مرثیه_حضرت_مسلم علیه السلام
هیچکس مثل من اینگونه گرفتار نشد
با شکوه آمده و بی کس و بی یار نشد
حال و روز منِ آواره تماشا دارد
تکیه گاهم بجز این گوشۀ دیوار نشد
روزه دارم من و لب تشنه وسر گردانم
بین این شهر کسی بانیِ افطار نشد
دست بر دست زنم دل نِگرام چه کنم
مثل من هیچ سَفیری خجل از یار نشد
خواستم تابرسانم به تو پیغام ، میا
پسر فاطمه ، شرمنده ام انگار ، نشد
گر زنی سینه سپر کرده برایم صد شکر
سینه اش سوخته از داغیِ مسمار نشد
اهل این شهر همه سنگ زن و سر شکنند
میهمانی سرِ سالم سوی دَربار نشد
وای اگر که هدفی روی بلندی باشد
دیده ای نیست که با لختۀ خون تار نشد
به سر نیزه پریشان شده مویم ، اما
خواهرم در پی ام آوارۀ بازار نشد
پیکر بی سرم از پا به سر دار زدند
این بلا بر سر من آمد و تکرار نشد
#قاسم_نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
مرثیه_حضرت_مسلم علیه السلام
هر بلایی سرم آمد به فدای سر تو
به فَدایِ پرِ قنداقِ علی اصغرِ تو
می زنم دست بروی دست چکاری کردم
با چه رویی بشوم روبرو با مادر تو
حاضرم بر سر بازار به خیرات روم
ننشیند پَرِ خاکی به سرِ خواهرِ تو
بر سر من ، همه تفریح کنان سنگ زدند
وای بر صورت چون برگِ گُلِ دختر تو
از همین جا همه تقسیم غنائم کردند
در کمینند به تاراج برند لشگر تو
ترسم این است که گرفتار شوی در گودال
می شود با نوک نیزه زیر و رو پیکر تو
هر تکانی که سرت بر سر نیزه بخورد
باز تر میشود این پاره گیه حنجر تو
در دل کوفه بود بغض علی پس بردار
یک عبایی که بود کاشانه ی اکبر تو
#قاسم_نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
مرثیه_حضرت_مسلم علیه السلام
کوهى ز درد بر سر شانه کشيده ام
گشتم ولى براى تو يارى نديده ام
ذکر قنوت هاى نمازم عوض شد
کوفه مياست ذکر سحر تا سپيده ام
هر جا که رو زدم به در بسته خورده ام
دور تمام شهر به عشقت دويده ام
نذر نگاه دو على ات اين دو پسر
قربان خاک پاى رقيه حميده ام
بازارهاى کوفه غرور مرا شکست
من طعم حرف هاى بدش را چشيده ام
گفتم به طوعه هر چه که شد پشت در ميا
چون داغديده غم يک خميده ام
تاثير ضربه هاى لگد روى دنده هاست
از مادرت بپرس دگر من بريده ام
ديدم يکى سه شعبه مخصوص ميخرد
در فکر چشم و سينه و حلقى دريده ام
پشت قباله زن خولى سر شماست
با گوش خويش قول و قرارى شنيده ام
اينان به سر بريدن من قانع نيستند
بنگر لباسهاى بريده بريده ام
در کوچه هاى شهر تنم ريخته حسين
از هر کجا که رد شده ام ضربه ديده ام
يک عمر زحمت پدرت را هدر مده
دلواپس عقيله قامت رشيده ام
گفتا زنى که کهنه شده چادرم چه غم
نقشه براى چادر زينب کشيده ام
حاجيه خانم است و بزرگ مدينه است
چادر شبيه چادر ايشان نديده ام
#قاسم_نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
ورود_به_ماه_محرم
سیّد و سالارِ بی همتا قبولم میکنی؟!
توبه کردم مثل حر آقا قبولم میکنی؟!
وای برمن!خوش بحال نورِچشمی هایِ تو
فکر و ذکرم این شده آیا قبولم میکنی؟!
من که از دنیایِ بی توپشت پاخوردم فقط
دوست دارم کنجِ هیئت را،قبولم میکنی؟!
بد زمین خوردم زمین گیرم نگاهی کن حسین
آمدم! افتاده ام از پا...قبولم میکنی؟!
چند روزی تا محرّم مانده و در خلوتم
اشک میریزم تک و تنها، قبولم میکنی؟!
دوستت دارم!بگو امسال هم در روضه و
زیر پرچم ها و بیرق ها قبولم میکنی؟!
مثل آنهایی که بر زانوی تو جان داده اند
بسته ام سربندِیازهرا(س)قبولم میکنی؟
حرفِ مادر شد!همین رمزِعبور ازقلب توست
شک ندارم باز هم درجا قبولم میکنی؟
#شاعرمرضیه_عاطفی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
حضرت مسلم ع
نقد جان بر کف و شرمنده ببازار تواَم
که بدین مایۀ ناچیز خریدار تواَم
سنگ ها از همه سو بر من آزاده زدند
به گناهی که در این شهر گرفتار تواَم
کو به کو دردل شب گردم و گریم تا صبح
همه خوابند و من سوخته بیدار تواَم
دست از دار جهان شسته بپای قدمت
جان به کف دارم و مشتاق سرِدار تواَم
گرچه آواره در این شهر یتیمان منند
یاد اطفال تو و عترت اطهار، تواَم
کام خشکیده ولی آب ننوشم هرگز
تشنه ام تشنه ولی تشنۀ دیدار تواَم
دُرّ دندان من از درج دهن ریخت چه غم؟
یا که چوب ستم و لعل گهربار، تواَم
پیش دشمن همه خندند ولی من گریم
چه کنم عاشق دلسوختۀ زار تواَم
تا دم مرگ به یاد تو لبم زمزمه داشت
همه دیدند که سرباز وفادار تواَم
«میثم» بی سر و پایم که اگر بپذیری
خار افتاده به خاک ره گلزار تواَم
حاج غلامرضا سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
توسل
این ناله ها به درد ولایت نمی خورد
این چهره ها به نور هدایت نمی خورد
بیعت نمی کنند مگر با فریبشان
این دست ها به دست حمایت نمی خورد
این راز سَر به مُهر بماند برای بعد
بازار کوفه جز به جنایت نمی خورد
این چشم های هرزه در این شهر پر گناه
بر بانوان به چشم عنایت نمی خورد
یک ذره با اسیر مدارا نمی کنند
کردارشان به هیچ حکایت نمی خورد
انگار با صغیر و کبیرند بی حیا
رفتارشان به هیچ روایت نمی خورد
پس کوچه های شهر پر از نیزه دارهاست
نیزه به هیچکس به رعایت نمی خورد
این حفره دست و پای مرا جمع کرده است
گودالشان به قدّ رسایت نمی خورد
هر امر و نهی را به درِ بسته می زنند
این گوش ها به درد صدایت نمی خوررد
محمود ژولیده
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از سر ره تا غبار افشاند جان برخاستم
چون الف در وصل جانان از میان برخاستم
غرق خون هر چند جام روزیام چون لاله بود
از کنار خوان قسمت شادمان برخاستم
مقصد از سامان هستی مهر تابان تو بود
همچو شبنم چهره چون دادی نشان برخاستم
در لگد کوب حوادث جان دیگر یافتم
چون غبار از زیر پای کاروان برخاستم
همچو بلبل با گرانجانان ندارم الفتی
طوطیان تا لب گشودند از میان برخاستم
صحبت شوریده حالان مایه شوریدگی است
با «امین» هر گه نشستم بی امان برخاستم
اثر از مقام معظم رهبری
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
بزرگداشت روز شعر و ادبیات آیینی
و رونمایی از مجموعه شعر عاشورایی《ایستاده باید مُرد》اثر استاد محمدعلی مجاهدی
با حضور:
استاد محمدعلی مجاهدی
و شاعران آیینی مطرح کشور
با اجرای:
سیدمحمد جواد شرافت
زمان: یکشنبه، ۱۷ تیرماه، روز شعر و ادبیات آیینی، ساعت ۱۷ تا ۱۹
مکان: قم، بلوار الغدیر، کوچه ۸، مجتمع هدایت، سالن زائر
@adabqom
.......خیمه ی غم...........
زد خیمه تا به دشت بلا شاه کربلا
عالم شده ست خیمه ی ماتم در این عزا
ذبح عظیم آمده در قتلگه به شوق
تا بگذرد زجان و شود هستی اش فدا
آورده است همره خود سرو و لاله را
هم طفل شیرخواره و هم پیر با صفا
یک کهکشان ستاره به دنبال او روان
تا بر سریر نیزه کنند عهد خود وفا
قربانیان کوی منا در حریم قرب
بگذشته اند از سر و جان در ره خدا
این سر زمین ز روز ازل بوده وعده گاه
در این زمین شود سر یاران ز تن جدا
این طور عشق باشد و سینای عاشقان
اینجا فَتد شراره به دامان خیمه ها
اینجا ز تیغ اهرمنان پیش چشم شاه
صد پاره می شود بدن شبه مصطفا
اینجا به روی دست پدر حلق اصغرش
گردد دریده از ستم تیر اشقیا
اینجا به زیر سمّ ستوران گُل حسن
پر پر شود ز کینه و طوفانی از جفا
اینجا کنار علقمه از تن جدا شود
دست بلند ساقی عطشان مه لقا
بر نیزه می رود سر خورشید ناگهان
پایان روز واقعه در دشت نینوا
بعد از غروب حادثه زینب امان نداشت
وای از مصائبی که رسد بعد از این بلا
بغض "شقایق " از قلم اش شد شکسته تر
وقتی رسید قصه به این جای ماجرا.....
حمید رضازاده " شقایق"
کرمان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
امام_حسین_علیه_السلام
گفتیم یاحسین و خدا هم خریدمان
امسال هم نکرده خدا نا امیدمان
با پای خویش مجلس روضه نیامدیم
زهرا خودش به ماه محرم کشیدمان
یاد تمام گریهکنان حرم بخیر
پیرِ غلامهای محاسن سپیدمان
آرام تا نوای حسین جان بلند شد
آمد صدای چند رفیق شهیدمان
اجداد ما برای حسین تکیه میزدن
پرچمبهدوش روضه خدا آفریدمان
خاصیت حسین جدایی ز غیر اوست
یک جلوه کرد و از همه عالم بریدمان
با این همه گناه چه تحویلمان گرفت
گویا به وقت معصیت اصلا ندیدمان
جاماندهایم از سفر کربلا چهقدر
آمد شمیم سیب و به اینجا کشیدمان
هرکس که خوب گریه کند یار فاطمهست
زهرا برای یاریِ خود برگزیدمان
مادر " بُنَیَّ " گفت محرم شروع شد
آن آتش جگر چه به آتش کشیدمان
#قاسم_نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
می آمد و سر به زیر و شرمنده تو
با گریه اش آمیخت شکر خنده تو
حر بود اسیر تا امیری می کرد
آن روز امیر شد که شد بنده تو
از خویش تهی شد ، از تو پر شد آخر
یک قطره نبود بیش و در شد آخر
آن سر که ز شرمندگی افکند به زیر
اسباب سرافرازی حر شد آخر"خورشيد
خورشید مي تابد از دور با حالتي غمگنانه
بر خيمه هايي كه دارند از كوچ سرخي نشانه
اين قرص سرخ مدور انگار يك تشت خون است
خونی کزو مي تراود هرم غمي جاودانه
اين جرم تار مكدر، آيينه بوده ست روزي
و امروز از آن روشنايي مانده فقط يك فسانه
توفان سرخی وزيده ست بر باغ سبزي كه پيداست
بر شانه هاي كبودش زخم دو صد تازيانه
از سينه ی داغ صحرا تا آسمان قد كشيده ست
آه بلندي كه گیرد از آتش دل زبانه
طومار داغي بزرگ است اين جاده ی پيچ در پيچ
با رد پايي كه دارد از كارواني نشانه
گلبانگ خورشيد امروز از حنجر ني بلند است
يا نينوا مي سرايد شعر بلند زمانه؟
اين كاروان را برانيد منزل به منزل در اين راه
با رقص جمازه هاتان، با بانگ چنگ و چغانه
رهزن تر از هر حرامي! كوفي تر از هر چه شامي!
عامي تر از هر چه عامي! وزجهل خود شادمانه!
تختي كه طعم ستم را چون شهد نابي چشيده ست
يا لانه ی عنكبوت است يا طعمه ی موريانه
اين موج هاي كف آلود، فرعونيان را حريف اند
موساي ما، در عبور است از معبر رودخانه
بر قامت صبر زينب شولاي غم ها چه كوتاست!
گويي دو ركعت نياز است در پيشگاه يگانه
گو هر چه ديده است زيباست در اين مسير خطرخيز
آيينه اش حيرت افزاست اين جلوه ی بي نشانه
همرنگ تو كس نديده ست اي جاري كوثر تو
آبي ولي آسماني، دريا ولي بي كرانه
با آن كه دور از حبيبي، سرشار از عطر سيبي
سيبي كه دلشوره هايت گيرد برايش بهانه
در كوچه هاي مدينه، عطر حضور تو جاري ست
اي در بقيع خيالم درد تو کرد آشيانه
در برگ ريز محبت، نخل بلند تو گل كرد
آنك بهار است در راه با دامني از جوانه"
استاد#محمدعلی#مجاهدی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین
...حلول ماه محرم....
محرم آمد و ماه عزا شد
دوباره خیمه ی ماتم بپا شد
تمام کوی و برزن شد سیه پوش
نماد کلُّ ارضِِ کربلا شد
بیاد غربت شاه شهیدان
زمین و آسمان ماتم سرا شد
ز بانگ یا حسین و ناله و شور
دل عالم پر از شور و نوا شد
دوباره هیئت و شور حسینی
دم سینه زنان واغربتا شد
به گوش آید نوای غربت نی
که سرخ از خون یاران نینوا شد
عطش از آسمان می بارد آنجا
دریغا تشنه لب سرها جدا شد
دل زینب زداغ لاله رویان
به غم تا صبح محشر مبتلا شد
دل مجروح ، اسیر و دست بسته
روان بر کوفه و شام بلا شد
شده زخمی دل سرخ " شقایق"
از آن روزی که با غم آشنا شد
حمید رضازاده " شقایق"
کرمان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث