eitaa logo
اشعار ۱۴ معصوم (ع) و احادیث
1.1هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
340 ویدیو
35 فایل
http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
(دنباله‌ی نگاه تو .....) باید تو را غربیه‌ی ساحل نشین نوشت دریا تو را به سهم خودش اینچنین نوشت آن روز، روز سهم سپیدی خدای شعر شعر سپید چشم تو را آتشین نوشت با من بگو چقدر بزرگی که کهکشان دنباله‌ی نگاه تو را نقطه چین نوشت مردان پا برهنه همه ذوالفقار تو باید تو را فرشته‌ی مردآفرین نوشت تنها برای خاطر ما مرد آسمان نام تو را خدای جهان در زمین نوشت "بانو فاطمه آقابراری" http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(خوشترين ايّام) از غدير خم ، ندای روح‌پرور بشنويد نغمه‌ی "مَن کنتُ مولی" از پيمبر بشنويد گرچه در روز الست اين نغمه را بشنيده‌ايد گوش جان بايد گشودن تا مکرّر بشنويد روی گلفرش زمين اين آسمانی نغمه را از لبِ لعل نبی (ص) از قولِ داور بشنويد از جهاز اشتران چون منبری آراستند حکمِ يزدان را به خلق از عرشِ منبر بشنويد رو سوی امّت نمود آن مصطفای کردگار کای جماعت جمله از مولا و چاکر بشنويد در غدير خم شدم مأمور از سوی خدا تا به حق، حق را رسانم بار ديگر بشنويد می‌کنم امروز حجّت بر خداجويان تمام نشنويد امروز اگر، فردای محشر بشنويد من به هر نفسی که اولايم علی اولیٰ بوَد رستگاريد، از دل و جان گفته‌ام گر بشنويد همرهان کردند بيعت با علی در آن کوير ذکر بخٍّ بخٍّ ای مولی ، مکرّر بشنويد شام عيد است و جلال اين خجسته عيد را از زبان اطهر فتّاح خيبر بشنويد شد سؤال از او چه روزی خوشترين روز تو بود پاسخش را با شعف ، ای اهل محضر بشنويد گفت: روی دست پيغمبر به صحرای غدير بهترين روزم بُد ، ار داريد باور بشنويد باز پرسيدند از او ، از سختی ايّامِ عمر می‌زند گفتار او بر قلب نشتر بشنويد گفت: آن روزی که سيلی بر رخ زهرا زدند رنج و اندوه من از ديوار و از در بشنويد موسم عيد است (ثابت) وقت آن آمد که باز از غدير خم ، ندای روح‌پرور بشنويد. شادروان قاسم استادی (ثابت) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(برکه‌ی خورشید) جلوه‏‌گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر ریخت از خمّ ولایت می به مینا در غدیر می‌تراوید از دل صحرای سوزان بوی عشق موج می‌زد عطر انفاس مسیحا در غدیر... رودها با یكدگر پیوست كم ‏كم سیل شد «موج می‌‏زد سیل مردم مثل دریا در غدیر» هدیه‌ی جبریل بود «الیوم اكملت لكم» وحی آمد در مبارک‌باد مولا در غدیر با وجود فیض «اَتمَمتُ علیكم نِعمتی» از نزول وحی غوغا بود، غوغا در غدیر بر سر دست نبی هركس علی را دید گفت‏: آفتاب و ماه زیبا بود زیبا در غدیر آی ابراهیمیان! در موسم حج وداع این خلیل بت‌شکن، این مرد تنها در غدیر سرنوشت امت اسلام را ترسیم کرد غنچۀ لب‌های پیغمبر که شد وا در غدیر بر لبش گل‌واژه‌ی «من كنت مولا» تا نشست‏ گلبُن پاک ولایت شد شكوفا در غدیر منزلت بنگر! که چون هارون امام راستان لوحِ دَه فرمان گرفت از دست موسی در غدیر بوی پیراهن شنید آن روز یعقوب صبور یوسف گمگشته‌اش را کرد پیدا در غدیر زمزم توحید جوشید از دل آن آبگیر نخل ایمان سبز شد از صبح فردا در غدیر... فطرت حق‌جوی ما را دید و عهدی تازه بست رشته‌ی پیوند با عترت دل ما در غدیر دست در دست دعا دارند گل‌های امید تا بگیرد این نهال آرزو پا در غدیر گرچه در آن فصل بارانی كسی باور نداشت‏ می‌‏توان انكار دریا كرد حتی در غدیر... محمدجواد غفورزاده (شفق) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(غوغا در غدیر) دشت غوغا بود ، غوغا بود ، غوغا در غدیر موج می‌زد سیل مردم مثل دریا در غدیر تشنگی ها بود و طوفان بود و شن بود و غبار محشری از هرچه با خود داشت صحرا در غدیر کاروان آرام و بی تشویش لنگر می‌گرفت تا بگیرد کاروان‌سالارشان جا در غدیر گردها خوابید ، کم کم کاروان خاموش شد تا پیمبر خود چه خواهد گفت آیا در غدیر تا افق انبوه مردان صحاری بود و دشت و سکوتی تا کند آن مرد ، لب وا در غدیر مَرد اما با نگاهی گرم در چشمان شوق جست و جو می‌کرد محبوبش علی را در غدیر پس به مردان عرب فرمود: «بعد از من علی ـ هرکه من مولای اویم اوست مولا » در غدیر گردها خوابیده بود و کاروان خاموش شد خوانده می‌شد انتهای قصه‌ی ما در غدیر در شکوه کاروان آن روز با آهنگ زنگ بی گمان باری رقم می‌خورد فردا در غدیر ای فراموشان باطل ، سر به پایین افکنید چون پیمبر دست حق را برد بالا در غدیر حیف ! اما کاروان منزل به منزل می گذشت کاروان می‌رفت و حق می‌ماند تنها در غدیر "علیرضا سپاهی لایین" http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(دریا در غدیر) چشمه‌ها جوشید و جاری گشت دریا در غدیر باغ عشق و آرزوها شد شکوفا در غدیر فصل باران بود و رویش، فصل سبز زیستن خنده، گل می‌کرد بر لب‌های صحرا در غدیر بود پیدا در زلال جاری تکبیرها نقطۀ پایان عمر تشنگی‌ها در غدیر جبرئیل آمد که: بلِّغ یا محمّد! زان‌که نیست این تجلّی را مجال جلوه إلاّ در غدیر رفت بالا از جهاز اشتران و خطبه خواند خطبه‌ای شورآفرین و شورافزا در غدیر تا که بردارد پیمبر پرده از رازی بزرگ کرد بیرون زآستین دست خدا را در غدیر عرشیان، در اشتیاق خاکیان می‌سوختند تا علی با دست احمد رفت بالا در غدیر «گفت: هرکس را منم مولا، علی مولای اوست» کرد گل، گل‌نغمۀ احمد چه زیبا در غدیر... دستِ رد بر سینه اغیار می‌زد آشکار «عادِ مَن عاداهِ» او افکند غوغا در غدیر گاه بیعت بود و، بدعت پا به پای فتنه‌ها خیمه می‌زد در کنار آرزوها در غدیر خشم‌های شعله‌ور، پژواک کینِ جاهلی خطِّ سیر خود جدا کرد آشکارا در غدیر... یاد دارید ای قیامت قامتان! مولا علی از قیام خود قیامت کرد برپا در غدیر؟! کهکشان در کهکشان، اشراق بود و روشنی از طلوع آفتابِ عالم‌آرا، در غدیر طور بود و نور بود و کشف و اشراق و شهود شد بهشت آرزوها آشکارا در غدیر لَنْ تَرانی گو، ترانی گوی شد تا جلوه کرد با تماشایی‌ترین تصویر، مولا در غدیر... استاد محمدعلی مجاهدی (پروانه) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
در اوصاف امام علی (علیه‌السلام) شیر خدا و لنگر عرش خدا، علی ست مرآت حق و آينه‌ی حق‌نما ، علی ست در روز حشر، شافع امت، محمد است باب النّجاة سلسله‌ی انبيا، علی ست بعد از وجود اقدس خاتم ، حبيب حق بر كُلِّ جنّ و انس و ملک رهنما، علی ست گر افتخار ديگری از بهر او نبود اين افتخار بس كه شه لافتی، علی ست در جنگ بدر و غزوه‌ی خندق، صف احد مردی كه بود درخور صد مرحبا، علی ست دست خدا ، كه فوق همه دست‌ها بوَد دست علی ولیّ خدا، مرتضی علی ست مردی كه دست رد زده بر سينه‌ی جهان بر اين عجوزه هيچ نكرد اعتنا، علی ست بخشنده‌ای كه كرده سفارش ز قاتلش بر جانشين خود حسن مجتبی، علی ست نام‌آوری كه وصف وی از حد فزون بوَد اوصاف او مفصّل و بی انتها، علی ست ما را چه مايه‌ای است كه مدح علی كنيم قرآن تمام وصف علی، هل اتیٰ، علی ست "شادروان علی اكبر پيروی" http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(سرود وصل) بیکران عشق را ، تکبیر پایانی علی نقطه‌ی آغاز ِ هر پیدا و پنهانی علی لوح ایمان را به خطّ خون رقم زد کِلک تو سرخ لوح و سرخ خطّ و سرخ پیمانی علی تا رهانی کشتی دین را ، ز گرداب بلا گاه ساحل، گاه دریا، گاه طوفانی علی تا بروید لاله‌ی توحید در گلزار دین گاه ابر و، گاه باد و، گاه بارانی علی هم وصّیِ مصطفی و هم امام مقتدا هم ولیّ ِ دینی و هم روح قرآنی علی در غدیر خُم اگر امر ولایت یافتی تو مُحِق این مقام و حکم و فرمانی علی بر فراز دست احمد در ره معراج عشق گلسرود وصل با جبریل می‌خوانی علی با طلوع فجر میلاد ولایت زِ اَمر حق آسمان معدلت را مِهر رخشانی علی ای ولی الله اعظم ، وارث دین نبی! تو امیرالمؤمنین مُلک ایمانی علی گوهر دین را به دستت داد ختم الانبیا دین و آیین را به‌حق، آیینه‌گردانی علی نور ایمان تو تا عرش عدالت جلوه کرد مظهر عدل خدای حَیِِّ سبحانی علی در جهاد اکبر ای شمشیر تقوا و شرف نفس دون را بی امان از خویش می‌رانی علی "لا فتی اِلّا علی لا سیف اِلّا ذولفقار" آمده در شأن تو ، چون شیر یزدانی علی آری ای قرآن ناطق قدر تو نشناختند تو فراتر ، از ورای فکر انسانی علی بی ولایت جسم ما جز مشت خاکی بیش نیست تو به معیار خدا بر جسم ما جانی علی دل به سودای تولای تو یابد معرفت قبله‌ی جان "فراز"و روح ایمانی علی محمدتقی مردانی (فراز) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
"به ساحت مقدس امیر عرب" (خیبر شکن) دو قسمت کرده ایزد دانه‌های زرد گندم را که تو مهمان کنی بر سفره نان خویش مردم را من از چشم کسی آموختم پیمانه‌داری‌ ها که بخشش می‌کند تا آخرین جانمایه‌ی خم را چو نامش بر زبان آید به تن نیرو می‌افزاید چو یادش می‌کنم یاد آورم سازد ترحم را اگر در آسمان شب به جای ماه بنشیند دگر پایان دهد چشمک پرانی‌های انجم را هلال ماه از نعل سمندش نور می‌نوشد اگر سرمه کند بر چشم شب خاک کف سُم را سمرقند و بخارا جای خود دارد که مولایم اگر لب تر کند تبریز و تهران و ری و قم را ... سیه‌رویی نصیب ما نشد تا قنبرش باشیم و لیکن روسیاهانیم کفران تنعم را بیا تا بر تو ثابت سازم اینکه تیغ می‌خندد به شمشیر علی بنگر شکوفای تبسم را تصور کن علی سیر زمان کرده‌ست و می‌بیند به دشت کربلا بازو و دستِ از بدن گم را اگرچه دین همان دین است لیکن دین بدون او ... تصور کن فقط طاووسِ با دم را و بی دم را اگر چه قافیه مانع شده دورت بگردم من پذیرا باش از من نازنین دورت بگردوم را ! یل خیبرشکن! دنیا پر از فرعون گردیده‌ست بنهْ با تیغ خود زیر سر اهرام اهرم را ! خدا عاجز ز تکرار علی هرگز نخواهد بود ولی قرآن کجا دیده‌ست با خود جلد دوم را ؟! . "علیرضا اطلاقی" http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
آتش عشق علی (ع) گرچه من سوخته‌ام از اثر آذر خویش دل من باز بود گرم به خاکستر خویش دولت بندگی شاه ولایت دارم کرده ام چاکری هر نبی مفخر خویش ای امیر همه میران و شهنشاه جهان! نظری کن به عنایت به سوی چاکر خویش یا علی! آتش عشق تو سراپایم سوخت لطف کن لطف به من قطره‌ای از کوثر خویش یا علی! گر نظری بر من مسکین نکنی چه کنم؟یا که چه خاکی بکنم بر سر خویش تا نگه پاک و مطهر فکنم بر رخ دوست شستشو کردمش از چشمه‌ی چشم تر خویش من نه آنم که روم از در تو جای دگر گر برانی به هزاران سببم از در خویش بس همین فخر (وفا) را به دوعالم تا کرد خاک پای علی و آل علی افسر خویش شادروان محمود شریف صادقی (وفا) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(کوی دوست) سر پیش پای حضرت مولا نهاده‌ایم این قطره را به دامن دریا نهاده‌ایم تا گشته‌ایم خاک در کوی عترتش زآن بر فراز اوج فلک پا نهاده‌ایم مِهر منورش دل عالم فراگرفت دل داده‌ایم و جنت و طوبا نهاده‌ایم آتشکده‌ست سینه‌ی ما از منیر عشق زآن یک شراره در ره موسا نهاده‌ایم نام على ، ولی خدا ، مظهرالوجود بر لوح جان و ساحت معنا نهاده‌ایم دل را که آشنای دگر غیر او نداشت وز هرچه غیر دوست مبرا نهاده‌ایم خاک رهش ز جان (گرامی) فرازتر وز شکر عشق او ځم و صهبا نهاده‌ایم "شادروان حاج حسن گرامی قمی" http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(عشق ابدی) تا پرتو فیض ازلی راهبر ماست در وادی عشق ابدی رهگذر ماست ما جز به ره صدق و صفا پا نگذاریم تا سایه‌ی ارباب طریقت به سر ماست ما را نظری گر به‌سوی اهل کرم نیست از مکرمت پیر گرامی نظر ماست بر سفره‌ی رنگین جهان چشم ندوزیم تا خون دل و اشک بصر ماحضر ماست با بال قناعت چو در آفاق پریدیم معراج سماوات غنا زیر پر ماست آزاده چو سرویم و به نزدیک توانگر چون تاک، که هرگز نشود خم کمر ماست دلسوخته شمعیم و خموشیم ولیکن افشاگر این سوز نهان چشم تر ماست در راه تو بس خون دل از دیده فشاندیم خونین رخ آلاله‌ی صحرا اثر ماست لوح گنه آلوده‌ی دل ، پاک چو گردد از آبروی دیده و اشک بصر ماست با اهل هنر گوی که : ما را بشناسند ما بی‌هنرستیم و صداقت هنر ماست گمراه از این پس نشوی ای دل غافل! تا این سر عاقل همه جا راهبر ماست شاهان جهان را به گدایی نپذیریم تا خاک کف پای علی تاج سر ماست (شمس قم) اگر پرتوی از علم و هنر یافت از پرتو این رهبر والا گهر ماست شادروان سید علیرضا شمس قمی http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
(صفای خاطر) به کیمیای نظر ، خاک راه را زر کن به غمزه‌ای خزفی هم‌تراز گوهر کن مرا به گردش چشمی ز خاک ره برگیر به یک کرشمه‌ی شمس و قمر برابر کن ستم کشیده‌ام ای پادشاه کشور داد خلاصم از شب هجران به ماهِ منظر کن دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات فضای سینه به عشق علی معنبر کن گرت هواست که چون مِهر روشنی بخشی دل از محبت مولا علی ، منور کن مطاف اهل دل و قبله گاه اهل نظر خرابخانه‌ی دل را به مِهر حیدر کن به آن شمیم که از کوی مرتضی خیزد مشام جان و دل خویش را معطر کن حجاب چهره‌ی جان است مهر دنیی دون جهان و هرچه درآن است خاک بر سر کن گلوی نفس ، به سرپنجه‌ی قناعت گیر ز خویش بگذر و مُلک جهان مسخر کن میان به خدمت خلق خدای، محکم بند لباس عاطفه و مهر ، زیب پیکر کن (وفا)! مدیح علی و سلاله‌ی پاکش صفای خاطر و زینت فزای دفتر کن سخن اگرچه به تکرار نیست خوش اما به مدح شاه ولایت ، سخن مکرر کن تو ای علی! که ز سر تا به‌پای، نور حقی نظر به خسته‌دلی ناتوان و مضطر کن شادروان محمود شریف صادقی (وفا) http://eitaa.com/gom121 ┄┅═══••↭••═══┅┄ کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث