eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
340 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
مقصود ز آفرینش کون و مکان علیست کون و مکان چو جسم و در آنجسم جان علیست فرمان بر خدای احد آنکه می‌دهد فرمان به هفت اختر و نه آسمان علیست بنگر کمال و فضل که در هر کمال و فضل هرکس مقدم است مقدم بر آن علیست یار و معین آدم و نوح آنکه آدمش چون نوح ملتجی شده بر آستان علیست تنها همین نه قاسم ارزاق مرتضی است کاندر جزا قسیم جحیم و جنان علیست شاهی که روشن است علو مقام او چون آفتاب بر همه خلق جهان علیست استاد جبرئیل که بر آستان وی از شوق جبرئیل بود پاسبان علیست آنشاه انس و جان که ز خلاق انس و جان واجب ولای او شده بر انس و جان علیست دانای هر لسان که بوصف جلال او الکن بود ز خلق دو عالم لسان علیست آن حی لایموت که در یکدم از دمی بخشد بصد چو عیسی مریم روان علیست ای آنکه در دو کون تو را باید ایمنی سوی علی شتاب که حصن امان علیست آن نیک و بدشناس که باشد ولای او از بهر نیک و بد محک و امتحان علیست آنکس که مصطفی شب معراج هر طرف بنمود رو بدید جمالش عیان علیست این نکته فاش بشنو و در فاش و در نهان غیر از علی مجوی که فاش و نهان علیست آن بندگان خاص که نقل مکان کنند بینند خود که پادشه لامکان علیست در عرش و فرش و خلوت و جلوت بمصطفی یار و انیس و هم سخن و هم زبان علیست عرش آستان شهی که پی بوسه درش چرخ بلند را شده قامت کمان علیست گر خضر ره به گمشده‌گان میدهد نشان بی‌شک بخضر آنکه دهدره نشان علیست آن سروری که بر نبی اندر غدیرخم نازل شدیش آیت بلغ بشان علیست فرمود مصطفی که در امت ز بعد من مولی بخاص و عام و به پیر و جوان علیست ای ناتوان توان ز علی ولی طلب کز راه لطف یاور هر ناتوان علیست گوینده سلونی و قائل به لو کشف عالم بهر ضمیر شه غیب دان علیست آن صاحب جلال که وصف جلال او ناید بدرک و فهم و خیال و گمان علیست شاهی که بر صغیر عطا کرده از کرم در مدح خویش قوه نطق و بیان علیست «صغیر اصفهانی» http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
درحقیقت جان ندارد هرکسی جانان ندارد هرکسی جانان ندارد درحقیقت جان ندارد جان که جان باشد نیاساید دمی بی‌روی جانان پس محقق‌دان که هرکس این ندارد آن ندارد معنی اندر صورت آدم همان عشقست آری آدمی و ز عشق غافل بودن این امکان ندارد ورتو گوئی صورت انسانست خندد عقل و گوید صورتی باشد ولیکن معنی انسان ندارد ای بسا انسان که چون با دیده تحقیق بینی کمتر از حیوان بود یا فرق با حیوان ندارد حاصل مطلب ندارد جان گزیر از عشق جانان جان انسان داشتن زین خوبتر برهان ندارد کیست دلبر آنکه بی‌عشقش دلی تسکین نیابد کیست جانان آنکه بیمهرش کسی ایمان ندارد مرتضی شاه ولایت شیر یزدان زوج زهرا کاسمان دین چو رویش اختری تابان ندارد درد جسمست آنکه درمانش بود نزد طبیبان درد روح الا تو لای علی درمان ندارد ز انبیاء و اولیاء و اصفیاء پاک دامان کیست آنکو مرتضی را دست بر دامان ندارد در علی فانی شود آخر وجود حق‌پرستان ز آنکه راه حق‌پرستی جز علی پایان ندارد بی‌علی فلک بشر غرقست در بحر طبیعت کی بساحل میرسد کشتی چو کشتیبان ندارد کرد در گردون تصرف داد بر خورشید رجعت تا بدانی ملک هستی جز علی سلطان ندارد عالم ایجاد میدانی است از روی تصور و ندر آن مردی بجز شیر خدا جولان ندارد خواند احمد خویشتن را با علی مولای امت تا بدانی مرتضی جز مصطفی هم شان ندارد راستی بعد از قضایای غدیر از بهر احمد هرکه نشناسد علی را جانشین وجدان ندارد هرچه میخواهی بخوان مدحش ز قول حق بقرآن مدح خوانی به ز حق مدحی به از قرآن ندارد آنکه امروز است بیسامان کوی او بفردا باش تا بینی کسی جز او سروسامان ندارد آنکه با عشقش در آتش میرود بنگر که یک مو در وجود او تصرف آتش سوزان ندارد یا علی خاک درت یعنی صغیر اصفهانی خود تو دانی جز تو بر کس دیده احسان ندارد تو ولی نعمتی بر او تو را میخواهد از تو تا نگویندش که این کوته نظر عرفان ندارد «صغیر اصفهانی» http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
🌹🍁غدیریه🍁🌹 کاروانِ نبی از موسم حجّ بر می‌گشت کعبه بی‌تاب به دور سر حیدر می‌گشت گوش چرخ فلک از هلهله‌ها کر می‌گشت جانشینی علی داشت مقرر می‌گشت وقت آن است که از پرده برون افتد راز در میخانه به روی همگان گردد باز خاک سرمست شده زیر قدم‌های علی چشم افلاک شده محو تماشای علی کعبه در بدرقه‌‌ی قامت والای علی خُم به وجد آمده از نام دِلارای علی بعد از این آنچه نهان بود عیان خواهد شد "اشهدُ اَنَّ علی" ، جزء اذان خواهد شد ناگه از عرش ندا خاست ، که ای جان جهان احمد ای محرم خلوتکده راز نهان آخرین برگ رسالت شود امروز عیان تا محقق شود این امر ، بمان خطبه بخوان بی علی دین بجز از نام مسلمانی نیست بی ولایت ثمری غیر پشیمانی نیست گفت، پیغمبر خاتم که در این وادی طور حق ، مرا کرده به تبلیغ ولایت مامور شده نزدیک ، غروب من و پایان حضور جمع گردید که گویم به شما سرّ ظهور با ولایت شود ارکان هدایت محکم تا که گسترده شود دین خدا در عالم بشتابید که این خُم به خروش آمده است گوش دارید که پیغام سروش آمده است مُهر تایید رسالت به نقوش آمده است ساغر آرید که این باده به جوش آمده است هر که سرمست علی نیست شقاوت دارد ظلمت جهل کجا مهر سعادت دارد شد در آن بزم صفا منبر نور آماده زهره در عرش به گلبانگ سرور آماده ساقی و باده و مینای بلور آماده کرده جبریل امین راه عبور آماده حق بغیر از علی و راه علی چیست مگر؟ در جهان دادرسی غیر علی نیست دگر ناگهان دست فروزنده‌ی خورشید پگاه برد بالای سرش دست یداللهی ماه کرد ابلاغ ولیعهدی حیدر آن شاه گفت "لا حول ولا قُوة الا بالله" بعد من هست علی راهنمای توحید مدح او کرده خداوند به لوح جاوید تا که شد ماه به خورشید نبوت دمساز آیه ی نورُُ علی نور مجسم شد باز آسمان زیر قدم‌های علی از اعجاز شکر می‌کرد که شد امر امامت ، آغاز بعد احمد شده، حیدربه همه خلق امیر با علی می شود آیات ولایت تفسیر چشم‌ها غرق تحیر ، همه آنجا سرمست "پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست" کهکشان‌ها همه بر عهد غدیرش پابست ناگهان پیک خدا آمد و غم، از دل رست آیه آورد که "اَکمَلتُ لَکُم دین" ، به علی‌ست شرط اِکمال همه مذهب و آیین به علی‌ست هر "شقایق" به لبش زمزمه ی نام علی گشته سرمست دمادم ز می جام علی هر که شد شیعه‌ی مولا شده همگام علی می‌بَرد بهره ز الطاف و ز اکرام علی بی علی کس نبرد ره به فراسوی کمال بی علی نیست به جز گمرهی و استیصال حمید رضازاده " شقایق " کرمان عید غدیر ۱۴۰۲ http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
در مدح مولا امیرالمؤمنین (ع) به گردون ابرش از رحمت برآمد از دل دریا که دریا شد از آن صحرا که صحرا شد از آن دریا به خار از دشت پیدا شد چو ترکان بخارایی ز تیر ترکشش سوزد سر خارا ز بُن خارا زبان بگشود سوسن چون بشیر از مژده‌ی یوسف ز حسرت چشم نرگس همچنان یعقوب شد بینا پی معجز ز شاخ گل برآمد بلبل از شادی تجلی کرد بر هر شاخ گل صد معجز موسی علیِّ عالیِ اعلا ، ولیِ والی والا وصی سیدِ بطحا به حکمش جمله مافیها قوام جسم را جوهر، زمانی روح را رهبر کلام نیک پیغمبر ، ولیّ ایزد دانا حدیثی خاطرم آمد که می‌فرمود پیغمبر به اصحابش شب معراج ، سرّ لیلة الاسرا به طاق آسمان چارمین دیدم من از رحمت هزاران مسجدی اندر درون مسجد الاقصی به هر مسجد هزاران طاق، بر هر طاق محرابی به هر محراب صد منبر، به هر منبر علی پیدا ز پیغمبر چو بشنیدند اصحاب این سخن گفتند که دیشب با علی بودیم جمله جمع در یک جا تبسم کرد سلمان ، این سخن گفتا به پیغمبر به غیر از خود ندیدم هیچکس در نزد آن مولا اباذر گفت با سلمان به روح پاک پیغمبر نشسته بودم اندر خدمتش در گوشه‌ای تنها به گوش فاطمه خورد این سخن گفتا علی دیشب که تا صبح از درون ننهاده پایش را برون اصلا که ناگه جبرئیل از حق سلام آورد بر احمد که ای مَسندنشین بارگاه قرب اوادنیٰ اگرچه بر همه ظاهر شدم بر صورتی اما ولی‌ات از همه بگذشت، با ما بود در بالا جنابش خالقی باشد که بر خلقش دوصد عالم به هر عالم دوصد آدم به هر آدم دوصد حوّا به حکمش صدهزاران طور بر هر طور صد موسی به هر موسی هزاران بیضه اندر بیضه صد عیسا نه وصفش این چنین باشد که می‌گویند در عالم ز خندق جست و مَرحب کشت اندر بیشه‌ی هیجا علی سرّی‌ست در وحدت که باشد سِرّ بی همتا علی خلقی‌ست در خلقت که باشد خلقتش یکتا چو این اوصاف را بشنید از وصف کمال او گرفت انگشت حیرت بر دهانش (بوعلی سینا) "حکیم ابوعلی سینا" http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
در منقبت مولای متقیان علی (ع) آن‌کس که هست مظهر نور خدا علی‌ست یکدم نشد ز راه حقیقت جدا علی‌ست آن کس که بود یاور بیچارگان به شب با هر یتیم همره و دردآشنا علی‌ست آن کس که بود درگه او جای عدل و داد شاهنشهان به درگه او چون گدا علی‌ست آن کس که داد جان به ره اعتلای دین شد یاور رسول به صبح و مسا علی‌ست آنجا که پایگاه فقیران عاشق است وآن تخت پادشاهی او بوریا علی‌ست دست یداللهی که ز پا خیبری فکند او را نمود شهره به شیر خدا علی‌ست هرگز نگشت همره و همگام ظالمان با هر نوای ظلم نشد همنوا علی‌ست اسلام پایدار ز شاه ولایت است مست از خم غدیر ز جام ولا علی‌ست آن طایری که شهپر خود بهر دین گشود بر آسمان علم و یقین چون هما علی‌ست چشم شفاعت همه یاران به دست اوست آن‌کس که هست شافع روز جزا علی‌ست زاهد ببین به چشم حقیقت خدای را با هر خداشناس بدان آشنا علی‌ست اوصاف لطف او نتوان کرد مدعی چون منبع کرامت و جود و سخا علی‌ست یارب چه حالتی‌ست که با هر بهانه‌ای ورد زبان زنده دلان جمله : یا علی‌ست بر شیعیان آل محمد (ص) بوَد نصیب مولا و سَرورش به جهان مرتضی علی‌ست هرگز جهان فنا نپذیرد از آن جهت سرچشمه‌ی زلال ز آب بقا علی‌ست رو ، دامنش بگیر ز روی صفا و صدق زیرا که مظهر همه لطف و صفا علی‌ست ما چون غریق جمله که در ورطه‌ی فنا بر زورق شکسته‌ی ما ناخدا علی‌ست خاک رهی که سرمه‌ی (مژگان) خود کنم باشد به چشم عالمیان توتیا علی‌ست. شادروان بانو اقدس کاظمی (مژگان) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(شوق زیارت نجف و کربلا على) ای نوربخش محفل عشق و صفا على سرچشمه‌ی محبت و مهر و وفا على ای مظهر فتوت و میزان عدل و داد وی جوهر مروت و كان سخا على رکن و حرم به يمن قدوم تو محترم ای کعبه‌ی عبادت و روح دعا على عمری بوَد که گوشه نشین در قلوب ماست شوق زیارت نجف و کربلا على با دسترنج خویش به ویرانه‌های تار بودی چراغ کلبه‌ی هر بینوا على مظلومه‌ای چو فاطمه چشم فلک ندید مظلوم‌تر نیافت به غیر از تو یا على پروانه‌سان بسوختی از داغ فاطمه او هم به حفظ جان تو گشته فدا على آن ساعتی که سقط جنین گشت محسنش می‌زد صدا به یاری خود فضه را على ای رهبری که گشت به محراب بندگی پیشانی‌ات ز تیغ شقاوت دوتا على باشد که شام ظلمت قبر (حیات) را روی منوّر تو ببخشد ضيا على شادروان میرزا محمد حیات‌بخش http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(یا علی) محو رخسار آفتاب شدن ندهد حاصلی جز آب شدن هست پروانه را نشیب از شمع پر زدن، سوختن، کباب شدن باشدت داروی غم جانکاه مست و مدهوش از شراب شدن عطر آغوش یار بوییدن چشم در چشم او به خواب شدن برد آب حیات در شب وصل از لب دوست کامیاب شدن پاک کردن عرق ز چهره‌ی یار پای ، تا سر گلاب ناب شدن در قبال هزار پرسش دوست عاجز و مانده از جواب شدن این همه آرزوی دور و دراز نیست جز محو، در سراب شدن در خم طره‌اش دلا، راهی نبوَد جز به پیچ و تاب شدن اسب رهوار عمر را شب و روز با اجل پای ، در رکاب شدن پاک باید شدن ز آلايش نه که آلوده‌ی شتاب شدن این دعاهای پر ز زرق و ریا چشم داری به مستجاب شدن کاخ بیدادگر ز آهن و روست عاقبت بایدش خراب شدن تا بباری به سبزه‌‌زار و کویر به سخا بایدت سحاب شدن بهتر از سر نهادن است به دام صید سرپنجه‌ی عقاب شدن با ولای علی و لطف خدا می‌توان ایمن از عذاب شدن چیست راه نجات از (طوفان) یا علی گفتن و در آب شدن شادروان سید مهدی فاطمی قمی (طوفان) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(دنباله‌ی نگاه تو .....) باید تو را غربیه‌ی ساحل نشین نوشت دریا تو را به سهم خودش اینچنین نوشت آن روز، روز سهم سپیدی خدای شعر شعر سپید چشم تو را آتشین نوشت با من بگو چقدر بزرگی که کهکشان دنباله‌ی نگاه تو را نقطه چین نوشت مردان پا برهنه همه ذوالفقار تو باید تو را فرشته‌ی مردآفرین نوشت تنها برای خاطر ما مرد آسمان نام تو را خدای جهان در زمین نوشت "بانو فاطمه آقابراری" http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(خوشترين ايّام) از غدير خم ، ندای روح‌پرور بشنويد نغمه‌ی "مَن کنتُ مولی" از پيمبر بشنويد گرچه در روز الست اين نغمه را بشنيده‌ايد گوش جان بايد گشودن تا مکرّر بشنويد روی گلفرش زمين اين آسمانی نغمه را از لبِ لعل نبی (ص) از قولِ داور بشنويد از جهاز اشتران چون منبری آراستند حکمِ يزدان را به خلق از عرشِ منبر بشنويد رو سوی امّت نمود آن مصطفای کردگار کای جماعت جمله از مولا و چاکر بشنويد در غدير خم شدم مأمور از سوی خدا تا به حق، حق را رسانم بار ديگر بشنويد می‌کنم امروز حجّت بر خداجويان تمام نشنويد امروز اگر، فردای محشر بشنويد من به هر نفسی که اولايم علی اولیٰ بوَد رستگاريد، از دل و جان گفته‌ام گر بشنويد همرهان کردند بيعت با علی در آن کوير ذکر بخٍّ بخٍّ ای مولی ، مکرّر بشنويد شام عيد است و جلال اين خجسته عيد را از زبان اطهر فتّاح خيبر بشنويد شد سؤال از او چه روزی خوشترين روز تو بود پاسخش را با شعف ، ای اهل محضر بشنويد گفت: روی دست پيغمبر به صحرای غدير بهترين روزم بُد ، ار داريد باور بشنويد باز پرسيدند از او ، از سختی ايّامِ عمر می‌زند گفتار او بر قلب نشتر بشنويد گفت: آن روزی که سيلی بر رخ زهرا زدند رنج و اندوه من از ديوار و از در بشنويد موسم عيد است (ثابت) وقت آن آمد که باز از غدير خم ، ندای روح‌پرور بشنويد. شادروان قاسم استادی (ثابت) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(برکه‌ی خورشید) جلوه‏‌گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر ریخت از خمّ ولایت می به مینا در غدیر می‌تراوید از دل صحرای سوزان بوی عشق موج می‌زد عطر انفاس مسیحا در غدیر... رودها با یكدگر پیوست كم ‏كم سیل شد «موج می‌‏زد سیل مردم مثل دریا در غدیر» هدیه‌ی جبریل بود «الیوم اكملت لكم» وحی آمد در مبارک‌باد مولا در غدیر با وجود فیض «اَتمَمتُ علیكم نِعمتی» از نزول وحی غوغا بود، غوغا در غدیر بر سر دست نبی هركس علی را دید گفت‏: آفتاب و ماه زیبا بود زیبا در غدیر آی ابراهیمیان! در موسم حج وداع این خلیل بت‌شکن، این مرد تنها در غدیر سرنوشت امت اسلام را ترسیم کرد غنچۀ لب‌های پیغمبر که شد وا در غدیر بر لبش گل‌واژه‌ی «من كنت مولا» تا نشست‏ گلبُن پاک ولایت شد شكوفا در غدیر منزلت بنگر! که چون هارون امام راستان لوحِ دَه فرمان گرفت از دست موسی در غدیر بوی پیراهن شنید آن روز یعقوب صبور یوسف گمگشته‌اش را کرد پیدا در غدیر زمزم توحید جوشید از دل آن آبگیر نخل ایمان سبز شد از صبح فردا در غدیر... فطرت حق‌جوی ما را دید و عهدی تازه بست رشته‌ی پیوند با عترت دل ما در غدیر دست در دست دعا دارند گل‌های امید تا بگیرد این نهال آرزو پا در غدیر گرچه در آن فصل بارانی كسی باور نداشت‏ می‌‏توان انكار دریا كرد حتی در غدیر... محمدجواد غفورزاده (شفق) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(غوغا در غدیر) دشت غوغا بود ، غوغا بود ، غوغا در غدیر موج می‌زد سیل مردم مثل دریا در غدیر تشنگی ها بود و طوفان بود و شن بود و غبار محشری از هرچه با خود داشت صحرا در غدیر کاروان آرام و بی تشویش لنگر می‌گرفت تا بگیرد کاروان‌سالارشان جا در غدیر گردها خوابید ، کم کم کاروان خاموش شد تا پیمبر خود چه خواهد گفت آیا در غدیر تا افق انبوه مردان صحاری بود و دشت و سکوتی تا کند آن مرد ، لب وا در غدیر مَرد اما با نگاهی گرم در چشمان شوق جست و جو می‌کرد محبوبش علی را در غدیر پس به مردان عرب فرمود: «بعد از من علی ـ هرکه من مولای اویم اوست مولا » در غدیر گردها خوابیده بود و کاروان خاموش شد خوانده می‌شد انتهای قصه‌ی ما در غدیر در شکوه کاروان آن روز با آهنگ زنگ بی گمان باری رقم می‌خورد فردا در غدیر ای فراموشان باطل ، سر به پایین افکنید چون پیمبر دست حق را برد بالا در غدیر حیف ! اما کاروان منزل به منزل می گذشت کاروان می‌رفت و حق می‌ماند تنها در غدیر "علیرضا سپاهی لایین" http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(دریا در غدیر) چشمه‌ها جوشید و جاری گشت دریا در غدیر باغ عشق و آرزوها شد شکوفا در غدیر فصل باران بود و رویش، فصل سبز زیستن خنده، گل می‌کرد بر لب‌های صحرا در غدیر بود پیدا در زلال جاری تکبیرها نقطۀ پایان عمر تشنگی‌ها در غدیر جبرئیل آمد که: بلِّغ یا محمّد! زان‌که نیست این تجلّی را مجال جلوه إلاّ در غدیر رفت بالا از جهاز اشتران و خطبه خواند خطبه‌ای شورآفرین و شورافزا در غدیر تا که بردارد پیمبر پرده از رازی بزرگ کرد بیرون زآستین دست خدا را در غدیر عرشیان، در اشتیاق خاکیان می‌سوختند تا علی با دست احمد رفت بالا در غدیر «گفت: هرکس را منم مولا، علی مولای اوست» کرد گل، گل‌نغمۀ احمد چه زیبا در غدیر... دستِ رد بر سینه اغیار می‌زد آشکار «عادِ مَن عاداهِ» او افکند غوغا در غدیر گاه بیعت بود و، بدعت پا به پای فتنه‌ها خیمه می‌زد در کنار آرزوها در غدیر خشم‌های شعله‌ور، پژواک کینِ جاهلی خطِّ سیر خود جدا کرد آشکارا در غدیر... یاد دارید ای قیامت قامتان! مولا علی از قیام خود قیامت کرد برپا در غدیر؟! کهکشان در کهکشان، اشراق بود و روشنی از طلوع آفتابِ عالم‌آرا، در غدیر طور بود و نور بود و کشف و اشراق و شهود شد بهشت آرزوها آشکارا در غدیر لَنْ تَرانی گو، ترانی گوی شد تا جلوه کرد با تماشایی‌ترین تصویر، مولا در غدیر... استاد محمدعلی مجاهدی (پروانه) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث