زبان حال
از غصه آب ميكني ام فاطمه مرو
خانه خراب ميكني ام فاطمه مرو
هَردم كه آه ميكشي از هوش ميروي
در اضظراب ميكني ام فاطمه مرو
زيبا بهشت سوخته ام با نگاه خود
دائم عذاب ميكني ام فاطمه مرو
كُشتي مرا ز بس كه به شكل اشاره اي
مولا خطاب ميكني ام فاطمه مرو
پُشتم به خاك ميخورد آخر ز داغ تو
تو بوتراب ميكني ام فاطمه مرو
من مَحرم توام ز چه پوشانده اي رُخت
در پيچ و تاب ميكني ام فاطمه مرو
تا خواهم از شفا بنهم سر به سينه ات
گويا جواب ميكني ام فاطمه مرو
كمتر نفس نفس بزن اي سينه چاك من
با خون خضاب ميكني ام فاطمه مرو
بعد تو عمر من به دوامي نمي رسد
نقشي بر آب ميكني ام فاطمه مرو
قاسم نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
در شهادت مولای متقیان علی علیه السلام
---------
صوت عزا می رسد قَدْ قُتِلَ الْمُرتَضی
بانگ بلا می رسد قَدْ قُتِلَ الْمُرتَضی
زینب کبرا کند ناله ز داغ پدر
اشک دو چشمش شده با غم دل همسفر
می زند از این عزا مرغ دلش بال و پر
تا که ندا می رسد قَدْ قُتِلَ الْمُرتَضی
دیده به راهش بُوَد منبر و محراب او
قلب یتیمان شده یکسره بی تاب او
می رود و خون شود دیده ی مهتاب او
ناله جدا می رسد قَدْ قُتِلَ الْمُرتَضی
خانه ی حیدر شده ، خانه ی اندوه و غم
گشته ازین ماجرا قامت هر نخل خم
از همه جا در غمش ناله رسد دَم به دَم
شور و نوا می رسد قَدْ قُتِلَ الْمُرتَضی
سُفره ی بیچارگان مانده تهی یا علی
خیلِ یتیمان کنند از تو تمنّا علی
خیز و بیا سوی شان ای شهِ والا علی
چون که صدا می رسد قَدْ قُتِلَ الْمُرتَضی
می روی و می شود ای شَهِ دنیا و دین
روی حسن لاله گون قلب حسین آتشبن
مانده ز تیغِ عدو نقشِ غمت بر جبین
از همه جا می رسد قَدْ قُتِلَ الْمُرتَضی
اشک یتیمان چکد بر رخ چون ماهشان
مانده به روی جگر از غم تو آهشان
بی تو نتابد دگر ماه سحرگاهشان
چون که صلا می رسد قَدْ قُتِلَ الْمُرتَضی
**
محمود تاری «یاسر»
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
مرثیه_آفتاب
خون می چکد ز چشم فلک در عزای تو
عالم فدای غربت بی انتهای تو
صد پاره گشت قلب شریفت زجور خَلق
آگه نشد ، کسی زدل مبتلای تو
غربت نشینیِ تو پس از مرگ، فاطمه
دارد حکایت از ، همه ی ماجرای تو
بغضت میان چاه شکسته هزار بار
یاری نبود ، محرم خلوت سرای تو
شق القمر نمود عدو، وقت سجده ات
آن سجده بود ، بال عروج و لقای تو
خون خدا تو هستیّ و فرزند تو حسین ع
ثارللهی و ذات خدا خونبهای تو
فُزت وَ ربّ کعبه ی تو بوی عشق داشت
عشقی که بود در دل درد آشنای تو
راحت شدی ز درد و غم و رنج روزگار
کوفه دگر نمیشنود ناله های تو
نهج البلاغه ات همه تفسیر بندگیست
راهی بسوی حق نَبوَد جز ولای تو
مهر تو هست گنج (شقایق) در این جهان
شعری دگر نگفته بغیر از ثنای تو
حمید رضازاده " شقایق"
کرمان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام
#شام_غریبان
لالهگون گشت ز خون روی دلآرای علی
میچکد اشک حسن بر رخ زیبای علی
مـرغ آمین بـه دعـای سحرش پاسخ داد
از خداونـد همین بــود تمنّای علی
که گمان داشت که چون فاطمه تنها و غریب
در دل خـاک رود قـامت رعنای علی
جای یک ضربـۀ شمشیر به پیشانی داشت
جای صد زخم، عیان بود به اعضای علی
آسمـان شست مـه روی علی را از خون
عوض آن که نهد رو به کف پای علی
هرچه آب است اگر اشک شود باز کم است
در غم فاطمـه و ماتـم عظمای علی
صـورت شیرخدا سرخ شد از خون جبین
نیلگون گشت ز سیلی رخ زیبای علی
از جنـان فاطمه آیـد بـه بیابـان نجف
تا کند خون جبین پاک ز سیمای علی
نـخلهـا منتظـر بانـگ الهــی العفـو
چاهها منتظر نالـۀ شبهـای علی
"میثم" از سوز درون گرید و خواهد ز خدا
نالهاش را برسانند به امضای علی
حاج غلامرضا سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
خدای ساخته گنجینه گهر ما را
نموده مظهر خود پای تا بسر ما را
کمال عزّت ما بین که حق بحدّ کمال
چو خواست جلوه کند ساخت جلوه گر ما را
برای اینکه کند خویش جلوه در انظار
بداد جلوه در انظار یکدگر ما را
ز عرش و فرش دل ما گزید مسکن خویش
نهاد تاج کرامت از آن بسر ما را
ز وصل خویش بشارت میان جن و ملک
به ما بداد و از آن نام شد بشر ما را
ز بر و بحر کند تا که صُنع خود ظاهر
نمود کاشف اسرار بحر و بر ما را
ز خشک و تر همه اشیا طفیل خلقت ماست
بود تصرف از این رو بخشک و تر ما را
بسا خواص ز حکمت نهاده در اشیاء
ز حل و عقد همه کرده با خبر ما را
ز ما پدید شود تا که قدرتش داده است
به دست رشتهٔ هر صنعت و هنر ما را
برای ماست جهان ما برای طاعت حق
نکرده خلعت هستی عبث ببر ما را
چراغ عقل بما داده تا که پرتو آن
ببخشد آگهی از راه خیر و شر ما را
چو روی اصل محبت نموده خلقت ما
برخ گشوده هم از عشق خویش در ما را
عجب که خوانده شب و روز پنج ره بحضور
ز لطف و رحمت بیرون ز حد و مر ما را
صغیر دارد از او مسئلت که خود گردد
به راه بندگی خویش راهبر ما را
«صغیر اصفهانی»
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
.
مناجات
عمری است که درچاه گناه افتادم
غافل شدم از تو و به چاه افتادم
گویی شده تحبس الدعا بندۀ تو
یارب نکند که از نگاه افتادم
احساس من این است زتو دور شدم
زین غصه و غم به آه آه افتادم
من توبۀ خویش را شکستم به گناه
با بار گناه خود به چاه افتادم
ازپرتو رحمتت مرا فیض ببخش
هرگاه که برشام سیاه افتادم
دست من افتاده زپا را تو بگیر
هرجای که من دراشتباه افتادم
با پای ز ره مانده و دستی کوتاه
من در پی عفو تو به راه افتادم
مانند «وفایی» سرسجادۀ اشک
با زمزمه های یا اله افتادم
حاج سید هاشم وفایی
.
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
ماه_رمضان
کار تو لطف و رأفت و عفو و محبّت است
حتی اگر عذاب کنی باز رحمت است
تو آنهمه عنایت و من این همهگناه
اقرار میکنم که خلاف مروّت است
با آنکه وهمها به جلالت نمیرسند
کارت همیشه با من مسکین رفاقت است
با آنکه هست نامۀ اعمال من سیاه
بر درگه تو آبرویَم اشک خجلت است
از بس که ناز عبد گنهکار میکشی
انگار میکند که نیازت به طاعت است
یک عمر با تو بودم و نشناختم تو را
این عمر نیست غفلت و اندوه و حسرت است
با این همه گناه عزیزم نمودهای
بر خاک بندگیت مرا روی ذلت است
شکر خدا که با همه آلوده دامنی
دست و دلم به دامن قرآن و عترت است
ثبت است در جریدۀ اعمالم این حدیث
یک «یاعلی» فشردۀ صدسال طاعت است
«میثم»ز دوستی علی دست برمدار
زیرا تمام دین الهی محبت است
حاج غلامرضا سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث