#حجـــاب
هست ایمن دَر صدف، گوهر چو گوید گوهری
پس مگیر از خود حجابت را که اصل گوهری
بیحجابی نیست آزادی برایت، خواهرم!
بلکه چون بندیاست بر پایت به هرجا بگذری
غنچه تا پوشیده باشد در امان است از گزند
چیده میگردد، شکوفا چون شود با دلبری
داس گلچین است آن چشمان هیزی که تو را
بنگرد چون بگذری، از معبری بی روسری
گرچه باشد مشکلات، اما نمیباشد روا
تا شود رد دختری از حُرمت خود سرسری
پاسداری از حجابت کن! اگر که دخترم
پیروِ زهرای اطهر (س) دختر پیغمبری
مرحبا ای دخترانی که درین شهر شلوغ
رفت و آمد میکنید امروزه بی افسونگری
خوب میدانم اگر خواهی به تیر عشوهها
میتوانی پَردهی زهدِ ریاکاران... دری
بلكه میدانم توانی، از ميان بحر شوم
كشتی طوفان شهوت را به ساحلها برى
ای برادر چشم خود درویش کن بر دختران!
تا که ناموست شود دیده به چشم خواهری
مَرد هم یعنی وقار و چشمپوشی از گناه
ناجوانمردی! اگر با چشم شیطان بنگری
زن بوَد گنجینهی زرّینی از سوی خدا
رحمتش خوانده خدا و داده او را برتری
زن بوَد کانون عشق و پاکی و مِهر و وفا
این حقیقت را نگر در جلوههای مادری
مادری که خود بپای طفل میسوزد چو شمع
تا که فرزندش کند بر عالمی، روشنگری
ای همه هستی من، بادا فدای آن زنی
کاینچنین در زندگانی میکند دانشوری
ای به قربان چنین بانو که بیهیچ انتظار
میکند با مهربانی، مادری و همسری
این سخن گفتم که آگاهی دهَم از نیک و بد
هم کنم پرواز، در حال و هوای شاعری
پند (ساقی) را به گوشِ جان شنو ای خواهرم!
کِی خزف، هم_سنگ گردد در جهان با گوهری؟
سید محمدرضا شمس (ساقی)
1393
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
سبزی نُه فلک از چشم گُهربار دل است
آب این مزرعه از دیده بیدار دل است
یوسفی را که ندیده است زلیخا در خواب
یکی از جلوه گران سر بازار دل است
نفس سرد، نسیم جگر سوخته است
داغ جانسوز، چراغ سر بیمار دل است
آب حیوان که سکندر ز تمنایش سوخت
شبنم سوخته گلشن بی خار دل است
از خموشی لب اظهار به هم چسبیدن
حجت ناطق شیرینی گفتار دل است
بی ملامت نشود آینه دل روشن
زخم شمشیر زبان صیقل زنگار دل است
بی قدم گرد سراپای جهان گردیدن
کار هر بی سر و پایی نبود، کار دل است
بحر در ساغر گرداب نگنجد هرگز
گوش افلاک کجا در خور اسرار دل است؟
نقطه از گردش پرگار خبر می بخشد
چشم حیرت زدگان شاهد رفتار دل است
پرتو شمع محال است به روزن نرسد
بینش چشم من از دیده بیدار دل است
غنچه تا کرد دهن باز، در آتش افتاد
نفس خوش نزند هر که گرفتار دل است
ما به امید خطر بادیه پیما شده ایم
آه اگر نشکند این شیشه که در بار دل است
صائب این ناله زاری که صنوبر دارد
از نسیم سحری نیست، که از بار دل است
صائب تبریزی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
بسم الله الرحمن الرحیم
حکمت ۲۸۵ تا ۲۹۵ #نهج_البلاغه
┄═❁🍃❈🌸🍃🌸❈🍃❁═┄
📒 #حکمت285 : آنان كه وقتشان پايان يافته خواستار مهلتند و آنان كه مهلت دارند، كوتاهی می ورزند.
┄═❁🍃❈🌸🍃🌸❈🍃❁═┄
📒 #حکمت286 : مردم چيزی را نمی گویند: « خوشا به حالش» ، جز آنكه روزگار، روز بدی را برای او تدارك ديده است.
┄═❁🍃❈🌸🍃🌸❈🍃❁═┄
📒 #حکمت287 : (از قدر پرسيدند ، امام علیه السلام فرمود:) راهی است تاريك، آن را مپيماييد و دريایی است ژرف، وارد آن نشويد و رازی است خدایی، خود را به زحمت نياندازيد.
┄═❁🍃❈🌸🍃🌸❈🍃❁═┄
📒 #حکمت288 : هرگاه خدا بخواهد بنده ای را خوار كند، دانش را از او دور سازد.
┄═❁🍃❈🌸🍃🌸❈🍃❁═┄
📒 #حکمت289 : در گذشته برادری دينی داشتم كه در چشم من بزرگ مقدار بود چنان دنيای حرام در چشم او بی ارزش می نمود و از شكم بارگی دور بود، پس آنچه را نمی يافت آرزو نمی كرد و آنچه را می يافت زياده روی نداشت، در بيشتر عمرش ساكت بود، اما گاهی كه لب به سخن می گشود بر ديگر سخنوران برتری داشت و تشنگی پرسش كنندگان را فرو می نشاند، به ظاهر ناتوان و مستضعف می نمود اما در برخورد جدی چونان شير بيشه می خروشيد، يا چون مار بيابانی به حركت درمی آمد، تا پيش قاضی نمی رفت دليلی مطرح نمی كرد و كسی را كه عذری داشت سرزنش نمی کرد، تا آنكه عذر او را می شنيد، از درد شكوه نمی كرد، مگر پس از تندرستی و بهبودی، آنچه عمل می كرد می گفت و بدانچه عمل نمی كرد چيزی نمی گفت، اگر در سخن گفتن بر او پيشی می گرفتند اما در سكوت مغلوب نمی گرديد. و بر شنيدن بيشتر از سخن گفتن حريص بود، اگر سر دو راهی دو كار قرار می گرفت، می انديشيد كه كدام يك با خواسته نفس نزديكتراست با آن مخالفت می كرد، پس بر شما باد روی آوردن به اينگونه از ارزشهای اخلاقی و با يكديگر در كسب آنها رقابت كنيد و اگر نتوانستيد، بدانيد كه به دست آوردن برخی از آن ارزشهای اخلاقی بهتر از رها كردن همه است.
┄═❁🍃❈🌸🍃🌸❈🍃❁═┄
📒 #حکمت290 : اگر خدا بر گناهان وعده عذاب هم نمی داد، لازم بود به خاطر سپاسگزاری از نعمتهایش نافرمانی نشود.
┄═❁🍃❈🌸🍃🌸❈🍃❁═┄
📒 #حکمت291 : (جهت تسليت گفتن به اشعث بن قيس در مرگ فرزندش) ای اشعث! اگر برای پسرت اندوهناكی به خاطر پيوند خويشاوندی سزاوار است، اما اگر شكيبا باشی هر مصيبت را نزد خدا پاداشی است. ای اشعث! اگر شكيبا باشی تقدير الهی بر تو جاری می شود و تو پاداش داده خواهی شد و اگر بی تابی كنی نيز تقدير الهی بر تو جاری و تو گناهكاری. ای اشعث! پسرت تو را شاد می ساخت و برای تو گرفتاری و آزمايش بود و مرگ او تو را اندوهگين كرد در حالیکه برای تو پاداش و رحمت است.
┄═❁🍃❈🌸🍃🌸❈🍃❁═┄
📒 #حکمت292 : (به هنگام دفن رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: همانا شكيبایی نيكوست جز در غم از دست دادنت و بی تابی ناپسند است جز در اندوه مرگ تو، مصيبت تو بزرگ، امّا مصيبتهای پيش از تو و پس از تو ناچيزند.
┄═❁🍃❈🌸🍃🌸❈🍃❁═┄
📒 #حکمت293 : همنشين بی خرد مباش، كه كار زشت خود را زيبا جلوه داده، دوست دارد تو همانند او باشی.
┄═❁🍃❈🌸🍃🌸❈🍃❁═┄
📒 #حکمت294 : (از فاصله ميان مشرق و مغرب پرسيدند حضرت فرمود:) به اندازه يك روز رفتن خورشيد.
┄═❁🍃❈🌸🍃🌸❈🍃❁═┄
📒 #حکمت295 : دوستان تو سه گروهند و دشمنان تو نيز سه دسته اند، اما دوستانت؛ پس دوست تو و دوست دوست تو و دشمن دشمن تو است. و اما دشمنانت؛ پس دشمن تو و دشمن دوست تو و دوست دشمن تو است.
┄═❁🍃❈🌸🍃🌸❈🍃❁═┄
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
بسم الله الرحمن الرحیم
#انجمن ثارالله قم
#تاسیس1358
#جمعه شبها
با تلاوت ایات کلام الله مجید وتوسل به حضرت ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین
جمعه مورخ 1403/2/7
از ساعت 20/30الی22/30
قم خیابان چهارمردان بلوار شهید برقعی
کوچه 12
محله زینبیه
منزل مرحوم حاج میرزا ابوالفضل نعیمی
یادبود شهیدان #والامقام #قاسم و #محمد #جمشیدنژاد
https://eitaa.com/joinchat/1630077186C6760914179
بسم الله الرحمن الرحیم
وبشرالصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون
ضمن سپاس و تشکر از سروران عزیزوگرامی که در مراسم تشییع و تدفین و مجالس ترحیم مرحوم #حاج # خانم #ذکری #دایی #باقری
همسرمرحوم حاج محمدبخشنده شرکت نموده اند
به اطلاع می رساند
مجلس چهلمین روزدرگذشت این مادر مهربان و فداکار حاج خانم #ذکری #دایی #باقری روز #جمعه مورخ 1403/2/7
ساعت 17الی 18
واقع در#قم
بلوار 15 #خرداد #حسینه #شهداء برگزار خواهد شد
روابط عمومی انجمن ثارالله قم
............ نقش سحر .............
یک روز کسی دوباره در خواهد زد
بر ظلمت شب نقش سحر خواهد زد
می آید و با دست یداللهی خویش
بر ریشه ظالمان تبر خواهد زد
بر خرمن عمر هر چه بیدادگر است
با برق نگاه خود شرر خواهد زد
مردی زتبار نور می آید و باز
از سینه شب سپیده سر خواهد زد
مرغی که شکسته بالش از سنگ ستم
در اوج سپهر عشق پر خواهد زد
هر دیده که از فراق او تار شده
خاک قدمش به چشم تر خواهد زد
از روز ازل رسم " شقایق" این است
داغ غم دوست بر جگر خواهد زد
حمید رضازاده " شقایق"
کرمان
۱۴.۳/۲/۷
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
بسم الله الرحمن الرحیم
حکمت ۳۱۱ تا ۳۱۹ #نهج_البلاغه
❁•••••••••🌿🌼🌿••••••••••❁
📒 #حکمت311 : (چون به شهر بصره رسيد خواست اَنَس بن مالك را به سوی طلحه و زبير بفرستد تا آنچه از پيامبر (صلی الله علیه و آله وسلم ) درباره آنان شنيده يادشان آورد، اَنَس سر باز زد و گفت: من آن سخن پيامبر (صلی الله علیه و آله وسلم ) را فراموش كردم، فرمود:) اگر دروغ می گویی خداوند تو را به بيماری برص (سفيدی روشن) دچار كند كه عمامه آن را نپوشاند. (پس از نفرين امام انس به بيماری برص در سر و صورت دچار شد كه همواره نقاب می زد.)
❁•••••••••🌿🌼🌿••••••••••❁
📒 #حکمت312 : دلها را روی آوردن و نشاط و پشت كردن و فراری است، پس آنگاه كه نشاط دارند آن را بر انجام مستحبات واداريد و آنگاه كه پشت كرده و بی نشاط است، به انجام واجبات قناعت كنيد.
❁•••••••••🌿🌼🌿••••••••••❁
📒 #حکمت313 : در قرآن اخبار گذشتگان و آيندگان و احكام مورد نياز زندگيتان وجود دارد.
❁•••••••••🌿🌼🌿••••••••••❁
📒 #حکمت314 : سنگ دشمن را از همان جایی كه پرت كرده، باز گردانيد كه شر را جز شر پاسخی نيست.
❁•••••••••🌿🌼🌿••••••••••❁
📒 #حکمت315 : (به نويسنده خود عبيدالله بن ابی رافع دستور داد:) در دوات، ليقه بينداز، نوك قلم را بلند گير، ميان سطرها فاصله بگذار، و حروف را نزديك به يكديگر بنويس كه اين شیوه برای زيبایی خط بهتر است.
❁•••••••••🌿🌼🌿••••••••••❁
📒 #حکمت316 : من پيشوای مومنان و مال، پيشوای تبهكاران است.
❁•••••••••🌿🌼🌿••••••••••❁
📒 #حکمت317 : (شخصی يهودی به امام گفت: هنوز پيامبرتان را دفن نكرده، درباره اش اختلاف كرديد امام فرمود:) ما درباره آنچه كه از او رسيده اختلاف كرديم، نه در خود او، اما شما يهوديان هنوز پای شما پس از نجات از دريای نيل خشك نشده بود كه به پيامبرتان گفتيد (برای ما خدایی بساز، چنانكه بت پرستان خدایی دارند) و پيامبر شما (گفت: شما مردمی نادانيد.)
❁•••••••••🌿🌼🌿••••••••••❁
📒 #حکمت318 : (از امام پرسيدند: با كدام نيرو بر حريفان خود پيروز شدی؟ فرمود:) كسی را نديدم جز آنكه مرا در شكست خود ياری می داد.
( امام به اين نكته اشاره كرد كه هيبت و ترس او در دلها جای می گرفت.)
❁•••••••••🌿🌼🌿••••••••••❁
📒 #حکمت319 : (به پسرش محمد حنفیه سفارش كرد:) ای فرزند! من از تهيدستی بر تو هراسناكم، از فقر به خدا پناه ببر. كه همانا فقر، دين انسان را ناقص و عقل را سرگردان می كند و عامل دشمنی است.
❁•••••••••🌿🌼🌿••••••••••❁
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
امام زمان عج مناجات
آن صدایی که مرا سوی تماشا میخواند
از فراموشیِ امروز به فردا میخواند
آشنا بود صدا، لهجۀ زیبایی داشت
گله از فاصله، از غربت و تنهایی داشت
همنفس با من از آهنگ فراقم میخواند
داشت از گوشۀ ایران به عراقم میخواند
یادم انداخت که آن سوی تماشا او هست
میروم میروم از خویش به هر جا او هست
جمکران بدرقه در بدرقه، تسبیح به دست
سهله آغوش گشودهست مفاتیح به دست
رایحه رایحه با بوی خودش میخوانَد
خانۀ دوست مرا سوی خودش میخوانَد
خانۀ دوست که از دوست پر از خاطره است
خانۀ دوست که نام دگرش سامره است
آن اویسم که شبی راه قرن را گم کرد
با دل ما تو چه کردی که وطن را گم کرد؟
وطن آنجاست برایم که پر از خویشتن است
یعنی آنجا که در آن خانۀ محبوب من است
سامرا! خانۀ محبوب من! از او چه خبر؟
از دلآرام من، از خوبِ من، از او چه خبر؟
ما همه غرق سکوتیم تو اینبار بگو
سامرا! طاقت ما طاق شد از یار بگو
سایۀ روشنش آورده مرا تا اینجا
بوی پیراهنش آورده مرا تا اینجا
به اذانش، به قنوتش، به قیامش سوگند
به رکوعش، به سجودش، به سلامش سوگند
قَسَمت میدهم آری به همان راز و نیاز
آخرین بار کجا در حرمت خواند نماز؟
آخرین مرتبه کی راهی میقات شدهست؟
آخرین بار کجا غرق مناجات شدهست؟
خسته از فاصلهام با منِ بیتاب بگو
با من از گریۀ او در دل سرداب بگو
سامرا! ای که بلندای شکوهت عرش است
گرد و خاک قدمش روی کدامین فرش است؟
حرمت ساحل آرامترین امواج است
این گدا سامرهای نیست، ولی محتاج است
از زمستان پیاپی به بهارم برسان
بر لبم عرض سلام است به یارم برسان
ما به تکرار دچاریم بگو با یارم
غیر او چاره نداریم، بگو با یارم ـ
رنگ و رو رفته شد آفاق، به دنیا برگرد
ما نخواندیم دعای فرج اما برگرد
آنچه را مانع دیدار شد از دیده بگیر
جز تو ما از همه گفتیم، تو نشنیده بگیر
تو فقط چارۀ هر دردی و برمیگردی
وعدۀ بی برو برگردی و برمیگردی
روزیِ باغچه آن روز نفس خواهد بود
جای دل، آنچه شکستهست، قفس خواهد بود
از سر مأذنۀ کعبه اذان میخوانیم
قبلۀ کج شده را سوی تو میچرخانیم
هر کجا مینگرم ردّ عبورت پیداست
کوچه در کوچه نشانی ظهورت پیداست
تازه این اول قصهست، حکایت باقیست
ما همه زنده بر آنیم که رجعت باقیست
مینویسم که شب تار سحر میگردد
یک نفر مانده از این قوم که برمیگردد
سیدحمیدرضا برقعی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث