیم » 🇮🇷 #برگی_از_خاطرات_دلیران 📖 رمان «آن بیست و سه نفر» "خاطرات
« بِسمِ اللهِ الرَّحمـٰنِ الرَّحیم »
🇮🇷 #برگی_از_خاطرات_دلیران
📖 رمان «آن بیست و سه نفر»
"خاطرات خودنوشت احمد یوسف زاده"
🔹صفحه : ۳۲۱_۳۲۰
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
گلزار شهدای کرمان
« بِسمِ اللهِ الرَّحمـٰنِ الرَّحیم » 🇮🇷 #برگی_از_خاطرات_دلیران 📖 رمان «آن بیست و سه نفر» "خاطرات
💠قسمت دویست و سی و سوم
«زمستان»
ادامه...
شش ماه پیش از آن، وقتی از همان دروازه وارد محوطه بزرگ وزارت دفاع عراق شدیم، هیچ تصویری از زندان استخبارات نداشتم. اما آن شب می دانستم جلوتر یک کوچه هست که می رسد به دو زندان سه گوش با زندانبانی اسماعیل نام که دلش سخت است؛ مثل سنگ یا حتی سخت تر از آن.
از بس زندانی ها را شکنجه کرده شب ها در کابوس هایش جیغ می کشد و با مشت به میله وسط محوطه زندان می کوبد.
می دانستم برای رسیدن به آن زندان باید از کوچه ای گذشت که اتاق های سمت چپش شکنجه گاه اند و سمت راست دیوار بلندی است با کارهای گازی برآمده از آن، که صدایشان مثل زنبورهای کندو می پیچد توی هم.
می دانستم در آن مکان های دلهره آور، گوشه یکی از آن دو زندان سه گوش، روی تشک کهنه و پنبه ای، مردی مهربان دارد زندگی می کند که به فکرش هم نمی رسد چند دقیقه دیگر با ما روبه رو بشود؛ ملاصالح.
باز از آن کوچه گذشتیم. از کنار اتاق بازجویی فواد که رد شدم تصویر آن روز تلخ آمد جلوی چشم هایم؛ همان روز که اسماعیل عراقی کتکم زد و فواد ایرانی فحشم داد.
رد کبود کابل اسماعیل سه ماه روی بدنم ماند و کم کم ناپدید شد. اما نیش ناسزاهای فواد فراموش شدنی نیست؛ هیچ وقت!
در آن زمستان سرد دیگر صدای کارهای گازی، مثل زنبور کندو، کوچه را پر نمی کرد. آن وقت شب صدای شکنجه شدن زندانیان هم به گوش نمی رسید.
از کوچه گذشتیم...
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
📚حکمت ۳۶۰ نهج البلاغه
🔹 لاَ تَظُنَّنَّ بِکَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَحَدٍ سُوءاً، وَأَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِی الْخَیْرِ مُحْتَمَلاً.
🔹 هرگاه سخنی از شخصی سر زد و تو می توانی برای آن توجیه خوبی بیابی، به آن گمان بد مبر.
#گذری_بر_نهج_البلاغه
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
🔷 حضرت محمد (صلی الله علیه و آله):
◽ «اَلمَساجِدُ سُوقٌ مِنْ اَسْواقِ الـآخِرَةِ، قِراها اَلْمَغْفِرَةُ وَ تُحْفَتُها الْجَنَّةُ»
◽ مساجد بازاری از بازارهای آخرت هستند؛ پذیرایی آن مغفرت و تحفهاش بهشت است.
(مستدرک، ج ۳، ص ۳۶۱)
#شنبه_های_محمدی
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سینه زنی و عزاداری رزمندگان دفاع مقدس در جبهه
#امام_حسین
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📹 عزاداری تیم ملی مچاندازی ایران در حاشیه مسابقات قهرمانی آسیا در کنار تمثال حاج قاسم
#محرم
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
9.31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 استوری | یه مدینه یه بقیعه یه امامی که حرم نداره...
#شهادت_امام_سجاد
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 کلیپ سایت شهید سلیمانی به مناسبت تقدیر سید حسن نصرالله از رهبر انقلاب برای ارسال سوخت به لبنان
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
🔶 خواهر شهید:
وقتی از سفر کربلا برگشت، مادر پرسیده بود چیزی از امام حسین علیهم السلام خواستی؟
مجید گفته بود یک نگاه به گنبد حضرت ابالفضل علیه السلام کردم و یک نگاه به گنبد امام حسین علیه السلام و گفتم:
آدمم کنید.
سه چهار ماه قبل از رفتن به سوریه به کلی متحول شد، همیشه در حال دعا و گریه بود، نمازهایش را سر وقت می خواند و حتی نماز صبحش را نیز اول وقت می خواند؛ خودش همیشه می گفت نمیدانم چه اتفاقی برایم افتاده که اینطور عوض شده ام و دوست دارم همیشه دعا بخوانم و گریه کنم و همیشه در حال عبادت باشم.
در این مدتی که دچار تحول روحی و معنوی شده بود، همیشه زمزمه لبش «پناه حرم، کجا میروی برادرم» بود.
#سالروز_ولادت
#شهید_مجید_قربانخانی
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman
گلزار شهدای کرمان
« بِسمِ اللهِ الرَّحمـٰنِ الرَّحیم » 🇮🇷 #برگی_از_خاطرات_دلیران 📖 رمان «آن بیست و سه نفر» "خاطرات
« بِسمِ اللهِ الرَّحمـٰنِ الرَّحیم »
🇮🇷 #برگی_از_خاطرات_دلیران
📖 رمان «آن بیست و سه نفر»
"خاطرات خودنوشت احمد یوسف زاده"
🔹صفحه : ۳۲۲_۳۲۱
✅ تنها کانال رسمی گلزار شهدای کرمان
🆔 @golzarkerman