eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
336 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
امام_زمان_عج نیمه_شعبان ...هر کوچه و هر خانه‌ای از عطر، چو باغی‌ست در سینهٔ هر اهل دل و دلشده داغی‌ست آویخته بر سر درِ هر خانه چراغی‌ست بر هر لبی از موعد و موعود، سراغی‌ست از شوق، همه رو به سوی میکده دارند یاری ز سفر، سوی وطن آمده دارند کی یار سفر کردهٔ ما از سفر آید بعد از شبِ دیجورِ محبان، سحر آید از باب صفا، قبلهٔ ما کی به در آید بی‌بال و پران را پر و بالی دگر آید کی پرده گشاید ز رخ آن روی گشاده کز رخ کند از اسب، دو صد شاه، پیاده... تو در پی خود، قافله در قافله داری در سلسلهٔ زلف، دو صد سلسله داری با آن‌که خود از منتظرانت گله داری سوگند به آن اشک که در نافله داری با یک نگه خود مس ما را تو طلا کن آن چشم که روی تو ببیند تو عطا کن ای گمشدهٔ مردم عالم به کجایی؟ کی از مه رخسارهٔ خود پرده گشایی؟ ما ریزه‌خوریم و تو ولی‌نعمت مایی هر جمعه همه چشم به راهیم بیایی یک پرتو از آن چاردهم لمعه نیامد بیش از ده و یک قرن شد، آن جمعه نیامد... بشکسته ببین سنگ گنه بال و پر از ما کس نیست در این قافله، وامانده‌تر از ما ما بی‌خبریم از تو و تو باخبر از ما ما منتظِر و خونْ دلت ای منتظَر از ما ما شب‌زده‌ایم و تو همان صبح سپیدی تنها تو پناهی، تو نویدی، تو امیدی عشق ابدی و ازلی با تو بیاید شادی ز جهان رفته، ولی با تو بیاید آرامش بین‌المللی با تو بیاید ای عِدلِ علی! عَدلِ علی با تو بیاید عمری‌ست که در بوتهٔ عشقت به‌گدازیم هر کس به کسی نازد و ما هم به تو نازیم هرچند که ما بهره‌ور از فیض حضوریم داریم حضور تو و مشتاق ظهوریم نزدیک تو بر مایی و ماییم که دوریم با دیدهٔ آلوده چه بینیم؟ که کوریم در کوه و بیابان ز چه رو دربه دری تو؟ هم منتظِر مایی و هم منتظَری تو... حاج علی انسانی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
میلاد باهرُ النور یگانه منجی عالم بشریت بر تمامی منتظران و دلداگان حضرتش مبارک باد 🌹🍁طلعت ماه دگر....🍁🌹 طلعت ماه ، دگر باره ، عیان خواهد شد روشن از نور رُخش، باز جهان خواهد شد مژده آمد ، که در رحمت حق، باز شود به یقین سیل عنایات ، روان خواهد شد وعده ی آمدنش ، بوده مقدر ز ازل قطعا این مژده ، همین است و چنان خواهد شد ماه وخورشید وکواکب همه سرگشته ی او دور ایام به کام همگان ، خواهد شد عطر پیراهن او ، چشم نواز دل ماست ( بعد از این باد صبا مشک فشان خواهد شد) * قامت سرو قَدان ، پیش نزول قدمش بهر تعظیم به اجلال.. ، کمان خواهد شد پیر فرزانه کند کلبه ی احزان را جمع بعد از این مست و غزل خوان و جوان خواهد شد سیزده فصل ز ایام خدا شد سپری آخرین فصل نهان بود ، عیان خواهد شد نو بهاری رسد از راه ، که عالم یکسر نفسش سبز تر از ، باغ جنان خواهد شد غم مخور ای دل افسرده ورق برگردد احسن الحال،.. دل سوته دلان ، خواهد شد سحر نیمه ی شعبان چه مبارک سحریست ( چشم نرگس به جمالش نگران خواهد شد) * بلبل طبع ( شقایق) به تغزل افتاد خبر آمدنش ورد زبان خواهد شد * = حضرت حافظ ره حمید رضازاده ( شقایق) کرمان
_تک بیت: نثار بوسه‌ی او نقد جان چرا نکنم؟ که تا رسیده به لب، جان به لب رسیده مرا جان ميدهم از حسرتِ ديدار تو چون صبح باشد كه چو خورشيد درخشان به در آيى پیوسته است سلسله‌یِ موج‌ها به هم خود را شکسته هر که دلِ ما شکسته است http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
تک بیت: از زندگانیم گِله دارد جوانیم شرمنده ی جوانی از این زندگانیم.. رنگ از رُخَم مجوی که روی تو دیده‌ام روی تو هر که دید، نبیند به خواب رنگ... برف پیری تا به سر ننشسته فکر خویش باش ورنه ره پیمایی اندر برف و باران مشکل است http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
مقصود عاشقان دو عالم لقای تست مطلوب طالبان به حقیقت رضای تست هر جا که شهریاری و سلطان و سروریست محکوم حکم و حلقه به گوش گدای تست بودم بر آن که عشق تو پنهان کنم ولیک شهری تمام غلغله و ماجرای تست هر جا که پادشاهی و صدری و سروریست موقوف آستان در کبریای تست قومی هوای نعمت دنیا همی پزند قومی هوای عقبی و ما را هوای تست هر جا سریست خستهٔ شمشیر عشق تو هر جا دلیست بستهٔ مهر و هوای تست کس را بقای دائم و عهد قدیم نیست جاوید پادشاهی و دائم بقای تست گر می‌کشی به لطف گر می‌کشی به قهر ما راضییم هرچه بود رای رای تست امید هر کسی به نیازی و حاجتی است امید ما به رحمت بی‌منتهای تست هر کس امیدوار به اعمال خویشتن سعدی امیدوار به لطف و عطای تست «سعدی» http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
چند بچهره افکنی زلف سیاه خویش را از نظر نهانم کنی روی چو ماه خویش را اینقدر از غم توام حال نمانده تا مگر شرح دهم به پیش تو حال تباه خویش را شاهی و غمزه ات بود خیل و سپاه و کرده ئی امر به غارت جهان خیل و سپاه خویش را من همه پای تا بسر ذلت و مسکنت شدم تا تو نمودیم همی شوکت و جاه خویش را مه به برت سها بود شه به درت گدا بود گر شکنی روا بود طرف کلاه خویش را دوخته ام به راه تو چشم که از ره وفا آئی و پا نهی بسر چشم براه خویش را بین من و حبیب من واسطه آه و ناله شد ای دل خسته قدردان ناله و آه خویش را پیش تو کرده هر کسی سینه خویشتن سپر تا به دل که افکنی تیر نگاه خویش را یاد کند صغیر اگر زلف تو را روا بود زانکه بخاطر آورد روز سیاه خویش را «مرحوم صغیر اصفهانی» http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث