هدایت شده از اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
◾️بسم الله الرحمن الرحیم وبشرالصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انالله واناالیه راجعون
ضمن عرض تسلیت به مداح اهلبیت (ع) جناب آقای #محمدحسن #زنگنه
به اطلاع میرساند
مراسم ترحیم چهلمین روز درگذشت کربلایی #هادی #زنگنه
( شوهر خواهر ایشان )
روز جمعه مورخ ۱۴۰۳/۴/۱
از ساعت ۱۰ الی ۱۱ صبح
در آرامستان بهشت معصومه (س) قم
قطعه ۳۹ (ایثارگران)برگزار میگردد .
عضو هئیت مدیره کانون مداحان شهرستان قم عامری
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
(جام شیطان)
مَردِ حق، کی؟ شیشهی قلب ضعیفان بشکند
مَرد ، آن باشد که قلبِ زورمندان بشکند
مصرع نغزی ز "بیدل" یاد دارم این که گفت :
"سنگ اگر مَرد است جای شیشه سندان بشکند"
گرگ وقتی میدراند گوسپندان را، سپس
زیر بار غصه، پشتِ مَرد چوپان بشکند
کوهکن را گر شکست آمد به سر از سوز عشق
آهِ شیرین هم در آخر، طاق بستان بشکند
پشت عالم میشود خم زیر بار غصهها
هجر یوسف نیز پشت پیر کنعان بشکند
دانش و فرهنگ باشد رهنمای آدمی
کشتی بی ناخدا را موج طوفان بشکند
زور بازوی جهالت میکند خلقی اسیر
فکر دانا عاقبت دیوار زندان بشکند
اعتبار آدمی بر وعده و پیمان اوست
نیست انسان آنکه راحت عهد و پیمان بشکند
در عمل باید که مَردی کرد نه وقت سخن
وَرنه مشت خلق، دندانِ سخنران بشکند
سَروْ از بیحاصلی گردنفرازی میکند
از گرانباری اگر چه تاک، آسان بشکند
حرمت نان و نمک را هر که داند کی توان
ناسپاسی کرده و روزی نمکدان بشکند ؟
شکر نعمت را بجای آور که افزون میکند
نعمتت را ؛ ورنه این نعمت ز کفران بشکند
قطره قطره میتوانی شست زنگ سینه را
کوه ها را قطره های ریز باران بشکند
گوهر دل را بهایی هست نزد کردگار
کِاعتبار و قیمت دریای مرجان بشکند
طرّهی گیسو اگرچه خودنمایی میکند
قدر زلف طرّه را، موی پریشان بشکند
رهروِ شیطان مشو دل بر ستمکاران مبند
کز تزلزل، بر سرت ارکان ایمان بشکند
آن درختی که ندارد ریشه در زیر زمین
گرچه باشد استوار از باد و بوران بشکند
گر بیفتد پرده از رخسار انسانها دمی
زهد و تقوای ریاکاران، فراوان بشکند
تیغ کین افتد اگر در دست نامردان دهر
در دل محراب، فرق شاه مردان بشکند
قافیه گر شایگان آوردهام در این غزل
شایگان نبوَد مرا گر قدر دیوان بشکند
جام ایمان را شکستن (ساقیا) از ابلهیاست
هست عاقل آن کسیکه جام شیطان بشکند.
سید محمدرضا شمس (ساقی)
http://eitaa.com/shamssaghi
#امیرالمومنین_ع_مدح
خوشا دردی که خاک کوی جانانست درمانش
خوشا هجری که دیدار رخ یار است پایـانش
خوشا آن دل که آنی در به روی غیر نگْشاید
خوشا جانی که جانِ خواجۀ اسراست جانانش
امیـرالمؤمنین، جـان رسـولالله، رکـن دیـن
که "آدم" از ازل دسـت تـوسل زد بـه دامانش
صــراط الله اعظـم، شهـریـار عالـم امکـان
که باشد عالم امکان همـه در تحت فرمانش
علی با حق و حق با اوست، بشنو این روایت را
که حق را بـا امیرالمـؤمنین کردنـد میـزانش
نشد یک وعده خود را سیر از نان جُوین سازد
امامـی کز ازل میبـود جن و انس، مهمانش
چگونه وصف او گویم؟ چگونه مدح او خوانم؟
که مـداحش خـدا و دفتر مدح است قرآنش
لبش در روز! خندان و دلِ شب کس نمیدانست،
که گِل میگشت از اشک سحر خاک بیابانش
گَهی در رزم میلرزید کوه از برق شمشیرش
گَـه از اشـک یتیمـی تـن بسانِ بید لرزانش
ز قلـب شعلههـای نــار رویـد لالـۀ جـنت
اگر افتد به دوزخ روز محشر چشم سلمانش
چو با چشم خیالی روی او در خواب بیند کس
توجه نیست دیگر بر بهشت و حور و غلمانش
شگفتا! گشتهام در بین انسان و خـدا حیران
که نه جرأت بُوَد خوانم خدایش یا که انسانش
اگر خوانـم خداونـدش، همانـا گشتـهام کافر
وگر انسان بخوانم فوق انسان است عنوانش
علی خود کل اسلام است از قـول رسولالله
تمــام انبیــا بـودنــد از اول مسلمـــانش
دل شب مخفی از مردم سخن با چاه میگوید
امامی کـه بُـوَد ملک خدا میـدان جولانش
چه باید گفت در شأن امامی کز جلال و قدر
کند شخصیتی مانند زهرا، جـان به قربـانش
به قاتل شیر و بر دشمن دهد شمشیر از رأفت
زهی الله اکبـر از عطـا و لطف و احسـانش
اگرچـه قافیـه تکـرار گـردد، خصم مولا را
مسلمـان نیستم بالله اگـر خوانم مسلمانش
اگر رضوان نشیند در کنار سفرهاش یک شب
نگیـرد مهـر و مـه را در بهای قرصۀ نانش
به حقِ حق، خدا آن مؤمنی را دوست میدارد،
که با مهـر علی در نامـه باشد مهر ایمانش
محـب او عجـب نَبـْوَد کـه ماننـد خلیلالله
تمـام نـار بـا یـک یاعلـی گردد گلستانش
شـود پامال همچون مور زیـر سم اسب او
هزاران عمرو و مرحب گو که بشتابد به میدانش
سلام الله بـر عـزمش، تعالی الله بر رزمش
که آمد "لافتـی الاّ علـی" از حـی سبحانش
شود همبازی طفل یتیمـی بـا چنان رفعت
بخندد تا کند در گریه و غم، شاد و خندانش
ندارد شیعه بیروی علی یک لحظه آرامش
هزاران سال گردانند اگـر در باغِ رضـوانش
سلیمـان را سلیمانی نشایـد بـر همـه عالم
مگـر مـولا امیرالمـؤمنین گـردد سلیمانش
من از بعـد نبـی، مـولای خود دانم امامی را
که جبریلست طفل دانشآمـوز دبستانش
خدا مدحش کند، لیک از کرامت میکند احسان
که «میثم» با همه آلودگی گردد ثناخوانش
حاج غلامرضا سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
میلاد فرخنده امام هادی علیه السلام بر عاشقان راه ولایت مبارک باد
با جلالت جلوه گر شد ،از سپهر کبریا
آنکه دارد جلوه ای زیبا تر از شمس الضحها
کهکشانها شد چراغان در شب میلاد او
مژده می آید ز عرش حق که آمد مقتدا
روشن از نور رُخش شد شام تاریک جهان
طلعتش همچون پدر آیینه ی ایزد نما
تا مزیّن شد زمین از مقدم والای او
محو رویش خلق عالم گشت در ارض و سما
خُلق نیکویش چو احمد ، نام زیبایش علی
نور چشم کوثر است و هادی اهل ولا
چارمین نام علی در خاندان مصطفاست
در لقب باشد تقی و هادی و ابن الرضا
در کلاس جامعه آموخت عرفان را به خلق
واژه واژه درس خود را داد با مهر و وفا
چشم امید " شقایق" هست بر احسان او
تا که گردد زائرش از جان ودل در سامرا
حمید رضازاده " شقایق"
کرمان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
تک بیت:
جـهـان، بـه مـجـلـسِ مـســتـانِ بـیخِــرَد مـانَـد
که در شکنجه بُوَد هر کسی که هُشیار است
#صائب_تبریزی
تو را برای وفای تو دوست می دارم!
وگرنه دلبرِ پیمان شکن فراوان است
#معینی_کرمانشاهی
همه عیب خلق دیدن،نه مُروت است و مردی
نگهی به خویشتن کن، که تو هم گناه داری
#سعدی
چه منّت است اگر شیوهٔ وفا آموخت؟
مَحَبّـتی که به ما میکند، ز ما آموخت
#سلیم_تهرانی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
(میلاد امام هادی (ع) مبارک باد)
#میلاد
#امام_هادی
#امام_علی_النقی
(گُل ِ ماه)
به گلستان ولایت ، گل ِ ماه آمده است
روشنی بخش شبستان سیاه آمده است
آسمان غرق تماشاست چو افواج مَلک
دهمین اختر دین ، هادی راه آمده است
سید محمدرضا شمس (ساقی)
1392
http://eitaa.com/shamssaghi
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
(میلاد امام هادی (ع) مبارک باد)
#میلاد
#امام_هادی
#امام_علی_النقی
دهمین اختر تابان ولا ، جلوه نما شد
آسمان گشت درخشان و زمین غرق صفا شد
گشت روشن همه آفاق ، از آن مِهر جهانتاب
ماه شد مشتری و محو درآن نور و ضیا شد
حضرت هادی امام دهمین، یافت ولادت
گلی از باغ ولا ، هدیه به بستان رضا شد
باغ و بستان و چمن گشت مصفا و دلآرا
بلبل غمزده از شادی و عشرت به نوا شد
عرشیان هلهله سر داده ز فرخنده قدومش
فرشیان را شعفی خاسته تا عرش عُلا شد
عقل، حیران شده از قدر و مقامات وی اما
دانم آنقدر که او مَفخر هر شاه و گدا شد
بود آگاه ز سرچشمه ی اسرار الهی...
که هدایتگر مخلوق، به دریای بقا شد
جام جمشید بوَد قطرهای از جام نگاهش
آری از لطف خدا ، آینه ی غیب نما شد
کودکی بود که بعد از نهمین ماه ولایت
از خداوند، امامت به وی از عرش عطا شد
راه پر پیچ جهان را که کند مات ، بشر را
نیک پیمود و ز حکمت، همه را راهنما شد
با کرامات و عطوفت که بوَد مقصد خلقت
سینهها را ز غم و بغض نهان عقدهگشا شد
متوکّل ، شد اگر دشمن بِالفطرهاش امّا
فارغ از دشمنی وی، متوکّل به خدا شد
دستگیر فقَرا بود و مددکار یتیمان
گرچه محدود از آن کافر بیشرم و حیا شد
(ساقی) عشق بوَد حضرت هادی که ز جامش
هرکه نوشید ، ز مستی و طرب نغمه سرا شد.
سید محمدرضا شمس (ساقی)
1392
http://eitaa.com/shamssaghi