حضرت مسلم ع
نقد جان بر کف و شرمنده ببازار تواَم
که بدین مایۀ ناچیز خریدار تواَم
سنگ ها از همه سو بر من آزاده زدند
به گناهی که در این شهر گرفتار تواَم
کو به کو دردل شب گردم و گریم تا صبح
همه خوابند و من سوخته بیدار تواَم
دست از دار جهان شسته بپای قدمت
جان به کف دارم و مشتاق سرِدار تواَم
گرچه آواره در این شهر یتیمان منند
یاد اطفال تو و عترت اطهار، تواَم
کام خشکیده ولی آب ننوشم هرگز
تشنه ام تشنه ولی تشنۀ دیدار تواَم
دُرّ دندان من از درج دهن ریخت چه غم؟
یا که چوب ستم و لعل گهربار، تواَم
پیش دشمن همه خندند ولی من گریم
چه کنم عاشق دلسوختۀ زار تواَم
تا دم مرگ به یاد تو لبم زمزمه داشت
همه دیدند که سرباز وفادار تواَم
«میثم» بی سر و پایم که اگر بپذیری
خار افتاده به خاک ره گلزار تواَم
حاج غلامرضا سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
توسل
این ناله ها به درد ولایت نمی خورد
این چهره ها به نور هدایت نمی خورد
بیعت نمی کنند مگر با فریبشان
این دست ها به دست حمایت نمی خورد
این راز سَر به مُهر بماند برای بعد
بازار کوفه جز به جنایت نمی خورد
این چشم های هرزه در این شهر پر گناه
بر بانوان به چشم عنایت نمی خورد
یک ذره با اسیر مدارا نمی کنند
کردارشان به هیچ حکایت نمی خورد
انگار با صغیر و کبیرند بی حیا
رفتارشان به هیچ روایت نمی خورد
پس کوچه های شهر پر از نیزه دارهاست
نیزه به هیچکس به رعایت نمی خورد
این حفره دست و پای مرا جمع کرده است
گودالشان به قدّ رسایت نمی خورد
هر امر و نهی را به درِ بسته می زنند
این گوش ها به درد صدایت نمی خوررد
محمود ژولیده
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از سر ره تا غبار افشاند جان برخاستم
چون الف در وصل جانان از میان برخاستم
غرق خون هر چند جام روزیام چون لاله بود
از کنار خوان قسمت شادمان برخاستم
مقصد از سامان هستی مهر تابان تو بود
همچو شبنم چهره چون دادی نشان برخاستم
در لگد کوب حوادث جان دیگر یافتم
چون غبار از زیر پای کاروان برخاستم
همچو بلبل با گرانجانان ندارم الفتی
طوطیان تا لب گشودند از میان برخاستم
صحبت شوریده حالان مایه شوریدگی است
با «امین» هر گه نشستم بی امان برخاستم
اثر از مقام معظم رهبری
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
بزرگداشت روز شعر و ادبیات آیینی
و رونمایی از مجموعه شعر عاشورایی《ایستاده باید مُرد》اثر استاد محمدعلی مجاهدی
با حضور:
استاد محمدعلی مجاهدی
و شاعران آیینی مطرح کشور
با اجرای:
سیدمحمد جواد شرافت
زمان: یکشنبه، ۱۷ تیرماه، روز شعر و ادبیات آیینی، ساعت ۱۷ تا ۱۹
مکان: قم، بلوار الغدیر، کوچه ۸، مجتمع هدایت، سالن زائر
@adabqom
.......خیمه ی غم...........
زد خیمه تا به دشت بلا شاه کربلا
عالم شده ست خیمه ی ماتم در این عزا
ذبح عظیم آمده در قتلگه به شوق
تا بگذرد زجان و شود هستی اش فدا
آورده است همره خود سرو و لاله را
هم طفل شیرخواره و هم پیر با صفا
یک کهکشان ستاره به دنبال او روان
تا بر سریر نیزه کنند عهد خود وفا
قربانیان کوی منا در حریم قرب
بگذشته اند از سر و جان در ره خدا
این سر زمین ز روز ازل بوده وعده گاه
در این زمین شود سر یاران ز تن جدا
این طور عشق باشد و سینای عاشقان
اینجا فَتد شراره به دامان خیمه ها
اینجا ز تیغ اهرمنان پیش چشم شاه
صد پاره می شود بدن شبه مصطفا
اینجا به روی دست پدر حلق اصغرش
گردد دریده از ستم تیر اشقیا
اینجا به زیر سمّ ستوران گُل حسن
پر پر شود ز کینه و طوفانی از جفا
اینجا کنار علقمه از تن جدا شود
دست بلند ساقی عطشان مه لقا
بر نیزه می رود سر خورشید ناگهان
پایان روز واقعه در دشت نینوا
بعد از غروب حادثه زینب امان نداشت
وای از مصائبی که رسد بعد از این بلا
بغض "شقایق " از قلم اش شد شکسته تر
وقتی رسید قصه به این جای ماجرا.....
حمید رضازاده " شقایق"
کرمان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
امام_حسین_علیه_السلام
گفتیم یاحسین و خدا هم خریدمان
امسال هم نکرده خدا نا امیدمان
با پای خویش مجلس روضه نیامدیم
زهرا خودش به ماه محرم کشیدمان
یاد تمام گریهکنان حرم بخیر
پیرِ غلامهای محاسن سپیدمان
آرام تا نوای حسین جان بلند شد
آمد صدای چند رفیق شهیدمان
اجداد ما برای حسین تکیه میزدن
پرچمبهدوش روضه خدا آفریدمان
خاصیت حسین جدایی ز غیر اوست
یک جلوه کرد و از همه عالم بریدمان
با این همه گناه چه تحویلمان گرفت
گویا به وقت معصیت اصلا ندیدمان
جاماندهایم از سفر کربلا چهقدر
آمد شمیم سیب و به اینجا کشیدمان
هرکس که خوب گریه کند یار فاطمهست
زهرا برای یاریِ خود برگزیدمان
مادر " بُنَیَّ " گفت محرم شروع شد
آن آتش جگر چه به آتش کشیدمان
#قاسم_نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
می آمد و سر به زیر و شرمنده تو
با گریه اش آمیخت شکر خنده تو
حر بود اسیر تا امیری می کرد
آن روز امیر شد که شد بنده تو
از خویش تهی شد ، از تو پر شد آخر
یک قطره نبود بیش و در شد آخر
آن سر که ز شرمندگی افکند به زیر
اسباب سرافرازی حر شد آخر"خورشيد
خورشید مي تابد از دور با حالتي غمگنانه
بر خيمه هايي كه دارند از كوچ سرخي نشانه
اين قرص سرخ مدور انگار يك تشت خون است
خونی کزو مي تراود هرم غمي جاودانه
اين جرم تار مكدر، آيينه بوده ست روزي
و امروز از آن روشنايي مانده فقط يك فسانه
توفان سرخی وزيده ست بر باغ سبزي كه پيداست
بر شانه هاي كبودش زخم دو صد تازيانه
از سينه ی داغ صحرا تا آسمان قد كشيده ست
آه بلندي كه گیرد از آتش دل زبانه
طومار داغي بزرگ است اين جاده ی پيچ در پيچ
با رد پايي كه دارد از كارواني نشانه
گلبانگ خورشيد امروز از حنجر ني بلند است
يا نينوا مي سرايد شعر بلند زمانه؟
اين كاروان را برانيد منزل به منزل در اين راه
با رقص جمازه هاتان، با بانگ چنگ و چغانه
رهزن تر از هر حرامي! كوفي تر از هر چه شامي!
عامي تر از هر چه عامي! وزجهل خود شادمانه!
تختي كه طعم ستم را چون شهد نابي چشيده ست
يا لانه ی عنكبوت است يا طعمه ی موريانه
اين موج هاي كف آلود، فرعونيان را حريف اند
موساي ما، در عبور است از معبر رودخانه
بر قامت صبر زينب شولاي غم ها چه كوتاست!
گويي دو ركعت نياز است در پيشگاه يگانه
گو هر چه ديده است زيباست در اين مسير خطرخيز
آيينه اش حيرت افزاست اين جلوه ی بي نشانه
همرنگ تو كس نديده ست اي جاري كوثر تو
آبي ولي آسماني، دريا ولي بي كرانه
با آن كه دور از حبيبي، سرشار از عطر سيبي
سيبي كه دلشوره هايت گيرد برايش بهانه
در كوچه هاي مدينه، عطر حضور تو جاري ست
اي در بقيع خيالم درد تو کرد آشيانه
در برگ ريز محبت، نخل بلند تو گل كرد
آنك بهار است در راه با دامني از جوانه"
استاد#محمدعلی#مجاهدی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین
...حلول ماه محرم....
محرم آمد و ماه عزا شد
دوباره خیمه ی ماتم بپا شد
تمام کوی و برزن شد سیه پوش
نماد کلُّ ارضِِ کربلا شد
بیاد غربت شاه شهیدان
زمین و آسمان ماتم سرا شد
ز بانگ یا حسین و ناله و شور
دل عالم پر از شور و نوا شد
دوباره هیئت و شور حسینی
دم سینه زنان واغربتا شد
به گوش آید نوای غربت نی
که سرخ از خون یاران نینوا شد
عطش از آسمان می بارد آنجا
دریغا تشنه لب سرها جدا شد
دل زینب زداغ لاله رویان
به غم تا صبح محشر مبتلا شد
دل مجروح ، اسیر و دست بسته
روان بر کوفه و شام بلا شد
شده زخمی دل سرخ " شقایق"
از آن روزی که با غم آشنا شد
حمید رضازاده " شقایق"
کرمان
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
تا دلم در حرم قُرب تو یابد راهی
آتشی زن که برآید ز وجودم آهی
سفر از خویش نکردم که رهم دور افتاد
ورنه تا کعبه ی وصل تو نباشد راهی
تو بیک کاه ،دو صد کوه گنه می بخشی
من بیچاره چه سازم که ندارم کاهی
گر شود عمر شبی، با توام آن شب گذرد
صبح، فریاد بر آرم چه شب کوتاهی
چه شود نیمه شب از خواب کنی بیدارم
که برآید زلبم ناله یا اللهی
پشت بشکسته و پا خسته و چشمم بسته
راه پر پیچ و خم و گام به گامم چاهی
دل هر جایی و آلوده و بیمار مرا
نیست جز خاک شهیدان تو درمانگاهی
ای شب و روز و مه و سال به یادم چه شود
من غافل زتو هم یاد تو باشم گاهی
به جز از تو، که کِشد ناز گُنه کاران را
نشنیدم که کِشد ناز گدایی شاهی
هر طرف روی نهد روی تو بیند «میثم»
آسمان دل او جز تو ندارد ماهی
حاج غلامرضا سازگار
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
#ورودیه
🩸باید این زمین از خون من سیراب شود … باید از اینجا سرم را برای بدترین از خلق خدا، هدیه ببرند …
در نقلی آمده است:
🥀 وقتی که قافله سیدالشهداء علیهالسلام به نزدیک سرزمین کربلا رسید،
📋 كانَ الحُسينُ علیهالسلام تِلكَ الساعة يَنظُرُ يَميناً و شِمالاً و هو يَقول: هِيَ هِيَ، هو واللّه وَعدٌ لا خُلفَ فيه ! ثم اختَنقَ بِعَبرتِه و بَكىٰ
▪️آن حضرت در آن ساعت دائماً به سمت راست و چپ خود نگاه میکرد و میفرمود: «آری، اینجا همان جاست؛ به خدا اینجا همان جایی است که خدا وعده داده است و هیچ خُلفی در وعده او نیست»؛ سپس بغض راه گلوی آن حضرت را بست و شروع به گریه کردن، نمود.
🥀 از اصحاب آن حضرت شخصی به نام «عبدالرحمن» به پیش آمد و عرضه داشت: آقای من! چه شده است که اینگونه گریان شدهاید؟! سیدالشهداء صلواتاللهعلیه در جواب او فرمود:
📋 يا عبدالرحمن! لا بُدّ أن تُروىٰ هذه الأرض مِن دِماِئنا و تُعلٰى رُؤوسُنا علَى الرِّماح و تُهدىٰ إلى أشَرّ خَلقِ الله!
▪️ای عبدالرحمن! ناچاراً این زمین باید از خون ما سیراب شود؛ باید سر های ما در اینجا بر روی نیزه رود و برای بدترین خلق خدا، هدیه برده شود...
📚أسرار الشهاده ج۲ ص۱۲۸۸
✍ با احتیاط لالهی ما را پیاده کن
عباس جان! سه سالهی ما را پیاده کن
با احتیاط بار حرم را زمین گذار
زانو بزن وقار حرم را زمین گذار
با احتیاط تا که نیفتد ستارهای
می ترسم آنکه گیر کند گوشوارهای
چشم مخدرات به سمت نگاه تو
دوشیزگان محترمه در پناه تو
این حوریان عزیز خدایند و بس, همین
این دختران کنیز خدایند و بس, همین
این دختر علی ست که بالش شکستنی است
ناموس اعظم است و وقارش شکستنی است
این دختران من که بیابان ندیدهاند
در عمر خویش خار مغیلان ندیدهاند
یک لحظه هم ز خیمهی طفلان جدا نشو
جان رباب از دم گهواره پا نشو
تو هستی و اهالی این خیمه راحتند
در زیر سایهات همه در استراحتند
تو هستی و به روز حرم شب نمیرسد
چشم کسی به قامت زینب نمیرسد
احساس میکنم که جوابم نمیدهند
با آب آب گفتنم آبم نمیدهند
اول مرا به نیزهای از حال میبرند
بعدا کشان کشان لب گودال میبرند
اینجا مکان نیزه به پهلو کشیدن است
از خیمه ها دویدن و گیسو کشیدن است
راضیّم و ... رضایت یزدانم آرزوست
از سنگها شکستن دندانم آرزوست
من راضیم به پای خدا دست و پا زنم
با صورتم به خاک بیفتم صدا زنم
باید به روی نی سر ِمن نیز رو شود
تا که مقام خواهر من نیز رو شود
جام بلا به دست گرفتیم ما دو تا
این جام را الست گرفتیم ما دو تا
میخواستیم عبد شدن را نشان دهیم
پیغمبر و علی و حسن را نشان دهیم
از آن همه به خواهر من ماتمش رسید
وارد شدن به مجلس نامحرمش رسید
با احتیاط لاله ی ما را سوار کن
زینب بیا سه سالهی ما را سوار کن
با احتیاط خسته شدند این ستاره ها
این گوشپاره ها، سر گوشواره ها
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث
اشعار_شب_دوم_محرم
بوی غم بوی جدایی بوی هجران می رسد
کربلا آغوش خود واکن که مهمان می رسد
ناقه ام در گل نشسته چاره ای کن یا حسین
دیر اگر آیی کنارم بر لبم جان می رسد
حاجی زهرا علم کن خیمه هایت در منا
زین عطش آباد بوی عید قربان می رسد
خاک سرخ این بیابان بوی مادر می دهد
گوش کن آوای محزون حسین جان می رسد
گو فرات بی مروّت اینقدر هوهو مکن
کودک ششماهه ای با کام عطشان می رسد
کمتر از ده روز دیگر بی برادر می شوم
روزگار عشق بازی ها به پایان می رسد
در همان لحظه که ترکیب رخت پاشد زهم
از حرم زینب به گیسوئی پریشان می رسد
کمتر از ده روز دیگر از فراز نیزه ها
درچهل منزل به گوشم صوت قرآن میرسد
قافله سالار زینب گو شبی بر ساربان
وقت خاتم بخشی دست سلیمان می رسد
وای از هنگامه وصلی که یک نیزه سوار
روبرو با خواهری پاره گریبان می رسد
قاسم نعمتی
http://eitaa.com/gom121
┄┅═══••↭••═══┅┄
کانال اشعار ۱۴ معصوم (ع) واحادیث