یا امام_رضا_علیه_السلام
#غزل_مناجات
مُحرمم حاجی ام وکعبهٔ من این حرم است
سائل خانهٔ سلطان همه جا محترم است
خادمان بر منِ آلوده بفرما زده اند
پرده پوشی همه جا شیوهٔ اهل کرم است
دست روی سرمان می کشی آقا تک تک
شاهد گفته ام این اشک دو چشم ترم است
از در صحن رسیدم به ورودی ضریح
حس نمودم نظر مرحمتت دم به دم است
دیدم ایوان تو و یاد نجف افتادم
زائر قبر تو با صحن علی هم قدم است
پای گلدستهٔ تو ناله زدم آه حسن
پسر ارشد زهرا که بدون حرم است
هر زمین خورده بداند که فقط چاره درد
صحبت از چادر خاکی شده وقت قسم است
همه دلشوره من ماه محرم باشد
به دعای تو سر شانهٔ نوکر علم است
کسی از عرش زند ناله بنی پسرم
دیده بر راه همه فاطمه با قد خم است
بوریا را به روی دامن خود باز کند
بعد با گریه زند ناله حسینم چه کم است
پسرِ با ادبم از چه چنین عریانی
بر دل سوخته مادرت این کهنه غم است
دست بر موی تو خورد و جگرم ریخت بهم
پیکرت پیش دوچشمان ترم ریخت بهم
#قاسم_نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
شعر_شهید_جمهور
تقدیم به شهید حسین امیر عبداللهیان؛
آه ای غریب رفتهی دیرآشنا حسین
قدت بلند شد برسی تا کجا حسین
سروی میان بوتهی آتش نشاندهاند
از قامتت چه مانده در آنجا بجا حسین
باید عَلَم به شانه بگیری که بگذری
مانند رودخانهای از درهها حسین
رویت سفید! تا که به روی که بنگری
قدت بلند! تا برسی تا کجا حسین
همراه دوست رفتی از این جاده با شتاب
من کیستم که از تو بپرسم کجا حسین
فریادت ای حسین که در لحظهی فرود
گفتی مرا بگیر در آغوش یا حسین
پیچیده دور گردنههایی که در سکوت
فریاد میکنند تو را همصدا حسین
ای آخرین سفیر شهیدان میان ما
مُهری زدی به تذکرهی کربلا حسین
ای با حسین رفته در آن نینوا خلیل
ای با خلیل آمده در این منا حسین
بر صخرههای درهی صعب العبور نیست
یک جا برای ماندنِ یک جای پا حسین
یک جای پا از آنکه سر از پا نمیشناخت
از ابتدای جاده و تا انتها حسین
این قطعه قطعهی آتش گرفته را
این واژه را که این همه زد دست و پا حسین
بر سینهام نوشتهام آه میکشم
آیینهی شکسته ندارد جلا حسین
آتش که توی باغ نباشد نمیکند
بالای قامت تو قیامت به پا حسین
#امیر_حسین_هدایتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
خلوتنشینِ خاطرِ دیوانهٔ منی
افسونگری و گرمیِ افسانهٔ منی
بودیم با تو همسفرِ عشق سالها
ای آشنا نگاه که بیگانهٔ منی
هر چند شمعِ بزمِ کسانی ولی هنوز
آتشفروزِ خرمنِ پروانهٔ منی
چون موج سر به صخرهٔ غم کوفتم ز درد
دور از تو، ای که گوهرِ یکدانهٔ منی
خالی مباد ساغرِ نازت که جاودان
شورافکنی و ساقیِ میخانهٔ منی
آنجا که سرگذشتِ غمِ شاعران بُوَد
نازم تو را که گرمیِ افسانهٔ منی
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
بسم الله الرحمن الرحیم
روز_پنجاه_وهشتم مطالعه نهج البلاغه از نامه ۵۵ تا نامه ۵۴
┄┄┅┅✿❀🌿🌹🌿❀✿┅┅┄نامه55: نامه به معاویه در سال٣٧ هجری پیش از نبرد صفین
🔹اندرز دادن به دشمن
♦️پس از ياد خدا و درود، همانا خداوند سبحان دنيا را برای آخرت قرار داده و مردم را در دنيا به آزمايش گذاشت، تا روشن شود كدام يك نيكوكارتر است، ما را برای دنيا نيافريده اند و تنها برای دنيا به تلاش فرمان داده نشديم، به دنيا آمديم تا در آن آزمايش گرديم. و همانا خداوند مرا به تو و تو را با من آزمود و يكی از ما را بر ديگری حجت قرار داد، تو با تفسير دروغين قرآن به دنيا روی آوردی و چيزی از من درخواست می كنی كه دست و زبانم هرگز به آن نيالود (قتل عثمان) تو و مردم شام، آن دروغ را ساختيد و به من تهمت زديد تا آگاهان شما مردم ناآگاه را و ايستادگان شما زمينگيرشدگان را بر ضدّ من تحريك می كنند. معاويه! از خدا بترس و با شيطانی كه مهار تو را می كشد، درآويز و به سوی آخرت كه راه من و تو است باز گرد و بترس از خدا كه به زودی با بلایی كوبنده ريشه ات را بركند و نسل تو را براندازد. همانا برای تو به خدا سوگند می خورم، سوگندی كه بر آن وفا دارم، اگر روزگار من و تو را در يكجا گرد آورد، هم چنان بر سر راه تو خواهم ماند. «تا خدا ميان ما داوری كند و او بهترين داوران است.»
┄┄┅┅✿❀🌿🌹🌿❀✿┅┅┄┄
📜 #نامه54 : نامه به طلحه و زبير
🔹پاسخ به ادعاهای سران جمل
♦️پس از ياد خدا و درود، شما می دانيد -گرچه پنهان می داريد- كه من برای حكومت در پی مردم نرفته، آنان به سوی من آمدند و من قول بيعت نداده تا آنكه آنان با من بيعت كردند و شما دو نفر از كسانی بوديد كه مرا خواستيد و بيعت كرديد. همانا بيعت عموم مردم با من نه از ترس قدرتی مسلّط بود و نه برای به دست آوردن متاع دنيا. اگر شما دو نفر از روی ميل و انتخاب بيعت كرديد تا ديرنشده (از راهی که پیش گرفته اید ) باز گرديد و در پيشگاه خدا توبه كنيد و اگر در دل با اكراه بيعت كرديد خود دانيد؛ زيرا اين شما بوديد كه مرا در حكومت بر خويش راه داديد، اطاعت از من را ظاهر و نافرمانی را پنهان داشتيد. به جانم سوگند، شما از ساير مهاجران سزاوارتر به پنهان داشتن عقيده و پنهان كاری نيستيد اگر در آغاز بيعت كنار می رفتيد (و بیعت نمی کردید ) آسان تر بود كه بيعت كنيد و سپس به بهانه سر باز زنيد. شما پنداشته ايد كه من كشنده عثمان می باشم؛ بياييد تا مردم مدينه بين من و شما داوری كنند، آنان كه نه از من طرفداری کرده نه به یاری شما برخاسته اند، سپس هر كدام به اندازه جرمی كه در آن حادثه داشته است مسؤوليت آن را پذيرا باشد. ای دو پيرمرد، از آن چه در انديشه داريد باز گرديد، هم اكنون بزرگترين مسئله شما عار است پيش از آنكه عار و آتش خشم پروردگار دامنگيرتان گردد. با درود.
┄┄┅┅✿❀🌿🌹🌿❀✿┅┅┄┄
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
شهادت_امام_رضا علیه السلام
زانویِ خسته اش تکان میخورد
پیکرش را کشان کشان میبُرد
چند باری میانِ راه،افتاد
گفت یا فاطمه به راه افتاد
هردو دستش به پهلویش دارد
عرقِ سرد بر رویش دارد
تا که لرزه به پیکرش افتاد
وای،عمامه از سرش افتاد
تار می دید دیدگان ترش
گوئیا ریخته بهم جگرش
با لبِ آستین چنان زهرا
پاک میکرد خونِ لبها را
برزمین میکشید پایش را
جمع میکرد هِی عبایش را
یک نگاهی به دور وبر انداخت
اشکی از دیدگانِ تر انداخت
تا که بر آستانِ حجره رسید
جگرش پاره بود ناله کشید
کاسة صبرِ عالمین شکست
همه درهایِ حجره را تا بست
زیر لب گفت : آه «أین جواد»
سرِ پا بود یک دفه افتاد
فرش ها را یکی یکی تا زد
تا گلویش لباس بالا زد
سینه اش را به خاکِ سرد گذاشت
یک مزاحم به رویِ سینه نداشت
گردوخاکی بپاست در حجره
صحنة کربلاست در حجره
دست وپا میزد وکنار ِ تنش
نیزه جا وانکرد در دهنش
کربلا جَدِ او چه بد جان داد
وسط نیزه دارها افتاد
یک نفر زد لگد به پهلویش
یک نفر پا گذاشت بر رویش
یک نفر آستین خود تا زد
گوشه هایِ رداش بالازد
رویِ کُرسیِ عرش زانو زد
پنجه اول میانِ گیسو زد
خنجرش را گذاشت زیرِ گلو
وحده لااله الاهو
این گلو جایِ بوسة نبی است
حرز آن اشکهایِ زینبی است
هرچه خنجرکشید و باز کشید
جایِ لبهایِ خواهرش نبُرید
روضه را تا کنار عرش کشاند
وای ،جسمِ حسین برگرداند
گیسویِ مادری بهم می ریخت
حالتِ حنجری بهم می ریخت
کار بالاگرفت ای مردم
وای از ضربة دوازدهم
شکل رگها که نامرتب شد
این سخن دلخوریِ زینب شد
کاش در بین تان مسلمان بود
ذبح ِ از پشتِ سر حلال نبود
#قاسم_نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
زیارت_مخصوص
#مناجات_امام_رضا علیه السلام
کم ناز کن در باز کن مهمان رسیده
مهمان تو با دیده ی گریان رسیده
سرمایه ای که داده بودی باختم من
یا ذالکرم هنگامه ی احسان رسیده
حرف دل هر نوکری اینست عمری
هر چه رسیده از سوی سلطان رسیده
باور کن آقا تا حرم خود را کِشیدم
از این جدایی بر لبانم جان رسیده
افتاده بارم آمدم دستم بگیری
با چشم گریان عبد سرگَردان رسیده
مانند زهرا مادرت سائل نوازی
لطف تو بر داد گنهکاران رسیده
هنگام جان دادن قرار ما دوتا شد
جانِ خودت صبرم دگر پایان رسیده
گویا هنوز از گوشه ی صحنت سحرها
آه کسی جامانده از گُردان رسیده
چه ارتباطی بین اینجا با شلمچه ست
اینجا به پایان دوره ی هجران رسیده
امضای تو پای شهادت نامه ها بود
با دست تو این فیض بر یاران رسیده
تو سفره دار گریه کن های حسینی
با گریه هایت روضه تا ایران رسیده
من آمدم رزق عطایم را بگیرم
از تو برات کربلایم را بگیرم
#قاسم_نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
مدح_امام_رضا علیه السلام
#مناجات_امام_رضا علیه السلام
ای که مرآت خدایی مددی حضرت سلطان
معدن جود و سخائی مددی حضرت سلطان
هر گدائی که به سویش بنمایی تو نگاهی
رسد آخر به نوایی مددی حضرت سلطان
تو نگفته بدهی حاجت و این رسم رئوف است
مهد احسان و عطایی مددی حضرت سلطان
چه شهیدان که گرفتند برات از حرم تو
که حبیب شهدایی مددی حضرت سلطان
روضههای سحر کوی تو دارد چه صفایی
صاحب هر چه بکائی مددی حضرت سلطان
قبله ی کعبه تویی جملۀ شاهان سگ کویت
کی تو حج فقرایی مددی حضرت سلطان
پرچم سبز سر گنبد تو هادی عشق است
چون کند قبله نمایی مددی حضرت سلطان
تحت آن قبه ی زردت که بود عرش الهی
گریه دارد چه صفائی مددی حضرت سلطان
بی خود از خود شده دل هر دمی آید به حریمت
بشود کرببلائی مددی حضرت سلطان
زیر ایوان طلایت چو نجف غرق غرورم
شهریار دو سرائی مددی حضرت سلطان
#قاسم_نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
شهادت_امام_رضا علیه السلام
آمد از راه و کشید آرام عبا رویِ سرش
یعنی امروز ست روزِ نالههایِ آخرش
هر قدم رفت و نشست و دست بر پهلو گرفت
میکشد خود را به سویِ خانه مثلِ مادرش
رویِ خاکِ کوچه دنبالش اگر دقت کنی
بنگری آثاری از خاکی ترین بال و پرش
او زمین میخورد و میخندید بر حالش عدو
این هم ارثی بود که برده ز جدِّ اطهرش
صحنۀ جان دادن او روضۀ مستوره شد
حجره در بسته میداند چه آمد بر سرش
بار دیگر صورت خاکی و دست و پا زدن
خادمش دید و ولی هرگز نمیشد باورش
یک بُنَیّ گفت و از کام پسر بوسه گرفت
از مدینه بهر یاری زود آمد دلبرش
کربلا بابا رسید امّا پسر افتاده بود
قلبِ شاعر آب شد در این سه بیت آخرش
هر چه قدر آغوش خود واکرد اکبر جا نشد
تا که آخر در عبا پیچید جسم اکبرش
تا قیامت هم نمیفهمند اهل معرفت
از چه آمد دست بر سر بین لشگر خواهرش
آنکه حتّی تارِ مویش را ندیده جبرئیل
دست بُرده بر سرِ نعش علی بر معجرش
#قاسم_نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
رئوف آل پیغمبر (ع)
به پابوست که میآیم زیارت نامه می خوانم
بخواه از حق ببخشاید مرا آقا پشیمانم
غلام روسیاهت آمده از قم به درگاهت
خدا را شکر در جمع مُحبان تو مهمانم
غریبی و غریبان را تویی ضامن به روز حشر
برای غربت و مظلومیات ، پیوسته گریانم
میان صحنِ سقاخانه و باب الجواد آقا
برای زائرانت روضه و مدحیه میخوانم
دلی اندوهبار و سینهای آتشفشان دارم
بده آرامشی بر این دل زار و پریشانم
به لب دارم همیشه، ای امام هشتمین! نامت
یقین دارم به وقت حادثاتی ، تو نگهبانم
رئوف آل پیغمبر ! عزیز موسی جعفر (ع)
گدایی بی سر و سامانم و هستی تو سلطانم
خدایا عشق حیدر را عطا کردی تو بر (نادر)
ز تو خواهم که با عشق وَلا ، آخِر بمیرانم.
قم #ابوالفضل_عامری ـ (نادر)
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
هدایت شده از امام رضا ع
خیال پرواز
خیال مرغ دلم پر کشیده در مشهد
به شوق آنچه که در خواب ، دیده در مشهد
روم دراین حرم و یاد کربلا هستم
بیاد شاه غریبان به گریه بنشستم
خیال و شوق رسیدن به کربلا دارم
عزا چو زینب کبری ببین کجا دارم
دلیل سوز و گدازم شده غم مولا
بیاد خنده ی اصغر فتاده ام از پا
بیاد ناله ی دریا چنان خروشانم
بیاد شیون بابا ببین چه حیرانم
قلم به دفتر دل مرثیه نمود آغاز
دلیل اشک مرا واژه می کند ابراز
خمیده شد کمرم مثل حضرت مولا
در آن زمان که شنیدم مصیبت سقا
فریضه ای که کند راه کربلا احیا
نماز و گریه و ذکر مدام یا زهرا
به عشق کرب و بلا و هوای عاشورا
قدم زنم به مدینه درون صحن رضا
بیا تو یوسف زهرا منم چو پروانه
بیاد کرب و بلا عاشقم دراین خانه
نفس نفس زدم و یاد حیدر افتادم
بُریده شد نفسم یاد مادر افتادم
دلم به شور و بهانه ز غم کند فریاد
به کربلای خراسان دلم ز پا افتاد
بخوان ز مدح علی (نادرا) در این خانه
بسوز از غم مولا مثال پروانه
قم#ابوالفضل عامری •(نادر)