(فلسفه ی قیام حسینی)
بزرگ فلسفهی قتل شاه دين اين است
كه مرگ سرخ به از زندگی ننگين است
حسين مظهر آزادگی و آزادی ست
خوشا كسی كه چنينش مرام و آيين است
نه ظلم كن به كسی نی به زير ظلم برو
كه اين مرام حسين است و منطق دين است
همين نه گريه بر آن شاه تشنه لب كافی ست
اگر چه گريه بر آلام قلب ، تسكين است
ببين كه مقصد عالی وی چه بود ای دوست
كه درک آن سبب عزّ و جاه و تمكين است
ز خاک مردم آزاده ، بوی خون آيد
نشان شيعه و آثار پيروی اين است
"علی اكبر خوشدل تهرانی"
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آخرين وصيت هاي حضرت علي عليه السلام به امام حسن عليه السلام[1]
1. پسرم! چهار چيز را مراقبت كن تا به عمل به آن زيان نبيني:
ـ خِرد، سرشارترين ثروت است.
ـ حماقت، بزرگترين فقر است.
ـ عُجب، وحشتناكترين تنهايي است.
ـ بزرگواري و اخلاق نيكو، برترين شرافت است.
2. در سايه چهار مورد ياد شده، به اين موارد نيز عمل كن:
ـ از دوستي با نادان بپرهيز؛ زيرا مي خواهد به تو سود برساند، ولي زيان مي زند.
ـ از دوستي با دروغگو برحذر باش؛ زيرا دور را برايت نزديك جلوه مي دهد و نزديك را دور.
ـ از رفاقت با بخيل بپرهيز؛ زيرا در شديدترين حالت نياز، از تو دريغ مي كند.
ـ و از دوستي با گنهكار بپرهيز؛ زيرا تو را به اندك مي فروشد.
3. شما را به تقواي الهي سفارش مي كنم و اينكه در پي دنيا نرويد، هرچند دنيا در پي شما باشد.
4. بر آنچه از دنيا كه از دستتان مي رود، تأسف نخوريد.
5. حق بگوييد و براي اجر (آخرت) عمل كنيد.
6. دشمن ستمگر و ياور مظلوم باشيد.
7. در مورد يتيمان؛ مبادا گرسنه بمانند و در حضور شما تباه شوند.
8. در مورد قرآن؛ مبادا ديگران در عمل به آن از شما جلو بيفتند.
9. در مورد نماز؛ كه ستون دين شماست. [كه آن را سبك نشماريد]
10. در مورد خانه خدا؛ تا هستيد آن را خالي (از زائر) نگذاريد؛ زيرا اگر خانه خدا رها شود (از عذاب الهي) مهلت داده نمي شويد.
11. درباره همسايگانتان؛ كه اين سفارش پيامبرتان است. پيوسته نسبت به آنان سفارش مي كرد تا حدّي كه پنداشتيم آنان را از ارث بَران قرار مي دهد.
12. امر به معروف و نهي از منكر را وا نگذاريد كه در نتيجه، بدانتان بر شما مسلط شوند و آنگاه دعا كنيد و دعايتان مستجاب نشود.
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نامه (31) نهج البلاغه
خطاب امیرالمومنین(ع) به امام حسن مجتبی(ع)
نامه امام علی(ع) به فرزندش اما حسن مجتبی(ع)،
[1] دریایی از معارف و آموزههای دینی و اخلاقی است. این نامه در حقیقت منشوری از بهترین دستور العملهای اعتقادی و اخلاقی است، برای تمام کسانی که دل در گرو اخلاق و معنویات دارند. امام علی(ع) در این نامه، علاوه بر بیان توحید، عظمت پروردگار، صفات الهی، هدف آفرینش، معاد و...، مهمترین نیازهای زندگی مادی و معنوی انسان را مطرح میکند. در این مجال اندک پرداختن به تمام موضوعات مطرح شده در این نامه میسر نیست؛ از اینرو برخی از سر فصلهای مهم آنرا بیان میکنیم و مشروح آنرا باید در شرحهای نهج البلاغه جستوجو کرد.
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بهار من! تو کجایی؟
در این هوای بهاری شدم دوباره هوایی
بهار میرسد اما بهار من! تو کجایی؟
چه برکتی، چه نویدی؟ چه سبزهای و چه عیدی؟
به سال نو چه امیدی؟ اگر دوباره نیایی
مقلّبانه به قلبم، هوای تازه بنوشان
محوّلانه به حالم اشاره کن به دعایی
مقدر است به فالم مدبّرانه بتابی
خوش است لیل و نهارم اگر نظر بنمایی
اگر قرار چنین شد، تو را بهار نبیند
چنین نکو ز چه رویی؟ چنین خجسته چرایی؟
اگر چه حُسنفروشان به جلوه آمده باشند
تو آبروی جهانی، تو روی ماه خدایی
به سوی چشمۀ عشقت، اگر که تشنه بیاییم
قسم که حضرت باران! همین بهار میآیی
خودت مگر که به زهرا، توسلی کنی امشب
نمیرسد گل نرگس! دعای ما که به جایی
شعر قاسم صرافان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مناجات با خدا
با وجود آنکه هم آلوده ام هم روسیاهم
نه کسی را جز تو دارم نه کسی را جز تو خواهم
تو خداوند کریمی، من سراپا غرق عصیان
تو به عفوت کرده ای اقرار و من هم بر گناهم
امشب از راه آمدم با لشگر خشمت بجنگم
ناله ام شمشیر و آهم نیزه و اشکم سپاهم
پیش روی منبر و محراب پیغمبر نشستم
تا کند پای ستون توبه زهرا یک نگاهم
من کیم تا در کنار قبر پیغمبر نشینم
گر نبودی لطف تو اینجا نمی دادند راهم
پا شکسته، دست خالی، بار سنگین، چشم گریان
این من، این کوه گنه، این ناله این فریاد و آهم
دوستت دارم چه در نارم بری چه در بهشتم
هر کجا باشم تو باشی یاور و پشت و پناهم
گر به رضوان بری غافل نگردم از ثنایت
ور به دوزخ افکنی از لب نیفتد یا الهم
تو خدایی، تو کریمی، تو غفوری، تو عظیمی
من کیم «میثم» گنه کارم فقیرم روسیاهم
حاج غلامرضا سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مناجات با خدا
اگر عبد گنه کارم تو را دارم چه غم دارم
اگر مرغ گرفتارم تو را دارم چه غم دارم
اگر آلوده و پستم و گر خالی بود دستم
و گر سنگین بود بارم تو را دارم چه غم دارم
اگر آتش برافروزی تن و جان مرا سوزی
چه باک از شعلۀ نارم تو را دارم چه غم دارم
هم از لطفت بود هستم هم از جام تو سرمستم
هم از شوق تو سرشارم تو را دارم چه غم دارم
چه در صحرا چه در دریا چه در پایین چه در بالا
به هر جانب که رو آرم تو را دارم چه غم دارم
کیم من عبد شرمنده سیه روی و سرافکنده
که با این جرم بسیارم تو را دارم چه غم دارم
تهی از برگ و از بارم میان لاله ها خارم
نباشد کس خریدارم تو را دارم چه غم دارم
قرار من شکیب من طبیب من حبیب من
دوایم ده که بیمارم تو را دارم چه غم دارم
تو ستّار العیوب استی تو غفّار الذّنوب استی
الا ستّار و غفّارم تو را دارم چه غم دارم
سیه رویم سیه بختم بدین پروندۀ سختم
بدین اشکی که میبارم تو را دارم چه غم دارم
نه آبی در صبو دارم نه نائی در گلو دارم
نه بر رو آبرو دارم تو را دارم چه غم دارم
منم (میثم) که پیوسته به احسان تو دل بسته
بغیر از تو که را دارم تو را دارم چه غم دارم
حاج غلامرضا سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مناجات با خدا
اگر رو سیاهم اگر رو سفیدم
تو هستی پناهم تو هستی امیدم
همه از گنه شرمسارند اما
من از کثرت تو به خجلت کشیدم
تو آغوش خود را برویم گشودی
ولی من به دنبال شیطان دویدم
تو از من به جز جرم و عصیان ندیدی
من از تو به جز عفو و رحمت ندیدیم
تو نزدیک بودی و من دور از تو
تو پیوند کردی من از تو بریدم
نه رنگی به رویم نه عطری به بویم
همه گرد گل بودم خار چیدم
تو بیدار و من خفته در خواب غفلت
تو هشدار دادی و من آرمیدم
تو از مهر ناز مرا می کشیدی
من از جهل قهر تو را می خریدم
بیا بر گناهم بکش خط غفران
کرم کن که بر آخر خط رسیدم
تو بر عیب ها پرده پوشی دریغا
که من پرده خویشتن را دریدم
الهی الهی به «میثم» نگاهی
به روی سیاهم به روی سفیدم
حاج غلامرضا سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مناجات با خدا
باز کن در، منم منم یارب
عبد آلوده دامنم یارب
دلم آلوده است و با این حال
حرف دل با تو می زنم یارب
بهترین میزبان تو هستی تو
بدترین میهمان منم یارب
با تو پیوند دوستی بستم
گر چه با خویش دشمنم یارب
گر چه صدبار توبه بشکستم
باز هم توبه می کنم یارب
کرمی کن بگیر دستم را
که دگر توبه نشکنم یارب
کاش پیش از گنه روان می شد
روح از غالب تنم یارب
به کدامین گنه کنم اقرار
که بود روی گفتنم یارب
معصیت ها چو مار پیچیدند
همه بر دور گردنم یارب
آه از آن لحظه ای که می گردد
خانه گور مسکنم یارب
با همه تیره روزیم چون شمع
از شرار تو روشنم یارب
خارهای گنه به مهر علی
گشته خوشتر زگلشنم یارب
"میثمم" جز به خاک پای علی
سر به جائی نیفکنم یارب
حاج غلامرضا سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مناجات با خدا
ﺑﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺟﮕﺮ ﺗﯿﺮ ﺑﻼﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ
ﺑﺮ ﻟﺒﺶ ﺍﺯ ﺧﻢ ﻫﻮ ﺟﺎﻡ ﻭﻻﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ
ﺍﯾﻦ ﺳﺨﻦ ﻣﺼﺮﻉ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻐﺰﻝ ﻋﺸّﺎﻕ ﺍﺳﺖ
(ﺩﻭﻟﺖ ﻋﺸﻖ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺑﯽ ﺳﺮ ﻭ ﭘﺎﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ)
ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺩﺭﺩ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﯽ ﺩﺭﺩﯼ ﺍﺳﺖ
ﺩﺭﺩ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﻩ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺩﺭﺩ ﺩﻭﺍﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ
ﮔﻞ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺍﺟﺎﺑﺖ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺖ ﻭﺍ ﻧﺸﻮﺩ
ﺍﺯ ﺩﻟﺖ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ ﺗﯿﺮ ﺩﻋﺎﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ
ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺯ ﮔﺪﺍ ﺯﺍﺩﻩ ﮔﺪﺍ ﺯﺍﺩﻩ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ
ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﮔﺪﺍﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ
ﺑﺎﻧﮓ ﺍﺩﻋﻮﻧﯽ ﻣﻌﺒﻮﺩ، ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺮ ﮐﺮﺩ
ﭼﻪ ﺷﺪﻩ ﮐﺰ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻟﺒّﯿﮏ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ
ﻃﺮﻓﻪ ﺑﯿﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺷﺎﻋﺮ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺳﺨﻨﻢ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﻧﺶ ﺍﺑﺪﺍﻟﺪّﻫﺮ ﺑﻼﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ
(ﺗﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﮐﺸﺸﯽ
ﮐﻮﺷﺶ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ)
ﺍﯼ ﻧﻮﺍﯼ ﺩﻝ ﺑﯽ ﺑﺮﮒ ﻭ ﻧﻮﺍﯾﻢ ﺗﻮ ﺑﮕﻮ
ﭼﻪ ﮐﻨﺪ ﮔﺮ ﺩﻝ ﻣﺴﮑﯿﻦ ﺑﻪ ﻧﻮﺍﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ
ﯾﺎ ﺭﺏ ﺍﺯ ﻟﻄﻒ ﻣﺮﺍ ﭼﺸﻢ ﻭ ﺩﻝ ﭘﺎﮐﯽ ﺩﻩ
ﮐﺰ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﯿﺮ ﺧﻄﺎﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ
ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﻧﮕﯿﺮﺩ "ﻣﯿﺜﻢ"
ﺗﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﺩﻟﺪﺍﺭ ﻧﺪﺍﯾﯽ ﻧﺮﺳﺪ
حاج غلامرضا سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مناجات
ساقیا بوی نسیم سحری ما را بس
در همین حد که نمودی نظری ما را بس
حاجت ازدل نگذشته تو روا می سازی
از گرفتاری ما باخبری ما را بس
مثل هر بار اگر باز بزرگی بکنی
بار افتاده ی ما را بخری ما را بس
شوری اشک ، چشیدیم و نمک گیر شدیم
داده ای نیمه شب چشم تری ما را بس
ناخوداگاه مقیم در میخانه شدیم
جای دادی به گدایی گذری ما را بس
فاطمه دید و پسندید و خرید این همه عمر
با تولّای علی شد سپری ما را بس
شیعه حیدر کرار شدیم و برِ ما
همسر فاطمه کرده پدری ما را بس
بوسه دارد کف نعلین علی که نورش
می کند در رخ ما جلوه گری ما را بس
جان ارباب قسم ، این دلمان تنگ شده
یک سفر کرببلا هم ببری ما را بس
همه را مثل جوادت تو بغل می گیری
چقدر خوب تو کردی پدری ما را بس
عاقبت حاجت ما نیز روا خواهد شد
خاک ما گوشه ای از کرببلا خواهد شد
شعر قاسم نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مناجات با خدا
رمضان بوی مناجات و دعا می آید
عطر تسبیح و صدای شهدا می آید
گوشه ی چشم من امروز سحر، تر شده است
آبرو باز به کابین گدا می آید
دیده ی کور به اشک سحری روشن شد
بوی پیراهن یوسف ز کجا می آید؟
کاش آماده ی مهمانیتان می بودم
به سر سفره کسی بی سر و پا می آید
خاطر حضرت ارباب بیا عفوم کن
که فقط بخشش و رحمت به شما می آید
هر سحر مثل محرم دل من می گیرد
باز عطر حرم کرب و بلا می آید
لب من زخم شده از عطش اما به فدات
یادم از چوب و لب و طشت طلا می آید
شعر محسن حنیفی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مناجات با خدا
یا غافر الخطایا، یا دافع البلایا
یا مجزل البلایا، یا منهی الرجایا
یا باعث البرایا، یا واجب الهدایا
یا قاضی المنایا، یا سامع الشکایا
با آه سرد غفلت، با اشک گرم خجلت
از نفس سرکش خود، آورده ام شکایت
ازبس گناه کردم، دل را سیاه کردم
عمر عزیز خود را، من صرف آه کردم
اشک خجالتم را، هرشب گواه کردم
من اشتباه کردم، خود را تباه کردم
گر بر فلک رسیده، آوای یارب من
جان مرا گناهان، آورده برلب من
ای خالق خبیرم، ای قادر و قدیرم
از نور رحمت تو، روشن شده ضمیرم
تو آن همه بزرگی، من این همه حقیرم
تو بر همه کریمی، من بر درت فقیرم
برخوان رحمت خود، یک لحظه دعوتم کن
عفو و عنایتت را، از لطف قسمتم کن
من گرچه روسیاهم، سرتا به پا گناهم
شرمندۀ تو هستم، اشکم شده گواهم
ای آستان لطفت، تنها پناهگاهم
تا رحمت تو پُل زد، شرم من و نگاهم
بر عبد روسیاهت، یک دم نظاره ای کن
تا رو سفید گردم، بر من اشاره ای کن
در راه حق پرستی، یارب هدایتم کن
هنگام جنگ با نفس، مولا حمایتم کن
سوگند بر علی و، زهرا عنایتم کن
سرشار شور و عشق، مهر ولایتم کن
فردا اگر «وفائی»، روسوی محشر آرد
جز گوهر ولایت، چیزی دگر ندارد
حاج سید هاشم وفائی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ