eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
340 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
((اَلسَّلامُ عَلَیكَ یَا اَمِیرِالْمـُؤمِنـِین)) ا࿐❁❈❁࿐✿࿐❁❈❁࿐ا (لَولاك لَمٰا خَلَقتُ الْاَفلاك) (دلیل خلقت) من کی‌ام؟ من بِن عم و داماد خیرالمرسلینم من کی‌ام؟ من بوتراب و رشته‌ی حبل المتینم من کی‌ام؟ مولود کعبه ، زاده‌ی بیت خدایم من قسیمُ النّار وَالجنة ، به هنگام جزایم من کی‌ام؟ آیینه‌دار پر فروغ ذوالجلالم من کی‌ام؟ کانون قرآن خدای لایزالم من کی‌ام؟ من ترجمان خلقت و کون و مکانم من فروغ لایزال هم زمین و آسمانم من کی‌ام؟ شیرازه‌ی قرآنِ ربّ العالمینم کاتب وَحی‌ و کلامُ الله ناطق، روح دینم من کی‌ام؟ من وارث یاسین و طاها و ضحایم من ولیّ حقم و ، خلق خدا را ، رهنمایم من کی‌ام؟ من فاتح صفین و خیبر، هم حنینم انبیا را غیر احمد (ص) هادی و نور دوعینم من کی‌ام؟ من شیعیان را برترین حصن حصینم من به فرمان خدا بعد از محمد (ص) جانشینم من کی‌ام؟ باب امام مجتبی و زینبینم همسر زهرایم و بابِ اَباالفضل و حسینم من کی‌ام؟ من مظهر ایمان و شرح اِنّمایم من شهنشاهِ ولا ، گنجینه ی سِرّ خدایم من کی‌ام؟ دست خدای لم یزل، در آستینم بعد احمد ، برترین از فرش تا عرش برینم من چراغِ معرفت ، بر جمله‌ی خلق جهانم من شفیعِ روز محشر ، بر تمامِ بندگانم قبضه‌دار ذوالفقار و شاهِ مُلکِ لافتایم در مَهالِک، هالِکِ اعدایِ دینِ مصطفایم بر کلیم الله ، اعجاز خدای راستینم روحبخش بی‌قرینِ عیسیِ گردون ‌نشینم حیدرِ کرّار ، شاه لافتیٰ ، شیرِ خدایم بینوایان را معینم دردمندان را دوایم بر یتیمانم پدر ، بر داغداران دلنوازم من شهیدِ مسجدِ کوفه به هنگام نمازم من ولی اللّهِ عدل آرایِ ربّ العالمینم "من علی عالی اعلیٰ امیر المؤمنینم" من دلیل خلقت هستیّ و ، کلّ ماسَوایم (ساقی) کوثر همان ممدوحِ حق در هل‌اتایم سید محمدرضا شمس (ساقی) 1388 http://eitaa.com/shamssaghi
(گنبد دوّار) آن که می‌گوید مؤثر بهر این آثار نیست راستی از نعمت انصاف، برخوردار نیست کی توان گفتن شود موجودِ بی موجد پدید نقش، بی‌نقاش نبوَد خانه بی‌معمار نیست دست استادی به گردش آورَد پرگار را گرچه خط پیدا ز پرگار است از پرگار نیست بر بیاض نامه‌ای جز با بنان خط نویس این بوَد ثابت که هرگز خامه‌ای سیار نیست بی‌وجود ناظمی قادر به تصدیق خرد نظم حاصل در مدار گنبد دوّار نیست این همه گردنده‌ی مطلق عنان را در مسیر یک سرِ مو اختلاف سیر در ادوار نیست محدثی باید جهان را کان بوَد ذاتی قدیم وین حقیقت مختفی نزد الوالابصار نیست بر جمیع ماسوالله فیض یزدان جاری اَست در تمام کارها جز لطف حق در کار نیست معرفت حاصل کن و حق را به چشم دل ببین ورنه در این بارگه بی‌معرفت را، بار نیست ذات حق از کفر و از ایمان ما مستغنی اَست شاد و پژمان هیچ از اقرار و از انکار نیست نفع و ضر در کفر و ایمان هرچه هست از بهر ماست بهر حق، سود و زیانی اندرین بازار نیست بیخودی آور به دست از بی‌خدایی دم مزن نفس خودبین را ، ز خودبینی به حق اقرار نیست گر شود روشن به نور معرفت چشمِ دلت غیر او بینی درین دیر کهن دَیّار نیست گوش جان، گر آشنا شد با نوای کاینات نغمه‌ای جز نغمه‌ی منصور در این دار نیست مکتب عرفان حق را در جهان آموزگار بهتر از فخر رسولان احمد مختار نیست بعد احمد، شیر حق شاه ولایت رهبر است هیچ‌کس چون او به عالَم، عالِم اَسرار نیست گر تو بر حقّ و حقیقت عاشقی رو سوی وی عاشقان را کار با یار است، با اغیار نیست دیگری چون دیگران مگزین بر او مگذر ز حق مَسند کرّار ، جای مَردم فرّار نیست گر نباشد سبحه در گردش به ذکر نام او هیچ فرقی در میان سبحه و زنّار نیست گاه نزع جان ببیند هر کسی رخسار وی امتیاز مؤمن و کافر درین دیدار نیست وین عجب نبوَد که بیند طلعت او در حیات هرکه را آیینه‌ی دل، محو در زنگار نیست گر خدا نبوَد، خدا را هست آن شه خانه‌زاد هیچ‌کس را نزد حق این رتبت و مقدار نیست من چه گویم وصف آن ذاتی که از روی یقین در خور وصفش کسی جز ایزد دادار نیست یا علی! بر آستانت بنده‌ی شرمنده را هست حاجت‌ها ولیکن حاجت گفتار نیست از تو حلّ مشکلات خویش می‌جوید (صغیر) ای که کاری با وجود قدرتت دشوار نیست. «صغیر اصفهانی» http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
اختران را گرچه یک اندر شمار است آفتاب لیک در آن جمع فرد از اقتدار است آفتاب گردد او گرد خود و انجم بگردش لاجرم در میان اختران دائر مدار است آفتاب این که می‌بینی قراری نیست در سیارگان بی‌قرارند اینهمه چون بی‌قراراست آفتاب الحق از این بی‌قراری وینهمه سرگشتگی می‌توان گفتن چون من عاشق بیار است آفتاب آری آری عاشق یار است ور نه از چه رو چون رخ من دائما زرد و نزار است آفتاب گرچه هریک ز اختران را وصفها باشد ولی صاحب اوصاف بیرون از شمار است آفتاب نی همین جنس بشر را فیض بخشد کز وجود فیض بخش وحش و طیر و مور و مار است آفتاب دائماً از قرب و بعد خویش نسبت با زمین کار پرداز زمستان و بهار است آفتاب از نهان گشتن بمغرب و ز عیان گشتن ز شرق خود پدید آرنده لیل و نهار است آفتاب خلق عالم گر همی فیض از معادن میبرند بر معادن فیض بخش و فیض بار است آفتاب عابد الشمسش همی خواند خدای خویشتن گرچه زین نسبت بغایت شرمسار است آفتاب چون همه اشیاء عالم راست از وی پرورش فرقهٔی گویند خود پروردگار است آفتاب عالمی را میکند یکدم مسخر گوئیا برق تیغ حیدر دلدل سوار است آفتاب پادشاه ملک امکان آنکه او را بنده‌وار روز و شب فرمانبر و خدمتگذار است آفتاب رجعت از دادش ز مغرب نی‌عجب کانشاه را همچو گوئی پیش پای اختیار است آفتاب آسمانستش یکی نیلی حصار اطراف کاخ دیده بانی فوق آن نیلی حصار است آفتاب تا کند کسب ضیاء هر صبح بر خاک درش بوسه زن از روی عجز و انکسار است آفتاب گرد شمع عالم افروز وجود آنجناب تا قیامت دور زن پروانه‌وار است آفتاب زیر بار عشق او زین گرم سیری در مثل اشتر بگسسته از مستی مهار است آفتاب نازم آن قسام رزق عالمی را کز شرف مطبخ جود ورا جزئی شرار است آفتاب تا ببوسد خاک پای دوستانش یک بیک در تفحص گرد هر شهر و دیار است آفتاب از جمال زاده او هست گوئی منفعل زین سبب گاهی نهان گه آشکار است آفتاب حضرت صابر علی شه آفتاب برج دین آنکه پیش رأی او بی‌اعتبار است آفتاب پیش چشم اهل بینش با وجود طلعتش ذره‌آسا بی‌شکوه و بی‌وقار است آفتاب سایه‌اش را تا بسر دارد صغیر اندر بها پیش نظمش همچو زر کم‌عیار است آفتاب «صغیر اصفهانی» http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
کند ثابت حدیث قدسی این فرخنده معنا را که یزدان در عبودیت ربوبیت دهد ما را ز آدم تا بخاتم چون امیرالمؤمنین حیدر طریق بندگی نسپرده کس معبود یکتا را اگر کنه عبودیت ربوبیت بود یاران برای من کنید از بهر حق حل این معما را علی را بنده باید خواند یا حق گفت یا هر دو ندانم با که گویم این حدیث حیرت‌افزا را بقر آن آیه میمون سبحان الذی اسری نماید شمهٔی از فضلش آگه مرد دانا را خدا فرموده تا بنمایمش آیات خود بردم سوی معراج از روی زمین سلطان بطحارا امیرالمؤمنین فرموده در تفسیر این آیه نباشد آیتی اکبر ز من ایزد تعالی را ز برج کعبه طالع گشت خورشید دل افروزی که رجعت داد در چرخ آفتاب عالم آرا را صغیر از دست اینجا خامه را بگذار و ساکت شو که ترسم از گلیم خویشتن بیرون نهی پا را «صغیر اصفهانی» http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
مقصود ز آفرینش کون و مکان علیست کون و مکان چو جسم و در آنجسم جان علیست فرمان بر خدای احد آنکه می‌دهد فرمان به هفت اختر و نه آسمان علیست بنگر کمال و فضل که در هر کمال و فضل هرکس مقدم است مقدم بر آن علیست یار و معین آدم و نوح آنکه آدمش چون نوح ملتجی شده بر آستان علیست تنها همین نه قاسم ارزاق مرتضی است کاندر جزا قسیم جحیم و جنان علیست شاهی که روشن است علو مقام او چون آفتاب بر همه خلق جهان علیست استاد جبرئیل که بر آستان وی از شوق جبرئیل بود پاسبان علیست آنشاه انس و جان که ز خلاق انس و جان واجب ولای او شده بر انس و جان علیست دانای هر لسان که بوصف جلال او الکن بود ز خلق دو عالم لسان علیست آن حی لایموت که در یکدم از دمی بخشد بصد چو عیسی مریم روان علیست ای آنکه در دو کون تو را باید ایمنی سوی علی شتاب که حصن امان علیست آن نیک و بدشناس که باشد ولای او از بهر نیک و بد محک و امتحان علیست آنکس که مصطفی شب معراج هر طرف بنمود رو بدید جمالش عیان علیست این نکته فاش بشنو و در فاش و در نهان غیر از علی مجوی که فاش و نهان علیست آن بندگان خاص که نقل مکان کنند بینند خود که پادشه لامکان علیست در عرش و فرش و خلوت و جلوت بمصطفی یار و انیس و هم سخن و هم زبان علیست عرش آستان شهی که پی بوسه درش چرخ بلند را شده قامت کمان علیست گر خضر ره به گمشده‌گان میدهد نشان بی‌شک بخضر آنکه دهدره نشان علیست آن سروری که بر نبی اندر غدیرخم نازل شدیش آیت بلغ بشان علیست فرمود مصطفی که در امت ز بعد من مولی بخاص و عام و به پیر و جوان علیست ای ناتوان توان ز علی ولی طلب کز راه لطف یاور هر ناتوان علیست گوینده سلونی و قائل به لو کشف عالم بهر ضمیر شه غیب دان علیست آن صاحب جلال که وصف جلال او ناید بدرک و فهم و خیال و گمان علیست شاهی که بر صغیر عطا کرده از کرم در مدح خویش قوه نطق و بیان علیست «صغیر اصفهانی» http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
درحقیقت جان ندارد هرکسی جانان ندارد هرکسی جانان ندارد درحقیقت جان ندارد جان که جان باشد نیاساید دمی بی‌روی جانان پس محقق‌دان که هرکس این ندارد آن ندارد معنی اندر صورت آدم همان عشقست آری آدمی و ز عشق غافل بودن این امکان ندارد ورتو گوئی صورت انسانست خندد عقل و گوید صورتی باشد ولیکن معنی انسان ندارد ای بسا انسان که چون با دیده تحقیق بینی کمتر از حیوان بود یا فرق با حیوان ندارد حاصل مطلب ندارد جان گزیر از عشق جانان جان انسان داشتن زین خوبتر برهان ندارد کیست دلبر آنکه بی‌عشقش دلی تسکین نیابد کیست جانان آنکه بیمهرش کسی ایمان ندارد مرتضی شاه ولایت شیر یزدان زوج زهرا کاسمان دین چو رویش اختری تابان ندارد درد جسمست آنکه درمانش بود نزد طبیبان درد روح الا تو لای علی درمان ندارد ز انبیاء و اولیاء و اصفیاء پاک دامان کیست آنکو مرتضی را دست بر دامان ندارد در علی فانی شود آخر وجود حق‌پرستان ز آنکه راه حق‌پرستی جز علی پایان ندارد بی‌علی فلک بشر غرقست در بحر طبیعت کی بساحل میرسد کشتی چو کشتیبان ندارد کرد در گردون تصرف داد بر خورشید رجعت تا بدانی ملک هستی جز علی سلطان ندارد عالم ایجاد میدانی است از روی تصور و ندر آن مردی بجز شیر خدا جولان ندارد خواند احمد خویشتن را با علی مولای امت تا بدانی مرتضی جز مصطفی هم شان ندارد راستی بعد از قضایای غدیر از بهر احمد هرکه نشناسد علی را جانشین وجدان ندارد هرچه میخواهی بخوان مدحش ز قول حق بقرآن مدح خوانی به ز حق مدحی به از قرآن ندارد آنکه امروز است بیسامان کوی او بفردا باش تا بینی کسی جز او سروسامان ندارد آنکه با عشقش در آتش میرود بنگر که یک مو در وجود او تصرف آتش سوزان ندارد یا علی خاک درت یعنی صغیر اصفهانی خود تو دانی جز تو بر کس دیده احسان ندارد تو ولی نعمتی بر او تو را میخواهد از تو تا نگویندش که این کوته نظر عرفان ندارد «صغیر اصفهانی» http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
🌹🍁غدیریه🍁🌹 کاروانِ نبی از موسم حجّ بر می‌گشت کعبه بی‌تاب به دور سر حیدر می‌گشت گوش چرخ فلک از هلهله‌ها کر می‌گشت جانشینی علی داشت مقرر می‌گشت وقت آن است که از پرده برون افتد راز در میخانه به روی همگان گردد باز خاک سرمست شده زیر قدم‌های علی چشم افلاک شده محو تماشای علی کعبه در بدرقه‌‌ی قامت والای علی خُم به وجد آمده از نام دِلارای علی بعد از این آنچه نهان بود عیان خواهد شد "اشهدُ اَنَّ علی" ، جزء اذان خواهد شد ناگه از عرش ندا خاست ، که ای جان جهان احمد ای محرم خلوتکده راز نهان آخرین برگ رسالت شود امروز عیان تا محقق شود این امر ، بمان خطبه بخوان بی علی دین بجز از نام مسلمانی نیست بی ولایت ثمری غیر پشیمانی نیست گفت، پیغمبر خاتم که در این وادی طور حق ، مرا کرده به تبلیغ ولایت مامور شده نزدیک ، غروب من و پایان حضور جمع گردید که گویم به شما سرّ ظهور با ولایت شود ارکان هدایت محکم تا که گسترده شود دین خدا در عالم بشتابید که این خُم به خروش آمده است گوش دارید که پیغام سروش آمده است مُهر تایید رسالت به نقوش آمده است ساغر آرید که این باده به جوش آمده است هر که سرمست علی نیست شقاوت دارد ظلمت جهل کجا مهر سعادت دارد شد در آن بزم صفا منبر نور آماده زهره در عرش به گلبانگ سرور آماده ساقی و باده و مینای بلور آماده کرده جبریل امین راه عبور آماده حق بغیر از علی و راه علی چیست مگر؟ در جهان دادرسی غیر علی نیست دگر ناگهان دست فروزنده‌ی خورشید پگاه برد بالای سرش دست یداللهی ماه کرد ابلاغ ولیعهدی حیدر آن شاه گفت "لا حول ولا قُوة الا بالله" بعد من هست علی راهنمای توحید مدح او کرده خداوند به لوح جاوید تا که شد ماه به خورشید نبوت دمساز آیه ی نورُُ علی نور مجسم شد باز آسمان زیر قدم‌های علی از اعجاز شکر می‌کرد که شد امر امامت ، آغاز بعد احمد شده، حیدربه همه خلق امیر با علی می شود آیات ولایت تفسیر چشم‌ها غرق تحیر ، همه آنجا سرمست "پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست" کهکشان‌ها همه بر عهد غدیرش پابست ناگهان پیک خدا آمد و غم، از دل رست آیه آورد که "اَکمَلتُ لَکُم دین" ، به علی‌ست شرط اِکمال همه مذهب و آیین به علی‌ست هر "شقایق" به لبش زمزمه ی نام علی گشته سرمست دمادم ز می جام علی هر که شد شیعه‌ی مولا شده همگام علی می‌بَرد بهره ز الطاف و ز اکرام علی بی علی کس نبرد ره به فراسوی کمال بی علی نیست به جز گمرهی و استیصال حمید رضازاده " شقایق " کرمان عید غدیر ۱۴۰۲ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
در مدح مولا امیرالمؤمنین (ع) به گردون ابرش از رحمت برآمد از دل دریا که دریا شد از آن صحرا که صحرا شد از آن دریا به خار از دشت پیدا شد چو ترکان بخارایی ز تیر ترکشش سوزد سر خارا ز بُن خارا زبان بگشود سوسن چون بشیر از مژده‌ی یوسف ز حسرت چشم نرگس همچنان یعقوب شد بینا پی معجز ز شاخ گل برآمد بلبل از شادی تجلی کرد بر هر شاخ گل صد معجز موسی علیِّ عالیِ اعلا ، ولیِ والی والا وصی سیدِ بطحا به حکمش جمله مافیها قوام جسم را جوهر، زمانی روح را رهبر کلام نیک پیغمبر ، ولیّ ایزد دانا حدیثی خاطرم آمد که می‌فرمود پیغمبر به اصحابش شب معراج ، سرّ لیلة الاسرا به طاق آسمان چارمین دیدم من از رحمت هزاران مسجدی اندر درون مسجد الاقصی به هر مسجد هزاران طاق، بر هر طاق محرابی به هر محراب صد منبر، به هر منبر علی پیدا ز پیغمبر چو بشنیدند اصحاب این سخن گفتند که دیشب با علی بودیم جمله جمع در یک جا تبسم کرد سلمان ، این سخن گفتا به پیغمبر به غیر از خود ندیدم هیچکس در نزد آن مولا اباذر گفت با سلمان به روح پاک پیغمبر نشسته بودم اندر خدمتش در گوشه‌ای تنها به گوش فاطمه خورد این سخن گفتا علی دیشب که تا صبح از درون ننهاده پایش را برون اصلا که ناگه جبرئیل از حق سلام آورد بر احمد که ای مَسندنشین بارگاه قرب اوادنیٰ اگرچه بر همه ظاهر شدم بر صورتی اما ولی‌ات از همه بگذشت، با ما بود در بالا جنابش خالقی باشد که بر خلقش دوصد عالم به هر عالم دوصد آدم به هر آدم دوصد حوّا به حکمش صدهزاران طور بر هر طور صد موسی به هر موسی هزاران بیضه اندر بیضه صد عیسا نه وصفش این چنین باشد که می‌گویند در عالم ز خندق جست و مَرحب کشت اندر بیشه‌ی هیجا علی سرّی‌ست در وحدت که باشد سِرّ بی همتا علی خلقی‌ست در خلقت که باشد خلقتش یکتا چو این اوصاف را بشنید از وصف کمال او گرفت انگشت حیرت بر دهانش (بوعلی سینا) "حکیم ابوعلی سینا" http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
در منقبت مولای متقیان علی (ع) آن‌کس که هست مظهر نور خدا علی‌ست یکدم نشد ز راه حقیقت جدا علی‌ست آن کس که بود یاور بیچارگان به شب با هر یتیم همره و دردآشنا علی‌ست آن کس که بود درگه او جای عدل و داد شاهنشهان به درگه او چون گدا علی‌ست آن کس که داد جان به ره اعتلای دین شد یاور رسول به صبح و مسا علی‌ست آنجا که پایگاه فقیران عاشق است وآن تخت پادشاهی او بوریا علی‌ست دست یداللهی که ز پا خیبری فکند او را نمود شهره به شیر خدا علی‌ست هرگز نگشت همره و همگام ظالمان با هر نوای ظلم نشد همنوا علی‌ست اسلام پایدار ز شاه ولایت است مست از خم غدیر ز جام ولا علی‌ست آن طایری که شهپر خود بهر دین گشود بر آسمان علم و یقین چون هما علی‌ست چشم شفاعت همه یاران به دست اوست آن‌کس که هست شافع روز جزا علی‌ست زاهد ببین به چشم حقیقت خدای را با هر خداشناس بدان آشنا علی‌ست اوصاف لطف او نتوان کرد مدعی چون منبع کرامت و جود و سخا علی‌ست یارب چه حالتی‌ست که با هر بهانه‌ای ورد زبان زنده دلان جمله : یا علی‌ست بر شیعیان آل محمد (ص) بوَد نصیب مولا و سَرورش به جهان مرتضی علی‌ست هرگز جهان فنا نپذیرد از آن جهت سرچشمه‌ی زلال ز آب بقا علی‌ست رو ، دامنش بگیر ز روی صفا و صدق زیرا که مظهر همه لطف و صفا علی‌ست ما چون غریق جمله که در ورطه‌ی فنا بر زورق شکسته‌ی ما ناخدا علی‌ست خاک رهی که سرمه‌ی (مژگان) خود کنم باشد به چشم عالمیان توتیا علی‌ست. شادروان بانو اقدس کاظمی (مژگان) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(شوق زیارت نجف و کربلا على) ای نوربخش محفل عشق و صفا على سرچشمه‌ی محبت و مهر و وفا على ای مظهر فتوت و میزان عدل و داد وی جوهر مروت و كان سخا على رکن و حرم به يمن قدوم تو محترم ای کعبه‌ی عبادت و روح دعا على عمری بوَد که گوشه نشین در قلوب ماست شوق زیارت نجف و کربلا على با دسترنج خویش به ویرانه‌های تار بودی چراغ کلبه‌ی هر بینوا على مظلومه‌ای چو فاطمه چشم فلک ندید مظلوم‌تر نیافت به غیر از تو یا على پروانه‌سان بسوختی از داغ فاطمه او هم به حفظ جان تو گشته فدا على آن ساعتی که سقط جنین گشت محسنش می‌زد صدا به یاری خود فضه را على ای رهبری که گشت به محراب بندگی پیشانی‌ات ز تیغ شقاوت دوتا على باشد که شام ظلمت قبر (حیات) را روی منوّر تو ببخشد ضيا على شادروان میرزا محمد حیات‌بخش http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث