eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
334 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
(السَّلاَمُ عَلَیْكِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ) رفتنت ، بذر غم به دل‌ها کاشت لاله‌سان داغ روی سینه گذاشت از غم سینه‌سوز و جانکاهت کاسه‌ی آسمان ترک برداشت سیل غم شد ز هر کران جاری شادمانی به سینه‌ای نگذاشت بود دشمن، به فکر خاموشیت! خود ندانست، اشتباه اِنگاشت عَلَمِ خیمه‌ات ، اگر که شکست دست حق پرچم تورا افراشت یازده گل ، به باغ تو ، رویید که جهان را شمیم‌شان برداشت از چنین موهبت به عرش، رسول نزد ایزد ، نماز شکر ، گزاشت مرقدت هست اگر که پنهانی... مِهر گیرد فروغ از آن هر چاشت تو شدی جاودان و دشمن تو... گشت نابود و این نمی‌پنداشت از رذالت به دست خود، خود را در صفِ آتش جحیم ، گماشت ای خوش آنکس که فارغ از دنیا عشق را ، در نهان ِ دل ، انباشت وصف تو ، در قلم نمی‌گنجد خامه‌ام ، یک ز عالمی ننگاشت (ساقیا) آن که کاشت بذر عناد جز مذلت ، نمی‌کند ، برداشت شد سقیفه اساس فتنه و کین تا قیامت ، بر اهل آن ، نفرین . سید محمدرضا شمس (ساقی) http://eitaa.com/shamssaghi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
(اَللّٰهْمّ عَجـّـِـل لِوَلٖیّكَ الْفـَــرَج) از چه پنهان گشته‌ای ای نازنین از چشم‌ها ای چراغ روشنی بخش زمین! از چشم‌ها سال‌ها در انتظارت ندبه‌ها سر داده‌ایم آنچنانکه رفته نور ، ای مه‌جبین! از چشم‌ها جغد شوم جنگ و نخوت سایه افکنده به سر اضطراب ملت ما را ببین ، از چشم‌ها چشم ما انگشتر و بینایی ما چون نگین از گناه ماست ـ افتاده نگین از چشم‌ها پیش رو چیزی نمانده از دو روز عمر ما می‌توان بینی نگاه واپسین ، از چشم‌ها هم تو پنهانی و قبر بی ضریح مادرت فاطمه ، آن زاده‌ی حبل المتین از چشم‌ها ما گنهکاریم اگرچه از چه پنهان گشته است بارگاه دخت ختم المرسلین از چشم‌ها ؟ شرم دارم از خدا ، اما گمان دارم ـ چرا ؟ هست پنهان مرقد آن دل‌غمین از چشم‌ها تا مبادا رنگ بازد کعبه‌ی حق در نظر... هست پنهان مدفنش روی زمین از چشم‌ها کاش آیی لحظه‌ی مرگم به بالینم؛ تو را ـ تا ببینم ـ در نگاه آخرین ، از چشم‌ها چون نشسته دیده‌ها را گَرد عِصیان و گناه پرده برگیر ای امام راستین! از چشم‌ها (ساقیا) خواهی اگر بینی رخ آن گلعذار پاک کن گَرد ِ گناه ِ آتشین ، از چشم‌ها... سید محمدرضا شمس (ساقی) http://eitaa.com/shamssaghi
شب جمعه زیارت امام حسین علیه السلام دیر آمدم...دیر آمدم... در داشت می سوخت هیئت، میان "وای مادر" داشت می سوخت دیوار دم می داد؛ در بر سینه می زد محراب می نالید؛ منبر داشت می سوخت جانکاه: قرآنی که زیر دست و پا بود جانکاه تر: آیات کوثر داشت می سوخت آتش قیامت کرد؛ هیئت کربلا شد باغ خدا یک بار دیگر داشت می سوخت یاد حسین افتادم آن شب آب می خواست ناصر که آب آورد سنگر داشت می سوخت آمد صدای سوووت؛ آب از دستش افتاد عباس زخمی بود اصغر داشت می سوخت سربند یازهرای محسن غرق خون بود سجاد، از سجده که سر برداشت، می سوخت باید به یاران شهیدم می رسیدم خط زیر آتش بود؛ معبر داشت می سوخت برگشتم و دیدم میان روضه غوغاست در عشق، سر تا پای اکبر داشت می سوخت دیدم که زخم و تشنگی اینجا حقیرند گودال، گل می داد و خنجر داشت می سوخت شب بود و بعد از شام برگشتم به خانه دیدم که بعد از قرن ها در داشت می سوخت ما عشق را پشت در این خانه دیدیم زهرا در آتش بود؛ حیدر داشت می سوخت قم حسن بیاتانی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
شب جمعه حرم امام حسین (ع) بهشت جلوه‌ای از کربلای توست حسین بهشت ما حرم باصفای توست حسین برات عفو ، به امضاى مادرت گیرد کسی که زائر صحن و سرای توست حسین به عالمی در ِ دل بسته ايم از اول مگر به روی تو، این خانه جای توست حسین به داغ مرگ عزیزان خود نمی‌گرییم که اشک ما همه وقف عزای توست حسین هنوز دوست به یاد تو اشک می‌ریزد هنوز بر لب دشمن ثنای توست حسین سلام بر تو که قاتل، کریم خواند تو را سلام بر تو که عالم گدای توست حسین سلام بر تو که حتّی سپاه دشمن هم رهین منّت و لطف و عطای توست حسین بهای خون تو را جز خدا نداند کس تو کیستی که خدا خونبهای توست حسین  زیارت همه پیغمبران ، زیارت حق  زیارت سر از تن جدای توست حسین سر بریده به بالای نیزه می‌بیند نگاه دل که به گلدسته‌های توست حسین   سر تو دفن شد امّا چهارده قرن است جهان پر از تو و بانگ رسای توست حسین تو آن صحیفه‌ی صد پاره‌ی ورق ورقی  که زخم‌های تنت آیه‌های توست حسین...   حاج غلامرضا سازگار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
(السَّلاَمُ عَلَیْكِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ) آتش کشید خصم چو بر آشیانه‌اش رفت از ثریٰ به‌ اوج ثریا ، زبانه‌اش ارکان روزگار ، فرو ریخت بر زمین چون دستِ کین گرفت به تیر نشانه‌اش آن آشیانه‌ای که حریمش شکسته شد جبریل ، بوسه ها زده بر آستانه‌اش آیا نکرد شرم ، ز رخسار فاطمه (س) وقتی که زد ز کینه عدو ، تازیانه‌اش؟ درد و دریغ و آه ، که از جور روزگار دستِ ستم بُرید ز شاخه جوانه‌اش... سَر خم نکرد نزد ستمگر تمام عمر جز پیشگاه خالق حیّ ِ یگانه‌اش اما ز بار غصه که بر دوش می‌کشید خم گشت سرو ِ قامت و بشکست شانه‌اش جرمش چه بود آنکه امید رسول بود آیا چه بود خصم ستمگر ، بهانه‌اش؟! تنها گناه اوست که بر رغم ظالمان اِستاد ، در دفاع ِ امام زمانه‌اش ای وای از دمی که ز ضرب غلافِ کین شد سِقط ، آن عزیز دل و نازدانه‌اش غم ، خانه کرد در دل مولا ، چو در محاق ناگه برفت ، ماه شبستان خانه‌اش باید که ماه را ، به دل خاک می‌سپرد اما دریغ ، در دل شب ، مخفیانه‌اش بی‌همنفس چو گشت علی بعد فاطمه او بود و چاه و زمزمه‌ های شبانه‌اش "پروانه" خوش سرود درین مصرعی که گفت: "جز مرغ حق نبود کسی هم‌ترانه‌اش" هرچند قرن‌ها سپری شد ، از آن ستم کِی می‌رود ز خاطر عالم ، فسانه‌اش؟ تا روز رستخیز ، به‌جان شعله می‌کشد سوز دل ِ علی و ، غم بی‌کرانه‌اش خواهی اگر که درک کنی داغ مرتضی بر لاله کن نظر ، که ببینی نشانه‌اش... (ساقی)! شکست اگرچه صراحی به سنگ غم ما مست کوثریم و مِی جاودانه‌اش . سید محمدرضا شمس (ساقی) 1402/09/11 http://eitaa.com/shamssaghi
راز نهان همسرم راز نهان خویش با حیدر بگو جان من از آنچه آمد بر سرت یک سر بگو رازهای خویش را دیگر مبر در خاک گور یا ز سرّ سینه یا از رمز میخ در بگو از چه دائم میروی از هوش و بازآیی به هوش از چه می پیچی به خود پیوسته در بستر بگو رخ اگر می پوشی از من دیگر از زینب بپوش ماجرای کوچه با آن نازنین دختر بگو محسنت بین درو دیوار با قاتل چه گفت لاله ی پژمرده ام از غنچه ی پرپر بگو ماجرای گوشواره بر کف دستت چه بود رازی از این قصّه ی سربسته با حیدر بگو ای بهشت من که رو کردی تو در باغ بهشت آنچه را با من نمی گوئی به پیغمبر بگو حاج غلامرضا سازگار http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث