_تک بیت:
روز قیامت، هر کسی در دست گیرد نامهای
من نیز حاضر میشوم تصویرِ جانان در بغل...
#قدسی_مشهدی
شبی ز قد تو افتاد سایه بــــر دیوار
هنوز عاشق بیچاره رو به دیوار است!
#آصفی_هروی
دیده از اشك و لب از آه و دل از داغ پُر است
عشق در هر گذری رنگ دگر می ریزد...
#صائب_تبریزی
تواضع گرچه محبوبست و فضل بیکران دارد
نباید کرد بیش از حد که هیبت را زیان دارد...
#سعدی
یادم نمی کنی و از یادم نمی روی
یادت بخیر، یار فراموش کار من
#شهریار
خواستم دست به مویش ببرم، خواب شود
عطر گیسوش چنان بود که بیهوشم کرد...
#کاظم_بهمنی
مژه بر هم نزنم آینهسان در همه عمر
بسکه در دیده من شوقِ تماشای تو بود
#حزین_لاهیجی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
رمضان را نبود لحظه ی پایانی آن
عمرما در گذراست و به پریشانی آن
رمضانها ومحرم همه درجای خودند
عمرها درگذر و هست یقین فانی آن
رمضان دگری بر همگان نیز گذشت
با گرانمایه ترین رحمت پنهانی آن
کاش اندوخته ای ازمه رحمت باشد
بهر فردا و گذر از پُل و آسانی آن
رمضان حیف بپایان مهش نزدیکست
شب قدر و شب ماَنوسی قرآنی آن
می شودباز دلم تنگ زهجر رمضان
زان همه ذکرخدابانگ دعا خوانی آن
(صانعی)حفظ نماگرکه نصیب توبود
خوشه ای از نعم و سفره مهمانی آن
سیدکمال میرصانعی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
وداع با ماه رمضان
خدا حافظ ای ماه راز و نیاز
خدا حافظ ای لیله القدر راز
خدا حافظ ای ماه قرآن به سر
که تقدیرها با تو شد پر ثمر
خدا حافظ ای ماه شور و دعا
خدا حافظ ای نغمه ی ربّنا
خدا حافظ ای ناله های سحر
که تیر دعا با تو شد کارگر
دعای ابو حمزه و افتتاح
مناجات های سحر تا صباح
خداحافظ ای بحر جود وسخا
که دلها گرفت از وجودت صفا
گذشت آن شب کوفه و زخم سر
شب تیغ و اعجازِ شق القمر
شب گریه بر غربت مرتضا
شب ماتم اهل ارض و سما
بیاد علی، ناله و اشک و آه
شب روضه ی زینب و قتلگاه
سِرشک غم از داغ کرب وبلا
بیاد لب اصغر و لاله ها
غم دست سقا و مشک وعلم
شب حسرت و آرزوی حرم
خدا حافظ ای شور شیرین اشک
چه دل ها که بردند بر حال تو رشک
خدا حافظ ای ماه غفران حق
خدا حافظ ای رنگ سرخ شفق
ز عطر " شقایق" رسد این نوید
که منجیّ عالم رسد روز عید
به پایان رسیده است ماه صیام
به مهدی و عید و نمازش سلام
حمید رضازاده " شقایق"
کرمان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
ماه_مبارک_رمضان
#وداع
#غزل
شب آخر رسید اما برای عاشق آغاز است
که عاشق خوب میداند سحر هنگامِ پرواز است
اگر این است آقایم ندارد سفرهاش پایان
ضیافت خانهاش شُکرِ خدا هر روز و شب باز است
خدا را شُکر در سی شب مرا دارالشفا آورد
همین که دید بیمارم دلم لبریز امراض است
خدا را شُکر مهمانِ امامی مهربان بودیم
چرا ما آمدیم اینجا میان ما و او راز است
خدایا کاش سال بعد سحرها در بقیع باشیم
که در صحن حسن یک طورِ دیگر گریهها ساز است
و شبها جمع میگردیم گِردِ مرقدش آنجا
کنارِ پنجره فولادِ زهرا که پُر اعجاز است
توسل کن توکل کن خدا هست و خدا کافی است
چه غم در پیش راه تو هزاران دست انداز است
خدا را کاش بنویسند در این شب برای ما
امامش را نَه سربار است بلکه خوب سرباز است
حسین است و لبی خشک و... صدای لشکری سیراب
کسی رو میزند که روی دستش کودکی ناز است
الهی بشکند دست و کمان حرمله ، بد زد
رُباب است و همین روضه: ببین چشم علی باز است...
شعر:حسن لطفی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
امام کاظم علیهالسلام
مربع ترکیب
🔶آفتاب حُسن
ای آفتاب حُسن به زیباییات سلام
وی آسمان فضل به داناییات سلام
در صبر شاخصی به شکیباییات سلام
تنها تو کاظمی که به تنهاییات سلام
هرگه غضب به قلب رئوف تو یافت دست
از آب عفو آتش خشمت فرو نشست
ای صرف گشته عمر گران تو در نماز
دُرِّ خداست اشک روان تو در نماز
مطلوب ایزد است بیان تو در نماز
واجب بُود درود به جان تو در نماز
آنسان که نور عشق خدا در وجود توست
از صبح تا به ظهر، زمان سجود توست
تو عبد صالح و به کفَت قدرت خداست
هر ادعا ز قدرت و عزت تو را سزاست
هارون چگونه صاحب این دعوی خطاست
کی ابر هر کجا که بباری ز ملک ماست
قدرت از آن توست که بر ابر پیلوار
فرمان دهی و شیعۀ خود را کنی سوار...
ای کشتی نجات به دریای حادثات
دارند شیعیان به شما چشم التفات
لبتشنهایم تشنۀ یک جرعۀ فرات
بر ما ببخش از کرم خویشتن برات
در آستان قدس رضا نور عین تو
دل پر زند به سوی تو و کاظمین تو
چون قلب مرده از دم تو جانم آرزوست
چون خاک تشنه، قطرۀ بارانم آرزوست
سر تا به پای دردم و درمانم آرزوست
پا تا به سر نیازم و احسانم آرزوست
بر من ببخش آنچه کند جودت اقتضا
سوگند میدهم به جگرگوشهات رضا
حاج سیدرضا مؤید
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
دانی چرا در سیر خود بر خویش میلرزد قلم
ترسد که ظلمی را کند در حق مظلومی رقم
یک کاروان ماند بشرپویان قفای یکدیگر
گیتی رباطی با دو در یکدر فنا یکدر عدم
در این ره پر ابتلاهان پا منه سر در هوا
ترسم از آن کافتی ز پا بر سر زنی دست ندم
عمر عزیزت شد تلف وز آن نداری جز اسف
تا فرصتی داری بکف باید شماری مغتنم
گیرم علم افراختی بر ملک عالم تاختی
جان جهان بگداختی در آتش ظلم و ستم
روزی علم گردد نگون گردی بدست غم زبون
نیکی کن و در دهر دون نامت بنیکی کن علم
گردد ثناگستر زبان بر حاتم و نوشیروان
هر جا که صحبت در میان از عدل آید وز کرم
بس کن صغیر از این سخن کامروز در خلق زمن
معمول نبود هیچ فن جز جمع دینار و درم
صغیر اصفهانی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث