چهره زرد، مرا ساغر زر می بخشد
سینه چاک، مرا فیض سحر می بخشد
گرچه آهونگهان روح فزایند همه
چشم بیمار، مرا جان دگر می بخشد
خرد شیشه دل از سنگ خطر می ترسد
ورنه دیوانه به اطفال جگر می بخشد
رزق صاحب نظران از تو بود خون، ورنه
گل زر سرخ به شبنم به سپر می بخشد
دارد از نقش قدم قافله ها در دنبال
هرکه را شوق پر و بال سفر می بخشد
شست از چشم جهان خواب دم تازه صبح
نفس مردم شبخیز اثر می بخشد
تا یقین شد که بود نیش جهان پرده نوش
سخن تلخ، مرا طعم شکر می بخشد
گرنه فرزند عزیزست به از جان عزیز
چون پدر زندگی خود به پسر می بخشد؟
غافل است از سر آزاد و دل فارغ من
ساده لوحی که به من تاج و کمر می بخشد
می توان برد پی از گرد به تعجیل سوار
نفس از عمر سبکسیر خبر می بخشد
پایه ابر ز دریاست ازان بالاتر
که به هر خشک لبی آب گهر می بخشد
تیر را شهپر پرواز بود صافی شست
دل چو پاک است دعا زود اثر می بخشد
خوابگاهش دهن شیر بود چون مجنون
هرکه را عشق جوانمرد جگر می بخشد
توتیای نظر پاک بود دامن پاک
نکهت مصر به یعقوب نظر می بخشد
کیسه بر چرخ مدوزید که این دون همت
ماه را از دل خود زاد سفر می بخشد
کشت چون برق ز باران پیاپی سوزد
می ز اندازه چو شد بیش، ضرر می بخشد
کرد دیوانه مرا ناله بلبل صائب
ناله ای کز سر دردست اثر می بخشد
صائب تبریزی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
رجزخوانی
کلام سیدعلی بر زمین نخواهد ماند متن کامل شعر
السلام علیک یا روح الله الموسوی الخمینی(ره)
زهجر پیر جماران به غم گرفتاریم
زدرد دوری او ناله ها زدل داریم
به یُمن دلبری آن نگار شهر آشوب
مُرید ساقی عشقیم مست دلداریم
تمام عزت ایران تصدّق سر اوست
زاقتدار خمینیست آبرو داریم
هنوز هم به خدا سردر حسینیه ها
میان قاب وفا عکس یار بگذاریم
میان ما همه عهدیست تا ابد باقی
که پای عهد خود از جان خویش بیزاریم
به جان فاطمه سوگند تا قیامت هم
ز حبّ آل علی دست بر نمی داریم
برای حفظ ولایت شهید باید شد
که همچنان شهدا بی قرار دیداریم
کلام سیّد علی بر زمین نخواهد ماند
که در رکاب علی از تبار عمّاریم
الا سقیفه تباران شعار ما این است
برای یاری رهبر همیشه بیداریم
به خاک چادر زهرا قسم که ماشیعه
شهید آن در و دیوار و خون مسماریم
خبر زصلح حسن نیست حرف کرب و بلاست
که مابلای زمان را به جان خریداریم
قاسم نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
بسم الله الرحمن الرحیم
نامه ۵۳ #نهج_البلاغه ، بند ۴ تا بند ۶
┄━━•●❥❈🍃🌼🍃❈❥●━━┄
📜 #نامه53 : نامه به مالک اشتر
(قسمت دوم)
4⃣ مردم گرایی، حق گرایی
♦️دوست داشتنی ترين چيزها در نزد تو در حق ميانه ترين و در عدل فراگيرترين و در جلب خشنودی مردم گسترده ترين باشد، كه همانا خشم عمومی مردم، خشنودی خواص (نزديكان) را از بين ميبرد، امّا خشم خواص را خشنودی همگان بی أثر می كند. خواصّ جامعه همواره بار سنگينی را بر حكومت تحميل می كنند زيرا در روزگار سختی ياريشان كمتر و در اجرای عدالت از همه ناراضی تر و درخواسته هايشان پافشارتر و در عطا و بخششها كم سپاس تر و به هنگام منع خواسته ها دير عذر پذيرتر و در برابر مشكلات كم استقامت تر می باشند. در صورتی كه ستونهای استوار دين و اجتماعات پرشور مسلمين و نيروهای ذخيره دفاعی عموم مردم می باشند پس به آنها گرايش داشته و اشتياق تو با آنان باشد.
5⃣ ضرورت راز داری
♦️از رعيّت آنان را كه به دنبال عیوب دیگران بیشتر جستجو می کند از خود دور كن، زيرا مردم عيوبی دارند كه رهبر امّت در پنهان داشتن آن از همه سزاوارتر است، پس مبادا آنچه بر تو پنهان است آشكار گردانی و آنچه كه هويداست بپوشانی كه داوری در آنچه از تو پنهان است با خدای جهان می باشد، پس چندان كه می توانی زشتيها را بپوشان تا آن را كه دوست داری بر رعيّت پوشيده ماند خدا بر تو بپوشاند، گره هر كينه ای را در مردم بگشای و رشته هر نوع دشمنی را قطع كن و از آنچه كه در نظر روشن نيست كناره گير. در تصديق سخن چين شتاب مكن، زيرا سخن چين گرچه در لباس اندرز دهنده ظاهر می شود امّا خيانتكار است.
6⃣ جايگاه صحيح مشورت
♦️ بخيل را در مشورت كردن دخالت نده، كه تو را از نيكوكاری باز می دارد و از تنگدستی می ترساند. ترسو را در مشورت كردن دخالت نده كه در انجام كارها روحيّه تو را سست می كند. حريص را در مشورت كردن دخالت نده كه حرص را با ستمكاری در نظرت زينت می دهد. همانا بخل و ترس و حرص، غرائز گوناگونی هستند كه ريشه آنها بدگمانی به خدای بزرگ است. بدترين وزيران تو كسی است كه پيش از تو وزير بدكاران بوده و در گناهان آنان شركت داشته، پس مبادا چنين افرادی محرم راز تو باشند، زيرا كه آنان ياوران گناهكاران و ياری دهندگان ستمكارانند. تو بايد جانشينانی بهتر از آنان داشته باشی كه قدرت فكری امثال آنها را داشته امّا گناهان و كردار زشت آنها را نداشته باشند: كسانی كه ستمكاری را بر ستمی ياری نكرده و گناه كاری را در گناهی كمك نرسانده باشند. هزينه اين گونه از افراد بر تو سبكتر و ياريشان بهتر و مهربانيشان بيشتر و دوستی آنان با غير تو كمتر است. آنان را از خواص و دوستان نزديك و راز داران خود قرار ده سپس از ميان آنان افرادی را كه در حق گویی از همه صريح ترند و در آنچه را كه خدا برای دوستانش نمی پسندد تو را مدد كار نباشند انتخاب كن، چه خوشايند تو باشد يا نباشد.
┄━━•●❥❈🍃🌼🍃❈❥●━━┄
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
مظهر جود و کرم
مظهر جود وکَرم مهر فروزان هُدی
نهمین حجت حق لاله ی بستان رضا
بی نظیر است به تقوی و ملقب به تقی
بی بدیل است به بخشایش و احسان وسخا
جود او آینه ی جود خداوند کریم
شهرت نام جوادش ز سمک تا به سما
کودکی بود که شد بر همه ی خَلق امام
نور علمش شده بر عالمیان راهگشا
خردسال است ولی پیر خرد طفل رهش
هر چه عالِم شده مبهوت از این نور ولا
روشن از نور وجودش شده آفاق وجود
از فروغ رُخ او مهر کند کسب ضیا
حسن آوازه ی جُودش به فلک پیچیده
بهره مند از کَرمش تا به ابد شاه وگدا
زائران حرمش خیل ملائک هستند
ذکرشان مدح جواد است به هر صبح ومسا
سائل کوی تقی هر که شود از در صدق
همه ی حاجت او را کند از لطف روا
هر دل غمزده ای در حرمش پای نهد
شود از هر غم جانکاه به یکباره رها
خادم درگه او هست " شقایق" تا حشر
افتخار است، غلامی درش در دوسرا
حمید رضازاده " شقایق"
کرمان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
امام جواد علیه السلام
ای که حسنت شوردر هفت آسمان انداخته
یوسف مصری به پای تو عنان انداخته
بس که شیرین وحلاوت زاست ذکریاجواد
شور عشقت را خدا در قدسیان انداخته
می توان آیات قرآن را به رخسار تو دید
آیه آیه نور بر رویت نشان انداخته
آفتابا بارش باران اشکت درنماز
در میان آسمان رنگین کمان انداخته
ای ولی الله اعظم ای جواد اهل بیت
سائلا ن را جود تو شوری به جان انداخته
جلوه ای از دانش بی حد و مرز علم تو
پور اکثم را به پای فضلتان انداخته
پیروی ازمکتب توحیدی وایثارتان
روی دوش شیعیان باری گران انداخته
دربهار آرزوی عمر ،گلچینی تو را
روی خاک تیره چون برگ خزان انداخته
پیکرت برخاک غربت مانده امّا برتنت
بال مرغان هوایی سایبان انداخته
بس که نوراز گنبد زرین تو تابیده است
درفلک نور تو نقش کهکشان انداخته
پیرو آل علی باش ای «وفایی» ، چون خدا
طوق گُل برگردن این خاندان انداخته
سید هاشم وفائی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
┄┅✵﷽✵┅┄
مدح
#حضرت_جواد_الائمه_علیه_السلام
#سروده_رقیه_سعیدی_کیمیا
آقــا ! تو را عــزیــز خــدا آفریده اند
از آیـه های جــود و سخـا آفریده اند
نور تــو را برای رسیدن به کوی عشق
شمس هُــدیٰ و قبلــه نمــا آفریده اند
دریایـــیِ دو دست تو را اَیُّــهَا الجواد
از جنــس نــور و آب بقـــا آفریده اند
جود و سخــاست عادت آل عبا ، ولی
تنهــا تو را "جــوادِ" رضـــا آفریده اند
احسان و سفره داریِ این خانواده را
دریــای رحمــت فقـــــرا آفریده اند
ای از تبـــار آینـــه ها ، از صفــــای تو
صــدق و صفــای آینــه را آفریده اند
درگــاهِ بـا سـخــاوت بـاب الجـــواد را
عــالــمْ پنـــاهِ شـــاه و گــدا آفریده اند
صحــن وسرای بارگَـــهِ کاظمیــــن را
زیبــاترین بهشــتِ خــدا آفریده اند
در پاکــی و زلالی و تقــوا و دین ، تو را
دُردانـــه ای به بحــرِ وِلا آفریده اند
از کودکی نشـــانِ بزرگی و فضــل را
مُهـــرِ جبیــنِ ابـن رضـــا آفریده اند
فضــل تو را ندید زنــی مثل اُمّ فضـل
او را شَقــی به هر دو سرا آفریده اند
روشن نمی شود دلِ تار از فروغ مهر
خورشیــد را ز شام ، جــدا آفریده اند
طی کرد اُمّ فضل ، همان راه جعده را
او را جـدا ز رســم وفـــا آفریده اند
سهـــم کریــم آل عبــــا و جـــواد را
ســـوز جــگر به زهــر جفا آفریده اند
این داغ سینه سوز تورا گوشه ای فقط
از داغ سیــدالشهــدا آفــریده اند
داغت اگر چه سخت ، ولیکن عظیم تر
از داغـهــای کــرب و بـلا آفریده اند؟
از آن زمان که کرب و بلا را رقــم زدند
حق را نشــــان تیـــرِ بــلا آفریده اند
اما اســـاس باطــل و بنــیان ظلــم را
بر پـایـهٔ شکــست و فــنا آفریده اند
نور حسیــن ، آینهٔ حـق سرمدیست
این نـور را چــراغ هُـدا آفریده اند
✍رقیه سعیدی(کیمیا)
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
غزل_مصیبت_امام_جواد_علیه_السلام
#جوادالائمه
عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند
پاسخ ناله و سوز و جگرش خندیدند
مادری بود و جوان مرگ شد و آخر کار
همچنان فاطمه بر چشم ترش خندیدند
همچو بسمل شده ای دور خودش می پیچید
به پریشان شدن بال و پرش خندیدند
درد پیچیده به پهلویش و از هر دو طرف
دست میبرد به سوی کمرش،خندیدند
آمده بر سرش اینجا کمی از داغ حسین
همگی جمع شدند دور سرش خندیدند
یک نفر نیست که از خاک سرش بردارد
بر نفسهای بدون اثرش خندیدند
زهر اثر کرده و رویش به کبودی زده است
بدنظرها به خسوف قمرش خندیدند
دست پا می زند و نیست کنارش پدری
تا ببیند به عزای پسرش خندیدند
کربلا جسم علی پخش به صحرا شده بود
لشگری دور تن مختصرش خندیدند
هر چه می گفت حسین یاولدی یاولدی...
عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند
#قاسم_نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
یاجواد الائمه(علیه السلام)
#مصیبت_امام_جواد_علیه_السلام
مهر شما در دل عاشق فتاد
خیر دو دنیا به من این فیض داد
باب کرم هستی و باب المراد
اسئَلُکَ بحودک یا جواد
تا که توسل به تو آغاز شد
هر گرهی داشت گدا باز شد
ای نمک سفرۀ سلطان طوس
محضر تو خیل ملک خاک بوس
آینۀ صورت شمس الشموس
دلخوشیِ عمر انیس النفوس
ای علی اکبر ملیح رضا
حلقۀ موی تو ضریح رضا
جود تو شد مظهر کُلِّ صفات
نام تو فتاح همه مشکلات
نازترین تک پسر کائنات
حق بده بابات بمیرد برات
بوسه زلبهای تو کار رضا
ای همۀ دار و ندارِ رضا
گوشۀ حجره شده جایت چرا ؟
مرگ شده ذکر و دعایت چرا ؟
بسته شده راه صدایت چرا ؟
آب نیاورده برایت چرا ؟
شعله به جان و دل زهرا مکش
جان رضا روی زمین پا مکش
ضربه به حیثیت افلاک خورد
رنگ کبودی به رخی پاک خورد
موی به هم ریخته ات خاک خورد
داد زدی دورِ لبت چاک خورد
با جگر سوخته پرپر زدی
بر دَرِ حجره چقدر سر زدی
خون ز لب خشک تو پاشید وای
لحظۀ پرپر زدنت دید وای
چشم به چشمان تو خندید وای
تشت زنان دورِ تو رقصید وای
شعله به جان تو چنین ریخته
آب به پیش تو زمین ریخته
آب نخوردی ... بدنت پا نخورد
یک نخی از پیر و هنت پا نخورد
در ته گودال تنت پا نخورد
مثل حسین بر دهنت پا نخورد
یاد حسین دیدۀ تر داشتی
هر چه سرت آمده ، سر داشتی
چنگ به موی سرش انداختند
روی تن بی سر او تاختند
خیل زنان رنگ ز رخ باختند
پیکر غارت شده نشناختند
عمۀ سادات زمین گیر شد
بر سر بوسیدن رگ پیر شد
طول کشید از نَفَس افتادنش
حنجر پاشیده روی دامنش
عده ای اعراب دَمِ رفتنش
با کتک از کرب و بلا بُردنش
عمه از آن لحظه گرفتار شد
ناقه نشین راهی بازار شد
#قاسم_نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
نوحه امام جوادع
سبک حاج ناظم ره
مادر زیثرب کن مرا.نظاره
دل شدززهرکینه پاره پاره
ناله ها میزنم. دست وپامیزنم
منم عزیز. جان بابا
قاتل کندمرگم تماشا
واویلتا آه ووایلا۴,بار
این زهرکین شررزده بجانم
آتش گرفته مغز استخوانم
زغم دل کبابم. میدهد عذابم
لب تشنه ی یک جرعه آبم
کف میزند او. در جوابم
واویلتا
قاتل کند. شادی. به اشک وآهم
من جان دهم شدحجره قتله گاهم
من بتاب وتبم. جان شده برلبم
مادر. زتو من ارث بردم
فصل جوانی جان سپردم
واویلتا
دورازوطن همچون پدرغریبم
درد و. غم خون جگر. نصیبم
من غریب جوادم ازنفس فتادم
همچون حسین عطشان دهم جان
بیا. برم بابا رضا جان
واویلتا
زهرستم شدمونس دل من
خنددبه مرگم یار؛ قاتل من
همسربی وفا. کشته ابن الرضا
بی جان تنم را ظالمانه
سه روز نهد بربام خانه
واویلتا
(عبدالحسین محبی)
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث