جدی جدی دیگه اتوبوس رو دریابیدیم :)
-الحمدالله کاروان ما هم راهی شد...
@gomnam403qut
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لحظاتی از حال و هوای صبح امروز اتوبوس...
@gomnam403qut
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بله برون شلمچه
ساعتی پیش...
@gomnam403qut
" گمنام:) "
نمیدونم اسمش رو بذارم جا موندن، توفیق نداشتن، قسمت نبودن، لیاقت نداشتن یا...
از روز اولی که مأموریت بنده، ثبت لحظههای سفر بود، کمتر لحظهای پیش میومد که برای خودم باشم :)
دوتا دوربین عزیزی که به امانت دست بنده بود،به قدری بار مسئولیت رو سنگین کرده بود که لحظه به لحظه استرسشو داشتم و مدام درگیر بودم.
و این ماجراها باعث چیزایی شد که غمشون به دلم مونده :)💔
از شهید گمنام اردوگاه شهید زینالدین بگم که تو اون چند ساعت از شب تا صبح حتی چند ثانیه هم نشد برم سر مزارش
یا نماز جماعتی که تو فکه شهید آوینی روی رمل ها خونده شد و من نتونستم بهش برسم...
یا روایت تشنگی و مظلومیت شهدای فکه جنوبی که بخش زیادیش رو از دست دادم و خیلی دلم گرفته بود...
یا از شیشهای بگم که قرار بود از خاک مقتل شهید آوینی،کانال کمیل، شلمچه و... توش بریزم ولی خالی برگشت...
یا زیارت عاشورایی که نشد بالای سر مزار اون شهید تو هویزه بخونم...
یا علقمهای که کلا نشد وارد یادمانش بشم و دلتنگ دیدن آب اروند بودم و دلم پیش بچه هایی بود که روایت علقمه رو میشنیدن :)
و پلاکی که قسمت نشد مهمون اروند شه...
یا روضهای که تو طلائیه خونده شد،
یا شلمچهای که نشد بشینم و بله برون معروفش رو گوش کنم و درک کنم...
یا روضه و ذکر مصیبت بالای سر مزار شهید گمنام اردوگاه شهید زینالدین موقع برگشت که اون رو هم نتونستم حضور داشته باشم :)
یا اینکه کلا تو این دو سه روز منطقه، به روایتها که نرسیدم هیچ، حتی نمیتونستم بعد روایت بایستم و فکر کنم به اینکه کجا ایستادم...
اما با همه این نشدن ها برای من، خداروشکر که کاروان راهیان نور امسال برای بچه های دیگه پر روزی بود و تونستن حال خوب مناطق و روایتهارو دریافت کنن...
نمیدونم قسمت و روزی من تو این سفر چی بود ولی حقیقتا دلم از این اتفاقهایی که افتاد گرفته...❤️🩹
اما
یقینا کله خیر...
@gomnam403qut